ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۹۶۱ تا ۴۲٬۹۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۲۹۶۱.

جست و جو در احوال و آثار درویش اشرف مراغی و ضرورت تصحیح کلیّات اشعار او(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۳۷۷
اشرف مراغی از شاعران ناشناخته ی قرن نهم و از معاصران پیربوداق و سلطان بایسنقر و پسرش سلطان محمد است. نام این شاعر حسین و کنیه ی او ابوعلی و تخلّص شعریش اشرف است. از این شاعر پرکار اشعار بسیاری در قالب های مختلف شعری برجای مانده است. از جمله ی این آثار می توان به کلیّات اشعار او و منظومه نثر اللآلی و خمسه ی اشرفیّه که مشتمل است بر 1- منهج الابرار 2- ریاض العاشقین 3- لیلی و مجنون 4- هفت اورنگ 5- ظفرنامه اشاره کرد.در این نوشتار برآنیم به شیوه ی توصیفی- تحلیلی، علاوه بر معرفی این شاعر به معرفی نسخه های موجود کلیّات اشعار او نیز بپردازیم. از بررسی فهرست نسخه های خطی، مشخّص شد که از کلیّات اشرف چهار نسخه در کتابخانه های حالت افندی، فاتح، ایاصوفیا و موزه ی بریتانیا موجود است.نسخه حالت، نسخه ی اساس این تصحیح، شامل قصاید، غزلیّات، رباعیّات و یک ترجیع بند است و محمودخماری در سال (846 ه ) آن را تحریر کرده است. نسخه ی دیگر مربوط به کتابخانه ی فاتح بوده و تاریخ کتابت آن سال (864 ه) و شامل غزلیّات این شاعر است. نسخه ی سوم مربوط به کتابخانه ی ایاصوفیاست. آخرین نسخه، نسخه ی موجود در موزه ی بریتانیاست که یوسف بیگ باباپور آن را تصحیح و چاپ کرده است.
۴۲۹۶۳.

بررسی تطبیقی وصف طبیعت در اشعار شهریار و فوزی معلوف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۱۳
این جستار در صدد تبیین مضامین مشترک اشعار شهریار و فوزی معلوف است با طرح این پرسش، که مضامین مشترک اشعار آنها درباره طبیعت چه بوده است. برای پاسخ گفتن به این پرسش در فرایند تحقیق از شیوه تحلیلی توصیفی با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و تحلیل محتوایی داده ها بهره گرفته شده است. یافته های این جستار بیانگر این است که شهریار به دلیل سپری کردن مقطعی از عمر خویش در دامان طبیعت و فوزی با توجه به گرایشهای رومانتیکش در طبیعت تأملات خاصی کرده اند . نگرش شهریار نسبت به طبیعت حاصل تجربیات و دریافتهای شخصی وی است در حالی که در نگاه فوزی، طبیعت منشأ الهام مفاهیم فراوانی است. توصیف شهریار از طبیعت، بیشتر جنبه رئالیستی دارد در صورتی که در شعر فوزی رنگ آرمانگرایی به خود می گیرد.
۴۲۹۶۷.

بنجیدن مصدری کهن و متروک در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۸۰۵
در داستان بهرام گ ور و لنبک آب ک ش پس از این ک ه لنب ک به پذیرایی از بهرام می ایستد بیتی است که بر اساس آن: برید آن که لنبک بدو داد شاه ببنچید/ ببخشید/ بپیچید/ بخندید و بنهاد بر پیش گاه با توجّه به ضبط نسخه های شاهنامه و یکی دو قرینه دیگر، احتمالاً صورت درستِ فعلِ مصراعِ دوم «ببَنجید» است. این فعل از مصدر «بَنجیدن» به معنای «تقسیم کردن، بریدن و خُرد کردن» است و مادّه مضارعی که برای ساختن این مصدر جعلی/ ثانوی به کار رفته است، شاید مادّه مضارعِ دومِ مصدرِ «بَختَنِ» پهلوی باشد. با این احتمال «بَنج» از ریشه *baj- به معنای «تقسیم کردن و بخشش» است و معنی بیت با تصحیحِ قیاسیِ «ببنجید» چنین خواهد بود: بهرام غذایی را که لنبک به او داد به دو یا چند بخش تقسیم کرد و روی میز نهاد.
۴۲۹۶۸.

تمثیل روایی و انواع آن در ادب فارسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۳ تعداد دانلود : ۳۵۶
تمثیل یکی از مهم ترین انواع ادبی است که جایگاه والایی را در ادبیات فارسی به خود اختصاص داده است. مثل، مثال و تمثیل در ادب فارسی به تبعیت از زبان عربی اغلب به جای یکدیگر به کار رفته اند و هر یک نامی جدا و خاص خود را ندارند از این رو با پیچیدگی و گره خوردگی خاصی در ادب فارسی رو به رو هستند. تمثیل را در ادب فارسی از حیث ساختار می توان در دو بخش تمثیل توصیفی(تمثیل کوتاه) که از یک یا چند جمله فراتر نمی رود و شامل تشبیه تمثیلی ، اسلوب معادله ، ارسال المثل و استعاره ی تمثیلیه می باشد – که در این مقاله مورد بحث قرار نگرفته- و تمثیل روایی (تمثیل گسترده) که بیشتر شکل داستانی دارد و در آن تمثیل در قالب داستان مطرح است، مورد بررسی قرار داد. در این مقاله تلاش شده است با بررسی انواع تمثیل روایی، تفاوت و تشابه های موجود با سایر انواع آن مورد بررسی قرار گیرد.
۴۲۹۷۰.

رد یک اشکال از حدیقه برپایه نمادشناسی سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۶۶۶
مدرس رضوی در تعلیقات حدیقه ذیل حکایت «شتر مست در بیابان» درباره واژه «شتر» اظهاراتی داشته است که از منظر وی حاکی از سوءترجمه یا سوءبرداشت سنایی از منبع اصلی این حکایت، یعنی کلیله ودمنه ابن مقفع است. در اصل حکایت مهابهاراتا و کلیله، «افیل» ضبط شده است و سنایی احتمالاً به دلیل یک اشتباه، افیل را به «شتر جوان» ترجمه کرده است، اما آنچه از نمادشناسی جانوری در آرای سنایی برمی آید، او نماد «شتر» را عامدانه و آگاهانه برگزیده است. بر همین مبنا در این یادداشت، چهار دلیل مستند برای فرضیه «گزینش عامدانه سنایی» طرح می شود: 1. توجه به خواب گزاری سنایی در حدیقه، 2. توجه به سنت نمادین ملی در داستان لشکرکشی اسفندیار به زابلستان، 3. توجه به شواهد اقلیمی و جغرافیایی در حکایات حدیقه، و 4. توجه به حکایت تمثیلی «احوال فیل» در متن حدیقه سنایی.
۴۲۹۷۲.

بچه ترسان ها در فرهنگ عامه استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۶۸۷
ترس ها و واهمه های بی نام و بی نشان برآمده از دل سیاهی ها، جهالت ها، خرافه ها و موهومات، در باور بسیاری از مردم طبقات مختلف جامعه بشری امری طبیعی و بدیهی است، و این مهم به ویژه در باور عوام شدت بیشتری دارد. در این مقاله کوشیده ایم به صورت موردی این باورها را در میان مردم استان هرمزگان بررسی و با نمونه های رایج آن در بین دیگر اقوام و ملل مقایسه کنیم. داده های این پژوهش بیشتر متکی بر یافته های میدانی است. لولوهای برآمده از دل سیاهی، بچه ترسان هایی هستند که برای تأدیب، تنذیر، هشدار، عبرت و سر به راه کردن کودکان به اصطلاح ناآرام به کار گرفته می شود، زیرا کودکان عموما ًدرک درستی از جهان پیرامون خود ندارند، و به صورت غریزی و از طریق والدین از طریق همین موهومات و ناشناخته ها از ارتکاب هرگونه خشونت و ناآرامی بازداشته می شوند. در این پژوهش به انواع و اقسام ترس های القایی از سوی بزرگ ترها به کودکان در بین مردم استان هرمزگان اشاره می شود و سعی بر این است تا نقبی برپایه شهودی و علمی درباره برخی از داده های بومی هرمزگان بزند و پایه ها و پیشینه ترس های نهادینه شده هرمزگانی ها را بررسی کند.
۴۲۹۷۳.

بازتاب فرهنگ و ادبیات عامه در منظومه های قضا و قدر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۹۴۳
منظومه های قضا و قدر از آن دسته آثاری هستند که در دوره زمانی صفویه تا قاجاریه با محوریت تفکر جبری و در قالب طرح یک داستان سروده شده اند. بیشتر این منظومه ها به صورت نسخه خطی در دست است و تعداد آن ها به بیش از 20 مورد می رسد. در این مقاله 4 نسخه چاپی و 11 نسخه خطی این منظومه ها از دیدگاه بررسی عناصر فرهنگ و ادبیات عامه بررسی شده اند. با وجودی که منظومه های قضا و قدر در قالب ادبیات رسمی و با محوریت یک موضوع کلامی و فلسفی سروده شده اند، مشخصه های زبانی و محتوایی آن ها ثابت می کند که منبع الهام اصلی این متون، فرهنگ و ادبیات عامه است. نوع برخورد سطحی با موضوع چالش برانگیز قضا و قدر و عاری بودن متن از استدلال های پیچیده فلسفی؛ ترویج تفکر تقدیرباوری در این منظومه ها؛ بازتاب عناصری از فرهنگ و ادبیات عامه، مثل زبان و بیان ساده؛ وزن عامیانه این آثار؛ انعکاس باورهای خرافی مثل اعتقاد به بخت و اقبال؛ توصیف برخی از سنت های مردمی، بازتاب برخی از رفتارهای عامه و توصیف شخصیت ها و مکان هایی از متن و بطن زندگی عامه از نشانه های تأثیرپذیری منظومه های قضا و قدر در ادبیات عامه است. منظومه های قضا و قدر از نظر بوطیقا و ساختار داستانی نیز کاملاً منطبق با ساختار قصه های عامیانه هستند. ضعف پی رنگ؛ ضعف حقیقت مانندی؛ اهمیت حادثه پردازی؛ شخصیت های ایستا و قالبی؛ ابهام زمان و مکان و روایت داستان از زاویه دید دانای کل از ویژگی های است که این منظومه ها را با قصه های عامیانه پیوند می دهد.
۴۲۹۷۵.

مطالعه الگوهای گفتار زنانه در بافت متنی رمان های «خوف و نی-نا» اثر شیوا ارسطویی «با تکیه بر رویکرد رابین لیکاف DSL»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۵۹۴
این پژوهش به شیوه توصیفی – تحلیلی تلاش می کند تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا الگوهای گفتار زنانه در بافت متنی رمان های «خوف» و «نی نا» اثر شیوا ارسطویی، با الگوی رابین لیکاف (DSL) مطابقت دارد یا الگوهای ارائه شده در این آثار با الگوی مدّنظر وی در تعارض هستند؟ در این پژوهش از میان شاخصه های مدّنظر لیکاف (1975) بر سطح واژگانی تأکید شده و هر 5 مؤلفه این سطح شامل «استفاده مکرر از تردیدنماها یا تعدیل کننده ها»، «کاربرد صورت های مؤدبانه زبان و پرهیز از دشواژه ها»، «استفاده از قیدهای تشدیدکننده»، «کاربرد صفات عاطفی» و «کاربرد واژگان خاص زنانه» در نظر گرفته شده است. با این هدف پس از طبقه بندی داده های پژوهش و تحلیل آن ها، ابتدا سعی شد که سبک نوشتاری شیوا ارسطویی در سطح گفتار شخصیت های زنانه این دو رمان مشخص و سپس با مؤلفه های مدّنظر لیکاف انطباق داده شود. یافته ها نشان می دهد که ارسطویی در زمینه انتخاب زبان شخصیت زنان این دو رمان دقت فراوانی داشته و مؤلفه هایی مانند سن، طبقه اجتماعی، شغل، تحصیلات و ... در سبک گفتار زنان داستان های وی به وضوح قابل مشاهده هستند و می توان ادعا کرد که وی یکی از موفق ترین زنان داستان نویس در این زمینه است. علاوه بر این، بسیاری از مؤلفه های حاکم بر سبک گفتار زنانه در داستان های وی با الگوی رابین لیکاف مطابقت دارد. مؤلفه هایی مانند واژگان خاص زنانه، تردیدنماها، تشدیدکننده ها، سوگندواژه ها و جملات عاطفی شاخص ترین نمودهای این انطباق هستند.
۴۲۹۸۰.

گُرگسار یا کَرگسار؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۲ تعداد دانلود : ۶۶۳
رسم الخط فارسی در دوره هایی به گونه ای بوده که در متن شناسی متون کهن در روزگار ما مشکلات و بدخوانی هایی برای متون فارسی پیش آورده است. از آن میان صامت گ در نسخه های خطی در بسیاری از دوره ها با یک سرکش به صورت ک نوشته شده است. همین امر هنگام چاپ متون حماسی در خواندن واژه هایی مانند کَرگ (کرگدن) مشکلاتی به وجود آورده است؛ به این معنی که در پاره ای موارد در متون چاپی ازجمله شاهنامه کلماتی مانند کَرگسار و کَرگساران به صورت گُرگسار و گُرگساران خوانده و معنا شده و درنتیجه گوشه ای از فرهنگ گذشته، یعنی وجود اقوامی که در آن سرزمین ها زندگی می کرده اند، مکتوم مانده است. در این پژوهش با قراین برون و درون متنی روشن و پیشنهاد شده است که کلمات گرگسار و گرگساران به عنوان نام شهر، قوم و فرد در شاهنامه باید کَرگسار و کَرگساران خوانده و ضبط شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان