فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۱۴۱ تا ۳۶٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
منظر ساروی
حوزههای تخصصی:
لکه ابر عابر آفاق نومیدی
حوزههای تخصصی:
قابوسنامه، روح زندگی
حوزههای تخصصی:
بگذارید کارمان را بکنیم
حوزههای تخصصی:
بررسی سیر زبان و ادبیات فارسی در بالکان از گذشته تا کنون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۷۹
69-90
حوزههای تخصصی:
شبه جزیره بالکان سرزمینی واقع در جنوب شرقی قاره اروپاست. این منطقه شامل کشورهای حوزه یوگوسلاوی سابق، یونان، آلبانی، بلغارستان، رومانی و قسمت اروپایی کشور ترکیه می شود. به گواهی تاریخ، برای سال های متمادی، بالکان ملتهب ترین بخش اروپا و شاید جهان بوده است. بالکان تلاقی گاه اقوام مختلف و سه تمدن: اسلامی، مسیحی و اسلاوی است. با وجود آنکه میان ایرانیان و مردم این منطقه هیچگاه ارتباط مستقیمی وجود نداشته است، بخش های وسیعی از شبه جزیره بالکان (بویژه بوسنی و هرز گوین، آلبانی و قسمتی از شبه جزیره تراکیا که در ترکیه واقع شده است) برای قرن های متمادی در حوزه نفوذ زبان و ادبیات و فرهنگ ایرانی قرار داشته اند. به این اعتبار بالکان در گذشته ای نه چندان دور سرحد غربی زبان و ادب و فرهنگ ارزشمندی به مرکزیت ایران بوده که از سمت شرق تا هند و پامیر امتداد داشته است. در این پژوهش برای شناخت بهتر این حوزه کمتر شناخته شده زبان و ادب پارسی، تلاش شده است تا با بررسی تاریخ روابط ادبی و زبانی ایران و بالکان - از پیش از امپراتوری عثمانی تا کنون- نخست علل و چگونگی راهیابی زبان و ادبیات فارسی به بالکان و سپس تأثیرات آن را بر زبان و ادبیات و فرهنگ منطقه مورد بررسی قرار دهیم.
گره گشایی معنایی- ساختی از یک غزل پیچیده حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۴
71 - 99
حوزههای تخصصی:
بخش زیادی از شعر حافظ، محصول تجربه های عرفانی است و شاعر در مقام صورت بندی زبانی آنها از انواع شگردهای بلاغی بهره برده است. تجربه های عرفانی، بیشتر در غزل های روایی او نمایان شده و به دلیل فشردگی روایت و سیالیّت ذاتیِ تجربه های عرفانی، علی رغم داشتن زبان ساده، گره های دشواری در معنا و شکل غزل ها ایجاد می شود. غزل شماره 423 با مطلعِ « دوش رفتم به در میکده خواب آلوده// خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده » یکی از این نمونه هاست. این غزل، اگرچه به صورت پوشیده، مرحله تبدیل «عرفان زاهدانه» به «عرفان عاشقانه» را گزارش می کند، در صورت روایت به ویژه در پرداخت شخصیت «مغبچه باده فروش» و گفتگویی که بین او و راوی درمی گیرد، هنجارهای ادبی و عرفانیِ سنت شعر قلندرانه نقض می شود؛ مغبچه باده فروش که در شعر قلندرانه مشوّق سالکِ مقیم عالم زهد برای ورود به میخانه است، در نقش تازه ای ظاهر می شود و ملامت گرانه راوی را از اینکه به دیرمغان پای نهاده است و شرابی نوشیده و با شیرین پسران نرد عشق باخته، به نقد می کشد. مسئله اصلی نوشتار حاضر این است که چگونه می توان غزل حاضر را در متن سنت شعر قلندریِ پیش از حافظ و ابیات پراکنده خود وی قرار داد و غزل را از این تناقض معنایی و شکلی نجات داد؟ ما با ارائه خوانشی معنایی ساختی و به شیوه «تأویلی و تفسیری» سعی می کنیم گره این مشکل را باز و اثبات کنیم همین غزل نیز در ادامه سنت غزل قلندرانه و دستگاه فکری حافظ است و شاعر با دستکاری رندانه در سنت ادبی، به روایت و ساختی هنری از بیان همان اندیشه ها دست یافته و با ایجاد ابهامی معنایی و شکلی، اثری گشوده بر خوانش های مختلف آفریده است.
نسخه ""الاثار الباقیه"" ربع رشیدی
حوزههای تخصصی:
دوباره نگاه کن!
حوزههای تخصصی:
شرح های مثنوی در آناتولی
نیاز به یک توضیح روشن تر
حوزههای تخصصی:
دلالت تصاویر بر وقایع و تأثیر متوالی تصاویر بر معنا -1-
حوزههای تخصصی:
بازشناسی مبانی نظری نگارگری ایرانی در رمان بوف کور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی دلالت های مفهومی- بلاغی زبان چشم در نهج البلاغه
حوزههای تخصصی:
زبان بدن از جمله مهمترین ابزار ارتباطی جامعه بشری می باشد که درگستره علوم مختلفی از قبیل تعلیم وتربیت، روانشناسی، علوم نظامی، روابط دیپلماتیک وادبیات قرار دارد؛ نقش زبان بدن در بستر متون ادبی جهت کشف مقاصد وداده های مفهومی وآرایه های ادبی که به صورت زبان بدن مجسم شده است؛ قابل توجه می باشد. این پژوهش، موضوع زبان بدن چشم در نهج البلاغه را از نظر دلالت های مفهومی و بلاغی مورد بررسی قرار می دهد. کتاب نهج البلاغه مملواز صنایع ادبی و لطافت های کلامی است.هدف از نگارش این مقاله بیان زاویه ای از زوایای شاهکارهای ادبی در ترکیب های زبان بدن با محوریت چشم در نهج البلاغه می باشد. زیرا که چشم یکی از اعضای پرکاربرد بدن در انتقال مفاهیم به دیگران به شمار می رود. روش پژوهش در مقاله پیش رو براساس روش مطالعه ی کتابخانه ای می باشد.با ژرف نگری در ترکیب های زبان بدن در نهج البلاغه و بررسی بلاغی و مفهومی آنها می توان به مفاهیم نغزی از چشم، دست یافت. یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که امام علی علی ہ السَّلام در ترکیب های نهج البلاغه از زبان بدن به ویژه واژه «چشم» بیشترین بهره را برده است. از دلالت های مفهومی وبلاغی چشم به کار رفته در کلام امام علیعلی ہ السَّلام به ترتیب می توان به گذاره های ترس، حقارت، آمادگی جهت رویارویی با دشمن، خشوع الهی، عشق، حیرت و سرگشتگی، آگاهی، موقعیت تلخ و قدرت نفوذ در دلها، استعاره، مجاز، تشبیه، تشخیص، اقتباس وسجع اشاره نمود.
گرامیداشت یک استاد بزرگ دکتر محمد علی مجتهدی
منبع:
حافظ مهر ۱۳۸۷ شماره ۵۵
حوزههای تخصصی:
تازه های کتاب
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل بومی گرایی و ادبیات عامه در آثار ابراهیم گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اولیه قرن حاضر، در ادبیات داستانی، جریان بازگشت به اصل، با عنوان بومی گرایی پدید آمد. بومی گرایی را در گسترده ترین معنا می توان آموزه ای دانست که خواستار باز آمدن، باز آوردن یا ادامه رسوم، باورها و ارزش های فرهنگی و بومی است. ابراهیم گلستان که با زبان خاص خود موفق به خلق آثاری مانا در زمینه داستان های بومی شده، به زیبایی و در موارد ضروری از فضای بومی محلی برای رساندن مفهوم به خواننده بهره گرفته است. زبان و بیان بومی و محلی و اعتقادات محلی از زبان شخصیت های داستانی این نویسنده، نه تنها در پیشبرد داستان مؤثر است، بلکه زبان و بیان محلی به همراه باورهای بومی، راهی برای بیان و مقابله و مبارزه نویسندگان با معضلات و مشکلات اجتماعی، اعتقادات نادرست و خرافی، فقر اقتصادی و به همراه آن فقر فرهنگی است. این زبان، به خواننده یاری می رساند تا خود را در فضای مورد نظر نویسنده قرار دهد و شخصیت های داستان برای او باورپذیر شود. گلستان به نحوی شایسته از عناصر بومی بهره گرفته و در عرصه ادبیات بومی محلی به موفقیت دست یافته. در این تحقیق کوشیده شده تا پس از بررسی ویژگی های بومی گرایی در ادبیات، براساس شیوه کتابخانه ای و با دیدگاه تحلیلی – توصیفی، به تطبیق داده ها با آثار بومی گرایی ابراهیم گلستان پرداخته شود و ویژگی های بهره گیری نویسنده از فضا، اندیشه، آداب و رسوم و کلام بومی و در نهایت شکل گیری فرم داستانی و سبک نگارشی وی تبیین شود.
نه عشق، نه رهایی (نقدی بر «نوشدارو» اثر علی مؤذنی
حوزههای تخصصی: