ادبیات همواره عرصه عرضه مفاهیم والای انسانی بوده و نهانی ترین صحنه های زندگی بشر را به تصویر می کشد و جنگ و مقاومت به عنوان یکی از مهم ترین جلوه های زندگی بشر، در ادبیات نمود بارزی یافته و همواره ادیبان و نویسندگان از این مهم مستثنا نبوده و به خلق آثار زیبایی در این زمینه دست یازیده اند؛ چنان که پس از جنگ های صلیبی و بروز درگیری های سرنوشت ساز میان مسلمانان و مسیحیان، به خصوص پس از روی کار آمدن حکومت زنگیان و آزادسازی سرزمین های اشغالی، ادیبان و شاعران به عنوان زبان گویای جامعه، اشعار خود را به منظور تشویق حاکمان و تداعی مداومت در حس حماسی و مبارزه گری به این موضوع اختصاص دادند. ابن منیر طرابلسی(473- 548 ه ) از جمله شاعران برجسته عصر زنگیان است که رسالت خود را در جهت اهداف مقاومت و رویکرد ستیزه جویانه آن و به منظور آزادسازی سرزمین های اسلامی از سلطه صلیبیان اختصاص داد و با اثرپذیری از آموزه های دینی و باورهای اسلامی، موجبات تهییج و ارتقای روحیّه مبارزان و حاکمان امّت اسلامی را فراهم آورد. دعوت به جهاد، امید به آینده، ابراز سرور و شادمانی و تطبیق تاریخ، مهم ترین جلوه ها و مؤلفه های پایداری در اشعار او به شمار می آید. پژوهش حاضر بر آن است که به شیوه توصیفی- تحلیلی به بررسی اشعار پایداری این شاعر برجسته عرصه مقاومت در ادب کلاسیک عربی بپردازد و مهم ترین مؤلفه های پایداری را در سروده های او از نظر بگذراند.
کشف المجوب پس از کتاب شرحِ تعرّف، قدیم ترین و در عینِ حال نخستین اثر مستقل است که در تصوّف و عرفانِ اسلامی به زبانِ فارسی نگاشته شده است. این اثر به رغمِ آن که در حوزه مباحثِ عرفان اسلامی، کتابی به شمار می آید که شرح یا ترجمه آثارِ پیش از خود نیست اما در محتوا و مضمون، تأثیر پذیر از منابعِ پیشین بوده است. هجویری در نگارشِ این کتاب، ضمنِ بهره مندی از افکار و اندیشه های مشایخِ متقدّم یا معاصر، به منابعِ موجود و مباحثِ مندرج در آن ها نیز نظر داشته است. یکی از این تأثیرپذیری ها، اخذ و اقتباسی است که او درخصوصِ مسأله «آگاهی یا عدمِ آگاهی ولی از مقامِ ولایتِ خویش» به عمل آورده است. با وجودِ آن که مؤلفِ کشف المحجوب، در بابِ موضوعِ مورد اشاره، مستقیماً از آرا و عقایدِ مشایخِ متقدّم متأثر بوده است و به ذکرِ مجددِ همان مطالب پرداخته اما در ذکرِ نامِ «ابوبکر بن فورک اصفهانی» به عنوانِ سرشناس ترین شخصیتِ عرفانیِ اواخر قرن چهارم هجری که بر عدمِ اطلاعِ ولی از ولایتِ خویش نظر داشته، برخلافِ پیشینیان عمل کرده است. در این مقاله سعی بر آن است ضمنِ بررسی موضوع، دلایل مترتّب بر این اختلاف، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.