مع اتساع حدود الإسلام ودخول الناس فی دین الله أفواجا اشتدّت میول المسلمین غیر العرب إلی ترجمه القرآن الکریم وفهم معارفه؛ فکانت الفارسیه فی مقدمه اللغات التی ترجم إلیها القرآن وذلک فی القرن الرابع الهجری. ولکن رغم الاهتمام المتزاید بالبحوث القرآنیه وخاصه ترجمه القرآن إلی اللغه الفارسیه فإن ظروف دراسه منهجیه هذه الترجمات وتحلیلها تبقی غیر مؤاتیه. فانطلاقا من ذلک ینصبّ اهتمام هذا المقال علی تعریف منهجیه الترجمات الفارسیه للقرآن الکریم فی العصر الراهن حیث یقسمها إلی ثلاثه مناهج:
1- الترجمات التی محورها النص: یعوّل أصحاب هذا المنهج علی «النص القرآنی» فی عملیه ترجمه القرآن الکریم إلی اللغه الفارسیه.
2- الترجمات التی محورها المترجم: إن الفئه الثانیه تجعل «المترجم» هو المحور فی عملیه ترجمه القرآن الکریم إلی اللغه الفارسیه.
3- الترجمات التی محورها المخاطب: یعتبر أصحاب هذا المنهج «المخاطب» هو المحور فی ترجمه القرآن الکریم.
فیعکف هذا المقال علی تعریف هذه المناهج وتحلیلها کما یعدّد خصائص کل منهج علی حده.
احمد شاملو در ادبیّات فارسی و بدر شاکر السّیاب در ادبیّات عربی، از شاعرانی هستند که مضمون های گوناگونی را در قالب شعر روایی، ارائه نموده اند؛ تا به وسیلة آن، مفاهیم ژرف تر و گسترده تری را به مخاطب خود عرضه نمایند. این پژوهش، کوششی در بررسی تطبیقی عناصر مشابه روایت، بر اساس رویکرد نقدی ادبیّات تطبیقی (مکتب آمریکایی)، در قصیده «مرد مصلوب» اثر احمد شاملو و قصیده «المسیح بعد الصّلب» سرودة سیاب، به هدف دستیابی به زیباشناختی عناصر روایی دو شاعر و استفادة آن ها از ابزارها و فضاهای تکنیکی و هنری روایت در این دو سروده است. پژوهش حاضر، نشان می دهد که هر دو شاعر در روایت خود، از عناصر روایی مانند پیرنگ، صحنه پردازی، کشمکش، گفتگو، وصف، زاویة دید و بن مایه، به شکل هنرمندانه ای بهره گرفته و با آفرینش تصاویر و فضاسازی های مناسب،تأثیر چشمگیری بر ذهن و روان مخاطب بر جای