گرچه تاکنون نظریّه های گوناگونی دربارة میزان کارآمدی ترجمه در انتقال مفاهیم به وجود آمده، امّا تقریباً روش علمی متقن برای رسیدن به پاسخ دقیق و روشن این سؤال مطرح نشده است. با این حال، به نظر می رسد با به کارگیری برخی از نظریّه های جدید در حوزة تحلیل متن بتوان به پاسخ هایی درخور دست یافت. نظریّة جدید انسجام و پیوستگی هلیدی و حسن (1985م.) از جمله روش هایی است که به کمک آن می توان میزان انسجام و پیوستگی متون و در نتیجه، متنیّت آن را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد. افزون بر این، با توجّه به اهمیّت ترجمه در حوزة متون دینی و به ویژه قرآن کریم که برخاسته از جایگاه این دسته متون در حوزة اعتقادی و تربیتی است، به نظر می رسد بتوان با کاربست این نظریّه در متن ترجمه های موجود و مقایسه آن با متن اصلی، تا حدودی میزان کارآمدی ترجمه و توفیق مترجم را در انتقال مفاهیم ارزیابی نمود. بر این اساس، پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و آماری سورة بیّنة و ترجمة آن از طاهره صفّارزاده را با استفاده از الگوی مذکور مورد بررسی قرار داده است و به این نتیجه رسیده که با توجّه به درصد بالای انسجام و شباهت متن مقصد به مبدأ در نحوة کاربست عوامل انسجام، مترجم در انتقال مفاهیم سوره موفّق بوده است.
مسئله مرگ همواره از مهم ترین دغدغه های بشر بوده و هرکسی قصد داشته در این زمینه به حقایقی دست پیدا کند و یا به دنبال توجیهاتی برای پذیرش این درد درمان ناپذیر باشد. بسیاری از حکما، عرفا و متشرّعان مسلمان، در این باب به بیان نظرات و تحقیقات خود پرداخته اند؛ یکی از آنان که در این موضوع، هم چون سایر موضوعات، داد سخن داده است، سنایی غزنوی است. در این پژوهش، برای تبیین عقاید عرفانی، دینی و حکیمانه سنایی، با استفاده از حدیقه الحقیقه، دیوان و نیز مثنوی های وی، ابتدا مطالبی از قبیل: تعریف، شمول و فواید مرگ مطرح و ضمن ارائه تصویری نامحبوب از دنیا، از آن به عنوان مزرعه و آزمایشگاه منزل آخرت یاد شده است؛ سپس برای تکمیل اثبات جاودانگی آدمی، مباحثی نظیر: نسبی بودن پدیده مرگ و نیز ضرورت آن در نظام احسن با تکیه بر قرآن و حدیث ذکر شده است. نتیجه آن که مرگ پایان حیات آدمی نیست؛ بلکه تحولی رو به رشد و در جهت کمال است که او را در مسیر دستیابی به سعادت ها و کمالات اُخروی قرار می دهد؛ مجموعه این عوامل سبب می گردد که یقینی به مرگ حاصل شود که ممکن است زندگی محدود دنیوی را در نزد انسان، کم ارزش تر از زندگی جاوید آخرت جلوه دهد.
Le Phénix est l’une des figures mythiques antiques qui se présente, de plus en plus, non seulement, dans la littérature mais aussi dans l’art et le cinéma contemporains. Ainsi, le Phénix ne représente-t-il pas uniquement un être grec ou égyptien, spécifique à l’espace hellénique. Il pourrait, par le phénomène de l’interculturalité, se présenter dans la plupart des cultures et des civilisations.
Ce présent article a donc pour objectif d’étudier ce mythe ancien dans les poèmes de deux poètes du XXe siècle: Nima Youchij et Guillaume Apollinaire. Au cours de cette étude, nous essayerons d’abord de montrer l’influence que le symbolisme a exercé sur eux, ensuite, nous étudierons la reprise du mythe du phénix par ces deux poètes, et finalement nous nous occuperons d’une analyse de leurs poèmes concernant ce mythe selon une approche thématique et structurale.
ناصرخسرو (481-394 ه.ق) شاعر و نویسندة توانا، از چهره های درخشان قرن پنجم ادبیّات فارسی است. او علم و دانش را در بالاترین درجه قرار داده و والاترین ارزش ها را برای آن در نظر گرفته است. روش علمی ناصرخسرو در کنار سیرت عملی وی، می تواند نمونه و سرمشق کامل برای هر انسانی باشد. یکی از روش های تعلیمی که ناصرخسرو در دیوان خود از آن بهره جسته، آوردن سؤالاتی است که به شیوه های گوناگون مطرح نموده است. او خود با انواع علوم زمانه اعمّ از حکمت، فلسفه، دین و... آشنا بود و از هریک از این علوم برای بیان عقاید خود استفاده کرده است. پرسش های ناصرخسرو در میان قصایدش درج شده است، امّا وی پاسخ این پرسش ها را به شیوه های گوناگون بیان کرده است. گاهی برای یافتن پاسخ ها باید به آثار منثور او مراجعه کرد. ناصرخسرو گاهی نیز برای تنبّه خاطر مخاطب، از استفهام انکاری استفاده نموده و در برخی موارد نیز بعد از پرسش در قصیده ای، بلافاصله جواب آن را نیز همان جا بیان کرده است. به طور کلّی، ناصرخسرو در آثارش از تمام فنون سخن بهره گرفته است تا آنچه را که بدان معتقد بوده بر خاطر مخاطب بنشاند. هدف اصلی این مقاله، طبقه بندی موضوعات مورد پرسش ناصرخسرو، بیان مقصود وی از طرح این سؤالات و همچنین مشخّص نمودن نحوه پاسخ او به این سؤالات است تا از این راه، زوایای فکری شاعر مشخّص گردد. بنابراین برای دست یابی به این هدف، دیوان اشعار، زادالمسافرین، سفرنامه، گشایش و رهایش، جامع الحکمتین، وجه دین و خوان الاخوان مورد بررسی قرار گرفت و شواهد لازم (پرسش ها و پاسخ ها) استخراج گردید.
در این نوشتار سعی بر آن بوده است تا برخی از ویژگی های این فرهنگ در سطح کلان ساختار و خرد ساختار بررسی و نقد شود. هر چند استقصا در این باب نیازمند مداقه و صرف وقت بیشتر است، امیدوارم بررسی با همین دامنه نسبتا تنگ در شناساندن این فرهنگ به مخاطب فارسی زبان راه گشا باشد ...