فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۴۴۱ تا ۲۴٬۴۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
تحلیل کهن الگویی حکایت «الملک و البراهمه» کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه کهن الگو از مکتب روان شناسی کارل گوستاو یونگ برگرفته شده است. یونگ، تصاویر و رسوبات روانی و آگاهی های ارثی موجود در ناخودآگاه جمعی را کهن الگو (آرکی تایپ) می نامد؛ به عبارت دیگر، کهن الگو، طرح کلی تجارب و رفتارهای مکرر اجداد و نیاکان بشر است که در ناخودآگاهی جمعی ریشه دارد. کهن الگوها در قالب نماد یا به شکلی نمادین در بسترهایی مانند اسطوره، حماسه، داستان، رؤیا و اوهام آشکار می شوند یا در آثار ادبی ظهور می یابند. از مهم ترین کهن الگوها می توان به «آنیما»، «آنیموس»، «پیر دانا»، «سایه»، «نقاب»، «تولد دوباره» و «فردیت» اشاره کرد. کلیله و دمنه کتابی مشحون از داستان های تمثیلی (تمثیل های حیوانی) است که به دلیل وجهه اساطیری، برخی از آن ها را می توان از دیدگاه نقد کهن الگویی بررسی کرد. یکی از این داستان ها که صبغه اساطیری و نمادپردازانه بر آن غالب است، حکایت «الملک و البراهمه» از باب شانزدهم این کتاب است. این داستان به دلیل افسانه ای بودن و نیز داشتن سلسله ای از رؤیاها، ظرفیت تحلیل کهن الگویی را دارد؛ در این پژوهش، کهن الگوهایی چون «سایه»، «آنیما»، «نقاب»، «پیر دانا» و «فردیت» در حکایت یادشده بررسی شده است. بر این اساس به اجمال می توان چنین تأویلی از داستان به دست داد: هبلار شاه که دچار گونه ای روان پریشی شده است، از طریق رؤیا به ناخودآگاه خویش راه می یابد و پس از رویارویی با آنیمای خود، به یاری آنیما و راهنمایی پیر دانا، از پریشانی می رهد و به «خود» (من راستین) نایل می شود. شاه فرایند فردیت و مسیر خودیافتگی را با رؤیا آغاز می کند؛ سپس به پیشنهاد ایران دخت، نزد کارایدون، معبر حکیم فرستاده می شود و در پایان با درایت و ارشاد وزیر دانای خویش، از غم و روان پریشی می رهد.
بازتاب آیین فراموش شدة ""درخم انداختن (افتادن)"" در قصه ها و صورخیال ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بن مایة کلان ""در کوزه (خم) افتادن (انداختن)"" و شکل دگردیسی یافتة آن، که ریشه در آیین های کهن ایرانی دارد، یکی از تصاویر رایج در اشعار و قصه ها و حتی ضرب المثل های ادب فارسی است اما به علت فراموش شدن آیین های مربوط به آن، منشأ این تصاویر ناشناخته مانده است. در مقالة حاضر بخشی از قصه ها و ضرب المثل ها و صورخیال ادب فارسی را، که حامل این آیین هستند، تحت بررسی قرار داده ایم. حاصل کار نشان می دهد که ادبیات به طور غیرمستقیم، نگهدارنده و حافظ شعائر و آداب و رسوم بی شماری نظیر این آیین است. همچنین گاهی همبستگی کامل میان آیین و تصویر ادبی وجود دارد و گاهی شعائر و آیین ها ازنظر صورت یا محتوا، متأثر از نفسانیات شاعر و عوامل خارجی تغییر یافته و دگرگون شده اند.
جاده یک طرفه «کپی رایت»
آخرین گفتگوهای بورخس
منبع:
بخارا مرداد ۱۳۷۷ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
نامه نامی
کارگاه ترجمه
حوزههای تخصصی:
پدر
بازیهای محلی کازرون
حوزههای تخصصی:
دال و ذال (5)
منبع:
وحید مهر ۱۳۵۵ شماره ۱۹۶
حوزههای تخصصی:
ترجمه، عملی اجتماعی/ دیدگاه ترجمه شناسان روس و بلغار درباره ترجمه
حوزههای تخصصی: