شاهنامه ی حکیم توس، دایرةالمعارف بزرگی است که فرهنگ و تاریخ کهن ایران زمین را در بردارد. یکی از هزاران مفاهیم ارزشمند معنوی که در این اقیانوس فراخ گستر و ژرف عمق به زیبایی و شیوایی موج می زند، نیایش پروردگار یگانه است. بازتاب گسترده ی این کردار معنوی در شاهنامه نشان از آن دارد که نیایش همچون خداجویی، از نخستین روزگاران شکل گیری تمدن بشری کرداری پسندیده و همراه با باور و اعتقاد در فرهنگ مردم ایران زمین بوده است. با تأملی در شاهنامه به روشنی دریافت می شود که نیایش یکی از مستحکم ترین پناهگاه های خداجویان، خردمندان، پهلوانان و پادشاهان و وسیله ی مقابله با جادوگری ها و بداندیشی ها و ترفندهای دشمن است. نیایش های شاهنامه به گونه ای درس خداشناسی می دهند و اغلب برای طلب نیازهای عمومی و منافع ملی و رستگاری معنوی به کار می روند نه برای منافع شخصی. این کردار معنوی، آدمی را به منبع اصلی قدرت وصل می کند و نیاز او را هر چند که انسانی تمام عیار چون رستم باشد و یا پادشاهی آرمانی، قدرتمند و با خرد و هنر چون کی خسرو، نشان می دهد. در این پژوهش نیایش های شاهنامه از جنبه های گوناگون همچون: نوع خواسته ها در نیایش، نیایشگران به تفکیک شخصیت ها و .... بررسی می شود.
خواجه مجدالدّین بن احمد همگر معروف به مجد همگر از شاعران مشهور ایران در قرن هفتم هجری است. او را در ادب فارسی بیشتر از روی حکمی که در مقایسه امامی هروی و سعدی کرده است، می شناسند. وی شاعری سهل و ممتنع سراست. رباعیات متعدد و لطیف عاشقانه و گاه حکمی و اجتماعی وی، از بهترین ترانه های شعر و ادب فارسی است. تاکنون از دیوان این شاعر، نسخه مصحَّح و منقّحی تدوین و چاپ نگردیده است. تنها نسخه خطی چاپی دیوان وی، به واسطه احمد کرمی در سال 1375 از سوی انتشارات « ما » به چاپ رسیده است. نسخه هایی که در تصحیح این دیوان در دسترس مصحّح بوده، همگی پس از قرن یازدهم هجری کتابت گردیده است. یکی از قدیم ترین و ارزنده ترین نسخ، از رباعیات این شاعر، نسخه ای است که در سال 697 هجری، توسط نوه وی ( اسحق بن قوام بن مجد همگر ) کتابت گردیده و مشتمل بر بخش عظیمی از رباعیات اوست. این پژوهش بر آن است تا به تطبیق و مقایسه این نسخه نفیس با دیگر نسخه های خطی و چاپی، به گونه های تحریف رباعیات این شاعر در نسخه های متعدد و نیز نسخه چاپی بپردازد و ضرورت تصحیح و چاپ رباعیات وی را بر اساس قدیم ترین نسخ، تبیین نماید.
ادبیات معاصر فرانسه شاهد حضور چشمگیر آثاری است که بی پرده از «منِ» نویسنده سخن می گوید. حلقه سه گانه نویسنده، راوی و شخصیت در هم آمیخته و جریانی از ادبیاتی خلق کرده که در سیطره اول شخص است. بسیاری از منتقدان بدین باورند که این امر نشانی از سلطه فردگرایی در جامعه امروز فرانسه است. گروهی دیگر از تحلیلگران اجتماعی با ردّ دیدگاه فردگرایانه نسبت به دوره معاصر، جامعه امروز فرانسه را بسیار جمع گرا می دانند. مطالعه آثار ادبی معاصر و تحلیل نقش و جایگاه اول شخص مفرد نزد نویسندگان این دوره، نشان می دهد که حضور «من» در این جریان همواره نشان فردگرایی اثر نیست و نوشتار امروزی در ادبیات فرانسه، بیش از آنکه فردگرا باشد «من سالار» است. این گفتار خوانشی است جامعه شناختی از حضور اول شخص در رمان معاصر فرانسه برای ترسیم تصویری از جامعه امروز فرانسه از ورای آثار ادبی این کشور.
قرن حاضر، عصر بدعت کاری خوانده شده است و به همین سبب، تحوّلات ادبی نیز در این دوره فراوان بوده و ادبیات فارسی گسترده ترین تحول ساختاری خود را در این قرن تجربه کرده است. بنیان این نوشته نیز برگونه ای تحول ساختاری در غزل معاصر به همراه نشان دادن طرفه کاری ها در قافیه آن استوار است. در این مقاله به کارکرد قافیه مدرّج و انواع آن، قافیه آوایی، بازی با قافیه، لغزش در قافیه پرداخته شده، یافته ها نیز با آمار و ارقام در دو جدول نشان داده شده اند و در مقدمه، در چگونگی غزل معاصر سخن رفته است. براساس یافته ها «مدرّج وابسته» شگرد مطلوب غزلسرایان در قافیه به حساب می آید و «قافیه آوایی» در مرتبه دوم قرار دارد.
الفیتوری شاعر کبیر من إفریقیا دخل آفاقا لم یسبقه إلیها شاعر منشدا الثوره ممجدا روح إفریقیا و البطولات العربیه. فهو أنشد قصائد فی لبنان، فلسطین، والعراق یدعو الشعوب إلی الحریه و رفع الذل و الإستبعاد و یری فی المستقبل أن ینهض الشرق من غفلتهم لیسمع فی کل مکان نداء الحریه و الإستقلال و یرید منهم أن یتحرروا من الاستعمار الذی آلمهم و أحزنوهم بما أنهم أحیاء یستحقون الحیاه الحره؛ فعلیهم أن یبذلوا دماءهم فی سبیل حریه وطنهم . فالفیتوری رافض لهذا الواقع العربی المتردی و لکن رفضه لیس ذلک الرفض الهدام الذی یرید أن یهدم کل شی"دون أن یبنی شیئا"، إن رفضه رفض بناء یبغی من ورائه النهوض بالأمه العربیه و دفعها نحو الرقی و الحضاره و یبقی و هو یحمل هم الشعر و هم أمته العربیه. یستخدم الشاعرلغه الرمز و الکنایه فی قومیاته کما أن مسحه من الألم و التشاؤم سیطر علیها، و یشیر إلی عده القضایا السیاسیه الهامه خلال قومیاته.
از دیدگاه سبک شناسی نظم ، شعر دوره قاجاریه ، شعر دوره بازگشت نام دارد . این نامگذاریها در آغاز کار سبک شناسی مناسب و مفید بودهاند. اما حقیقت اینست که اگرچه شعر هر دوره ای ویژگیهای مشترکی دارد که بر اساس آن ، برای آن دوره نام گذاری کرده اند ولی در عین حال ، نمیتوان شعر هر شاعر یا هر منطقه ای را که در آن بازه زمانی بوده است دارای همان مشخصات ثابت دانست . برای رفع این نقیصه لازم است تا با دقت و حوصله سبکهای فردی و دوره ای هر منطقه یا زمانی را جداگانه واکاوید . در این پژوهش سعی شده است تا با شرح و معرفی یک نسخه خطی چاپ نشده به نام بهجت الشعرا که در سال 1294 ﻫ . ق. در شرح حال شعرای آذربایجان سروده شده ، ویژگیهای شعر آن منطقه در زمان قاجاریه بررسی گردد و از سوی دیگر علاوه بر بحث سبک شناسی شعر ، این مقاله را میتوان نوعی معرفی نسخه خطی نیز درنظر گرفت .
ادبیات تعلیمی، گستره وسیعی از ادبیات را در بر می گیرد. بسیاری از شاعران ادوار مختلف شعر فارسی که اشعار تعلیمی سروده اند؛ با عل وم مختلف رایج در زمان خود آشنا بوده اند و بدین گونه بر غنای ادبیات تعلیمی افزوده اند. از جمله این علوم، علم کلام است. شاعران اشعار خود را با توجه به مباحث مطرح در ح وزه کلامی که بدان معتقد بوده اند؛ سروده اند. در واقع می توان شعر را نموداری از اعتقادات شاعر دانست که به تعلیم مخاطب در آن حوزه کلامی می پردازد. این موضوع کمتر در ادبیات فارسی مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. بدین منظور برای بررسی تاثیر علم کلام در ادبیات فارسی ابتدا به معرفی علم کلام پرداخته، عوامل پیدایش و حوزه های اصلی علم کلام را بررسی می شود. سپس برخی از آرای کلامی که در ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مطرح می شود. در ادامه، تأثیر علم کلام بر فلسفه و جریان ایجاد شده در ادبیات مورد بررسی قرار می گیرد.
مثلها به عنوان ستون فرهنگ مردم و یکی از اقسام ادبی همواره مورد توجه شاعران بوده است؛ چنان که حتی کاربرد مثل و تمثیل و استشهاد یکی از شاخصههای سبکی به شمار میآمده است. در این مقاله ضمن برشمردن کارکردهای مثل و اشاره به پیشینه تحقیق، ضربالمثلهای منظوم از جهات گوناگون بررسی میشوند و تفاوت ارسال مثل با تمثیل، اسلوب معادله، تضمین، تلمیح و کلام جامع تبیین میگردد که یکی از دو مسأله اساسی تحقیق در این مقاله است، سپس آمار ضربالمثلها در شعر 70شاعر معروف فارسی را به ترتیب تعداد میآوریم و از این تعداد به کیفیت بازتاب امثال در شعر بیست شاعر اشاره می کنیم تا معلوم میشود بطور خاص هریک از شاعران از مثلها، چگونه در شعر خود بهره گرفتهاند. هدف از این تحقیق جز تبیین دقیق مسأله و گشودن روزنی برای تحقیقات بیشتر در این زمینه،بررسی این نکته نیز هست که شاعران همواره از گنجینه عظیم ادب شفاهی به چه روش هایی بهره جستهاند و بر غنای آن نیز افزودهاند. در مجموع تعداد 11691 مثل از هفتاد شاعر از میان یکصد هزار مثل؛ یعنی 5/11 درصد از امثال فارسی، به طریق ارسال مثل یا مثل منظوم در دیوان این شاعران دیده شده که سعدی، صائب و نظامی بیشترین استفاده را از امثال داشته اند. روش تحقیق کتابخانهای و به شیوه تحلیل محتواست و دستاوردهای آن نشان دادن گستره، میزان و چگونگی بهرهگیری شاعران از ضربالمثل در شعر خود است. این مقاله مستخرج از طرح پژوهشی با همین عنوان است که در مرکز تحقیقات زبان فارسی دانشگاه تربیت مدرّس انجام پذیرفته است.
یمثل اللون ملمحا جمالیا فی الشعر ویُعدُّ عنصرا مهما من عناصر البناء الفنی، بما یحمل من دلالات ذات علاقة مباشرة بالرؤیة الفنیة، ففی معظم الأحیان لایرد اللون فیما وصف له، بل یکشف عن إحساس الشاعر؛ فهو مبعث للحیویة والنشاط والراحة والاطمئنان، ورمز للمشاعر المختلفة من حزن وسرور.
اللون من أهم ظواهر الطبیعة وأجملها، ومن أهم العناصر التی تشّکل الصورة الفنیة، لما یشتمل علیه من الدلالات الفنیة والنفسیة والاجتماعیة والرمزیة. لذلک ینبغی دراسة اللون فی الشعر من خلال ربطه بسیاق النص الشعری، فالسیاق الشعری هو الذی یحدد وظیفته وفاعلیته.
یتناول هذا البحث دراسة الألوان ودلالاتها فی شعر الشاعر العراقی یحیی السماوی دراسة دلالیة أسلوبیة، ویهدف إلى إحصاء الظواهر اللونیة فی شعره وإبرازها؛ وقد اعتمد البحث منهج التحلیل والوصف والإحصاء فی تناول الألفاظ اللونیة. فالسماوی من الشعراء المعاصرین الذین قاموا بتوظیف الألوان الرمزیة علی مستوی وسیع. وتشیر نتائج هذا البحث إلی أنّ الشاعر اعتمد فی استخدامه للون علی ألوان بعینها، وهی علی الترتیب حسب قوة ظهورها لدیه: الأخضر والأبیض والأسود والأحمر والأصفر والأزرق.
داستان «امیرارسلان نامدار» یک نقالی شبانه در خواب گاه ناصرالدین شاه قاجار بود که توسط نقال باشی دربارش ، نقیب الممالک، پرداخته و به قلم دختر شاه به رشته تحریر درآمد و علیرغم فضای اشرافی شکل گیری خود، به سرعت تبدیل به محبوب ترین و مشهورترین قصه عامیانه فارسی گردید. متاسفانه آثاری این چنین به دلیل ویژگی عامیانه بودن خود، هرگز آن چنان که باید و شاید مورد مطالعات ادب پژوهانه و خصوصاَ نمایش پژوهانه قرار نگرفته است. در این مقاله ابتدا به معادل اروپایی این گونه ادبیات که همان رمانس باشد پرداخته و سعی شده پاره ای از نظریات محقق بزرگ ادبی، نورتروپ فرای، در ساختار این داستان ها بیان شود، سپس به داستان اصلی یعنی «امیرارسلان نامدار» پرداخته شده است و به لحاظ نقاط برجسته نمایشی و قابلیت های تآتری مورد بررسی قرار گرفته است.
بوستان یکی از منظومه های مشهور ادبیات فارسی است. این کتاب را علاوه بر ادبیات میتوان از جهات و ابعاد مختلف دیگر از جمله، روانشناسی، فلسفه، سیاست و جامعه شناسی مورد بررسی قرار داد. بوستان مدینة فاضله و جامعة آرمانی سعدی است. او در سراسر بوستان به ترسیم جامعة آرمانی خود پرداخته است، باب اول بوستان شامل چهار مطلب اساسی؛ عدل و تدبیر و رای، نگهبانی خلق و ترس خدای است که در برگیرندة نظریه و اعتقاد سعدی دربارة ویژگی های حاکم مد نظر اوست. به نظر میرسد سعدی در نامگذاری باب اول بوستان، کلمات؛ عدل، تدبیر و رای و... را آگاهانه و عمداً برگزیده است. او در این باب به نقد نظر افلاطون و دیگران پرداخته است. در این مقاله مفاهیم مطرح شده در بیت:
یکی باب عدل است و تدبیر و رای--- نگهبانی خلق و ترس خدای
توضیح داده شده است.
روایت بستری مناسب برای گزارش ترتیب واقعی رویداد ها ست. در پژوهش حاضر طرح شعر «عقاب» خانلری و «خانة سریویلی» نیما یوشیج به عنوان یکی از اجزای تشکیل دهندة آنها، از دیدگاه برمون و گریماس بررسی و تحلیل شده اند. علت توجه به این دو شعر روایی، وجود بن مایه های داستانی؛ از قبیل طرح روایی، دیدگاه و توصیف است که تمام این موارد از عناصر تشکیل دهندة داستان هستند و در مورد آنها بحث کرده ایم. بر اساس نظریه های برمون و گریماس، در این دو شعر روایی، ابتدا وضعیت متعادل برقرار است. سپس حادثه رخ می دهد و این وضعیت اولیه دچار روند تغییر می شود و وضعیت نا متعادل شکل می گیرد. و بعد از رسیدن قهرمان به هدفش (یا عدم دست یابی) وضعیت متعادل سامان یافته ای شکل می گیرد. همچنین هر شش عنصر کنشگر در این دو شعر وجود دارند. پس هدف از انتخاب این موضوع، انطباق این نظریات بر شعر روایی است و در نتیجه این دو شعر منطبق با نظریه های این دو ساختار گرا ست.