فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۵۲۱ تا ۱۴٬۵۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
مقایسه تطبیقی شاخص های حماسی و ساختاری اکبرنامه حمیدی کشمیری و شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
ضرورت بازتصحیح دیوان کمال الدین اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۷۷
131-156
حوزههای تخصصی:
کمال الدین اصفهانی یکی از شاعران برجسته فارسی در قرن ششم و هفتم هجری است که به باور پژوهشگران، در جریان تکوین شعر فارسی تأثیرگذار بوده است. حسین بحرالعلومی، نخستین تصحیح علمی کلیات او را بیش از چهل سال پیش بر اساس چندین دست نویس انجام داده است، اما به دست آمدن چندین دست نویس دیگر از کلیات کمال، بازتصحیح این اثر را ضروری می نماید. با تصحیح جدید این اثر، افزون بر رفع بسیاری از کاستی های تصحیح پیشین، متنی منقح و نزدیک به آنچه شاعر سروده بود در اختیار جامعه ادبی قرار خواهد گرفت. این پژوهش بر آن است با برجسته کردن پاره ای از کاستی ها و افزونی های راه یافته در کتابت و تصحیح کلیات کمال، و نیز ذکر دلایل و شواهد کافی، ضرورت بازتصحیح آن را بیان کند. عدم ضبط یا ضبط ناقص برخی اشعار کمال، ضبط اشعار دیگران به نام کمال، تکرار اشعار، تصحیف، ترجیح های نادرست، و اشتباه در شناخت واژگان و ترکیب ها، سرفصل مواردی است که در این پژوهش به آنها پرداخته شده است. روش تحقیق به صورت اسنادی و با استفاده از امکانات کتابخانه ای و شیوه تحلیل محتوا و طبقه بندی داده هاست. جایگاه کمال الدین اصفهانی در شعر فارسی و بایستگی مطالعه درخصوص او، اهمیت و ضرورت تحقیق را نمایان می سازد و نتیجه پژوهش، تبیین ضرورت بازتصحیح کلیات کمال الدین اصفهانی است.
بحثی در باب شیوه قصه پردازی در ترجمه تفسیر طبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۷۷
185-219
حوزههای تخصصی:
برای درک و تحلیل درست ادبیات فارسی باید به کهن ترین آثار باقی مانده از آن بیشتر توجه کرد. در باب «ترجمه تفسیر طبری» که از کهن ترین کتاب های موجود فارسی است پژوهش هایی چند انجام داده اند. اما این کتاب سرشار از قصه را از منظر قصه پردازی کمتر نگریسته اند. نوشتار حاضر در پی چنین هدفی است. برای نیل به این مقصود نخست نشان داده ایم که این مجموعه که قصه های فراوان در آن آمده است، برآمده از محیط فرهنگی و ادبی قرن چهارم و قابل مقایسه با دیگر آثار قصه پرداز نزدیک به آن دوران - همچون شاهنامه- است. سپس کوشیده ایم تا شیوه قصه پردازی آن کتاب را بهتر بشناسانیم. زیرا به نظر ما طرح کلان قصه گویی این اثر اندیشیده و قاعده مند است و می توان آن قواعد را مطالعه و استخراج کرد. بر این اساس بیشتر قصه های این کتاب حاکی از نزاع نیکان و بدانی است که از آفرینش آدم تا رستاخیز گسترده شده است. در این قصه ها بن مایه ها و درون مایه ها و شخصیت های مشابه پی درپی ظهور می کنند. از دیگر طرح های اندیشیده این اثر، افتتاح کتاب و گشودن باب قصه گویی با قصه مناظره محمد ص با مکیان و جهودان است. این، قصه ای است که عناصر اصلی و بنیادین دیگر قصه ها و خلاصه ای از هرآنچه در کتاب آمده، در آن گنجانده شده است.
دراسة العناصر الروائیة فی المجموعة القصصیة القصیرة «بیت سیئ السمعة» لنجیب محفوظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بما أن أحد أسباب نجاح القاصّین الرئیسیة فی بلوغهم إلی الأغراض التی یرمونها، استخدامهم الواعی للعناصر الروائیة کالحبکة، وبناء الشخصیة، وأسلوب الحکایة، و... لهذا کرّست هذه الدراسة جهودها مستفیدة من المنهجین الوصفی-التحلیلی، والإحصائی -البیانی فی دراسة أحد آثار نجیب محفوظ المعروفة وهو «بیت سیئ السمعة» والذی یشتمل علی ثمانی عشرة قصة قصیرة، من ناحیة استخدامه العناصر القصصیة حتی تبیّن مقدار نجاحه فی هذا المجال. وقد وصلت إلی هذه النتائج أن أکثرها تبدأ باسم شخصیتها الأصلیة أو فی بدایة القصة یتعرّف القارئ علی العقدة وبعد ذلک، کانت شخصیات القصة تدخل المشهد، الأمر الذی یسبب أن لایواجه القارئ مقدمة مملّة. ممّا یلفت النظر فی هذه القصص، تنسیقها مع الحبکة. أسلوب الحکایة فی کل القصص هذه، هو أسلوب عارف الکل إلاّ قصة «الرّماد» فقد عرضها الراوی مستعیناً بأسلوب المتکلّم وحده، علماً بأن ثبات عنصر الراوی من أهم الأسباب التی تُمَکِّنُ القارئ من استیعاب القصة بسهولة وبساطة. مما جدیر بالذکر أنّ محفوظ فی قصصه الأخیرة إلی جانب معالجته النفسیة للشخصیات، فقد اعتمد علی الطریقة المباشرة مهتمّاً بإبراز المعالم الخارجیة للشخصیة ولکن تناوله للشخصیات فقد أصبح أکثر تلخیصاً من الناحیة الکمیة وأکثر إکمالاً من الناحیة الفنیة، حیث إنّ الراوی لم یرسم وحده المعالم الخارجیة، بل إنّ کثیراً من تلک الأوصاف ترسم من قبل شخصیات أخری. إن المونولوجات خاصة منها النفسی تعتبر من أهم عناصره القصصیة، والاستفادة من الجمل التعجبیة، والتشبیهات البدیعة، والمثل، والکنایة تعدّ من أهم میزاته النثریة.
بررسی و تحلیل کارکردهای بلاغی نثر خطابی در فیه ما فیه
حوزههای تخصصی:
اساس سخنوری، اقناع و ترغیب مخاطب و گفتن سخن مؤثر است که از این فن به اقتضای حال و ""بلاغت"" تعبیر کرده اند. از آنجا که سخن از ارتباط متقابل گوینده با شنونده حاصل می گردد، بنابراین شرط تأثیر آن، شناخت حال و موضع مخاطب است و این شناخت وقتی به دست می آید که مخاطب نزد گوینده حاضر و عوالم درون او برای گوینده محسوس و ملموس باشد. جلال الدین محمد مولوی در فیه ما فیه -که مجموعه تقریرات شفاهی او در حضور مخاطبان و مریدانش می باشد- کوشیده است تا به یاری جملات خطابی در نفوس شنوندگان تصرف و مقاصد مورد نظر خود را در آنها افاده نماید. در پژوهش حاضر کوشش شده تا با روش توصیف و تحلیل محتوا به بررسی انواع جملات خطابی و چگونگی کاربرد آنها در نثر فیه ما فیه پرداخته شود.[1] برآیند تحقیق حاکی از آن است که مولوی در سراسر فیه ما فیه به منظور بیان احساسات درونی و انتقال هر چه مؤثرتر اندیشه های عرفانی و اخلاقی به مخاطب و جلب پذیرش او، در کنار بیان این مفاهیم در کسوت جملات خبری، از انواع جمله های انشایی و خطابی (امر، نهی، پرسش و ندا) با اغراضی چون تأکید، تذکر، تحذیر، ارشاد، ترغیب و ... به قصد حفظ ارتباط با مخاطب بهره می گیرد که این امر با آموزه های تعلیمی-تبلیغی مولوی سازگار افتاده است. از میان جملات خطابی نیز پرسش و امر از بالاترین بسامد در نثر فیه ما فیه برخوردارند.
تحلیل تصاویر مستقل در شعر احمد شاملو
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش شده است که در تحلیل فرآیند تصویر، بر نقش تصور تکیه شود. با حفظ ماهیت نظری تصویر، ساختاری با عناوین تصویر مرکزی، ابزار تصویر، لحن تصویر، کارکرد تصویر و ذهنیت تصویری متن برای آن در نظر گرفته شده است. آنگاه انواع تصویر از دید سطح و عمق، ایستایی و یویایی، نقاشیک و سینمایی، باز و گسترده ، محدود و بسته و تصاویر مستقل و وابسته معرفی می گردد. تصویری که در مجموع عناصر سازنده آن ماهیت انحصاری و ویژگی خوداتکایی دارد به طوری که در بیرون از فضای شعر کاربرد داشته باشد ""مستقل"" نام می گیرد. شکل گیری و کاربرد تصاویر مستقل را در شعر شاملو می توان متأثر از نقش و تأثیر شیوه بیان ادبی حاکم، جریان و گرایش زبانی و گفتمان دانست. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل بررسی 100 شعر شاملو است که با معیار کوتاه و تصویری بودن انتخاب شده است. نتایج تحقیق بیانگر تأثیر عوامل مذکور در استقلال تصاویر است. بیان کنایی و مجازی، به عنوان شیوه بارز بیان ادبی در شعر احمد شاملو به کار رفته است. جریان زبانی و تأثیر آن بر تصاویر مستقل، وجهه اجتماعی احمد شاملو را به عنوان شاعر اجتماعی نمایان می کند و گفتمان های سیاسی و اجتماعی، گفتمان های غالب موثر در شکل گیری تصاویر مستقل شعر شاملو است.
تحلیل تأثیر گفتمان حاکمیت در ترجمة الذریعه إلی مکارم الشریعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنوز الودیعه من رموز الذریعه ترجمه ای کهن از کتاب الذریعه إلی مکارم الشریعه، اثر راغب اصفهانی است. این کتاب به فرمان شاه شجاع مظفّری ترجمه شده است و مترجم با افزودن مقدّمه و مؤخّره ای مزیّن به آیات و احادیث و اقوال حکمای مشهور عرب و عجم، ساختار و محتوای الذریعه را با آثاری از قبیل جاودان خرد تلفیق نموده و کتابی با پیکره و محتوایی تازه پدید آورده است. بررسی گفتمانی این ترجمه می تواند بیانگر انگیزة مترجم برای اطاعت از فرمان شاه شجاع و مبنای طلب ترجمة متن الذریعه باشد. برای دریافت این انگیزه و طلب، مقدمة مترجم را با مؤلّفه های تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه بررسی کرده ایم. نتیجة بررسی ما نشان می دهد کنوز الودیعه با توجّه به اوضاع و زمینه های فرهنگی و اجتماعی حکومت شاه شجاع مظفرّی، به غیریت سازی آیین حکمرانی پادشاهان عجم، مغولان و امیر مبارزالدین محمد پرداخته است و با «مفصل بندی هژمونیک» گفتمان خلیفه-پادشاه، تضادهای موجود میان واقعیّت و تصویر اسطوره ای را در فضای استعاری گفتمان پنهان می سازد تا گفتمان رایج در حکومت شاه شجاع را الگوی آرمانی هواداران اخلاق اسلامی و ایرانی گرداند.
بررسی سمبولیسم اجتماعی در سروده های مهدی اخوان ثالث
حوزههای تخصصی:
بازتاب رویدادهای تاریخی دهه سی با توجه به اهمیت ویژه آن در تاریخ معاصر ایران ازجمله مسائلی است که همواره ذهن روشنفکران، آگاهان و شاعران متعهد این دهه را به خود مشغول ک رده است. سیطره کم سابقه و فراگیر اختناق از سوی حکومت مهم ترین علت رویکرد شاعران متعهد این دهه به بیان نمادین است.
با اینکه نیما پیشرو نمادگرایان معاصر محسوب می شود، مهدی اخوان ثالث از شاعران متعهدی است که بیشترین توجه را به این طرز بیان داشته است. نتیجه تحقیق نشان می دهد ک ه او برای بیان رویدادها و انتقال آن به نسل های بعدی از نمادهای عمومی و شخصی بهره گرفته است. بسامد بالای نمادهای شخصی به کاررفته در اشعار اخوان ثالث مبین حس شاعرانه و دغدغه ذهنی شاعر در بیان مسائل اجتماعی است.
پژوهش به شیوه توصیفی و داده ها به روش سندکاوی و کتابخانه ای گردآوری و تحلیل شده است.
سه تن از بزرگ ترین مروّجان شعر فارسی سبک هندی در هندوستان
حوزههای تخصصی:
اولین زمینه های ورود شعر فارسی به هندوستان را می توان مربوط به دوره حکومت غزنویان دوم در شمال هندوستان و شعر کسانی چون مسعود سعدسلمان به حساب آورد. موج دوم نفوذ شعر و زبان فارسی را در هندوستان می توان ناشی از حمله مغول و پناهنده شدن بسیاری از دانشمندان و صوفیان و شاعران ایرانی نژاد به شمال هندوستان دانست که حاصلش ظهور شاعران بزرگی چون امیرخسرو دهلوی و امیرحسن دهلوی است. موج سوم و عظیم ترین موج نفوذ شعر، زبان و فرهنگ ایرانی در هندوستان در عصر حکومت بابریان هند رخ داد که قریب به سیصدسال کانون شعر و شاعری فارسی را به خارج از قلمرو طبیعی زبان فارسی، یعنی هندوستان و صوبه های وابسته به آن، انتقال داد و به پیدایش «سبک هندی» در شعر فارسی انجامید. در این مقاله برآنیم که به معرفی ویژگی های شعر سه تن از بزرگ ترین شاعران آغازین این جریان شعری عرفی، ظهوری و طالب آملی بپردازیم و نشان دهیم که چگونه ویژگی هایی که آنها وارد شعر فارسی کرده اند، به دست شاعران فارسی گوی هندی تبار پی گرفته شد و به شکل ویژگی های غالب شعر «طرزخیال» یا همان شعر شاعران هندی تبار پارسی گو، که برجسته ترین آنها بیدل دهلوی است، درآمد و شعر فارسی در بخش عظیمی از هندوستان گسترش یافت و این حضور و حیات همچنان تا سیطره و دست اندازی انگلیسی ها بر هندوستان ادامه داشت.
تاریخ بیهقی و علوم و فنون نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ بیهقی عموماً به مثابه یک اثر صرفاً ادبی مورد خوانش قرار گرفته و این نوع خوانش به نادیده گرفته شدن بخشی از ارزش های آن انجامیده است. در این پژوهش، نمود مسائل مرتبط با جنگ و نظامی گری در تاریخ بیهقی مورد بررسی قرار گرفته است. مدعای اصلی نگارندگان در پژوهش حاضر این است که کتاب تاریخ بیهقی آیینه تمام-نمای جنگ و نظامی گری در دوره غزنوی است و ابوالفضل بیهقی یک تاریخ نویس صِرف نبوده؛ بلکه آگاهی کاملی از علم نظامی گری داشته است. تاریخ بیهقی از حیث توجه به جزئیات جنگ و مسائل نظامی در میان سایر کتاب های تاریخی کلاسیک نیز از جایگاهی ممتاز برخوردار است و یکی از مهم ترین دلایل این دقت در جزئیات، تأثیرپذیری بیهقی از شاهنامه فردوسی است. در این پژوهش نشان داده ایم که اندک بخش های باقی مانده از این کتاب، از اهمیت بالایی در نمایان سازی ماهیت دقیق سپاهی گری در دوره غزنوی برخوردار است. به این منظور، با توجه به شواهد متنی تاریخ بیهقی ارکان سپاه غزنوی را تبیین کرده ایم و بخش های مهم سپاه غزنوی را مورد واکاوی قرار داده ایم. هنگام مطالعه تاریخ بیهقی،گاه به اصطلاحات نظامی برمی خوریم که برای فهم کامل متن باید درک و دریافت دقیقی از آن ها داشته باشیم. هدف عمده دیگر در این مقاله، روشن سازی و توضیح مسائل نظامی به کار رفته در متن، به منظور فهم بهتر آن است.
معرّفی شکارنامة ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکارنامة ایلخانی رساله ای است در باب تربیت و معالجة دوندگان و پرندگان شکاری که در قرن هشتم هجری به دست علی بن منصور حلوانی بر اساس چندین بازنامه و شکارنامه؛ به خصوص شکارنامة ملکشاهی به نام «طغان تیمورخان» تألیف شده است. این رساله از سه بخش کلّی تشکیل شده است: بخش اوّل دیباچه ای که از لحاظ سیر تحول بازنامه نویسی و تدوین تاریخ علم از اهمّیت ویژه ای برخوردار است، بخش دوم در تربیت و معالجة مرغان شکاری و بخش سوم در تربیت و معالجة دوندگان شکاری است. علی رغم فواید زبانی، تاریخی و ادبی، متأسفانه این رساله تا کنون تصحیح و معرّفی نشده است. نگارنده در این پژوهش بر آن است تا علاوه بر معرّفی نسخ این رساله، جوانب مختلف آن را بررسی کند.
جستجوی پیشینه روایت پردازی در متن تاریخ بلعمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دست یابی به شناختی از پیشینه و ماهیت سنت های روایت پردازی در زبان فارسی ضرورت دارد. در باره ماهیت روایت پردازی در متون روایی کهن فارسی تا کنون بررسی هایی انجام شده است که نتایجی خوبی دربرداشته و تا حدودی به شناخت برخی ویژگی های عام انواع قالب های کهن روایت کمک کرده است. در ادامه این تلاش ها به بررسی ماهیت عناصر داستانی در کهن ترین متن به جای مانده دارای حکایت یعنی حکایات بخش اول تاریخ بلعمی پرداخته شده است. شیوه پژوهش چنین بود که بر اساس عناصری که در نقد ادبی امروز تشکیل دهنده داستان و اجزای اصلی آن به شمار می آیند به بررسی حکایات و چگونگی به کارگیری عناصر داستانی در آن ها پرداخته شد تا بتوان با تکیه بر دستاوردهای آن ماهیت داستان پردازی در این متن را توصیف کرد. ویژگی های عناصر داستانی در حکایات تاریخ بلعمی که آغاز تألیف آن (352 هجری قمری) است، نشان می دهد که روایت پردازی در آغاز رواج زبان فارسی دری و قرون اولیه دارای ساختار و عناصر روایی پخته ای است. پختگی ساختاری حکایات تاریخ بلعمی با توجه به ماهیت ترجمه ای متن نشانگر آن است که این شیوه حکایت پردازی باید میراث تجربه هایی باشد که از پیشینیان بلعمی بر جای مانده بوده است. بنابراین ریشه های شکل گیری سنت های حکایت پردازی را باید در متون کهن تر از قرن چهارم هجری جستجو کرد.
آیین های سوگ و سُرور در منطقه سرکویرِ دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از زیباترین جنبه های ادبیات شفاهی ایران، نواها و سروده های بومی و محلی است که اقوام و گویشوران مناطق گوناگون، در حین کار و یا در مراسم و مناسبت های خاص زمزمه می کنند. این سروده ها در طول تاریخ همواره گرمابخش محافل و نقل رایج مراسم و گردهمایی های اقوام این سرزمین بوده است. برخی از این نواها –که ریشه در گذشته های بسیار دور و فرهنگ کهن ایران باستان دارد- بنا به دلایل متعدد، ازجمله دور ماندن از جوامع بزرگ و عدم ارتباط گسترده گویشوران آن با مناطق شهری، حتی تا زمان حاضر مغفول و پنهان مانده است. اشعار مرتبط با آیین های سوگ و سُرور در فرهنگ عامیانه منطقه سرکویر (واقع در مرز جنوبی استان سمنان و در مجاورت حاشیه شمالی دشت کویر)، از این گونه است. این سروده ها مبتنی بر سنت هایی کهن است که از گذشته های بسیار دور، همراه همیشگی مراسم عزا و عروسی مردم بوده و تا زمان حاضر نیز قوت و قدرت خود را حفظ کرده است.
در این نوشتار بر آنیم تا در کنار معرفی «سُرو» و «اُنگاره» به عنوان دو نوای مخصوص مراسم عروسی و عزا و بیان ویژگی ها، انواع و مشخصات آن، به تشریح جنبه های ادبی و مردم شناسی این سنت عامه بپردازیم و از خلال آن برخی ویژگی های حاکم بر فرهنگ عامه گویشوران را تبیین و تحلیل نماییم.
اشعار کار در کهگیلویه و بویر احمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشعاری که در زمینه کار و شغل در فرهنگ شفاهی کهگیلویه و بویراحمد سروده شده است، بخش وسیعی از ادبیات این مرز و بوم را تشکیل می دهد. مردان و زنان این استان برای انجام هر کاری شعری هم نوا با کننده کار دارند که مضمون و موسیقی متناسب با آن را دارد و انگیزه خوبی برای انجام کارهاست. این اشعار مجموعه ای از تفکرات، انگیزه ها و حالات روانی هنگام کار است که غنای ادبی آن نشان از قدمت ادبی مردم این استان دارد.
در جامعه عشایری و روستایی کهگیلویه کارهایی ازقبیل برنج کوبی، بلوط کوبی، شیر دوشی، دوغ زنی، نشاکاری برنج و به چرا بردن بره ها، با خواندن اشعاری همراه بوده که متناسب با وضعیت و شرایط آن کار برای تسریع، سرگرمی و فرار از خستگی خوانده می شد. در این پژوهش تلاش شده است به بررسی و واکاوی این اشعار پرداخته شود.
تحلیل محتوایی دوبیتی های عامیانه شهرستان سوادکوه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوبیتی یکی از دل انگیزترین قالب های شعر زبان فارسی است که پیشینه مکتوب هزارساله دارد. چه بسا قدمت شفاهی آن، بسیار پیش تر از این باشد .این قالب همپای دیگر قالب های شعر سنتی فارسی، در زبان ها و گویش های مختلف ایران نیز بالیده است، ازجمله در زبان مازندرانی که ادبیاتی کهن و غنی دارد.
درون مایه اندیشه مرکزی و حرف اصلی هنرمند است که در متن و محتوا دیده می شود. درون مایه یا تِم جوهر اصلی اثر ادبی است و از طریق آن مسیر اندیشه و تفکر صاحبِ اثر روشن می شود. در این مقاله، درون مایه های 200 دوبیتی عامیانه شهرستان سوادکوه تجزیه و تحلیل شده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که بیشترِ این درون مایه ها رنگی اجتماعی دارند و در پیوند نزدیکی با زندگی مردم منطقه هستند. در این پژوهش، هفت درون مایه 200 دوبیتی محلی بررسی و تحلیل شده است. درون مایه هایی همچون درد عشق، غم غربت، نفرین، شکایت دختران جوان از ازدواج تحمیلی، نارضایتی از بخت و اقبال، خدمت سربازی، و شکایت عاشق از معشوق. بیشتر دوبیتی ها نوعی تک گویی است که در حسرت و یادکرد دوران گذشته سروده شده اند. از عوامل مهم پیدایی چنین دوبیتی هایی می توان به فقر مالی، بی سوادی، بیگاری در سرزمین غربت، نظام ارباب- رعیتی یا نظام سلطه، عدم پذیرش فرهنگ های دیگر و اختلاط فرهنگی اشاره کرد.
« داغ» از نشان تا درمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بشر از نخستین روزی که پای بر پهنه هستی نهاد، برای بقا به شناسایی محیط اطراف و گاه مواجهه و مبارزه با تهدیدهای فراروی خویش پرداخت و ابزارهای مختلف را به منظورهای گوناگون به کار گرفت تا به هر طریق ممکن از جان و متعلقات خود محافظت کند. از جمله این ابزارها داغ بود که بشر از زمان های بسیار دور به دو منظور نشانه گذاری و درمان از آن استفاده می کرد؛ هرچند به یقین نمی توان اظهار داشت که کدام کاربرد، مقدم بود.
نویسنده در این مقاله، ابتدا به جنبه نشان و سپس وجهِ درمانی داغ می پردازد. نشان داغ بر اندام ها و اعضای بدن بردگان، دشمنان و حیوانات به منظور ایجاد تمایز و ثبت مالکیت و درباره مجرمان به علامت گنهکاری زده می شد و در کاربرد درمانی، به گمان برخی به عنوان آخرین درمان برای علاج بیماری های مختلف انسان و دام به کار می رفت. مهم ترین عرصه کاربرد درمانی داغ، نهادن بر زخم برای جلوگیری از خونریزی و عفونت بود. در مقاله حاضر، هر دو جنبه کاربرد داغ در ادبیات فارسی، تاریخ و فرهنگ عامه طبقه بندی و بررسی شده است.
واکاوی شخصیت فرهاد در داستان خسرو و شیرین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خسرو وشیرین ، شخصیت هایی تاریخی هستند اما از فرهاد ردپای محوگونه ای در برخی متون بر جای مانده است وجایگاه تاریخی او لغزان وقابل تردید می نماید . شیرین در داستان نظامی ، شخصیتی آرمانی دارد که با روایت های تاریخی نزدیک به روزگار نظامی چندان همسو نیست. با نگاهی دقیق به خسرو و شیرین می توان دریافت که نظامی شیرین را عامدانه تطهیر می کند و با این روش الگویی از معشوق آرمانی به دست می دهد. بن مایه عامیانه داستان به ما نشان می دهد که فرهاد بر خلاف تصور تاریخی جامعه تنها نقش یک قربانی عشقی را در این منظومه بازی می کند. فرهاد در این داستان بازیچه شیرین است و به میان کشیدن او، کنش متقابلی است از طرف شیرین در برابر هوس رانی های لگام گسیخته خسرو. در این منظومه عشق فرهاد که یکسویه و بیمارگونه می نماید با شور و اشتیاق بسیار توصیف می شود و از آنجا که چنین عشقی با مشخصات جامعه ایرانی هماهنگ بوده ،مورد اقبال عام قرار گرفته و فرهاد الگوی عاشق و دلداده راستین گشته است. در این جا کوشش شده تا بر اساس فرضیه تئوری توطئه خوانش جدیدی از این منظومه ارایه گردد و نشان داده شود که فرهاد چگونه نقش یک قربانی از پیش تعیین شده را ایفا می کند. در نهایت مقاله می کوشد از تصویر عاشق آرمانی در ادبیات و فرهنگ ایران – که این منظومه در ساخت و شکل گیری آن نقش عمده داشته است- به نوعی کلیشه زدایی کند.
تحلیل پیوندهای زیبایی شناختی شعر بازگشت و نقاشی پیکرنگاری درباری در دوره فتحعلی شاه قاجار تحلیل پیوندهای زیبایی شناختی شعر بازگشت و نقاشی پیکرنگاری درباری در دوره فتحعلی شاه قاجار (1176 – 1213ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ویژگی های نقاشی و نگارگری ایرانی، پیوند با ادبیات فارسی است که به شکل گیری زبان مشترک و موضوعات مشابه در این دو حوزه هنری منجر شده است. هرچند از دوره زندیه، به ویژه از اواخر آن، به دلیل تأثیرپذیری نقاشان از هنر اروپایی و ضعف نسبی شعر فارسی، پیوندهای میان این دو رو به گسست نهاد، اما طی 37 سال سلطنت فتحعلی شاه قاجار (1213 - 1176ق)، زمینه شکوفایی و همگامی تازه ای بین شعر و نقاشی به وجود آمد. از این رو، نگارندگان در این پژوهش با رویکرد بینارشته ای مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، ضمن توجه به شاخصه های اشعار دوره دوم جریان بازگشت و نقاشی های پیکرنگاری درباری، پیوندهای زیبایی شناختی میان این دو حوزه هنری را بررسی و عوامل شکل گیری و شکوفایی نسبی شان در دوره فتحعلی شاه قاجار را تبیین کرده اند.
مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که آیا همچون گذشته می توان در تصاویر و اشعار این دوره، ویژگی های مشترکی یافت که از قواعد و پیوندهای زیبایی شناختی خاصی پیروی کرده باشند؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که نقاشان با استفاده از الگوها و معیارهای زیبایی شناسانه ادبی و با بهره گیری از نگاه انسان مدارانة غربی، باستان گرایی و نیز با استفاده از موضوعات جدید، به بازنمایی تصویرسازی های شاعرانه و توصیفات اشعار عاشقانه پرداخته اند. به بیان دیگر، آن ها از طریق شکل و صورت، میان متن و تصویر ارتباط برقرار کردند، نه بر اساس بازنمایی موضوعات و نمایش مفاهیم متعالی و مثالی. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز شناخت پیوندهای زیبایی شناختی مشترک در شعر دوره بازگشت و نقاشی پیکرنگاری درباری، با توجه به نقش فتحعلی شاه در فراهم آوردن زمینه مساعد در راستای همگامی این دو حوزه هنری است.