یکی از مباحث بسیار مهم و درخور توجه در عالم عرفان، شیوه متفاوت آن نسبت به عالم علم و فلسفه در کسب معرفت و یقین است. درحقیقت بهره گیری از مکاشفه، واقعه، شهود و به طور کلی تجربه های عرفانی و شیوه شهودی در کسب معرفت یکی از بنیادی ترین مسائل در مطالعات عرفانی است. برای درک بهتر ماهیت مکاشفات، پیش از هر چیز باید شیوه ادراک اینگونه تجربه ها کشف شود. بررسی دقیق موضوع ادراک بشری و به ویژه ادراکات عرفانی، مانند مکاشفه، نیازمند مجالی برای بررسی تاریخ ادراک در فلسفه و عرفان از زمان افلاطون تا امروز است. رویارویی آرای صوفیه و فلاسفه و اندیشمندان نشان می دهد شخص عارف با مجاهده و ریاضت و ذکر، زمینه تحقق تجربه مکاشفه را در عالمی میانجی با نام «مثال» فراهم می کند. عضو ادراک اینگونه تجربیات «قلب» عارف است که با کسب بصیرت و استفاده از قوه ای به نام «تخیل فعال» و با به کارگیری نیروی «همت» امکان تجربه کردن مکاشفه را برای عارف فراهم می کند.
آناگاوالدا، نویسنده معاصر فرانسوی است که در داستان های کوتاهش برداشت ها و تجربیات روزمره خود را با جزئیات فراوان بیان کرده است. ویژگی بارز آثار او همذات پنداری خواننده با شخصیت های داستان هاست. تصویری که او از انسان مدرن در داستان هایش ارائه می دهد منجر به خلق شخصیت هایی شده است که در واکنش به شرایط اجتماعی حاکم بر عصر مدرن، به زندگی اجتماعی عینیت می دهند. شخصیت هایی که در قالب گفتار، رفتار، نام، چهره ظاهری و ... به خواننده معرفی می شوند. او در داستان هایش، سعی در بیان برشی از زندگی دارد که گاهی مورد بی توجهی و غفلت قرار گرفته است و با روایتی که از زندگی افراد خلق می کند نحوه ادراک خواننده را دگرگون می سازد. او خود را ملزم به آوردن تم ام عناص ر داستان نمی داند و از روش های نوینی در پردازش شخصیت ها استفاده می کند. مانند بیان احساسات زودگذر، استفاده از صحنه پردازی های نمایشنامه ای، بیان بخشی از زندگی روزمره و عواطف شخصیت ها، پایان بندی باز و آزاد داستان ها و درگیر کردن خواننده در نتیجه گیری. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی شیوه و تکنیک خلق شخصیت در اولین مجموعه داستان آناگاوالدا می پردازد و در پی پاسخ به این سؤال است که او چه ش گردها و روش هایی را در شخصیت پردازی داستان های خود به کارگرفته است؟ حاصل تحقیق نشان می دهد که شخصیت پردازی در این مجموعه بیشتر به صورت غیرمستقیم صورت گرفته و از حالت سطحی و ابتدایی خود به سطحی پیچیده تر ارتقاء یافته است.
تمثیل، علاوه بر شیوه بیان یکی از روش های تحلیل اثر ادبی است. فاضل نظری با به کارگیری تمثیل تلاش نموده است که غزلیات را از شعبده بازی ها که باعث دوری شعر از حقیقت شده، دور نگه دارد. در تمثیل های فاضل نظری روح دیانت و ایمان به صورتی لطیف جلوه گر است چنان چه این شاعر ارزش ها و مفاهیم بنیادینی را که از رهگذر انقلاب در عرصه فرهنگ و زندگی اجتماعی تبلور یافته است، در قالب و با زبان و بیانی متناسب با ذوق و قریحه شعر و ادب امروزی بیان داشته است. شیوه این مقاله بر اساس تحلیل محتوا و توصیف منطقی و عقلی با استفاده از متون مستند در زمینه نقد ادبی و به صورت کتاب خانه ای انجام شده است.
تمثیل یکی از مهم ترین انواع ادبی است که جایگاه والایی را در ادبیات فارسی به خود اختصاص داده است، با بررسی تمثیلات هر قوم می توان از طرز زندگی اجتماعی و میزان تمدن و تربیت آن جامعه آگاه شد. تمثیل از یکسو وابسته به انگیزه های گوینده و از سوی دیگر، وابسته به مقدار دانش، هدفمندی و آگاهی شنونده یا گیرنده است. تمثیل می کوشد بخشی از آگاهی را ملموس کند و برای توضیح و تبیین معنی به کار می رود و در خدمت ادبیات تعلیمی قرار می گیرد. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، تمثیل داستانی و ابزار وعناصر کاربرد آن در سلامان و ابسال جامی بررسی و نمودار بسامدی انواع فابل، پارابل ومحتوای تمثیلات ...ترسیم شده است. نتیجه این بررسی نشان داده، درسلامان و ابسال پارابل پرکاربردترین نوع تمثیل داستانی است و جامی از اساطیر ملی، تلمیحات تاریخی و مذهبی و حیوانات برای بیان تمثیلات خود سود جسته است.
آثار گذشتگان، میراث ارزشمندی برای معاصران و آیندگان است. آثار فرهنگی و ادبی با بن مایه های معرفتی خود قوت و غذای معنوی اهل فکر و هنر است. و علت آن هم این است که پل ارتباطی بین گذشته و حال هستند و شناخت و معرفت ما را افزایش می دهند. عهد صفوی نیز از این علوم و فنون بی بهره نبوده است. ظهیر کرمانی (1162 ق) که نامش در هیچ تذکره ای نیامده است، از مفاخر شیعی مذهب ایران زمین است. مثنوی پر تمثیل او که حدود ده هزار بیت در بحر رمل دارد، از آثار ناشناخته ی قرن دوازدهم است و تنها نسخه ی آن به خط نستعلیق و مشتمل بر 265 برگ با شماره 9530 در کتابخانه ی مجلس نگهداری می شود. این اثر شامل داستان های تمثیلی منظومی در بیان اندیشه های عرفانی، اخلاقی، دینی، عاشقانه و غیره است. او در انواع صنایع لفظی و معنوی، بویژه «تمثیل» طبع آزمایی کرده است. از این رو برای نشان دادن سبک شعری ظهیر لازم است گرایش وی را به "ارسال المثل و تمثیل" مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم. یافته های پژوهش نشان می دهد که برخی از تمثیلات ظهیر ساخته و پرداخته ی طبع و قریحه ی شاعر و بعضی از آنها متأثر از فکر پیشینیان اوست که در سه دسته طبقه بندی می کنیم: اول، خیال های تشخص یافته یا اشخاص خیالی. دوم، ارسال مثل (مَثَل سائر) و سوم، شبیه مَثَل یا جانشین مَثَل و از مقایسه این سه دسته معلوم می شود که بیشینه ی کاربرد آن ارسال مثل (مَثَل سائر) و کمینه ی آن، شبیه مَثَل یا جانشین مَثَل است. به علت گستردگی مطالب، در این مقاله صرفاً به شرح و تحلیل ارسال المثل (مثل سائر) می پردازیم.
جایگاه و نقش «زن» در اجتماع و نگرش های مثبت و منفی در این باب موضوعی است که همواره، از دیرباز و پرتکرار در ادبیات شرق و غرب، از کلاسیک تا مدرن بازتاب داشته است. به ویژه امروزه با اوجگیری موج گرایش های اجتماعی زن مدار و فمینیستی و تسرّی آن به حوزه ادبیات، سخن در باب تلقی های یکسویه نویسندگان آثار ادبی و فراتر از آن دیدگاه های زن ستیزانه، بیش از پیش محل بحث و پژوهش است. مقاله حاضر با رویکردی به این مهم، در میان آثار کلاسیک ادبیات جهان، هزار و یک شب از مشرق زمین و قصه های کنتربری اثر جفری چاسر داستانسرا و شاعر شهیر انگلیسی از غرب را به دلیل تناسب زمانی، سبک ادبی و مشابهت بستر اجتماعی روزگار خلق دو اثر، برگزیده و مؤلفهء «زن» را در آن ها مورد بررسی تطبیقی و همسنجی قرار داده است و در پایان به دریافت دیدگاه هایی کمابیش مشترک با دامنه ای پارادوکسیکال از مفاهیم زن ستیزانه- زن ستایانه در دو اثر مذکور، منجر شده است
عالم مثال یا عالم برزخ یکی از عوالم موجود درهستی است که حد فاصل بین عالم ماده وعالم عقول است و از زمان افلاطون تا کنون مورد بحث، استدلال واثبات گرفته است. این عالم از یک طرف شبیه عالم ماده است ، زیرا دارای مقدار وشکل است واز طرف دیگر شبیه عالم عقول است زیرا مجرّد از ماده و فاقد جسم است. عالم مثال ظرف ومحل بروز و ظهور تمثّل است ؛ تمثّل ، تصّور کردن صورتهای مثالی بدون تغییرماهیت درآنها است و تنها درعالم مثال امکان پذیراست. تمثّل از جمله مباحث مطرح شده در قرآن وحدیث است که به تبع آن درآثارعرفانی راه یافته است. تمثّل در باور عین القضات بسیار پراهمیت است و کارکردهای متنوع ومتفاوتی دارد .تمثّل درمجموع راهی شگرف برای شناخت حق تعالی و حقایق عوالم وجود محسوب می گردد.
«غرب و غرب زدگی» ادبیاتی است که غربزدگان و غرب گرایان،پس از استعمار و استثمار کشورمان ،در آثارشان به کار برده اند .هدف آنها تنویر اذهان مردم نسبت به این پدیده قرن بیستمی بوده است. . استثمار فرهنگی ،زمانی خطرناک تر می شود که نویسندگان و شاعران خودی ، زبان گویای آنها شوند و سخن و خواسته های دشمن از حلقوم و حنجره دوستان به گوش برسد. در بررسی آثار نویسندگان و شاعران معاصر ،درمی یابیم که برخی شاعران تحت تأثیر این مسأله ،شیوه های اخلاقی و سبکی خود را ،تغییر داده اند و برخی دیگر ،به تأثیر از فضای جامعه ،در آثارشان از الگو های غربی پیروی کرده اند. از میان این ،افراد فروغ فرخزاد ،سیمین بهبهانی ، از جمله شاعرانی هستند که ترکیبی از این دو شیوه را در آثارشان می توان مشاهده کرد.. در این مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی فراهم آمده است ،برآنیم تا پاره ای از آموزه های غربی را که در اشعار این شاعر ،رسوخ پیدا کرده ،ارزیابی کنیم .
مقالة حاضر، مفهوم عشق را مطابق با مدل نظری لکان در شعر «بر سرمایِ درون» سرودة احمد شاملو بررسی می کند. لکان، علاوه بر دو ساحت «نمادین» و «خیالی» که پیش از او فروید بدان پرداخته بود، ساحت جدیدی می افزاید که همان امر«واقع» است. ازنظر او عشق، متعلق به امر واقع است و ما تنها قادریم عشق را در ساحت نمادین تجربه کنیم؛ بنابراین تجربه ما از عشق، تجربه ای ناقص است؛ چراکه ما در امر نمادین دچار فقدان هستیم. لکان از دیگر سو «دیگری بزرگ» را نیز وارد این نظریه می کند؛ بدین معنا که ما در عشق به یک معشوق واقعی، هم زمان در ورای او به چیزی بزرگ تر عشق می ورزیم. چیزی که غیرممکن می نماید و همواره از دالی به دال دیگر درحرکت است، بدون آنکه به مدلول مشخصی برسد. در این شعر، شاملو میل به مادر را که میل به محارم است به خاطر ترس از «اختگی»، سرکوب می کند و به ناخودآگاه می فرستد؛ اما این میل هیچ گاه او را رها نمی سازد. بنابراین از فرایند «جابجایی» استفاده می کند. میل به مادر را متعالی و تلطیف (تصعید) می کند و ابژة دیگری کوچک «معشوق» را جایگزین معشوق-مادر در امر خیالی می کند. سوژه/ شاعر می خواهد در این رابطة عاشقانه، نقش و جایگاه معشوق را داشته باشد و آزاد و بی قید و رها باشد. عشقی از نوع «اکیپ» که محبتی یک سویه، مراقبت گونه، نارسیسی و به سود خویش است؛ ترکیبی از «اِروس» و «اِستورگ». سوژه/ شاعر، دسترس ناپذیری معشوق گمشده را نمی پذیرد تا به ساحت نمادین و سمبولیک لکانی وارد شود. پناه بردن سوژه به عشق به نوعی پشت پا زدن به «قانون پدر»، اجتماع و جهان سمبولیک لکانی است. او دنیای پر از تنهایی و انزوا را برمی گزیند و در این راه خواننده را با خود همراه می کند و اشتیاق و آرزو را در او نیز برمی انگیزد.
امیل زولا مکتب ناتورالیسم را در نیمه دوم قرن 19 بنیاد گذاشته است. این مکتب تمایلات، اندیشه ها و رفتارهای انسان ها را برخاسته از غرایز درونی و امیال طبیعی می داند. جبرگرایی ، بی پردگی های اخلاقی، اندیشه های ماتریالیستی، بدبینی، سیاه اندیشی و عینیت گرایی از جمله مؤلفه های ناتورالیسم است. وجود برخی از مؤلفه های برجسته و بارز ناتورالیسم در شماری از آثار ادبیات داستانی جنگ و دفاع مقدس، گونه ای از ناتورالیسم را در این نوع ادبی رقم زده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای ویژگی های این نوع از ناتورالیسم را در آثار احمد دهقان بازکاوی کرده است. برآیند تحقیق با توجه به دلالت های متنی نشان می دهد که در آثار دهقان عینیت گرایی، بیان واقعیات خشونت بار جنگ، توصیفات عریان از تلفات انسانی، ترسیم ویرانی ها، بازنمود فجایع و زشتی های جنگ و کاربست برخی صفات و تعابیر غیر رایج درباره رزمندگان که در حوزه ادبیات داستانی جنگ و دفاع مقدس کم سابقه است، مشاهده می گردد؛ ازاین رو فرض نگارندگان بر این است که برخی از آثار داستانی دهقان، محملی برای بازنمایی بعضی از ویژگی های ناتورالیسم، مانند عینیت گرایی و بیان عریان و خشونت بار از جنگ در حوزه ادبیات داستانی جنگ تحمیلی و دفاع مقدس است.
گمان می رود نگارش متون عرفانی در ادب فارسی از نیمة دوم قرن پنجم هجری آغاز شده است. در این آثار بسیاری از آیات قرآن کریمو احادیث به طور پراکنده شرح و تفسیر می شود؛ البته اطلاعات دقیقی از نخستین تفسیرهای عرفانی قرآن کریمو احادیث به زبان فارسی و شیوة بیان آنها در جمع های علمی و عرفانی در دست نیست. از قرن ششم تفسیرهای سنتی فارسی رشد بسیاری یافت. برپایة اسناد و متون موجود به نظر می رسد برخی از حکیمان و عارفان با جهان بینی عرفانی و با تأکید بر جنبه های معرفتی آیات و احادیث به تفسیر روی آوردند. اکنون دو رساله در تفسیر آیات و احادیث موجود است که از نخستین نمونه های کم یاب در این زمینه است. این دو رساله با نگارش مستقل و مجزا در مجموعة دست نوشته های سلیم آغا و کتابخانة سلیمانیه نگهداری می شود. فروزانفر یکی از این دو رساله را با عنوان تفسیر سورة محمد و سورة فتحبه صورت تک نسخه تصحیح کرد؛ اما رسالة ترجمه و تفسیر احادیث همچنان ناشناخته باقی مانده است. در این جستار شیوة شکل گیری و دگرگونی تاریخی تفسیرهای عرفانی فارسی قرآن کریمتحلیل و یکی از کهن ترین نمونه های تفسیر عرفانی احادیث نبوی نیز معرفی و بررسی می شود.
نیاز اساسی نقد ادبی توجه به مفهوم زنانگی در روایت و بازنمایی آن به عنوان یک قابلیت ادبی می باشد و هزار و یک شب از متون ادبی چند ملیتی است ،زن در آن حضور فعال دارد. قهرمان قصه زنی با تدبیر و درایت است که با نقل قصه های هوشمندانه پادشاهی خودکامه را به پایگاه خودآگاهی می رساند. در این پژوهش کارکرد بازی در رمان هزار و یک شب با استفاده از خوانش روان کاوانه پسا ساختارگرا با نگاه به نظریه فاز آینه و زنانگی لاکان و نظریه های تقلید، تفاوت و شکوفایی شهرزاد مورد بررسی قرار گرفته است. شهرزاد شخصیت محوری رمان دربازی آگاهانه و ناخودآگاه خود به روندی جامه عمل می پوشاند که از دیدگاه لاکان یگانه را مبارزه با قدرت گفتمان نرینه محور است. شهرزاد در کوششی بی پایان برای شناخت خود و پرورش شاه ایران، درگیری بازی هایی می شود که گاه موفقیت آمیز بوده و گاه ناموفق و گاه با تقلید آینه وار، ساختار فکری جامعه را مشروعیت می بخشد و زمانی با تقلید خراب کارانه آن را به چالش می کشد، در این روند قصه گویی، به تدریج راهی برای بروز هویت زنانه بعنوان سوژه انسانی (نه شی وکالا) باز می شود.
به کارگیری عناصر حماسی از ویژگی های غزل امروز است. سیمین بهبهانی از شاعرانی است که به این امر توجّه ویژه ای نشان داده است. او برای این کار، عناصر بلاغی ای نظیر مبالغه و مفاخره را به کار می گیرد و در توصیف پدیده های طبیعت از اصطلاحات خاص حماسه و ستیز بهره می جوید. سادگی تشبیه در غزل های بهبهانی و به کارگیری وجه شبه های سازگار با حماسه، لحن حماسی غزل او را تقویت می کند؛ علاوه بر این استفاده از مشبّه به های مبتنی بر عظمت و بزرگی، بر این امر تأثیرگذار است. همچنین بهبهانی گاهی مضمون های حماسی غزل هایش را با بهره گرفتن مناسب از وزن های پرطنین بیان می کند. ایران دوستی شاعر موجب شده است که او توجه ویژه ای به اسطوره های ایران کهن نشان بدهد. در غزل های او نبرد با نیروهای اهریمنی و دیوان را می توان دید و اشاره هایی به شخصیّت های اسطوره ای و حماسی نیز وجود دارد. در این میان گاهی اسطوره هایی چون رستم و ضحّاک به شکلی متفاوت از اصل خویش در آمده اند.
یکی از مواردی که در متون ادب فارسی مورد توجه قرارگرفته و به شیوه های مختلف بازتاب یافته، آیین دادخواهی و تظلّم است. زنجیرعدالت، قصه برداشتن، جامه ی سرخ پوشیدن، سر راه پادشاهان ایستادن، خاک بر سر کردن و... برخی از مشهورترینِ شیوه های دادخواهی بوده است. این شیوه های دادخواهی به دلایل مختلف از جانب حاکمان یا مردم ابداع شده است. برخی شیوه ها همچون زنجیر عدالت، عَلَم داد و جامه ی سرخ، به وسیله ی حاکمان ابداع شده اند. در مقابل، متظلّمان نیز از سر ناچاری و برای جلب توجه صاحبان قدرت، روش هایی خلق کرده اند. خاک بر سر کردن، دست در دامن زدن و سربرهنه کردن از این نوع اند. در ظاهر هرگاه کارکردهای یک شیوه، ضعیف و یا منسوخ می شده جای خود را به شیوه های جدیدتر می داده است. این شیوه ها در ادبیات فارسی بازتاب یافته و تا سال ها پس از کهنه شدن، به صورت های مختلف به حیات خود ادامه داده اند. برخی از شاعران با مقاصد تربیتی و اخلاقی به آن ها نگریسته اند؛ برخی به اصل آن آیین اشاره کرده اند و برخی دیگر آن ها را دست مایه ی مضمون سازی های شاعرانه قرار داده اند. بعضی از ملزومات آیین دادخواهی مانند تیراَمان، انگشتری زینهار و... را که در ادبیات هم منعکس شده اند؛ می توان از فروعات و ملحقات این آیین و رسوم دانست.
گفتار پیش رو، نتیجه پژوهش کتاب خانه ای است که به منظور ارتقای کیفیت متون بازنویسی شده از آثار حماسی با تأکید بر مشخّصه های رشد ادراکی، عاطفی و اجتماعی برای کودک و نوجوان صورت گرفته است. برای دست یابی به این هدف، در گام نخست مبانی نظری بازنویسی آثار حماسی ادبیات کودک و نوجوان ارائه و تاریخچه مختصری از آثار بازنویسی شده در عرصه ملّی با تأکید بر شاهنامه فردوسی بررسی شده است. سپس مشخّصه های رشد کودک در سنین مختلف طبقه بندی شده و براساس آن قواعد عمومی و تخصصی بازنویسی آثار کهن حماسی ارزیابی شده است. بر مبنای این ارزیابی، شاخص های مطلوب داستان گزینی و بازنویسی آثار حماسی سازگار با قابلیت های ذهنی و توان مندی های مختلف ادراکی مخاطبان کودک و نوجوان در سنین مختلف جمع بندی و پیش نهاد شده است. در پایان، نمونه هایی از این شاخص های مطلوب در مقایسه با بازنویسی های ناکارآمد از داستان های شاهنامه فردوسی به منظور ارائه مصداق های کاربردی آورده شده است. پژوهش حاضر شیوه ای علمی برای ارائه شاخص های مطلوب و انتخاب داستان های مناسب در سایر انواع ادبی نیز هست.
محبوبیّت روزافزون و رواج افکار و اندیشههای حافظ شیرازی در میان عرفای شبهقارّه منجر به تدوین شروح متعدّد بر دیوان وی گردید که حجم انبوه این شروح، جای خالی نقد و تجزیه و تحلیل علمی آنها را به خوبی آشکار میسازد تا با تکیه بر آن، خوانندهای که به دنبال درک و فهم معانی دقیق اشعار حافظ است به سمت شروح قابل اعتماد راهنمایی شود. به همین منظور، این پژوهش به نقد تطبیقی-تحلیلی دو شرح «بحرالفراسهاللآفظ فی شرح دیوان خواجه حافظ» از عبیدالله خویشگی قصوری و «شرح عرفانی غزلهای حافظ» از ختمی لاهوری که هر دو از عرفای صاحب نام شبه قارّه بودهاند، میپردازد. نتایج حاصل حاکی از آن است که این دو شرح علیرغم نواقصی که دارند، گاهی توانستهاند تفاسیر مناسبی از اشعار حافظ ارائه دهند. خویشگی به بیان نکات ادبی و ترجمة لغوی اشعار حافظ توّجه بیشتری داشته است و از این جهت شرح وی بر شرح ختمی برتری دارد و شرح ختمی صرف نظر از تعقیدهای معنوی فراوانی که در آن وجود دارد در بیشتر موارد از عهدة تفسیر درست غزلهای عرفانی حافظ برآمدهاست.
در این جستار، نخست بر پایه گزارش هایی در منابع فارسی و عربی، درباره منشأ کولی ها و نام های گوناگون آنها از جمله لوری، لولی، قرشمال، فیج، زُطّ، سوزمانی، غربتی، قراچی بحث شده و ریشه لغوی آنها کاویده شده است. سپس تاریخچه ای از ورود کولی ها از هند به ایران در زمان بهرام پنجم یا بهرام گور، از پادشاهان نامدار ساسانی تا زمان حاضر به دست داده شده است. در بخش دیگری از این جستار، ضمن بررسی کارها و رفتارهای متفاوت کولیان در نواحی مختلف ایران بر اساس آثار منظوم و منثور فارسی، نظرگاه های مثبت یا منفی نویسندگان و شاعران ایرانی به این گروه اجتماعی نیز مطرح و تحلیل شده اند.
منظومه مهر و ماه داستان غنایی جمالی دهلوی مربوط به قرن دهم است که کهن الگوی سفر قهرمان با بیشتر مراحلش در آن نمود می یابد. ماه شاهزاده بدخشان که به صورت غیرمعمول تولد یافته است، با دیدن رویای مهر، شاهزاده مینا سفر می آغازد و با گذر از آزمون های پرخطر به معشوق رسیده فنا را نیز تجربه می کند. این سفر که از شرق به غرب - غرب نماد فنا است-صورت می گیرد سیر و سلوکی است عرفانی که با کهن الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل قابل تطبیق است. در این منظومه مانند بیشتر داستان هایی که کهن الگوی سفر قهرمان در آن دیده می شود، یاریگران و نیروهای ماورا طبیعی، قهرمان را درگذر از آزمون های سخت یاری داده تولد دوباره و فنای وی را میسّر می سازند. این سفر چون اغلب سفرهای قهرمان اسطوره ای در یک رفت و بازگشت حرکت دایره واری نمود می یابد.
«نفثه المصدور» تألیف زیدری نسوی، اغلب به مثابه متنی نگریسته شده است که بخشی از واقعیتِ تاریخی حمله مغول را به بیانی عاطفی روایت کرده است. اما در مقاله حاضر می کوشیم تا نشان دهیم که نویسنده این کتاب در فرصت مناسبی، که البته آن را مرهونِ سِمَتِ درباری اش است، به «تاریخ نمایی» دست زده است و وقتی مطمئن شده که کار مخدومان سابقش پایان یافته است، با استفاده از سابقه تحریرِ سیره جلال الدین و بهره گیری از سِمتِ دیوانی، نفثه المصدور را به مثابه گواه برائتِ خود از اتهامِ فرار از حمله مغول نگاشته است. با استفاده از شواهد متنی و قرائت تنگاتنگ متن درمی یابیم که زیدری با بهره گیری از ژانری که برای روایت اثرش برگزیده است، یعنی روایت تاریخی، واقعیت را در جهت مقصود خویش تغییر داده و به این ترتیب ذهن خواننده امروزی اش را نیز تسخیر کرده است. این راه کارها از گردآوردنِ عناصر چهارگانه طبیعت و بهره گیری از ساختار قصیده در نثر آغاز می شود و تا درازگویی و ممانعت از شکل گیری گفت وگو پیش می رود.