فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲٬۶۴۱ تا ۳۲٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
تکیه جمله در جمله ساده فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
1. تکیه جمله
در این مقاله، هدف ما این است که جا و نقش تکیه را در جمله ساده فارسی بررسی کنیم. اما، قبل از آن، لازم است جمله ساده و تکیه جمله را تعریف کنیم. جمله ساده جمله ای است که، بر خلاف جمله مرکب (جمله دو یا چند فراکرد اصلی) و جمله مختلط (جمله متشکل از یک یا چند فراکرد اصلی)، دارای یک بند و در نتیجه یک فعل است.
در این مقاله، بحث ما محدود به جمله ساده است. جمله ساده را می توان، بر مبنایی نحوی، با الگوی کلی V (S)(X) نشان داد. در این الگو، پرانتز نشانه اختیاری بودن، S فاعل، V فعل و X بیانگر هر عنصر اعم از مفعول (مستقیم یا غیر مستقیم)، متمم و گروه حرف اضافه ای است. همچنین ترتیب عناصر در این الگو ترتیب عادی یا بی نشان است.
تکیه برجستگی یکی از هجاهای کلمه نسبت به هجاهای دیگر همان کلمه یا سایر کلمات جمله است. این تعریف، در واقع، دو پدیده مجزا را در بر می گیرد: یکی تکیه کلمه و آن برجسته ساختن یک هجای کلمه است نسبت به هجاهای دیگر همان کلمه با زیرتر ادا کردن آن؛ دیگری جمله و آن برجسته ساختن یکی از عناصر جمله است نسبت به عناصر دیگر آن. در زبانهایی که کلمات تکیه پذیرند، از جمله زبان فارسی، تکیه کلمات ذاتی کلمه و قابل پیش بینی است و لذا توصیف تکیه کلمه و قواعد تکیه گذاری کمتر محل اختلاف است. اما تکیه جمله، به دلیل ماهیت و گونه گونی و عوامل دخیل در آن، از مباحث بحث بر انگیز است...
بهای جبران ناپذیر آزادی
بهداشت و بهکرد زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
«ما ز یاران چشم یاری داشتیم»/ نگاهی به نوشته «دفاع از سنت»
حوزههای تخصصی:
نویسنده ای زبان گرا
این کتاب آرایش است ایام را
عصر ترجمه: گرامیداشت رضا سیدحسینی
منبع:
آزما مرداد ۱۳۸۳ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
حافظ و تاگور
حوزههای تخصصی:
سانسور ستیزی های حافظ
حوزههای تخصصی:
ارگانومی در شعر حافظ و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا درباره اصطلاح تازه ارگانومی توضیحاتی داده شده است، آن گاه این موتیو شعری که در مهم ترین قالب شعر کلاسیک فارسی یعنی غزل، نمود جدّی دارد در غزلیات دو شاعر پر آوازه شیراز، حافظ و سعدی بررسی شده است. همچنین شیوه تحوّل یک واژه به کار واژه (اصطلاح) مورد بررسی قرار گرفته است. از بین عناصر متعدد ارگانومی در غزل حافظ و سعدی کمر و میان مورد سنجش و تحقیق ارزیابی واقع شده و در نتیجه روشن شده است که در شعر حافظ با توجّه به شیوه های نمادسازی او، واژه های ارگانومی امکان بیشتری برای ارتقاء به سطح کار واژه یافته است امّا در شعر سعدی در سطح قاموسی و لغوی باقی مانده و شاعر کم تر از این امکانات نشانه ای به عنوان نماد و سمبل بهره برده است. در خلال سنجش و مطابقه همچنین روشن شده است که شعر خواجه شیراز شرایط تأویل پذیری و شرح و تفسیر چندگانه را بیشتر از شعر شیخ سعدی بر می تابد.
از غزنه تا شیراز بحثی در باب آثار غزنوی بر مکتوبات روزبهان بقلی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی چگونگی تأثیر فراگیر آثار سنایی غزنوی (م. 529 هـ) بر آثار روزبهان بقلی شیرازی عارف نام دار (م. 606 هـ) می پردازد.دو کتاب عبهر العاشقین و شرح شطیحات روزبهان که از آثار او به زبان پارسی هستند متأثر از شعر سنایی اند. کتاب عبهر العاشقین در بر دارنده سی و یک بیت شعر از اشعار سنایی است و روشن است که سنایی راهنمای روزبهان در بخش های مختلف کتاب است.شرح شطیحات روزبهان از تأثیر کلام سنایی بر کنار نیست. روزبهان در این اثر نیز گاه گاه از ابیات سنایی استفاده کرده و بعضی جملات و عبارات کتاب تحت نفوذ کلام حدیقه سنایی است.در ضمن روزبهان مثنوی کوتاهی به نام "تحفه العرفان" دارد که هم در طرح و ساختار و هم در لفظ و معنا تقلید تمام عیاری از حدیقه سنایی است.
نگاهی اجمالی به ادبیات پدیداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله براساس فلسفه پدیدار شناسی ادموند هوسرل تدوین یافته است. هوسرل معتقد بود که باید پدیدار را از هر امر غیر ذاتی و عارضی پیر است تا امر ذاتی ظاهر شود. بنابراین پدیدار شناسی، کوششی است برای رهیابی به ذات و سرچشمه شناخت. نقد شناخت براساس شک دکارتی، مرحله آغازین این فلسفه است. هوسرل این فلسفه شناخته را در مورد پدیده ها phenomens به کار گرفت و پس از او شاگردش آلفرد شوتز با طرح فرآیند گذار از واقعیات چند گانه به واقعیت یگانه وجهه جامعه شناختی به آن بخشید. شوتز با نوشتن مقاله «دن کیشوت و مساله واقعیت» و پس از او پیتر برگر، با نوشتن مقاله دیگری تحت عنوان مساله واقعیات چند گانه: آلفرد شوتز و رابرت موزیل، طرح جامعه شناختی گذار از واقعیات چند گانه به واقعیات یگانه را به حوزه جامعه شناسی ادبیات سوق دادند و پس از آن دو، هیدگر با طرح مباحث جدی هنر،از جمله منطق مکالمه (در سطح زبان) و سرچشمه اثر هنری (در سطح ادبیات)، تحول نوینی در نقد پدیدار شناختی به وجود آورد . فلسفه پدیداری مفسر فهم ادبی است نهحامل آموزه های جدید برای ارتقای فهم ادبی، این فلسفه به تفسیر فاهمه هایی می پردازد که در مواجهه با متنن ادبی، پیش فرض ها، پیش داوری ها، پیش فهم ها، پیش زمینه ها، حب و بغض ها و به طور کلی تمامی متغیرهایی را که در زمره عوامل بازدارنده ادراک مستقیم و تجربه های شهودی انسان می شوند و روابط کلامی انسان را آلوده می نمایند به حال تعلیق در می آورد و بین الهلالین قرار میدهد، این عوامل بازدارنده را فرانسیس بیکن در شمار انواع بت ها طبقه بندی می کند و مولوی آنها را غرض می نامد که مانع تجلی و تبلور هنر می شوند: چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به روی دیده شد فلسفه پایداری، در سطح ادبیات مفسر نقد آزاد و فاهمه های ادبی شفاف است، نمونه ای از این گونه نقد را در قضاوت ادبی امام علی (ع) می توان ملاحظه کرد. وقتی که نظر آن حضرت را در مورد بهترین شاعران جویا شدند، حضرت فرمود: شعر میدان مسابقه نیست که خط پایانش مشخص باشد اما اگر ناگریز به قضاوت باشیم، بهترین شاعر، پادشاه گمراه (الملک الضلیل) است و منظور امام از ملک الضلیل، امرالقیس شاعر هجویه سرا و معلقه سرای عرب بوده است. شعر امره القیس در ترازوی نقد اخلاقی فاقد هر گونه ارزشی بوده است اما چون این شاعر با فعلیت بخشیدن توانمندی های بالقوه هنری، همان زشتی ها را به زیباترین وجه بیان می داشت علقه های عاطف امام به شاعران مسلمانی مانند حسان بن ثابت انصاری نصر،نعمان و نعیم، پسران عجلان انصاری، ذهن آزاد اندیش آن حضرت را دستخوب انفعال قرار نداد و حضرت در مرحله قضاوت برای غیر از عدالت دریغ نورزید، مقاله حاضر پس از مقدمه و کلیات به ذکر نمونه هایی از نقد پدیدار شناختی در حوزه ادبیات پرداخته است.
ضرورت تصحیح مجدد دیوان ادیب صابر ترمذی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه معنی در سبک شناسی شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر فارسی در چهار دوره سبک «خراسانی»، «عراقی»، «هندی» و «بازگشت»، شعری است معطوف به معانی و اندیشه های گوناگون اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی ، سیاسی و غیر آن. شاعران بزرگ فارسی گو نیز ارزش و اعتبار معنی را در شعر بسی والاتر از نقش و جایگاه مختصات زبانی و شیوه های تعبیر و بیان دیده اند و معنی را یکی از دو عنصر اصلی سبکها – و حتی گاه تنها عنصر آن – خوانده اند. در روزگار ما نیز تیره خاصی از نقادان، معنی را یکی از دو پایه اساسی سبکها دانسته اند. امعان نظر در این گونه آرا و اندیشه های سبک شناختی ایجاب می کند که ویژگیهای سبکی و شعر فارسی را به مختصات ظاهری و مباحث صوری آن محدود نکنیم و در این کار عرصه های پهناور معنی را نیز در کار سبک شناسی دخالت دهیم.