درباره مضمون آیه 260 سوره بقره که در آن خداوند زنده کردن مردگان را از طریق کشته و زنده شدن چهار پرنده به حضرت ابراهیم(ع) نشان میدهد، مفسران و عارفان سخنان بسیاری گفتهاند. عارفان از این قصه قرآنی که غالباً برای اثبات معاد جسمانی و حشر مردگان به کار میرود، تفسیری روحانی کرده و گاه به آن جنبهای کاملاً نمادین و تمثیلی بخشیدهاند که نظیر این تعابیر در متون تفسیری غیر عرفانی هم دیده میشود. در این تحقیق، این قصه از متون مختلف تفسیری و عرفانی استخراج و وجوه افتراق و اشتراک آنها و دیدگاههای متفاوت مفسران عارف و غیرعارف درباره آن بررسی و تحلیل شده است. این تحقیق نشان میدهد برخی از مفسران قرآنی در تفسیر خویش تحت تأثیر متون منثور صوفیه بودهاند. همچنین، نمایانگر توانایی، خلاقیت و تلاش عرفا، مفسران و شاعران در راه پروراندن معانی مختلف ملهم از قصههای رایج قرآنی و افزودن نکات بدیع و تأویلهای زیبا و شورانگیز روحانی به این قصهها و روایات است.
دانش به دلیل شرافت ذاتی و گوهریاش در جهان اسلام به جد مورد اهتمام قرار گرفته و در اعتبار و ارزش آن و مقام و جایگاه عالمان، سخنهای آموزنده و دلپذیر گفته شده است. پارهای از این گفتارهای نغز در ذهن و زبان دانشمندان ادیب و ادیبان فرهیخته راه یافته و از این طریق ابیات و سخنانی زیبا در پاسداشت دانش و بزرگداشت دانشمندان آفریده شده است. در این مقاله کوتـاه بــه انعکـاس بـاورهای اسلامـی در بـاب منـزلت دانش در ادب گـرانسنگ فـارسی خواهیم پرداخت.
تحقیق حاضر در حوزه نقد نقد به مقاله ها، سخنرانی ها و مصاحبه هایی می پردازد که درباره زندگی، آثار و افکار سهراب سپهری شاعر و نقاش ایرانی بر جای مانده است. در این پژوهش سعی شده تا شیوه های انتقادی و رویکرد های نقد ادبی، تبیین ارزش، سلامت نقدها، میزان توفیق یا عدم توفیق منتقدان درباره سپهری، مضامین اصلی نوشته ها و رویکرد به آثار سپهری و… از آغاز تا سال 1376 در نشریه های ادبی فارسی، تحلیل و بررسی شود. در عرصه شعر معاصر، پس از نیما یوشیج بیش از هر شاعر دیگری ـ به افراط و تفریط ـ درباره سهراب سپهری سخن گفته شده است. این ستایش ها و نکوهش ها از زمان حیات این شاعر نقاش تا به امروز ادامه دارد. ارتباط شعر و نقاشی سپهری، توجه شاعر به عرفان و فلسفه شرق، طبیعت گرایی، سادگی و صمیمیت در شعر، عدم کارکرد سیاسی ـ اجتماعی، مفاهیم انتزاعی، زبان و سبک بیان از موضوعاتی است که مضامین غالب نقدها را تشکیل می دهد. در این میان منتقدانی که بر اساس اظهار نظر های علمی ـ پژوهشی به شعر و هنر این شاعر معاصر نقاش پرداخته اند، انگشت شمارند. علاوه بر این بسیاری از دیدگاه ها، گرته برداری و تقلید از آثار دیگران است. نگارندگان این مقاله بر این باورند که باید نقدهای منتقدان را نیز به محک نقد زد و عیار آنها را مشخص کرد.
" اسطوره های هر ملتی نماینده و مبین سنت ها و هنجارها و برداشت های روانی و ناآگاه آن ملت می باشند که در هر زمان شکل و کاربرد ویژه ای می یابند و با گذشت زمان، و پیدایش مذهب های جدید با آن که احتمال دارد، دستخوش تحول و دگرگونی شوند، و صبغه ی آیین جدید را به خود بپذیرند، ولی هرگز به کلی از بین نمی روند، از آن جمله است اسطوره ای نخستین انسان در باور مزدایی....
"