قدّمنا فی هذه المقاله بتعریف العمل الأدبیّ و غایته و أنوع الموازین النّقدیّه المساعده عَلَى النّاقد فی تقویم العمل الأدبیّ، ثمّ بینا فیه العلاقه بین القیم الشّعوریّه و التّعْبیریّه فی العمل الأدبیّ. ثمّ حدّثنا عن الذّوق و الجمال فی العمل الأدبیّ، کماّ بیّنّا القیم الشّعوریّه و عناصرها (فإنّها هی بإیجاز: العاطفه، و الخیال، و المعنَى، و...) و المقاییس النّقدیّه عند العرب فیه، ثمّ حدّثنا عن العلاقه بین اللّفظ و المعنَى. و أخیراً شرحنا القیم التّعبیریّه و عناصرها، ثمّ بیّنّا موضوعات النّقد الأدبیّ من البحث فی فصاحه الألفاظ و فصاحه التّراکیب و البحث فی مقدار الکلام و صیغته و صفات المعانی.
کان العهد العباسی عهد عظمه الثقافه والحضاره الإسلامیه وازدهارهما حیث تم التصنیف فی مختلف العلوم المتداوله فی ذاک العهد وتمهدت رضیه خصبه للعلم والأدب، وفی هذا الخضم اختص الأدب بسهم وافر من الاهتمام وترکت حرکه الترجمه تأثیرا غیر قابل للإنکار علی مجمل نشاط النقد الأدبی أسفر عنه تغییر نظریات نقاد الأدب إلى العالم الخارجی تغییرا جذریا یختلف عن سابقه من العهود، وفی هذا العهد سعی النقد الأدبی لیکون بعیدا عن تأثیر الاحساس العاطفی الذاتی معتمدا علی التحلیل والبرهان لذلک فقد ظهرت قواعد دقیقه ومنهجیه فی النقد، ونقد العصر العباسی یتشعب إلى ثلاثه اتجاهات، الأول، الاتجاه اللغوی والثانی، الاتجاه الذوقی والثالث، اتجاه العلماء مثل قدامه بن جعفر الذی تأثر إلى حد کبیر بالعلوم الیونانیه .
إنّ لِستر المرأه العربیه وحجابها وعفافها أهمیه بالغه اکترث بها الثقافه الجاهلیه وتناولها الشعراء وصفاً ومدحاً وفخراً لأنفسهم. وکان لهذا التستّر والعفاف دلالات فطریه ولفظیه ذکرناها فی هذه الوجیزه. ولکن المرأه فی العصر الجاهلی کما کانت متستره، کانت سافره ولسفورها دواعٍ مختلفه نشأ معظمها متأثراً بالأفکار والتقالید الجاهلیه فدراسه أسباب السفور موضوع آخر نوقش فی هذا المقال من خلال الأدب الشعری فی هذا العصر.وکان من أهم تلک الأسباب: الحزن والمصیبه والخوف من السبی فی الحروب وإبراز الحسن والمحبه وداعیه الفقر والمسکنه.
دوره ی مشروطیت، سرآغاز ورود بسیاری از اندیشه های نو درحوزه ی شعر ونثر فارسی است. اندیشه هایی که از این دوره، وارد شعر فارسی شده اند، اگرچه بعضاً در سابقه ی ادبیات به نوعی یافت می شوند، اما در ادبیات مشروطه شکل خاص خود را دارند. یکی از مهم ترین این اندیشه ها، اندیشه ی وطن یا شعر وطنی است که به طور خاص در بحبوحه ی دوران مشروطه و سال های پس از آن به طور چشمگیری فضای شعر ایران را در بر گرفت و اکثر شاعران این دوره، سروده های وطنی و استفاده از این مفهوم را سرلوحه ی اندیشه ی خود قرار دادند. در این مقاله با نگاهی گذرا به مفهوم قدیم و جدید وطن، جایگاه این اندیشه در شعر دوره ی مشروطیت نشان داده شده و ضمن معرفی بزرگ ترین شاعران وطنیه سرا، ویژگی های عمده ی این نوع ادبی خاص، تجزیه و تحلیل شده است.
نام های جغرافیایی مجموعة بزرگی از واژگان هستند. این نام ها که در طول
نامیده می شوند. بررسی جاینام ها از (Toponym) قرن ها پدید آمده اند، جاینام
آن روی اهمیت دارد که می تواند در آشکار ساختن بسیاری از حقایق تاریخی
پنهان که جز نام، اثری از آنها به جای نمانده است پژوهشگران را یاری دهد .
جاینام ها به عنوان واحد های زبانی در معرض همة تغییراتی هستند که در حوز ة
زبان روی می دهد. در بررسی جاینام ها کوشیده می شود بر پایه رو ش های
زبان شناسیِ تاریخی- تطبیقی و با توجه به اطلاعات تاریخی و جغرافیایی مربوط
به مکا نها، ریشه شناسی جامعی از این واژگان عرضه شود.
« آدراپان ا » و « نهاوند » این مقاله به بررسی تاریخی-ریشه شناختی دو جاینام
در استان همدان پرداخته است. نتیجه این بررسی نشان دهند ة ارتباط میان
جاینام باستانی نسا و نام شهر نهاوند و کمک به آشکار شدن مکانِ جاینام های
باستانی نسا و آدراپانا در سرزمین ماد است که از دیدگاه باستان شناسی و
جغرافیای تاریخی نیز اهمیت دارد.
در اساطیر هند و اروپایی، اسب بهترین یاور هر قهرمانی است. پهلوانان نامدار نیز اسبی در خور بر می گزینند و از آن لحضه به بعد، این دو در همه سختی های و آسانیها در کنار هم اند .به تفاهم و زبان مشترکی می رسند. با هم زندگی می کنند و سرانجام با هم می میرند. حتی گاه بین آنان پیمان برادری بسته می شوند. باره های پهلوانان، مانند خود آنها به اساطیر می پیوندند و در پرتو این خصلت ویژگیهای منحصر بفردی را کسب می کنند. حتی گاه همچون ایزدان ستایش می شوند. آنان خورشیدفش، آبی نژاد و گاه باد سرشتند. بال دارند و به آسمان پر می کشند. بدین سان بخش اعظم نیروی هر پهلوانی در اسب او نهفته است. باره او سلاح کار آمد اوست. باره های پهلوانان با اژدهایان و ماران نبرد می کنند و در پاره ای موارد قهرمان را به آرزوهای خود می رسانند.
واژه «نظر» در شعر حافظ بسامد بالایی دارد و در هر کاربرد آن، طیفهای معنایی متفاوتی برجسته می شود؛ زیرا حافظ با توانمندی ویژه خود، از تمام ظرفیتهای معنایی که این واژه در زبان فارسی و عربی دارد، استفاده می کند. او تعبیر شاعرانه «علم نظر» را با استفاده از همین ظرفیتهای معنایی واژه می سازد و همه افراد را در کنش نظربازی سهیم می داند. اما در میان نظربازان، نظربازی او از لونی دیگر است. نظربازی حافظ، نظربازی در حوزه شعر و خیال شاعرانه است.
عرفان شیوه ای از زندگی عارفانه است که در آن، ارتباط بین عابد و معبود یا خالق و مخلوق از طریق طی مقامات معنوی و گذراندن مراحل سلوک عرفانی میسر می گردد. در فرهنگ اسلامی، عرفان حالت دریافت شهودی، قلبی و اشراقی و راهی برای وصول به حقیقت، با تاکید بر کشف و شهود و ریاضت و تزکیه نفس است. در نگرش عارفانه که اساس آن دین محوری است، به گواهی شواهد تاریخی متعدد، مفهوم فراجنسیتی مشاهده می شود و نادیده انگاری تاریخی زنان در چنین نگرشی نامفهوم می نماید. در جامعه مردمدار که زنان کمتر از مردان، امکان حضور در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، دینی و سیاسی را داشته اند و معمولا از متن به حاشیه رانده شده اند، طبیعی است که ورود زنان به سلک عارفان و طی مراحل کمال عرفانی با دشواری های متعدد صورت گرفته است؛ اما سرانجام زنان به طی مراحل سلوک عرفانی راه یافته و در بسیاری موارد گوی سبقت را از مردان ربوده اند. این مقاله با بررسی تاریخی سرگذشت زنان عارف و چگونگی ورود آنان به سلک عارفان، به این نتیجه می رسد که عواملی چند در راه یابی زنان به سلوک عرفانی از اهمیت برخوردار بوده است که مهمترین آنها رابطه خویشاوندی است. در قرون اولیه تصوف، زنان بـه صورت مریدان غیررسمی در خانقاه ها در جمع عارفان حضور داشته اند و از طریق خدمت به صوفیان و تامین هزینه های خانقاه ها تحت عنوان «خیرات و مبرات» و... نقش حمایت کنندگی داشته اند و در بعضی فرقه ها نیز تنها به شرکت در مجالـس وعظ و گاهی روایت حدیث بسنـده می کرده اند؛ اما اندک اندک مراحل سلوک عرفانی را طی نموده، به تربیت مریدان، برگـزاری مجالس وعظ، رهبـری خانقاه ها، اجـرای مراسـم سماع، همکاری و همیاری از طریق تشکیلات فتیان و... پرداخته انـد و بعضی حتی به مقـام ولیه اللهی نیز دست یافته اند. همچنین به نظر می رسد تفاوت مشرب ها و طریقت های عرفانی، باعث ایجاد تفاوت نگرش ها و اختلاف در شیوه های عارفانه زنان بوده است.
دهه چهل شمسی یکی از درخشان¬ترین مقاطع شعر معاصر فارسی است. در این دهه، جریانها و موج های زیادی مانند موج نو، شعر دیگر و شعر حجم از دل شعر نیمایی سر برآوردند. هوشنگ چالنگی از جمله شاعرانی بود که در این دهه به شعر بیوزن موج نو گرایش پیدا کرد و به همراه چند شاعر، گروه «شعر دیگر» را تشکیل دادند که بعدها هسته نخستین «شعر حجم» شدند. آموخته¬ها و آموزه¬های شعری چالنگی در دهه پنجاه سرمشق شاعران جوان مسجدسلیمان قرار گرفت و از پس آن و با حمایت پرشور منوچهر آتشی، موج ناب پا گرفت. چالنگی از زبانی ویژه در سروده¬هایش بهره گرفته است. شعرِ او، شعری موجز است. توجه به عناصر اقلیمی و طبیعت زادبوم خویش در سرودههایش جلوه¬ای تازه به شعرهایش بخشیده است. بازآفرینی اسطوره در شمایلی تازه، فراروی از تقطیع نیمایی، تصویرهای فراواقعی، آشنایی¬زدایی و استعاره¬گرایی از دیگر ویژگیهای شعری اوست.