نوشته حاضر به مشکلات موجود در روش ها و سیستم های صنعتی ساختمان سازی در پاسخ به نیازهای جمعیت در حال رشد، کیفیت نسبتا پایین محصول نهایی، تقاضا برای ساخت با کیفیت بالاتر، بالا بودن میزان مصرف انرژی و مواد اولیه در ساختمان سازی و تأثیرات منفی محیطی ناشی از تولید انبوه زباله و نخاله های ساختمانی می پردازد. علاوه بر لزوم ساخت ساختمان های جدید، کیفیت ضعیف فرآیند ساخت، باعث تسریع استهلاک ساختمان های موجود شده و در نهایت، تقاضا برای ساختمان های جدید را افزایش می دهد. علاوه بر موارد فوق، دوره های زمانی طولانی بازیافت مصالح از نخاله های ساختمانی، آلودگی محیط زیست در فرآیند بازیافت مصالح، بالا بودن هزینه مصالح و ماشین آلات ساختمانی، تأثیر تغییرات (عملکردی، تکنولوژیک، اقتصادی، فرهنگی و اکولوژیک) مداوم بر ساختمان ها در دوره عمر آن ها، نیاز متغیر و روزافزون به بناها و گسترش پذیری و انعطاف پذیری نامناسب و اندک بناهای موجود نیز جزو مهمترین مسایل سیستم های صنعتی ساختمان سازی هستند که دوره عمر مورد انتظار ساختمان های موجود را به شدت کاهش داده و باعث ایجاد تغییرات کلی و اساسی ساختاری در دوره های زمانی کوتاه مدت می شوند. مهمترین اهداف این مقاله عبارت است از تبیین اهمیت ساختار و اجزای سیستم های صنعتی ساختمان سازی و ارزیابی امکان، روش ها و مزایای سازگاری و بروزآوری آنها بعد از دوره عمر مفید است. علاوه بر این، روش های عملی و تکنیکی دستیابی به سیستم های صنعتی ساختمان سازی با قابلیت بروزآوری، سازگاری و استفاده مجدد مورد بررسی قرار گرفته و روش های سازگارسازی سیستم های صنعتی ساختمان سازی در برابر تغییرات مؤثر ارائه شده است؛ به نحوی که: الف) این سیستم های ساختمانی، پاسخی درخور در برابر نیاز به ساختمان جدید داشته باشند ب) با دارا بودن امکان استفاده مجدد از اجزای ساختاری در برابر تغییرات مؤثر در طول دوره عمر ساختمان، بتواندد پاسخی مناسب بر اساس طرح، بنا، شرایط و نیاز جدید را ارائه دهند.
مطالعات رضایتمندی گونه ای از تحقیقات کاربرمدارانه است که امروزه در جهت ارتقاء سطح ارزشی نظر کاربران رونق یافته و از گونه های مهم آن تحقیق در زمینه میزان رضایت از مسکن می باشد. در این محتوا محققین بسیاری بر انواع عوامل، دسته بندی آن ها، فرآیند ایجاد رضایت و ... نظریات متعددی را مطرح نموده اند. اما تا کنون با وجود مطرح شدن تاثیر عوامل شخصی و فرهنگی بر میزان رضایت همچنان در بررسی عوامل موثره و تدوین برنامه های طراحی گاها از تحقیقات انجام شده در سایر بسترهای فرهنگی استفاده شده است که نتیجه ی مثبتی را در پی ندارد. لذا در این تحقیق در پی بررسی میزان رضایتمندی ساکنین منطقه ی موردی از هر یک از عوامل رضایتمندی، مولفه های شخصی، اجتماعی، محیطی، کالبدی و فرهنگی موثره بر متغیرهای رضایتمندی نیز سنجیده و میزان تاثیر هر یک مشخص می گردد.به منظور پاسخ به اهداف مطرحه پژوهشی میدانی با جامعه ی آماری 259 نفراز میان ساکنین ساختمان های کوتاه مرتبه منطقه ی 5 شهرداری تهران، به شیوه ی نمونه گیری تصادفی ساده انجام گرفت که در آن رضایتمندی به عنوان متغیر وابسته و عوامل موثر بر آن به عنوان متغیرهای مستقل مورد سنجش قرار می گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از سطح رضایت نسبی ساکنین (متوسط) از عوامل کالبدی، محیطی و فرهنگی بود و در زمینه ی عوامل اجتماعی رضایت پایین مشاهده گردید. در بحث نهایی تحقیق از میان دوازده مولفه ی شخصی مورد آزمون در جهت شناخت میزان تاثیرگذاری مشخص گردید که مولفه های سن، نقش اجتماعی، مالکیت و متراژ واحد مسکونی دارای بیشترین حد تاثیرگذاری بودند به گونه ای که متراژ بالاتر، درصد مالکیت بیشتر و سن پایین تر موجبات ابراز رضایت را بالاتر می برد؛ و از میان متغیرهای چهارگانه ی موثر متغیرهای محیطی دارای بیشترین درصد تاثیر بر میزان رضایت را دارا بودند.
هنر و معماری اسلامی به مثابه آیینه ای است که آموزه های اصیل، معنوی و رازآلود حکمت اسلامی را در خود به ودیعه نهاده و بازتاب دهنده حقایق دینی و اعتقادی به شمار می رود. این پژوهش بر آن است تا به نحو مبسوط به تحلیل ساختاری و مضمونی آرایه های تزیینی به کار رفته در محراب زرین فام «پیش روی مبارک» امام رضا (ع)، به عنوان یکی از مصادیق فضای قدسی در معماری اسلامی بپردازد و علاوه بر کشف معانی و مفاهیم حکمی مندرج در آنها، به بیان تأویلی درخصوص رابطه میان این عناصر با مفاهیم دینی و آیینی از یک سو، و هویت مکانی و زمانی این محراب دست یابد نتیجه اجمالی تحقیق بیانگر آن است که هر یک از عناصر تزیینی این محراب معنایی منعکس از عالم بالا دارند و مفاهیمی چون حضور الهی، رستاخیز، عروج به عالم ملکوت، و تمرکز و تزکیه درونی را بر قلب و جان نمازگزار متبادر می سازند. این معانی در ارتباط مفهومی بسیار روشنی با فریضه نماز و نیایش قرار دارند. مضامین مطرح در کتیبه ها نیز متناسب با هویت مکانی محراب و شرایط مذهبی و اعتقادی دوره ظهور آن تحقق یافته اند.
فهم شرایط و زمینه های شکل گیری گردشگری مذهبی بسیار ضروری و با اهمیت است. این پژوهش به مطالعه رویداد اربعین، به عنوان یک پدیده منحصر به فرد در حوزه گردشگری مذهبی می پردازد و به تأسی از پارادایم تفسیری و با اتخاذ رویکرد تحلیل تماتیک و با بهره گرفتن از تکنیک های روش تحقیق کیفی (مصاحبه نیمه ساختار یافته، قدم زدن عرضی، مشاهده همراه با مشارکت) تلاش می کند به فهم تجربه زیسته شرکت کنندگان ایرانی در پیاده روی اربعین دست یابد و از این طریق سعی در کشف ماهیت، زمینه ها و عوامل بسترساز شکل گیری رویداد اربعین دارد. یافته ها حاکی از آن است که زمینه ها و عوامل بسترساز در شکل گیری رویداد اربعین چند اسلوبی بوده و حضور گسترده مردم در این راه پیمایی ها صرفاً به یک عنصر تقلیل پیدا نکرده است. عوامل و زمینه های فرهنگی-اعتقادی ، اجتماعی-اقتصادی و سیاسی-ملی از مهم ترین این زمینه ها هستند که تنوع آنها وجه بارز و عامل منحصربه فرد بودن این اَبَررویداد به حساب می آید.
همزمان با افزایش جمعیت ، مدیریت آن ها نیز روز به روز سخت تر می شود؛ کنترل حجم عظیمی از جمعیت بدون استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی جدید امری بسیار دشوار خواهد بود. مباحث شهروند هوشمند، اقتصاد هوشمند، حمل و نقل هوشمند و ... از جمله مباحث مربوط به هوشمندسازی شهرها هستند. اکنون نحوه برخورد و همگام شدن گروه های مختلف مردم با این هوشمند سازی در شهرها امری مهم است. تحلیل پذیرفتن و همراه شدن مردم با نحوه ساماندهی ایستگاه های هوشمند در شهر های در حال توسعه در شبکه هوشمند سازی حمل و نقل عمومی از جمله اهداف ای ن تحقیق است. نوش تار حاض ر میکوش د تا فرضیه ی(همگام نشدن اقشار کم در آمد با هوشمند شدن شهر ها) مورد ارزشیابی و تحلیل قرار دهد. از نظر هدف پژوهشی، مقاله ی حاضر جزو تحقیقات کاربردی محسوب میشود. در جمع آوری اطلاعات، از روش کتابخانه ایی، اسنادی و میدانی استفاده شده است. نتایج تحقیق از تحلیل توصیفی با استفاده از نرم افزار spssبه دست آمده است و نشان داد که گروه هایی از شهروندان که 1/0 کل جمعیتی که در روز استفاده میکنند هستند از نظر اقتصادی قشر کم در آمد جامعه هستند همراهی کمتری در زمینه هوشمند سازی حمل و نقل عمومی میکنند. پس در نتیجه طراحی ها باید به صورتی انجام شود که این گروه از شهروندان را تشویق به همراهی کند.
The growth and development of urban settlement have always been accompanied by industrial activities. Previous experience shows that after industrialization of the countries and the local selection of their industries in big cities, these cities have faced with enormous work force immigration and have observed severe changes in their urban system. These changes are mostly caused by the execution of the growth pole policy and the concentrated distribution of industries in these countries’ centers. In Iran, after the solar 1340s (1961-1971C.E.), we have observed severe changes in urban system that its coincidence with the country’s industrialization requires lots of considerations. The execution of the industries’ establishment prohibition in a distance of 120 kilometers from Tehran is the appearance of one of the presented means in this era. But we still witness the big industries’ presence by 90% in Tehran in 1981. This paper is to proceed with the method of industries’ distribution in Iran by analyzing the place of small and big industries separately in cities with a population of more than 100.000 members. The results of the analysis express that 55% of the 28663 active workshops registered in cities with a population of more than 100.000 members are selected their local in only 7 cities namely Tabriz, Mashhad, yazd, Isfahan, Qom, Tehran, and Karaj, which shows a kind of disproportion in the industries’ distribution across the country. Also, more than 90% of the existing active industrial workshops in cities with a population of more than 100.000 members have been in the range of less than 50 employed industries that included 50% of the employed members in the industry sector.
بیان مسئله: مجموعه حرم مطهر رضوی یکی از مهم ترین بناهای موجود در ایران است که از دو منظر آیینی و کالبدی اهمیت بسیار زیادی دارد. با این حال هنوز مطالعه چندانی درباره ساختار اولیه فضایی بنای نخستین و فرایند گسترش کالبدی آن صورت نگرفته است. از این رو مطالعه و بررسی ساختار اولیه و نخستین مراحل تشکیل دهنده مجموعه حرم به درک ساختار فعلی آن کمک زیادی خواهد کرد.هدف پژوهش: در این پژوهش تلاش می شود تا ردپای بنای اولیه در وضعیت فعلی مجموعه حرم در اطراف بقعه مورد جست وجو قرار گیرد و سپس الگوی فضایی آن شناسایی شود.روش پژوهش: این مقاله با رویکردی «تفسیری-تاریخی» ساختار اولیه فضایی حرم در اطراف بقعه را بررسی خواهد کرد. از این رو ابتدا این فرضیه طرح شد که «ساختار فضایی بنای اولیه مدفن حضرت رضا (ع)، که گسترده تر از بقعه ای ساده (تک بنا) بوده است، از الگوهای شکلی و فضایی دوران ساسانی پیروی کرده است». سپس این فرضیه با اتکا بر متون تاریخی مورد بررسی قرار گرفت و در ادامه از طریق بررسی های شکلی، ردپای بنای اصلی در اطراف بقعه جست وجو شد و الگوی پیداشده با تعدادی از کاخ های ساسانی و صدر اسلام مقایسه شد. در انتها این سه دسته از اطلاعات با یکدیگر تطبیق داده شده اند.نتیجه گیری: اطلاعات به دست آمده نشان داد که محتمل است ساختار بنای اولیه حرم مطهر رضوی، که ریشه در کاخ «حُمَید بن قحطَبه» دارد، از ساختار معماری کاخ های ساسانی پیروی کرده باشد و نیز هندسه چلیپایی شکل (دارالسیاده) در کنار فضای ایوانی شکل (دارالحفاظ) مشابهت زیادی با الگوی فضایی کاخ های ساسانی دارد.
زمانی که قزوین به عنوان پایتخت شاه طهماسب انتخاب شد، دولتخانه و مجموعه ای از باغ ها، در اراضی موسوم به زنگی آباد ساخته شدند. با تخریب بخش وسیعی از مجموعه صفوی قزوین، آثار ناچیزی از آن باقی مانده است. این آثار ناچیز و منابع دیگر همواره دست مایه قرار گرفته اند تا شکل شهر و طرح دولتخانه و باغ های مجاور آن آشکار شود. با وجود این، به نظر می رسد اطلاعات موجود برای فهم طرح شهر صفوی و خصوصیات اجزای مهم آن همچون خیابان کافی نیستند و شکل، طرح و خصوصیات خیابان صفوی به اندازه کافی مطالعه نشده است. این مقاله به دنبال یافتن موقعیت و خصوصیات خیابان یا خیابان های دارالسلطنه قزوین است. شاعر دربار، عبدی بیگ شیرازی به دستور شاه، دارالسلطنه و از جمله باغ سعادت، کاخ ها و برخی خیابان ها و میدان ها را توصیف کرده است. این توصیفات، سندی مهم برای فهم فضاهای شهر جدیدی است که در زمان طهماسب در شمال قزوین ساخته شد. برخی از جهانگردانی که به قزوین رفته اند، مشاهدات خود را از دربار صفوی در بخش هایی از دست نوشته ها و ترسیم های خود شرح داده اند. از میان آن ها پیترو دلاواله، دن گارسیا فیگوئروا و انگلبرت کمپفر بیشتر از دیگران، اطلاعاتی درباره دارالسلطنه قزوین ارائه کرده اند. در این مقاله که روشی تفسیری و توصیفی تاریخی دارد، ابتدا شرح عبدی بیگ از خیابان های مجموعه مطالعه شده است. با شناخت فضاهای توصیف شده در شعر و تطبیق ویژگی های آن ها با ترسیم های کمپفر و نوشته های دلاواله و فیگوئروا، موجودیت و موقعیت خیابان یا خیابان ها و ارتباط آن ها با یکدیگر در بستر شهر قابل فهم است. بر این اساس به جز خیابان شمالی جنوبی و خصوصی درون باغ اطراف ارشی خانه و سایر خیابان های درون باغ ها، دو خیابان در بیرون باغ های خصوصی قابل شناسایی است: نخست، خیابانی نیمه عمومی که میان سردر عالی قاپو و سردر باغ اطراف ارشی خانه قرار دارد و دوم، خیابانی که سردر عالی قاپو را به شهر قزوین متصل می کند و انتهای جنوبی آن نزدیک جلوخان مسجد جامع بوده است.
فضاهای موجود در بناهای سنتی کویری ایران هریک به دلایلی به وجود آمده اند که نحوه و میزان استفاده از آنها در فصول مختلف سال خود بیانگر علت وجود آنهاست. این فضاها عمدتاً با رویکرد اقلیمی طراحی شده اند . برخی از این فضاها محل اصلی زیستن و برخی نیز مکان قرارگیری خدمات پشتیبان فضاهای زیست می باشند . این پژوهش با هدف بررسی رفتار حرارتی فضاهای واسط و میانی (میاندر) و پیش ورودی ها در خانه های سنتی اقلیم گرم و خشک و تاثیرشان بر سازگاری یا ناسازگاری با منطقه آسایش حرارتی انسان انجام شده است.
برای این منظور پس از طبقه بندی پلان های خانه های سنتی یزد با رویکرد گونه گونی فضاهای بسته، واسط و باز، و همچنین درصد بازشوهای هر کدام، به ارزیابی رفتار حرارتی آنها بسته به ضرورت وجودی انواع فضاهای مذکور پرداخته شد. سپس بر اساس طبقه بندی های به دست آمده از گونه های متنوع، به صورت موردی نمونه ای رایج تر در محیط نرم افزار design builder شبیه سازی شده و نمودارها و اطلاعات مرتبط با اختلاف درجه حرارت فضاهای میانی و فضاهای بسته درونی برای تحلیل و بررسی حرارتی حاصل گردید.
بررسی نمودارها بیانگر تاثیر مثبت پیش فضاها، به ترتیب در گرمایش و سرمایش فضاهای اصلی در فصول زمستان و تابستان بوده است. لازم به ذکر است که شبیه سازی شرایط در نرم افزار مذکور در دو ضلع جنوبی و شمالی بنا و مطابق با نحوه استفاده ساکنین از این فضاها در فصول مختلف صورت گرفته است. تاثیر مثبت فضاهای میانی و واسط ما بین فضاهای باز و بسته خود نشان از امتیاز به کارگیری این ایده در طراحی های جدید این اقلیم می باشد تا علاوه بر استفاده از تجهیزات و علم روز، از الگوه ای طراحی معماری سنتی و تجربیات ارزشمند حاصل از صدها سال تجربه مداوم پیشینیان نیز بهر هگیری مناسب به عمل آید.
تعداد روزهای گرم در بسیاری از نقاط جهان به دلیل پدیده جزیره گرمایی و تغییرات اقلیمی جهانی افزایش یافته است. درجه حرارت هوا به شدت بر آسایش حرارتی انسان و سلامت عمومی آن ها تاثیر می گذارد؛ بنابر این استفاده از راه حل هایی برای بهبود این شرایط گسترش یافته است. یکی از نقاط مهم شهری که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته محوطه های دانشگاهی است. این فضاها بدلیل وسعت و تعداد کاربران زیاد، نقش مهمی در خرد اقلیم منطقه اطراف خود دارند. علاوه بر این شرایط محیطی این محوطه ها بر فعالیت و سلامت دانشجویان و اساتید تاثیر گذار است. عوامل متعددی برای کاهش جزیره گرمایی و ایجاد آسایش حرارتی در این محوطه ها نقش دارد. بحث در این مورد به وضوح نشان می دهد که چگونه این دستورالعمل ها می تواند به افزایش آسایش حرارتی در محوطه های دانشگاهی و به حداقل رساندن اثر جزیره گرمایی کمک کند. با این وجود مطالعات گسترده ای در این زمینه انجام نشده و بدین دلیل انجام پژوهشی در این زمینه دارای اهمیت است. هدف از انجام این تحقیق دستیابی به عواملی است که به طراحان کمک کند تا محیطی مناسب برای استفاده دانشجویان و ساکنین پیرامون این محوطه ها فراهم کنند. این پژوهش در کنترل شرایط حرارتی در مرحله طراحی اولیه مفید است.
دستاوردهای هنری و معماری هخامنشیان از دیرباز توجه محققان را به خود جلب کرده اند، اما بیشتر تحقیقات صورت گرفته در این حوزه ها به یافتن ریشه های آثار امپراتوری هخامنشی در دیگر تمدن های باستان معطوف بوده است. در دهه های اخیر، تلاش های ارزشمندی برای شناخت مستقلی از تاریخ و ارزش های هنری آثار هخامنشی صورت گرفته، اما معماری و به ویژه فناوری به کارگرفته شده توسط آنان، تنها به صورت محدود و پراکنده بررسی گردیده است. چنین مطالعاتی نمی تواند افق های جدیدی را برای درک بهتر فرهنگ ساختمان سازیِ آن عصر پیش روی محققان باز کند. تحقیق حاضر در جست وجوی پر نمودن این خلأ دانش است. با در نظر گرفتن ویژگی های منحصربه فرد مهندسی در کاخ های هخامنشی، شناخت فناوری هایی که برای اجرای این بناها به کار گرفته شده، اهمیت فراوان دارد. با استفاده از پژوهش تاریخی تفسیری و تحلیل مهندسی از اسناد باستان شناسی، این مقاله روش های کاربرد مصالح و فنون ساختمانی، چگونگی مقابله با نیروهای ویرانگر طبیعت و روند توسعه فناوری معماری در امپراتوری هخامنشی را معرفی می کند. درک تقریبی از ویژگی های مصالح ساختمانی و نحوه جریان یافتن نیروها، همچنین کاربرد و ترکیب فناوری های موجود و توسعه هوشمندانه روش های جدید برای بهبود رفتار سازه ای بنا، از جمله مواردی بودند که ساخت بناهای عظیم سلطنتی هخامنشی را امکان پذیر ساخت.
تغییرات اقلیمی و گرم شدن زمین لزوم توجه به آسایش حرارتی در محیط شهری را آشکار می سازد. آسایش حرارتی بیرونی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر کیفیت فضای باز و سلامت کاربران پیاده است و تأمین آن منجر به حضور هر چه بیشتر افراد در فضای باز و سرزندگی شهری می گردد. کنترل تابش و سایه اندازی از عوامل تأثیرگذار بر آسایش حرارتی بیرونی هستند. سایه به عنوان مانعی در برابر تابش شدید آفتاب بوده و وجود سایه روی زمین سبب کاهش دمای سطح می شود. به منظور سایه اندازی می توان از سایه بان های طبیعی و مصنوع استفاده نمود. سایه اندازهای طبیعی اغلب به زمان نسبتاً زیادی برای رسیدن به مرحله سایه اندازی نیاز دارند. سایه بان های مصنوع به دلایلی از جمله سرعت دستیابی به سایه مورد نظر، بسیار مورد توجه و استفاده هستند. از جمله سایه بان های مصنوع می توان به سایه بان های غشایی اشاره کرد. امروزه استفاده از سایه بان های غشایی در فضاهای باز گسترش یافته است. لذا مقاله حاضر بر پایه یک روش توصیفی – تحلیلی شامل مطالعات کتابخانه ای، به بررسی تأثیر سایه بان غشایی به عنوان یکی از عوامل ایجاد سایه در فضای باز با هدف افزایش آسایش حرارتی می پردازد. نتایج نشان می دهد که سایه بان های غشایی به دلیل سبکی، سرعت و سهولت احداث و ویژگی های حرارتی خاصی که دارند بخصوص برای استفاده در فضای باز اقلیم های گرم مناسب هستند و سبب سایه اندازی موثر در محیط و افزایش آسایش حرارتی بیرونی می شوند.
تعاملی که معماری بومی با معماری سبز دارد تعاملی عمیق و کهن است بطوریکه از زمانی که انسانها، سکونتگاه های اولیه را بر اساس مولفه های طبیعی همچون جهت وزش باد و یا جهت تابش نور خورشید به منظور بهره گیری هرچه بیشتر از انرژی های طبیعی می ساختند، مورد توجه بوده است. امروزه مبحث معماری سبز و ارتباط آن با ساختار معماری بومی و طراحی ساختمان ها با توجه به پس زمینه ها و تنوع اقلیمی و طبیعی هر منطقه بحثی اجتناب ناپذیر است که باعث می شود تا دغدغه دیرینه معماران را از گذشته تا به امروز در امر صرفه جویی و بهینه سازی مصرف انرژی در ساختمان ها کاهش دهد. پژوهش حاضر به دنبال تبیین مولفه های معماری بومی و معماری اقلیمی و ارتباط آن با اصول معماری سبز به منظور ارتقای کیفی معماری در ساخت و سازهای جدید است. این پژوهش می کوشد تا با روش توصیفی تحلیلی به بررسی معماری ساختمان ها وب افت همساز با اقلیم در نمونه موردی پرداخته و در جهت تبیین مولفه های معماری بومی گام بردارد. نتایج این تحقیق نشان می دهد توجه به معماری بومی و طراحی اقلیمی هر منطقه در روند مدیریت و صرفه جویی بهتر مصرف انرژی های تجدید ناپذیر و استفاده حداکثری از انرژی های تجدید پذیر (نور خورشید، باد و...)، ارتقای کیفیت محیط زیست و بالا بردن کیفیت آسایشی که از ویژگی های معماری سبز در محیط های انسان ساخت می باشد موثر است.
علت های وجودی باغ های ایرانی با توجه به ارتباط بین علت های مادی و فاعلی، همگی در راستای تأمین آسایش و لذت جویی انسان بوده است و در این راه از علت صوری هندسی و منظم بهرهگیری شده است، بنابراین میتوان گفت که غایت اولیه ساخت باغ ایرانی لذتجویی بوده است اما این غایت با گذشت زمان با غایت معنایی ترکیب شده و غایت نهایی به صورت یک بهشت مقدس نمود یافته است. اقلیم کویری در کنار میل به محرمانگی و اصل عدم مشرف بودن تواما با حفظ امنیت باعث ایجاد فضاهای درونگرا و اندرونی شده است باغ های این منطقه با اقلیم کویری در خدمت حاکمان و خوانین برای حکمرانی توأم با زندگی بوده است. منطقه کوهپایهای شرق بیرجند تا مود با توجه به حکومت خاندان امیریه و استقرار آن ها از امیرآباد گرفته تا اکبریه، رحیمآباد، بهلگرد، شوکت آباد، نوفرست، مود و ارتباطات سببی و نصبی خاندان مذکور تا دره هریوند باغ هایی را ایجاد کرده است. باغ حیدرآباد یکی از باغ های مذکور است. روش های گردآوری اطلاعات به روش کتابخانهای، پیمایشی، مصاحبه با مطلعان و استفاده از اسناد مکتوب و مصور میباشد. یافتهها نشان میدهد این باغ در حال حاضر تقریباً از بین رفته، قنات آن خشکیده، اعیان فرسوده و جرزهای باقیمانده توان نیارش گنبدها را از کف داده، اما هیبت آن هنوز در ذهن بیننده رسوخ کرده و نجوای دوران اقتدار آن انسان را به وجد میآورد مصالح آن اغلب از آجر و خشت است جهت قرارگیری سایت جنوب شرق به شمال غرب است این باغ در فاصله 30 کیلومتری بیرجند و در فاصله یک کیلومتری مود قرار دارد از نتیجهگیری مطالعات انجام شده این طور مشخص می شود که باغ حیدرآباد مود متعلق به خاندان امیریه و در حال حاضر نه سهم آن ملکی و سه سهم آن وقفی میباشد اما چون قنات آن خشکیده باغ نیز به تبع آن از نفس افتاده است. ریتم در قوس های مازهای و تیزهدار برقرار و پلان باغ متقارن میباشد سبک معماری آن ایرانی اسلامی و حدود ساخت آن به دوران قاجار بر میگردد از شاخصه های این باغ حضور آب، وجود فضای سبز با کاربری مثمر، شاه نشین در کنار استخر، وجود درختان پسته، عناب؛ کاج و بنه می باشد. جهت باغ برخلاف دیگر باغ های تاریخی بیرجندی شمالی جنوبی نمی باشد.
گره اسلامی یکی از الگوهای هندسی مشهور در هنر و معماری اسلامی است که به دلیل پیچیدگی در ترسیم و گستردگی الگوها، در نزد معماران اسلامی فنی مهم و در نزد مستشرقین و پژوهشگران هنر اسلامی امری ناشناخته بوده است. با وجود اسناد مکتوب و آثار به جامانده از سنت معماری اسلامی- به دلیل ناآشنایی پژوهشگران غربی با اسناد به جامانده- در سده اخیر تلاش هایی برای باز اختراع روش های ترسیم گره های اسلامی از سوی برخی پژوهشگران غربی صورت گرفته که منجر به تعریف روش های گوناگون ترسیم و طراحی گره های اسلامی با تکیه بر ویژگی های متعدد این الگوها شده است. سؤال تحقیق آن است که چه اختلافی میان روش های معاصر و نمونه های سنتی با توجه ویژه به کاربرد معاصر گره ها وجود دارد؟ زیرا این روش ها با وجود تلاش برای ارائه الگوی جامع از ترسیم گره های اسلامی، به نتایج متفاوتی از گره های سنتی اسلامی می رسند که توجه به کاربردهای ویژه در معماری نظیر تأثیرات انحنای بستر بر هندسه ی گره های ترسیمی، به آشکاری این اختلافات کمک می کند. در این مقاله با بررسی هر یک از روش های سنتی و معاصر ترسیم گره های اسلامی و تحلیل تفاوت موجود میان الگوهای سنتی و معاصر در توجه به هندسه ی بستر در گره سازی با استفاده از روش های تحلیلی- توصیفی هندسی، به توضیح مفهوم چندزمینه گی و گونه ی گره های دست گردان در گره سازی سنتی به عنوان خصوصیتی منحصربه فرد در الگوهای کهن گره سازی اسلامی، دست می یابیم و مشخص می شود که این مفهوم در راهبرد معماران سنتی برای توجه به زمینه و طراحی یک گره مختص بستری خاص بوده است. این مهم در کاربرد گره های اسلامی در سطوح منحنی و با توجه به بسترهای غیرمسطح بهتر شناسایی می گردد. به این ترتیب به کار بردن گره سازی اسلامی در معماری معاصر زمانی می تواند به عنوان امتداد سنت گره سازی سنتی تلقی گردد که روش های موجود در راهبرد چندزمینه گی به کمک طراحی گره های اسلامی بیاید.
بیان مسئله: بی هویتی و عد م تعلق به مکان د ر کنار عد م توجه به اقلیم، طبیعت و تاریخ، معماری مد رن را با مشکلات اساسی روبه رو کرد . همین مسئله معماران معاصر را بر آن د اشت تا به جست وجوی راه حلی برای مشکلات برآمد ه از معماری مد رن برآیند . چگونگی برقراری ارتباط بین معماری، تاریخ و طبیعت به گونه ای که محصول طراحی توانایی پاسخگویی به نیازهای امروز را د اشته و د ر عین حال بهره مند از تکنولوژی پیشرفته باشد ، مسئله اصلی این پژوهش است. هد ف پژوهش: یافتن اید ه های اصلی د ر معماری بومی با تمرکز بر معیار اقلیمی است که قابلیت ترکیب با فناوری جد ید را د اشته، مبنایی د ر شکل گیری کانسپت های معاصر باشد و راه را برای رسید ن به معماری پاید ار بگشاید . امکان یافتن خوانش های مختلف از متن معماری بومی منتهی به آفرینش زبانی جد ید مبتنی بر ارجاع مستقیم یا برد اشتی نشانه شناسانه (سمبولیک) از متن نیز از جمله سؤالاتی است که یافتن پاسخ آن د ر مسیر رسید ن به هد ف اهمیتی ویژه د ارد . روش پژوهش: د ر این مطالعه روشی ترکیبی از تحقیق تفسیری-تاریخی و تحقیق کیفی به کار گرفته و د ر بررسی نمونه های مورد مطالعه از مطالعه کتابخانه ای استفاد ه شد . د ر بخش پایانی نیز از روش تطبیقی د ر بررسی شباهت ها و تمایزات نمونه ها بهره گرفته شد . نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که معماران معاصر، با شناخت ویژگی های اصلی معماری بومی-سنتی، نقشی ویژه د ر شکل گیری زبانی و محتوایی معماری پاید ار معاصر د اشته اند . د ر اکثر نمونه های مورد بررسی، الگوهای اولیه معماری بومی و سنتی د چار د گرگونی اساسی د ر زمینه فرم و کارکرد د ر روند انتقالی شد ه و د ر بسیاری از موارد د ر کنار پاسخگویی به مسائل اقلیمی از ویژگی های نشانه شناسانه معطوف به بیان سمبولیک برخورد ار شد ه اند و این امر به نوعی پاید اری فرهنگی د ر کنار پاید اری محیطی منجر شد ه است. د ر سطحی د یگر، ترکیب تکنولوژی پیشرفته با محتوای بومی و سنتی د ر برخی نمونه ها، امکان تجلی روح زمانه و بیانی نوگرایانه از کانسپت سنتی را به وجود آورد ه است.
دوگانه انگاری خلاقیت و نووارگی در مقابل اثرپذیری، پیوندگونی و خویشاوندی میان آثار از بحث هایی است که به ویژه پس از مدرنیته همواره بر هنر و معماری سایه افکنده است. این پژوهش در تلاش است با رهیافت به فرآیند میان متنی بیان کند؛ معماری تنها با اتکا به نبوغ و چیرگی اصالت ایده ی معمار و به یکباره و ناگهانی خلق نمی شود بلکه در جذبه و کشاکشی غریزی با تجربه، روش، اثر و ابزارهای دیگر هنرمندان؛ قوام می یابد. معماری اقتباس وخوانشی گسترده، ناهمگون و بیپایان از آثار دیگران و همواره در گفت وگوی با دیگری است. از سوی دیگر در فرآیند میان متنی تلاشمان برای جست وجوی شباهت ها و قیاس آثار معماری با یکدیگر را باید به میل انسان به یافتن تبار، تبارشناسی و در اصطلاح یافتن اسطوره ی خویشاوندی اش نسبت دهیم. پژوهش در دفاع از این فرضیه بنا شده که معماری نوعی گفتمان است که از پیوندخوردگی و خویشاوندی میان آثار در تقابل با هژمونی یکتایی و منحصربفرد بودن سخن می گوید و در انتقاد از نقد سنتی است که در بدنهی انتقاداتشان ارزش اثر را به اصالت ایده، حاصل ذهن خلاقه ی آفریننده، نسبت می دهند و برخی آثار را تا سطح اثری کپی و فقط اقتباسی، تنزل می دهند . اما در رهیافت میان متنی هیچ متنی (اثری) دیگر فقط یکتا نیست و به طور حتم در گفتگوی میان لایه های ذهن هنرمند با یک یا چند پیش متن دیگر شکل یافته است. پژوهش با ماهیتی کاربردی و به روش تحلیلی - تفسیری می باشد. داده های مستخرج با تکیه بر استدلال منطقی مورد تحلیل قرار خواهند گرفت که نتایج آن در قالب جداولی ارائه خواهد شد. با رویکرد تفسیرگرای میان متنی به تحلیل آرای معتبر با محوریت مفهوم خوانش میان متنی می پردازیم و در نهایت تحلیل چند اثر از معماری ایران ارائه می شود، تا خوانش معماری میان متنی، به صورت کلّی بازشناخته شود.
مهم ترین رسالت آموزش و پرورش، آماده سازی کودکان و نوجوانان برای ورود موفق به جامعه است. محیط آموزشی به عنوان اولین اجتماعی که کودک بدان پای می گذارد می تواند نقش موثری در هویت یابی و جامعه پذیری دانش آموزان ایفا کند. دانش آموز می تواند در جامعه کوچک مدرسه کفایت های اجتماعی لازم برای حضور در جامعه بزرگ تر را بدست آورد. مطالعات بسیاری بر ناتوانی روش های تدریس کنونی در آماده سازی دانش آموزان برای حضور موثر در جامعه اشاره دارند و روش های تدریس نوین و فعال را جایگزینی اثربخش برای تقویت مهارت های اجتماعی دانش آموزان می دانند. روش های تدریس نوین امکان حضور فعال دانش آموز در جریان کلاس را فراهم نموده، به او امکان نقش یابی در جمع کلاسی را می دهند و در رشد شخصیت وی موثرند. از آنجا که فرآیند آموزش در محیط آموزشی صورت می پذیرد، ساختمان مدرسه نیز در اجرای موفق روش های تدریس نوین اثرگذار است. در هر یک از روش های تدریس نوین، انتظار می رود روند مشخصی در کلاس طی شود و ارتباط موثری میان دانش آموزان و معلم ایجاد شود. این روند آموزشی و ارتباط انسانی، چیدمان کلاسی خاصی را می طلبد و با طراحی مناسب مبلمان کلاسی می توان کلاس را برای اجرای هر کدام از روش های تدریس نوین آماده کرد. لذا هدف از تحقیق حاضر دست یابی به چیدمان مناسب برای فضاهای داخلی مدارس بوده است که بتواند با کنار هم قرار دادن چندین رویکرد آموزشی نوین، ابعاد مختلف کفایت اجتماعی را در دانش آموزان رشد دهد. بدین صورت ابتدا به مفهوم کفایت اجتماعی و ابعاد آن پرداخته شده است و سپس با معرفی سبک های تدریس نوین، ارتباط بین سبک تدریس و رشد کفایت اجتماعی دانش آموزان بررسی شده است و در پایان چیدمان های مناسب فضای داخلی مدرسه با ذکر نمونه معرفی شده اند.