مناطق کلانشهری» یکی از مهم ترین پدیده های نوظهور قرن بیستم است که الگوهای متفاوتی از شهرنشینی، نظام اسکان، اندازه شهر، ساختار و سازمان فضایی را عرضه کرده است. این پدیده از نیمه دوم قرن بیستم به الگوی غالب شهرنشینی بدل شده و به ویژه در حوزه کشورهای «جنوب» نمود بیشتری داشته است به گونه ای که روند فزاینده کلانشهری شدن در کشورهای «جنوب» چه به لحاظ تعداد و چه از جنبه مقیاس، کشورهای پیشرفته را تحت الشعاع قرار داده است. این مناطق کلانشهری، تحت تاثیر مجموعه ای از نیروها و عوامل طبیعی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و فنآوری شکل گرفته و در ابعاد مختلف دگرگون یافته اند. نیروها و عوامل مختلف در طول زمان و بنا به مقتضیات مکانی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، مکانیزم و فرایند خاصی را در شکل گیری و تکوین مناطق کلانشهری طی نموده اند. پژوهش حاضر نشان می دهد که مجموعه ای از عوامل و نیروهای بیرونی همچون جهانی شدن، بازساخت اقتصادی(محو صنعت از شهرها، ظهور اقتصاد خدماتی و دانش پایه و ...) و انقلاب فنآوری اطلاعات همراه با عوامل درونی همچون رشد جمعیت، مهاجرت، پراکنده رویی، اسکان غیررسمی و سکونتگاه های خودروی پیرامون کلانشهرها، حومه شهرنشینی، جنبه های نهادی(تفرق سیاسی، سیاست های ادغام و الحاق)، سرمایه گذاری زیرساختی و ساختار شبکه(حمل و نقل کلانشهری) از مهم ترین عوامل اثرگذاری هستند که در طی یک فرایند مشخص به سازمان یابی فضایی و تکوین مناطق کلانشهری منجر می گردد.
در حیاط غربی مسجد امام (شاه عباسی) اصفهان، واقع در میدان نقش جهان، قطعه سنگی در کنار دیوار شمالی نصب شده است که در تمام روزهای سال (365 روز) هنگام نیمروز، لحظه ظهر را بدون سایه نشان می دهد. آن گاه موذن بر گلدسته رفته مردم شهر را به نماز فرا می خواند. سنگ ساعت از دو بخش تشکیل شده است، یکی سنگ مستطیل شکل و دیگری سنگ مثلثی شکل که در کنار آن نصب شده و مجموعاً یک ذوزنقه قائم الزاویه را تشکیل می دهند و در هنگام نیمروز، آفتاب با زاویه 125 به بدنه جنوب غربی می تابد و با بدنه شمال غربی مماس می گردد. مسجد امام برای جهت گیری به سمت قبله 45 درجه به سمت جنوب غربی چرخیده است در حالی که میدان نقش جهان برای انطباق با تابش خورشید ?14 تا ?17 به سمت جنوب شرقی جهت گیری نموده است. اختلاف این دو زاویه در دالان ورودی مسجد شاه و همچنین در دالان ورودی مسجد شیخ لطف اله به نحو شگفت انگیزی انعکاس یافته است. این شگفتی در سنگ ساعت مسجد شاه نیز وجوددارد. این سنگ نیز توسط شیخ بهایی تنظیم شده و در مسجد شاه نصب شده است. سنگ ساعت مسجد شاه انعکاسی از دو زاویه مسجد به سمت (جنوب غربی) قبله و میدان به سمت (جنوب شرقی) دیگر می باشد. راز این سنگ تنها در نحوه تابش آفتاب نیست، بلکه در نحوه پوشاندن سایه توسط سنگ مثلثی شکل است که در این تحقیق چگونگی آن آشکار شده است.
فضاهای عمومی، مکانی برای ظهور و بروز زندگی شهری و فضاهایی برای انواع فعالیتها هستند. یکی از اهداف مهم طراحی فضاهای شهری، بهبود کیفیت استفاده از فضاها برای استفادهکنندگان از طریق تجهیز محیطهای شهری است که فضایی مناسبی برای تمام گروه های سنی، شغلی و گروه های جنسیتی فراهم میآورد. این مطالعه بر عدالت جنسیتی در حضور و استفاده از فضاها تحت عنوان رویکرد مشمولیت در استفاده از فضاهای شهری تأکید دارد. این تحقیق همچنین بر تئوری «اصل اخلاقی مراقبتی» مبتنی است که تجارب استفاده زنان در فضاهای عمومی را مورد بررسی قرار میدهد. هدف این مقاله، بیان اهمیت و لزوم حضور زنان در فضاهای شهری به واسطه تعریف فعالیت ها و عملکرد های حمایتی در فضاهای عمومی است. از آنجا که فضای فعالیت زنان به لحاظ تاریخی در خانه یا در فضای نزدیک خانه بوده است، به نظر میرسد فضاهای باز محلهای، به خصوص در فرهنگ ایرانی، با زندگی روزانه و نیازهای زنان پیوند بسیار نزدیکی دارند. در انتهای مقاله فاکتورهای مؤثر بر استفاده از فضاهای کالبدی مشخص شده، و توصیه هایی به عنوان ملاحظات طراحی بهمنظور افزایش حضور زنان در فضاهای باز محلهای ارائه می شود؛ تا بدین ترتیب دستیابی به رویکرد عدالت جنسیتی در استفاده از فضا با توجه به رویکرد اصول اخلاقی مراقبتی، که مورد توجه زنان است، ممکن گردد.
طراحی محیط و خلق مناظر به فرایندی علمی و خلاق نیازمند است. بر این اساس تواناییهای طراحان محیط و منظر، ایشان را قادر به رسیدن به نتایج مناسبتری می سازد. برای رسیدن به این مهم، آموزش دهندگان طراحی محیط، باید تعادلی بین راهکارهای ارائه شده توسط برنامه ریزی محیط ومنظر و خلاقیتهای موجود در فرایند آفرینش اثر معماری ایجاد کنند تا در ضمن آنکه فراگیران در محیطی خلاق به آفرینش اثر هنری خود ادامه می دهند، ملزومات اجرایی طراحی محیط را نیز مدنظر قرار داده و طراحی آنها مطابق با واقعیات موجود باشد. بر این اساس است که مقاله حاضر، ضمن بیان تعاریف طراحی محیط و منظر و نگاهی به الگوهای گذشته در فرایند طراحی محیط، به بیان ضرورت آموزش معماری منظر بر مبنای عوامل ذکر شده می پردازد. در این راستا با سرمشقهایی از "روش چند لایه ای" مک هاگ در یافتن پتانسیلهای محیطی و کاربست دیاگرامهای وابسته در پروژه هایی اجرایی، به بیان پیشنهاداتی در زمینه آموزش طراحی محیط ومنظر پرداخته خواهد شد.
محیط های امروز شهری را برنامه ریزان، طراحان شهری و معماران طراحی کرده و می سازند و گروههای مختلف جامعه، بدون هیچ گونه سهمی در تصمیمات طراحانه، ناچار به استفاده از این فضا ها هستند. اینکه فضاهای امروز شهرهای ما تا چه حد برای استفاده کنندگان آن مطلوب است و ادراک مردم از چنین فضا هایی چگونه است، می تواند طراحان محیط را یاری دهد که به خلق فضاهای مناسب تری اقدام نمایند. بسیاری از مطالعات انجام گرفته در زمینه روانشناسی محیط، حاکی از تفاوتهای معنادار میان گروه طراحان محیط و سایر گروههای اجتماعی از جهت ارزیابی شان در مورد بعضی از خصوصیات محیطی می باشد. با عنایت به اینکه اکثر مطالعات مذکور در کشورهای دیگر صورت گرفته است، نمی توان آن را به کشور ما تعمیم داد و تحقیقات در این زمینه لازم و مفید به نظر می رسد. مطالعه حاضر به مقایسه نظرات گروه طراحان محیط و سایر مردم می پردازد و موضوع مورد بحث آن دیدگاه این دو گروه در مورد هویت شهری و عناصر اصلی هویت بخش آن می باشد. این مطالعه در منطقه شمیران در شمال تهران انجام گرفته است. نظرات مردم از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است و دیدگاه متخصصان نیز به صورت مصاحبه بر مبنای سؤالات مشخص مورد پرسش قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاضر، برخلاف نتایج اکثر پژوهش های انجام شده در کشورهای غربی، حاکی از وجود اتفاق نظر نسبی و شباهت میان نظرات دو گروه مورد بررسی می باشد.
منار یکی از عناصر کالبدی ویژه در بناهای مذهبی اسلامی است که پیشینه ای کهن در معماری ایران قبل از اسلام داشته است. در خصوص ریشه شکل گیری منار نظرات مختلفی مطرح شده است. در این پژوهش زیگورات، یکی از بناهای شاخص تمدن بین النهرین و یکی از بناهای مذهبی عمده در تاریخ تمدن، سرمنشاء و نمونه نخستینِ منار امروزین به شمار رفته است. این عنصر در طی تاریخ و در پی تغییر درک انسان از مفهوم دین و همچنین در ترکیب با الگوهای معماری سرزمین های مختلف، اشکالی مختلف یافته و با اهدافی متفاوت مورد استفاده قرار گرفته است. در معماری اسلامی نیز استفاده از عنصر منار اهمیتی جدی یافته است تا جایی که این عنصر در کنار گنبد و سردر، به عنوان مهم ترین و معمول ترین نشانه های شهری جهت معرفی مسجد و مرکز شهر اسلامی مورد استفاده قرار گرفته اند. در این جستار تلاش شده است به بررسی کلی پیشینه و روند تحول عنصر منار در طول تاریخ معماری پرداخته شود. همچنین سیر تحول جایگاه منار از خارج از محوطه مسجد به درون آن و روند بدل شدن آن از بنایی حاشیه ای در کنار مسجد تا عنصری کلیدی و پایه ای از جنبه های مختلف نمادین، هندسی، سازه ای، شهری و ... مورد بررسی قرار گرفته است.