افتتاح موزه هنرهاى بدوى (premiers musée des arts) در تابستان 2006 در پاریس، تحقق رویایى قدیمى است که به دنبال درخواست رییس جمهور وقت فرانسه، «ژاک شیراک»، با هدف اختصاص مکانى براى گفتگوى فرهنگ ها و به نمایش گذاشتن هنر و تمدن هاى فراموش شده حوزه آسیا، آفریقا، آمریکا و اقیانوسیه، به اجرا در آمد. پاریس، شهرى است که تا پیش از این میزبان موزه هاى هنرى بزرگى چون ،«ورساى»، «هنر مدرن پمپیدو» و «هنرهاى ملى آسیا» بوده است. طراحى این پروژة نسبتاً
عظیم و قابل توجه، از طریق یک مسابقه بین المللى به ژان نوول (Jean Nouve) معمار مشهور فرانسوى سپرده شد. با توجه
به نیازهاى خاص پروژه همچون توجه به هویت شهرى، دسترسى و مکان یابى مناسب، سایتى به مساحت 25000 متر مربع در کنار برج ایفل و در حاشیه رودخانه «سن» براى آن مد نظر گرفته شد. «ژان نوول» بخش بزرگى از سایت (در حدود 17500 مترمربع) را، به فضاى باز و باغى عمومى اختصاص داد تا به این ترتیب موزه با زندگى شهر و منطقه ویژه اطرافش ارتباط مناسبى برقرار سازد. به این منظور حجم موزه به صورت پیلوت، بالاتر از سطح سایت در نظر گرفته شد و طراحى محوطه خارجى موزه یعنى باغ «ساحل برانلى» (Quai Branly) به معمار منظر ""ژیل کلمان"" محول گردید. ژیل کلمان در طراحى این باغ که از آخرین پروژه هاى اجرا شده وی نیز به شمار میرود به بهترین نحو از پتانسیل نهفته در گیاهان متنوع براى رساندن مفاهیم مورد نظر در طراحى پروژ هاى با این حجم بالا از استعاره و نمادپردازى بهره برده است. این نوشتار در پى آن است تا از وراى نقد و نگاه به کلیت طرح در کنار خرد فضاهاى متنوع شکل گرفته در باغ موزه برانلى، رویکردهاى کلمان را در طراحى این پروژه مورد نقد و کاوش قرار دهد.
امروزه ارتباط میان ارزش های اقتصادی و الگوهای طرح منظر شهری کامل، جزو یکی از مهم ترین اقدامات طراحان شهری، معماران منظر و از سویی مدیران شهری است و از آن روی که شهرهای واجد ارزش های کیفی منظر شهری، در شرایط بازار جهانی و جهانی سازی، جذب گردشگر، توسعه صنعت گردشگری و اختصاص سهم بیشتری از سرمایه و کالا را مدنظر قرار می دهد، امری ضروری قلمداد می شود. این نوشتار کوتاه سعی بر آن دارد تا با بررسی نقش اقتصاد در الگوهای جهانی شدن و تأثیرات آن بر پیکره و مناظر شهری، به ذکر نمونه ای منحصر بفرد و تاریخی از تبلور رونق اقتصادی در منظر سرای مشیر شهر شیراز بپردازد.
روش اصلی تحقیق، کیفی بوده و از شیوه های تحلیل محتوای کیفی متون و تحلیل نمونه موردی بهره می برد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که سرای مشیر شهر شیراز به عنوان الگویی کامل از تبلور ارزش های اقتصادی در منظر شهری، نمونه ای دیگر از ذوق و بلوغ استادکار معمار ایرانی در پردازش فضای مطلوب و انسانی را به بهترین وجهی عرضه می دارد.
در کشور ما طراحی شهری به مفهوم امروزی، سابقه چندان طولانی ندارد و در این بین طراحی فضاهای بازی کودکان خصوصاً گروه سنی 5 تا 12 سال هم اولویت کمتری را داشته است. در شهرسازی سنتی ما به دلیل هویت مندی و احساس تعلق ساکنین به فضا و سازگارتر بودن آن با جوامع سنتی، کودکان به راحتی می توانستند فضای مورد نیاز خود را برای بازی بیابند. امروزه افزایش شهرنشینی و تغییر نحوه زندگی محدودیت های فضایی و زمانی بیشتری را برای کودکان و بازی آنها ایجاد کرده که موجب شده تا روش بازی آنها کاملاً متفاوت از نسل قبل شود. رواج بازی های کامپیوتری بین بیش از 80 درصد کودکان امروز، این مسئله را ثابت و لزوم راه حل های شهرسازانه را در شهرهای معاصر برای اختصاص فضای مناسب برای این قشر سنی ایجاب می کند. این مقاله با تحلیل و ارزیابی دو محله گلسار و دروازه لاکان در شهر رشت به عنوان دو محله جدید و قدیمی با استفاده از اصول و معیارهای جاری در طراحی فضاهای بازی به مقایسه این دو پرداخته و با اثبات فرضیاتی که انتظارات کودکان امروز از فضای بازی را فراتر از تاب و سرسره های سنتی دانسته و آن را نیازمند بازنگری می بیند و تأثیر محیط کالبدی را روی رفتارهای بازی کودکان و فعالیت فیزیکی آنها تأیید می کند، سعی در ارایه اصول و نگرشی نو در باب طراحی فضاهای بازی کودکان خصوصاً گروه سنی 5 تا 12 سال دارد. نگرشی که طراحی زمین های بازی معاصر را بر اساس شناخت نیاز کودکان امروز و ارتقای کیفیت محیط شهری هدف غایی خود قرار می دهد تا فرصت های بازی کیفی را از طریق فرایند آگاهانه ایجاد کند.
یکی از بحث های مهم کنونی حوزه طراحی شهری موضوع گونه شناسی فضاهای عمومی در شهر است. فضاهای عمومی در طراحی و برنامه ریزی شهری تحت عناوینی همچون «عرصه عمومی»، «فضای شهری»، «مکان عمومی» و ... مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. عرصه عمومی به نوعی یک قلمرو همگانی است که عموم مردم یک شهر حق حضور در آن را دارند. علیرغم این تعریف ساده در تبیین گونه شناختی عرصه های همگانی رویکرد واحدی وجود ندارد. تنوع رویکرد، بسیاری از کارشناسان را در سنجش وضعیت محیطی مکان های یاد شده سردرگم می کنند. این گفتار درصدد یادآوری این مطلب است که می توان با وجود تفاوت دیدگاه ها به شیوه سنجش و تحلیل یکپارچه ای دست یافت. لذا در این مقاله سعی می گردد تا با بررسی دیدگاه ها، تفکرات و نظریات صاحب نظران در حوزه شهرسازی به روش توصیفی-تحلیلی به تنوع برداشت ها از مفهوم عرصه عمومی، قلمرو عمومی-خصوصی، و فضاهای عمومی شهری اشاره گردد. در این راستا به بررسی و تحلیل محتوا و کارکرد فضاهای شهری و در نهایت، نوعی گونه شناسی فضاهای عمومی شهری پرداخته می شود. این برداشت از شیوه های گونه شناسی در مطالعات موردی محله ازگل تهران بازنمون می گردد.
توجه به بستر معماری و داده های طرح از ابزار مولد اولیه معماران در فرایند طراحی هستند و رویکرد اصلی طراحی را تعریف می کنند؛ این رویکرد، به تجلی گسترده گزینه های طراحی منجر شده است و در نهایت ارزیابی موفق تر از راه حل ها و طراحی های کامل تری را به دنبال دارد. در حال حاضر، بی توجهی به بستر در بسیاری از طراحی ها در آموزش معماری در دانشگاه های امروز رایج است. این مقاله به مطالعه تأثیر توجه به بستر و زمینه طرح در طرح های معماری پرداخته است، به این ترتیب که تحقیق های دانشجویی چهار طرح معماری- معماری ۲ الی ۵- در دو نیمسال تحصیلی 1388 1389 در دانشگاه سوره مطالعه شده اند؛ با استخراج معیارهایی از اصول طراحی معماری در جامعه آماری شاهد و آزمون، آزمایش شده است. وجه تمایز دو گروه طراحی در مدلی ساخته شده از بستر طرح بود که در اختیار گروه آزمون به منظور مطابقت طرح با زمینه قرار گرفت و در نهایت ارزشیابی طرح های دو گروه بر اساس میانگین نمراتی بود که آنان طی ۹ آزمون -که ۹ معیار طراحی بودند- کسب کردند. ارزشیابی نهایی طراحی های دو گروه نشان داد که جامعه آزمون با توجه به میانگین بالاتر نمراتشان، طرح های موفق تری را در هر چهار موضوع طراحی نسبت به گروه شاهد ارائه کردند.
طراحی فراگیر پارادایمی جدید در عرصه طراحی به حساب می آید که در جوامع پیشرفته، برای ایجاد شرایط استفاده برابر شهروندان و در استراتژی های تولیدکنندگان بزرگ محصول، مورد توجه است. این مطالعه به تشریح خاستگاه های تفکر طراحی فراگیر، می پردازد. همبستگی دو حوزه طراحی ارگونومیک و طراحی فراگیر در حل مسائل شهری، دلیل ارائه همزمان دو بحث و جهت پیاده سازی ثمربخش تر نتایج بوده است. پیچیدگی کیوسک بلیط فروشی شهری، به عنوان یک ایستگاه کاری با شرایط محیطی بغرنج و همچنین یک عنصر شهری با سطح بالایی از تعاملات، امکان طرح بسیاری مسائل را از این منظر فراهم آورد. در این مقاله ضمن شرح نقطه نظرات و اصول طراحی فراگیر، بررسی و ارائه راه حل هایی جهت دستیابی به پاسخ مطلوب با رعایت بالاترین سطح پارامترهای انسانی در طراحی کیوسک بلیط فروشی شرکت واحد اصفهان، انجام شد.
آثار معماری دوره اتابکان از جمله آثار سرزمینی ایران است که در سیر مطالعات تاریخ شناسانه (کرونولوژیک) کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اتابکان ابتدا از سوی سلجوقیان به عنوان مباشر و کمک کار شاهزادگان سلجوقی برگزیده شدند و در نهایت، در زمان افول قدرت مرکزی تبدیل به سلسله های محلی شدند. اینان در هنگامه حمله مغول، آرامش نسبی را در نواحی مرکزی ایران که تحت تسلط آنها بود حفظ کردند. حاصل این اقدام گسترش شهرها و آفرینش آثار معماری فراوان با ویژگی های سرزمینی بارز بود. این مقاله با رجوع به متون تاریخی، به بازشناسی و تحلیل مجموعه دولت خانه اتابک اسفهسالار ابی منصور، معروف به سلطان قطب الدین (615 تا 624) شامل خانه و مقبره و مدرسه، به منزله نمونه ای از آثار دوره اتابکان می پردازد. روش تحقیق، تفسیری تاریخی با رجوع به متون تاریخی و مقایسه و تطبیق بناهای مرتبط است. این مطالعه نشان می دهد که در ترکیب بناهای دوره اتابکان، مدرسه با گنبدخانه به عنوان مدفن در کنار خانه های بزرگ افراد متمول یا حاکمان که معمولاً با عناصر مهم شهری مانند میدان و یا بازار هم جوار بودند، وجود داشته است. در این میان عناصری چون دو منار در دو طرف ورودی بناها، گنبدهای یک پوسته بر روی پلان مربع، گردن هشت گوش گنبد، استفاده از رنگ لاجورد در ترکیب با طلا برای تزئین داخلی بنا در معماری این دوره رایج بوده است.
هر چند نزدیک به یک سده از نخستین کاربرد عبارت «منظر فرهنگی» می گذرد، که بر تعامل انسان و طبیعت در طول زمان تأکید می کند، اما تنها هجده سال است که عبارت مذکور کاربردی حرفه ای در قلمرو حفاظت پیدا کرده است. با گنجانده شدن منظرهای فرهنگی در راهنمای اجرایی کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان در سال 1992، با هدف بازشناخت ارزش برجسته جهانی ناشی از تأثیرگذاری متقابل انسان و محیط طبیعی ، مرکز میراث جهانی یونسکو به عنوان نخستین و مهم ترین مرجع بین المللی حفاظت منظرهای فرهنگی شناخته شد. ثبت منظرهای فرهنگی گامی مهم به سوی بازشناخت آنها به منظور آشکارسازی و تقویت و محافظت از تنوع تأثیرات متقابل انسان و محیط و فرهنگ ها و سنت های زنده یا ناپدید شده است. در این مقاله کارنامه منظر فرهنگی در مرکز میراث جهانی یونسکو در فاصله سال های 2010-1992 بررسی می شود و ضمن آشکارسازی پس زمینه تاریخی شکل گیری ایده منظر فرهنگی در این مرکز، تعریف، سیر تحول و تجربیات آن مورد مداقه قرار می گیرد. از این رهگذر مهم ترین انتقادها که شامل عدم توازن منظرهای فرهنگی ثبت شده در فهرست میراث جهانی در مناطق مختلف جهان و همچنین ناکارآمدی مرزبندی میان منظرهای فرهنگی و طبیعی و دیدگاه نخبه سالار این مرکز است، به چالش کشیده می شود.
از شهرهایى با شبکه خیابان هاى بدون خودرو و معروف به شهرهاى مخصوص عابران پیاده می توان به عنوان بهترین مکان هاى زیست در دنیا نام برد. این نوع از شهرها که در آن زیبایى، لذت، راحتى و شبکه اى از خیابان ها و میادین مخصوص عابران پیاده موج می زند در بسیارى از مناطق تراز اول دنیا در حال افزایش است که از مهم ترین این شهرها می توان استکهلم ، کپنهاگ ، مونیخ، فرانکفورت و رم را نام بر د. این مقاله بر آن است که با شناسایى یکى از مهم ترین پیاده راه هاى جهان با نام «استروگت» در شهر کپنهاگ دانمارک، عوامل مؤثر بر کارامدى آن را تبیین کند. تحلیل ها نشان می دهد تجارب جهانى انجام شده در زمینه بهسازى و نوسازى بافت هاى قدیمى، مزایا و منافع بسیارى را در زمینه به کارگیرى ایده پیاده راه در تجدید حیات بافت هاى قدیمى نشان می دهد.
در سال های اخیر، اینترنت بر تمامی بخش های صنعت گردشگری تأثیر شگرفی بر جای گذاشته تا جایی که گردشگری مجازی به مهم ترین و اساسی ترین مؤلفه صنعت گردشگری تبدیل شده است. امکانات فضای مجازی که روز به روز در حال افزایش است به ما این امکان را می دهد تا تصویر دیجیتال، فیلم های ویدئویی و گرافیک های زیبایی از جاذبه های اکوتوریسم، فولکوریک، فرهنگی و کلیه خدمات گردشگری را در اختیار کاربران قرار دهیم، اما متأسفانه در این زمینه آنچنان بایسته و شایسته کار نشده است. هدف اصلی این مقاله بررسی ضرورت ها و نیازهای گردشگری مجازی شهر تهران است. در این راستا با استفاده از روش اسنادی، ابعاد نظری موضوع مورد مطالعه قرار گرفت و با تلفیق یافته های بخش نظری، نظر کارشناسان و تجارب سایر کشورها سؤالاتی طراحی و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آمار توصیفی استفاده شد. نتایج نهایی تحقیق نشان داد که از نظر شهروندان تهرانی ارایه خدمات گردشگری به صورت مجازی و فراهم کردن زیرساخت ها و امکانات، امری بسیار ضروری تلقی می شود و لازم است مسئولان امر به ویژه شهرداری تهران به آن توجه ویژه ای مبذول کنند.
تلاش براى بازسازى زندگى پس از مرگ دربهشت بر روى زمین در باور بسیارى از فرهنگ ها از جمله ایران یکى از دلایل ایجاد فضاهایى مانند باغ شده است. در مورد این موضوع که باغ ایرانى تمثیلى از بهشت و کوششى در رسیدن به بهشت آرمانى در این دنیا است، نوشته هاى بسیارى وجود دارد که در این بین تأثیر چهار نهر بهشتى در فرم و هندسه باغ، به صورت برجسته ترى نمایش داده شده است. مقاله حاضر با تأکید بر تأثیر معنایى بهشت در طرح اندازى باغ ایرانى، بر آن است تا به نقد تأثیر صورى بهشت بر هندسه باغ بپردازد. در مورد باغ هاى پیش از اسلام، اعتقاد ایرانیان به تقسیم دنیا به چهار قسمت و در مورد باغ هاى پس از اسلام نهرهاى چهارگانه بهشت موعود در قرآن از دلایل ایجاد هندسه چهاربخشى در باغ به شمار می روند. هدف این نوشتار تحلیل یا نفى تأثیر معنایى بهشت و آرزوى ایرانیان در ساماندهى منظر به مثابه بهشت نیست بلکه تأثیر صورى آن را نفى می کند. آنچه درباره تقسیم جهان به چهار بخش وجود دارد یا برگرفته از افسانه ها و یا کتاب مقدس یهود (تورات) است که باغ عدن را منزلگاه نخستین انسان مى داند، و سند مکتوبى بر این مدعا وجود ندارد که ایرانیان پیش از اسلام نیز جهان را تشکیل شده از چهار بخش می دانستند، بلکه آموزه هاى دینى زرتشت مبین نظریات دیگرى در این باب است.
اگرچه در مطالعات طراحی شهری و کیفیت مکان، بحث های فراوانی در ارتباط با اهمیت عناصر کالبدی - فضایی، معانی، ساختارهای اجتماعی و ... در ایجاد حس مکان شده است، اما در این بین، تحقیقات کمتری در مورد تعلق جمعی به مکان به عنوان پارامتری که به مکان معنا و مفهوم می بخشد، صورت گرفته است. این مقاله با تبیین شاخص های روابط مذکور و تحقیقات میدانی، به اندازه گیری و مقایسه آنها در یکی از محله های سنتی شهر همدان پرداخته است. مطالعات میدانی و مصاحبه های حضوری با ساکنین محله جهت ارزیابی ابعاد تعلق جمعی به مکان و تاثیر آن روی یکدیگر با تحلیل های آماری انجام گرفت. این تحقیق نشان می دهد که تعلق به مکان، نقطه تلاقی عناصر کالبدی، مفاهیم ذهنی فرد از مکان و ساختارهای اجتماعی می باشد که در سه رابطه روحی - روانی، اخلاقی و بیوگرافیکی قابل دسته بندی می باشد و همچنین ثابت می کند که تعلق جمعی به محله سنتی، بالا و قوی می باشد و همین امر ذهنیت ساکنان محله را بر روی هویت مکان ها و تعلق به آنها تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین روابط مذکور بر همدیگر تاثیر مستقیم و بسزایی داشته، طوری که پیوند بین آنها در ایجاد تعلق جمعی غیرقابل انفکاک می باشد.
«ساخت» از جمله مفاهیمی است که در سیستم بافت کالبد تاریخی شهر یزد جای پیگیری دارد. بافت، مقوله ای گسترده و بسیار پیچیده است. برای بحث درباره ساخت این سیستم لازم بود که بافت آن مطالعه شود. کثرت مطالب بافت سبب شد که در این مقاله صرفاً به برخی از موارد آن که با ساخت سروکار می یابد اشاره شود. این پژوهش با رویکردی نظام مند یا سیستماتیک، حاصل مشاهدات و برداشت های مکرر و فراوان از بافت کالبد تاریخی شهر یزد و تحلیل آن است. در پژوهش از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی استفاده شد. در این زمینه برای تدوین مبانی نظری پژوهش و ساخت مدل تحلیلی، تعریف مفهوم «ساخت» ارائه شد. با تعریف ساخت و استفاده از مدل نظری پیوند (مطرح در نظریه سیستم ها)، طراحی مدل «پیوند ساخت» فراهم آمد. این مطالب، چارچوب نظری و مبانی این پژوهش را به منظور تألیف ساخت این سیستم شکل دادند. جمع بندی حاصل از بررسی ها نشان داد که ساخت این سیستم برایند ساخت های گوناگون زیرسیستم هایی چون کاربری اراضی، بخشه ها، سوپربلوک ها، بلوک ها، دانه ها و رابطه آن ها با یکدیگر در محیط از یک سو، و ساخت های گوناگون این سیستم با سیستم های شامل و هم ارز و رابطه های آنها با یکدیگر در محیط از سوی دیگر است. ساخت بافت کالبد تاریخی شهر یزد از اصل سلسله مراتب تبعیت می کند.
از زمانی که انقلاب صنعتی و فرآورده های حاصل از آن جای خود را به عصر اطلاعات داد، توجه به مناظر رهاشده ی صنعتی شدت گرفت و با رشد شهر و برخورد به حاشیه های شهری، قطعات صنعتی که زمانی نقشی حیاتی برای شهر داشتند، به دغدغه هایی بر سر راه شریان های اکولوژیک و فضاهای گسترش پذیرِ زیستی و در عین حال پتانسیل هایی در تعریف پروژه های متفاوت و بزرگ مقیاس برای شهر تبدیل شدند. این اراضی با ظرفیت بالا در خلق فضاهای جدید و قابل اکتشاف، اکنون ماهیتی متفاوت از دیدگاه زیبایی شناسی منظر شهری را کسب کرده است. این گونه فضاهای رها شدة صنعتی، ممکن است در ظاهر ""بدسیما"" به نظر برسد اما در واقع این فضاها با تغییر نگاه سنتی و دوقطبی در باب زیبایی، عادات زیباشناسانه از فرم، سازمان فضایی و حتی سلسله مراتب و نحوه نمایش فضاها را به گونه ای نو دوباره شکل می دهند.
به این ترتیب، در این پروژه ""لاتز"" با موشکافی لایه ها و مؤلفه های شکل دهنده به منظرِ سایت را بدون ارزش گذاری و حذف به دقت بازیابی کرده، این نشانه ها را کنار یکدیگر می گذارد و ساختارهای صنعتی را به عنوان پُراهمیت ترین عناصر منظر معرفی می کند. خالی شدنِ فضا از هرگونه تحمیلِ پیش ذهنیت از خود، آزادانه موجباتِ تفسیر و درک ابعاد بیشتری از ساختارها و لایه های بستر را به دور از هرگونه عملکردِ تاریخی فراهم می آورد و به این ترتیب گامی به سوی ادراکی نو از مباحث معاصرِ منظر شهری بر می دارد.