فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۹۰۱ تا ۶٬۹۲۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
ویژگی های نخستین ""پارک"" تهران : پارک امین الدوله*(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه ایجاد فضاهای سبز عمومی در ایران، قدمتی به عمقِ تاریخِ فرهنگِ این سرزمین دارد و اوج نمایش آن، در چهارباغ اصفهانِ صفوی پدیدار می شود؛ اما واژه ""پارک""، نخستین بار در دوره قاجار و در عصر ناصرالدین شاه به دایره واژگان شهرنشینی ایران وارد شد. عصر ناصری، از مؤثرترین ادوارِ شکل گیریِ حیات مدنیِ نوین در ایران است. ارتباطات گسترده با غرب، دنیای بکر و سنتی ایرانی را دستخوش تحولاتی شگرف کرد؛ از جمله این تغییرات در معماری و شهرسازی رخ داد که شاخصه اصلی آن تمایل به الگوبرداری از سبک فرنگی بود. در این دوره، فضاهای نوینی در شهر پدید آمد که از همان زمان در مدارک، اسناد و نقشهها «پارک» نامیده شدند؛ از «پارک امینالدوله» در اسناد مختلف، به عنوان اولین پارک تهران یاد شده است.
فرضیه این نوشتار آن است که اولین بار، در تهران قاجاری، «پارک»هایی ساخته شد که دارای عملکرد، مالکیت و مفهوم متفاوت، هم با باغهای آن دوره و هم با پارکهای عمومی امروزین است. این مقاله، در پی بررسی سیر تحول معنایی این واژه، در فرهنگ شهری ایران نیست، بلکه هدف، بیان ویژگیهای پارک امینالدوله به عنوان اولین پارک ایرانی است ـ که دارای سبک طراحی متمایل به الگوهای فرنگی و متفاوت با باغهای ایرانی بوده ـ و طرح این پارک مؤثر بر طراحی پارکهای بعدی ایران است. بنابراین روند و شرایط شکلگیری این پارک مورد بررسی قرار میگیرد و از این رهگذر، به چرایی «پارک» نامیدهشدنِ آن پیبرده میشود؛ برای نیل به این هدف، ابتدا با استفاده از روش تاریخیـ توصیفی، گوشهای از تغییر شتابزده در فرهنگ دوره قاجاری، خصوصاً در حوزه معماری و شهرسازی، در تعامل با غرب بررسی شده و سپس این پارک به وسیله اسناد و مدارک، بازنمایی شده و مورد تحلیل قرار میگیرد.
نتایج این تحقیق نشان میدهد نخستین پارک تهران، دارای تفاوتهایی با اصالت باغ ایرانی بوده که موجب متفاوت نامیده شدن این فضاها، از همان زمان قاجار شده است؛ پارک قاجاری، مانند بسیاری از اجزای دیگرِ معماری و شهرسازی دوره قاجار، دارای خصوصیات التقاطی بوده و مفهومی میانی و برآمده از پارک فرنگی و باغ ایرانی است.
رودهای تهران؛ توان روددره ها در توسعه شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
در ساختار شهر تهران در طول تاریخ، بدون شک روددره های هفتگانه شهر مهم ترین مؤلفه طبیعی به شمار می روند؛ مؤلفه هایی که امروز دیگر نقشی در معادلات شهری تهران بر عهده ندارند. با وجود اینکه رود دره ها به عنوان یکی از عناصر مهم ساختار اکولوژیکی شهرها نقش بسزایی در ایجاد رابطه متعادل بین فضای شهر با طبیعت ایفا می کنند، در طرح های جامع شهر تهران به عنوان جزیی مهم از ساختار شهر تهران دیده نشده اند. همچنین علی رغم اینکه در آخرین طرح جامع، تا حد زیادی به ظرفیت روددره ها اشاره شده اما در برنامه ساماندهی مربوط به آنها چگونگی انجام کار به درستی مشخص نشده است. مقاله حاضر با بررسی جایگاه روددره های تهران در اسناد شهری و اقدامات صورت گرفته در رابطه با نمونه موردی روددره فرحزاد به امکانات، فرصت ها، محدودیت ها، تهدیدات و راهبردهایی به عنوان پیشنهادهای اولیه برای برنامه ریزی و احیای محیط طبیعی رود دره ها با هدف ارتقای کیفیت زندگی می پردازد. این نوشتار بر توجه به این دو نکته اساسی تأکید می کند : 1) ظرفیت طبیعی روددره ها شامل فضاهای سبز و جریان آب و 2) ابعاد انسانی و ایجاد محور پیاده متصل به شهر در روددره ها. با توجه همزمان به این دو نکته و ترکیب ظرفیت طبیعی روددره ها با نیازهای انسانی می توان انتظار داشت که ساماندهی روددره ها به نتایج مطلوبی ختم شود.
طبیعت شهر؛ رویکرد هویت گرا در پارک هوتن شانگهای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
رودها از مهم ترین عوامل شکل دهنده ریخت شهر و دوام و پایداری زیست آن هستند که به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های طبیعی هر شهر نقش مهمی در تداوم هویتی آن بازی می کنند. این اندام های طبیعی از زمان صنعتی شدن شهرها تا مدت های طولانی مورد بی توجهی قرار می گرفتند و به فضایی آلوده و خالی از زندگی اجتماعی تبدیل شدند. در این میان در برخی موارد برای برطرف کردن آلودگی رودها تصمیمات نادرستی از سوی مدیران شهری گرفته می شود که تبعات منفی ناشی از آن پس از مدتی نمود پیدا می کند. نمونه بارز این برخورد، پوشاندن کامل رودهای آلوده در شهرهاست. در نتیجه نه تنها نقش رودها در ساختار شهر از بین می رود، بلکه جایگاهشان را نیز در ذهن و خاطرات مردم از دست می دهند. امروز اهمیت حضور طبیعت و مؤلفه های آن در شهر مدیران شهری را به سمت نگاهی متفاوت به این اندام های به ظاهر مخرب و تهدیدکننده در راستای بهره گیری و باززنده سازی اکولوژیک و اجتماعی آنها واداشته است. رودخانه هونگپو در شانگهای یکی از موفق ترین نمونه های این برخورد متفاوت با رودخانه ای درون شهری است. مشکل بزرگ این رودخانه، آلودگی بیش از حد آن بود به گونه ای که هیچ موجودی قدرت ادامه حیات نداشت. به این ترتیب مدیریت شهری در پروژه های مختلف حوزه این رود از جمله پروژه طراحی پارک هوتن، برطرف کردن و بازگشت نقش اکولوژیک و طبیعی رود در شهر شانگهای را هدف اصلی خود قرار داد. «کونگ جیان یو» طراح این پروژه که به واسطه رویکردهای ویژه اکولوژیک و زمینه گرایانه اش شهرتی جهانی دارد، ایجاد پیوندی پایدار میان مخاطب و بستر طبیعی رود را به عنوان هدف اصلی خود در پروژه در نظر گرفت. در این راستا برای باززنده سازی و احیای رود در شهر و زندگی مردم، از مؤلفه های مختلف فرهنگی و خاطره ای در مسیر رود بهره گرفت.
چیدمان پارچه: صنایع دست بافت، هویت ساز است (گفتگو با استاد محمدرضا خجسته)
حوزههای تخصصی:
چیدمان گرافیک: هنر نساجی و پارچه بافی یزد در دوره درخشان صفوی
حوزههای تخصصی:
در دوران صفوی به سبب حمایت از بافندگان ایران، یزد و شهرهایی چون اصفهان، کاشان، رشت، مشهد، قم و تبریز از مهمترین و بزرگترین مراکز اصلی ابریشم بافی محسوب می شدند، در این دوره یزد به بافتن پارچه ای به نام دیباج معروف می گردد که گاه با تاری از نخ های زرین بافته می شد. همچنین پارچه مخملی زرین بافت یزد در حقیقت باارزش ترین منسوجات آن دوره محسوب گردید. به سبب حمایت شاه عباس از هنرمندان، هنر بافندگی نیز توسعه می یابد و بر کارگاه های بافندگی در شهرهای یزد، کاشان و نیز اصفهان اضافه می گردد و علاوه بر آن، در دوران صفوی، دوران طلایی در صنعت پارچه بافی ایران است که شاهد یک طبقه هنرمند به صورت بافنده و طراح هستیم، از جمله می توان به استاد غیاث الدین نقشبند یزدی و استاد معین مصور اشاره کرد که هردو از هنرمندان معتبر در دوره صفویه و اهل یزد بودند. هدف از پژوهش حاضر معرفی منسوجاتی است که در کارگاه های عصر صفوی، از پارچه های ابریشمی ساده، پارچه های ابریشمی نقش دار و مخمل های ابریشمی تولید و معمولاً خاص شاهزادگان و پرده و روپوش ها به کار می رفت. این پارچه ها به علت زیبایی و ارزشی که داشت اغلب از طرف پادشاهان صفوی به عنوان هدیه برای بزرگان کشورهای دیگر نیز فرستاده می شد. این نوشتار با مطالعه منابع کتابخانه ای و اسناد تصویری از موزه ویکتوریا آلبرت تنظیم شده است. در مجموع می توان گفت، مهمترین امتیاز دوره صفویه نسبت به دوره های دیگر از نظر بافندگی، قرابت زیاد هنر نقاشی با صنعت بافندگی است. این تجانس در آثار هنرمندان پیرو سبک غیاث نقشبند که از طرح های کوچک استفاده می کردند و در یک طرح گل با یکدیگر هماهنگی داشتند، به خوبی قابل تشخیص است.
چیدمان لباس: مبانی طراحی مد
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به معرفی و تحلیل کتاب «مبانی طراحی مد» پرداخته و در آن به صورت اجمالی عناصر کلیدی طراحی مد، از نخستین مفاهیم برای ایجاد مد تا در انتها درک نهایی در شکل سه بعدی یعنی لباس مورد بررسی قرار گرفته است.
در این کتاب، ابتدا نحوه جستجوی طرح، چگونگی تهیه و به نتیجه رساندن آن با مواد و متریال های مناسب و سپس نحوه شکل گیری یک مجموعه و در نهایت یک بینش درونی از آنچه در صنعت مد رقم می خورد، بیان شده است.
رویکرد این مقاله با هدف ثبت یافته هایی در زمینه مبانی طراحی مد انجام شده است و اهمیت موارد ذکر شده در این زمینه را مشخص ساخته است. مطالعه کتاب حاضر را به تمام افرادی که علاقه مند به آگاهی در زمینه گرایش های صنعت مد و چگونگی اجرای آن می باشند، توصیه می گردد.
فرنگی سازی در باغ ایرانی؛ دگرگونی های باغ های تهران در دهه 1300 قمری
حوزههای تخصصی:
در انتهای سده 13 ه .ق و طی دهه اول سده 14 ه .ق شکل و نقشه باغ های تهران تغییر کرد و نوعی باغ با نام پارک ایجاد شد. بررسی باغ ها در یک دهه پیش از این رویداد نشان می دهد شکل باغ ها کماکان با باغ های اصیل قاجاری تهران هم خوانی داشته و در عین حال برخی تغییرات در باغبانی و آرایش گیاهان آغاز شده است. تغییرات وسیعی که به تغییر شکل باغ ها انجامید در باغ شاه و پس از آن در پارک های امین الدوله، ظل السلطان و امین السلطان که غالباً طی دهه 1300 ه.ق ساخته شدند قابل مشاهده است. این باغ ها اجزای جدیدی مانند دریاچه و عناصر تزئینی مانند مجسمه داشتند و نحوه کاشت و آرایش گیاهان به ویژه گل ها در آنها به کلی تغییر کرده بود. در عین حال نمی توان در دوره های پیشین و قبل از دهه 1280 ه.ق ریشه های این دگرگونی را جستجو کرد. این باغ های نو، با روابط جدیدی قابل مقایسه اند که پیش از دهه 1300 ه.ق چندان معمول نبود. میل و علاقه به پرورش گیاهان و به ویژه گلکاری هایی که اخیراً شکل گرفته بود می توانست نوعی منظرسازی را تعریف کند که با منظر درون باغ های رسمی تفاوت داشت. این منظرسازی ها بیش از هرچیز نتیجه باغبانی جدید و زیبایی ترکیب های تصویری ایجادشده توسط گیاهان بودند.
آموزش منظر در مدرسه معماری : لحظه هایی از یک نوآوری (بندیشت وبر)
حوزههای تخصصی:
یک رویکرد جهانی به سرزمین : منظر (برنارد لاسوس)
حوزههای تخصصی:
معماری منظر : دیسیپلین و خلاقیت
حوزههای تخصصی:
بررسی تداوم سنت های مؤثر در شکل گیری پل خواجو براساس مطالعه تطبیقی پل های تاریخی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استمرار تجارب در معماری گذشته ایران، همواره به شکل سنتی وجود داشته است. حفظ و تداوم این سنت ها در راستای پاسخگویی به نیازهای جدید، پایه ای برای نوزایی آثار بدیع و در عین حال مورد پذیرش جامعه بود. پل های تاریخی اصفهان، نمونه ای از تکوین و تکامل چنین روندی است که در دوره صفویه به اوج شکوفایی رسید این شکوفایی که با مرمت پل های گذشته و احداث پل های جدید همراه بود، به دلیل رونق تجارت، پایتختی اصفهان و گسترش شهر به سمت رودخانه زاینده رود ایجاد شد. در میان این پل ها، پل خواجو دارای کالبد متفاوتی نسبت به دیگر پل های اصفهان است که به همین دلیل در این پژوهش به آن توجه ویژه شده است. سؤالات اصلی نیز پیرامون چگونگی شکل گیری این پل (خواجو) با توجه به تجربیات و ایده های رایج در پل های منطقه شکل گرفت. برای پاسخگویی بهتر با نگاه به سه معیار کارکرد، کالبد و سازه، سنت های مؤثر و چگونگی تداوم آنها در شکل گیری پل خواجو شناسایی شدند. باید توجه داشت که تحولات جوامع انسانی و توجه بیش از حد به جابه جایی سواره در دهه های اخیر، سبب افت کیفیت فضایی پل شده و مفهوم پل را به عاملِ ارتباط دهنده دو نقطه تقلیل داده است. به همین دلیل، مناسب است که با توجه به نمونه های گذشته، در کنار توجه به ساختار سازه ای پل های جدید، به نقش و مفهوم پیاده نیز توجه شود. این پژوهش که براساس مطالعات تطبیقی و به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام پذیرفته، نشان می دهد، آن چه سبب ارزش پل خواجو شده، نگاهی است که به انسان پیاده دارد؛ انسانی که راه می رود، تفکر و تماشا می کند، می شنود، می آساید و به تفریح می پردازد. کالبد این پل، به همه این نیازها پاسخ داده و شرایط مناسبی را برای بروز آنها فراهم آورده است. از آن جا که امروزه بیش از گذشته، نیاز به چنین تفکری در طراحی وجود دارد؛ تجربه پل خواجو احتمالاً می تواند در طراحی پل ها و دیگر بناهای معماری مؤثر واقع شود.
جایگاه معماری بومی در معماری معاصر یزد
حوزههای تخصصی:
با توجه به پیشرفت روزافزون تکنولوژی در تمام موارد مرتبط با ساخت و ساز در ساختمان¬ها و رشد چشم¬گیر انواع مصالح،وسایل ساخت و ساز و ...،متأسفانه تغییراتی در بالاتر رفتن حال وهوا و کیفیت فضایی در معماری معاصر وجود ندارد؛ به گونه¬ای که فضاهای معماری امروزی به فضاهای تک بعدی و کم معنی تبدیلشده است.
از میان فضاهای پیرامونی، خانه بلافصل¬ترین فضای مرتبط با انسان است، که بطور روزمره از آن تأثیر می¬گیرد و بر او تأثیر می¬گذارد و توجه به کیفیت آن نیز می¬بایست همواره مدّ نظر قرار داشته باشد. نیاز انسان به مسکن یکی از نیازهای وی در طول تاریخ بشری است که امروزه با رشد جمعیت نیاز به مسکن بیش از پیش احساس می¬شود. یکی از مسئله¬های مهم مسکن معاصر مسئله¬ی کیفیت فضایی است. آنچه امروزه مسأله معماری معاصر به ویژه مساکن ماست این است که از بوم خود جدا شده و جایگاه معماری بومی در آن¬ها مشخص نمی¬باشد.
با دقت در مسکن سنتی ایرانی که بر اساس تکنولوژی بومی شکل گرفته ¬است به این موضوع پی می¬بریم که می¬توان با استفاده از تکنولوژی بومی در تمام نقاط خانه، حال و هوا و کیفیت¬های متفاوتی را بسته به کاربرد آن فضا بوجود آورد.
بنابراین با رجوع به تکنیک¬ها و روش¬های ساخت که با توجه به جزئیات، مصالح و همچنین هم¬نشینی آن ها و ترکیب مناسب اجزاء بدست می¬آید می¬توان به سمت کیفیت مطلوب در معماری معاصر پیش رفت. بدین منظور در این مقاله به منظور بررسی جایگاه معماری بومی در معماری معاصر یزد با یک مطالعه میدانی سعی بر آن دارد تا رویکرد به معماری بومی را به صورت مصداقی و عینی در نمونه¬های معاصر یزد مورد بررسی قرار دهد.
استمرار تفکر ذن در معماری معاصر با بررسی آثار تادو آندو
حوزههای تخصصی:
نقش انکارناپذیر مکتب ذن بودیسم در فرهنگ و زندگی ژاپنی، گستره تأثیرگذاری تفکر ذن در عرصه هنر و معماری معاصر، تحولات برآمده از اندیشه و هنر ذن، و گرایش فزاینده هنرمندان دیگر سرزمین ها به این رویکرد فکری، زمینه ساز این پژوهش است. ذن در هنر که ساختاری تجربی- شهودی دارد ملموس تر است. از این رو استمرار تفکر ذن را می توان در غالب مبادی زیبایی شناختی در هنرها بررسی کرد. آیین و هنر ذن هدفی مشترک را دنبال می کنند و آن دیدن سرشت وجودی خود است و راهی است به سوی آزادی و رستن از قیود، آرامش، بی ذهنی و نزدیک شدن به طبیعت.
این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی بر آن است تا از لایه های پنهانی اثرگذار این مکتب فکری بر آثار تادو آندو، معمار معاصر ژاپنی، پرده برداری کند.
روابط بین «ویژگی های شناختی» و «پیکره بندی فضایی» محیط مصنوع، تجربه ای در دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در یک محیط مصنوع شهری، از یک سو مردم براساس شناخت فضایی خود در محیط رفتار می کنند؛ رفتار فضایی در تعامل با محیط در گرو این شناخت است. از سوی دیگر، بسیاری از مطالعات اشاره داشته اند که پیکره بندی فضایی به عنوان مشخصه های رابطه ای بین عناصر فیزیکیمحیط، شناخت فضایی مردم را تحت تأثیر قرار می دهد. این مقاله براساس روش شناسی پیشنهادشده، تلاشی است برای تبیینو فهم ویژگی ها و روابط بین شناخت فضایی و پیکره بندی فضایی محیط مصنوع در سه محله از بافت قدیم شهر دزفول.شناخت فضایی محیط به وسیله روش نقشه پردازی شناختی از طریق کروکی پردازی و مصاحبه توأم با پرسشنامه، برای سنجش بازنمایی های شناختی و مفهوم خوانایی محیط مطالعه شده و پیکره بندی فضایی به وسیله روش چیدمان فضا برای سنجش ویژگی های ترکیبی محیط شامل پارامتر های هم پیوندی کلی، هم پیوندی محلی و اتصال و پارامتر های تفسیری وضوح و رابطه جزء با کل، مطالعه شده است.به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، روش های تحلیلی توصیفی با استفاده از نقشه های به دست آمده و روش های مطالعات همبستگی آماری بین پارامترهای کیفی شناخت فضایی و پارامتر های کمّی پیکره بندی فضایی استفاده شده اند. مفهوم خوانایی نیز، به عنوان پارامتر تفسیریِ کیفی محیط در ارتباط با ویژگی های پیکره بندی فضایی مورد تحقیق واقع شده و شاخص آشنایی با محیط هم به عنوان متغیر تعدیل کننده مدّ نظر قرار گرفته شده است. استخراج داده های شناختی، تعیین ویژگی های فضایی کمّی محیط مصنوع دزفول و تبیین روابط بین آن ها از یافته های مهم این پژوهش محسوب می شوند. آزمودن روش شناسی ارائه شده با قابلیت های تحلیلی متنوع، ضمن ارائه توصیه های لازم برای پژوهش های بعدی از دستاورد های دیگر تحقیق می باشند.
شناخت ساختار کالبدی قلعه روستای خورانق با رویکرد تأثیرپذیری از الگوهای رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش سعی بر آن دارد که ضمن معرفی اجمالی ساختار کالبدی قلعه روستای خورانق، اقدام به شناسایی رفتارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ساکنان نماید و از این رهنمود به دنبال این پرسش است که آیا مفاهیم اجتماعی، رفتارهای فرهنگی و شرایط اقتصادی، در شکل گیری کالبدی قلعه مؤثر بوده است یا خیر و اگر مؤثر بوده در چه حد، شکل قلعه را تحت تأثیر خود قرار داده است؛ قلعه ای که علاوه بر قدمت زیادش، از معدود قلعه های کاملاً مسکونی (بدون سیستم حکومتی) یزد و حتی ایران شمرده می شود. این قلعه منحصربه فرد و بسیار نادر، هم اکنون کاملاً خالی از سکنه است و هیچ یک از ساکنان قدیمی در آن سکونت ندارند تا بتوان از طریق آن ها به مطالعات میدانی و دریافت تأثیر رفتارهایشان بر کالبد پرداخت. همچنین بدان سبب که منابع کمی نیز درباره آن وجود دارد، تنها راه ممکن، اظهار نظر از طریق آثار کالبدی باقی مانده است؛ البته نمی توان تجربه های زیست معدود ساکنان در قید حیات قلعه را نیز نادیده گرفت. هدف این پژوهش آن است که ضمن شناخت یک نمونه بکر معماری بومی، به تأثیر متقابل رفتارها و باورهای ساکنان و کالبد معماری بپردازد. این مقاله بر پایه نتایج کاوش های بسیار محدود باستان شناسی، تحقیقات میدانی، مطالعات تاریخی و بررسی انتقادی متون، نتیجه خواهد گرفت که کالبد قلعه، که در طول زمان بر پایه طرحی منسجم، به دور هسته ای مرکزی پیچیده شده است، بر پایه فلسفه ای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی شکل گرفته؛ به طوری که شناخت کالبد، بدون شناخت مفاهیم در پس آن، میسر نیست و این دو، موجودیتی جدانشدنی اند.
مقاله انگلیسی: تاج محل؛ آیینه تنوع فرهنگی وگوناگونی معماری در هند (Taj Mahal as a Mirror of Multiculturalism and Architectural Diversity in India)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هند کشوری است که بیشترین تنوع فرهنگی، قومیتی و گوناگونی مذهبی را در جهان به خود اختصاص داده است. این کشور با وجود قدمت تاریخی، جغرافیای منحصر به فرد، گوناگونی زبان، دین، رقص و معماری و تنوع آداب و رسوم، از اشتراک و انسجام ویژه ای برخوردار است. این تلفیق و یکپارچگی فرهنگی را میتوان در معماری هند به خوبی مشاهده کرد و معماری به نحوی استعاری کوشیده است تا بر تفاوتهای فرهنگی و دینی فائق آید.
مقاله ی حاضر تاج محل را به عنوان نمادی از تنوع و تلفیق فرهنگی در معماری مورد مطالعه قرار میدهد. تاج محل محصول اوج شکوفایی معماری در عصر گورکانیان هند است که تلفیقی از سنت های معماری گوناگون از جمله معماری ایرانی، آسیای میانه، هند پیش از مغول، و معماری شاه جهانی را به نمایش میگذارد. پادشاهان نخستین گورکانیان، همچون اکبر شاه، جذب و تلفیق عناصر فرهنگی دوران پیش از اسلام را بر طرد و حذف آن ترجیح دادند. تنوع معماری که در سراسر هند مشاهده میشود بازتابی از تنوع فرهنگی جامعه بشمار میرود. تحقیق و پژوهش درباره ی تاج محل به ما نشان میدهد که تنوع فرهنگی در هند چه تأثیر شگرفی بر هویت فرهنگی هند از جمله معماری آن داشته است.
معماری به روایت فردوسی
آسیب شناسی نوسازی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوسازی بافت های فرسوده شهری در ایران، به دلیل گستردگی فرسودگی بافت ها در سطح سرزمین و سانحه خیز بودن آن از اولویت های اصلی برنامه ریزی و مدیریت امروز کشور است. طی سال های مدید ، ضعف مدیریتی و اجرایی در نبود دانش مرتبط با نوسازی و ناشناخته بودن تجارب موفق در فضای اجتماعی و سیاسی کشور به تداوم رکود نوسازی منجر شده است. این مقاله با استفاده از روش تحقیق توصیفی و تحلیلی ، با تکیه بر تجارب میدانی ، به آسیب شناسی و بررسی موانع و محدودیت های عدم تحقق نوسازی بافت های فرسوده شهری که عمدتاً شامل سامان نیافتگی و دید پروژه محور در فضای نوسازی شهری و دید محدود و بخشی نگر در شرایط فعلی کشور است، می پردازد. در جستجوی راهکارِِِِِِ برون رفت از وضع موجود، به رغم آنکه شهرهای کشور با پهنه های وسیعی از بافت های فرسوده مواجه هستند، بزرگ ترین ""فرصت"" آنها همین بافت ها است. از این روی اقتضا دارد پدیدة ""نوسازی"" به عنوان یک ""ارزش استقراری و استمراری"" مخاطبین خود را بشناسد، چراکه همین ""فرصت بزرگ"" چنانچه در اثر فقدان شناخت علل تأخیر در نوسازی و آسیب شناسی آن و اعمال مدیریت های سلیقه ای در اختیار مخاطبین حقیقی خویش قرار نگیرد، قطعاً در مسیر ضعف تحلیل به ""ضد ارزش"" و ""تهدید"" تبدیل خواهد شد. یافته های این مطالعه نشان می دهد فرسودگی در شهر، مولود شرایط و سازمان حاکم بر شهر و توزیع نامناسب فرصت های برابر در برخورداری از محیط زیست مناسب در هر یک از قطب های توسعه شهری بوده و توقف روند آن و""نوسازی پیشرو و اثربخش"" در گرو تغییرات کلان، در این گرایش ها و کلیه بخش های مرتبط است.