ناحیه فین، ییلاقی برای شهر کاشان محسوب می شود و به سبب نزدیکی به کوه و برخورداری از حضور چشمه تاریخی فین از وضعیت اقلیمی مناسب تری نسبت به شهر کاشان برخوردار است. این ناحیه دربردارنده باغ های پرشماری است. هم اکنون بقایای باغی قدیمی تر از باغ فین در پایین دست آن قرار دارد که باغ کهنه نامیده می شود. براساس پاره ای از مستندات تاریخی، باغ یادشده در زلزله ای که در اواخر حکومت شاه تهماسب رخ داده، آسیب دیده است. درنتیجه این تخریب، باغ شاهی جدیدی در جایی نزدیک تر به مظهر چشمه فین ساخته شده است. به دلیل انتقال باغ به مکان کنونی آن، به نظر می رسد بعد از این تاریخ باغ کهنه از اقبال کمتری بهره برده باشد؛ علاوه بر آن مستندات تاریخی در خصوص این باغ و محدوده مابین آن تا باغ فین، بسیار محدود هستند. این تحقیق که با روشی تفسیری تاریخی انجام گرفته، به دنبال آن است تا با استفاده از منابع تاریخی و مقایسه آن ها با عکس های هوایی دوره های گوناگون و انجام مطالعات میدانی، طرح باغ کهنه، نحوه اتصال دو باغ و محدوده پیرامونی باغ فین را بازیابی کند. نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که باغ کهنه تا اوایل دوره پهلوی همچنان به حیات خود ادامه می داده است و پس از آن با عبور خیابان میان فین و کاشان، باغ کهنه به دو بخش تقسیم شده است. حد میان دو باغ کهنه و فین، پیش از احداث خیابان یادشده، خیابانی شاهی بوده است که احتمالاً از بقایای دوره صفویه بوده است. در محدوده بلافصل باغ فین نیز باغ ها و محوطه هایی بوده اند که وجود خیابان فعلی خارج از باغ موازی با جبهه سردر خارج باغ را دست کم در جبهه سردرخانه باغ فین نفی می کنند.
معماری هنری است که در اثر تکامل تجربیات استادان دوره های مختلف تاریخ همواره غنی تر شده است. آثار معماری بناها در شهرهای تاریخی ایران که متناسب با اوضاع اقلیمی، فرهنگی و بومی آن مناطق، صورت های متنوع و بدیعی را به خود گرفته اند، بهترین نوع این مدعا هستند. بافت قدیم دزفول نیز در این زمره قرار دارد. عنصر اصلی مصالح ساختمانی کالبد قدیمی این شهر آجر است. استفاده از آجر در این بافت منحصر به جداره ها و معابر در درون بافت نیست، بلکه همه اجزای سازه تا تزیینات بناهای بافت را در بر می گیرد. مهارت معماران و استادان سازنده بافت این شهر در خلق ترکیب های تزیینی بسیاری از اجزای آجر با ضخامت دوونیم سانتی متر تا چهار سانتی متر، بافت شهری منحصر به خود و با گونه های بسیار متنوعی از نقش های هندسی آجر (خوون چینی) را ایجاد نموده است. به بیانی دیگر خوون چینی نقوش تزیینی با آجر است که به صورت خفته و رفته و چلیپایی غالباً در ورودی و نماهای خانه های دزفول در بافت قدیم دیده می شود. تاکنون کتاب ها و مقالات بسیاری درباره تزئینات آجری یا ترکیب آن با سایر عناصر در شهرهای مختلف در معماری ایران ارائه شده است. لیکن سهم آجرکاری دزفول در این حوزه مطالعاتی بسیار ناچیز و در حد گزارش های بسیار کوتاه است. این پژوهش با هدف مستندسازی و معرفی گونه های نقوش آجری بافت دزفول با توجه به گستردگی کاربرد آن ها در داخل بناهای مسکونی، سردرها و گاهی در جداره معابر ارائه شده است. مستندسازی با استفاده از منابع و اسناد کتابخانه ای و همچنین مطالعات میدانی نگارندگان به روش توصیفی تحلیلی تکمیل گردیده است. در این تحقیق با استناد به 65 نقش تزیینی آجر با خوون چینی متمرکز، به گونه شناسی نقش های آجری براساس تعداد اجزای تکرارشده آن پرداخته شده است. شناسایی پرکارترین تزیین آجری به لحاظ تعداد اجزای تشکیل دهنده از نتایج آفرینش همه نقوش بر زمینه شطرنجی و مربع قناس با زاویه چرخش 45 درجه می باشند. همچنین وحدت و انسجام بین نقوش به نحوی است که تمام کتیبه یک کل واحد را تشکیل می دهد و تفکیک اجزای آن غیرممکن می گردد.
بخش عمده ای از فعالیت های زندگی هر انسان در فضاهای داخلی صورت می گیرد. طبق آمار در کشورهای غربی حدود 90درصد از زمان زندگی در محیط های داخلی سپری می شود؛ ازاین رو در سال های اخیر توجه به کیفیتِ محیطیِ داخلی، از سوی سازمان ها و انجمن های معماری کشورهای مذکور با جدیت دنبال می شود و ازآنجاکه کیفیت فضاهای داخل به طور مستقیم در سلامت ساکنان اثر می گذارد، توجه به این مفهوم در ابعاد مختلف آن مانند کیفیت هوای داخل، آسایش حرارتی و همچنین آسایش بصری و صوتی، امری بسیار حائز اهمیت است و مطالعه دقیق آن در ایران باید ضروری تلقی شود. آسایش حرارتی فضاهای داخلی یکی از مهم ترین نکات این مفهوم است که در بحث حاضر توجه بیشتری به آن خواهیم داشت. بررسی این عامل در دو نمونه از خانه های دوره قاجار در شیراز با استفاده از برداشت های میدانی و تطبیق آن با شبیه سازی نرم افزاری صورت پذیرفته است. اطلاعات گردآوری شده در دو مرحله تحلیل شده اند. در مرحله اول رفتار حرارتی هریک از فضاها با استاندارد جهانی اشری مقایسه شده و سپس رابطه بین ویژگی های معماری و نتایج عملکرد حرارتی اتاق ها مورد بررسی قرار گرفته است؛ با این هدف که اگر نشانی از توجه به آسایش حرارتی در این مکان ها بود، عوامل آن چیست و چگونه می توان این عوامل را در طراحی خانه های امروزی احیا کرد و با صرف کمترین انرژی به حدود آسایش در فصول گرم و سرد رسید. نتایج مطالعات نشان می دهند که اتاق های این خانه ها به لحاظ تأمین آسایش حرارتی عملکرد مناسبی داشته و به یقین در زمان گذشته، این عملکرد بهتر بوده است؛ برای مثال اتاق شاه نشین در حدود هشت ماه از سال در محدوده آسایش قرار دارد.
امروزه به روش های گوناگون از شهر اسلامی سخن به میان می آید، بدون آنکه ویژگی های آن خیلی واضح و روشن باشد. در واقع، عموماً درباره ماهیت شهر اسلامی و به ویژه مبانی اسلامی آن و جایگاه آن در آموزه های دینی تفاهمی وجود ندارد. نظریه حاضر بر آن است تا اصلی ترین ویژگی های شهر آرمانی اسلام را که بتواند مرجعی برای تجلی کالبدی بخشیدن به آن در این دنیا باشد، با استناد به کلام الهی تبیین نماید.
صنایع دستی هر کشوری، یکی از مظاهر فرهنگ، تمدن و هنر آن به شمار می رود که یادگاری از آیین ها، آداب ورسوم آن ملت است. یکی از دستباف های ارزشمندی که امروزه به فراموشی سپرده شده، گیوه بافی است. گیوه یکی از پای پوش های سنتی ایرانی است که با مصالحی بوم آورد و متناسب با اقلیم هر منطقه به وجود می آمده است. متأسفانه کم توجهی به این هنر و پیشه و عدم اقبال به آن به واسطه تولیدات صنعتی، ساخت و استفاده از این پای پوش سنتی را در بین مردم معاصر کم رنگ کرده، به گونه ای که شاید تا سالیان نه چندان دور، جز نامی از آن در کتاب ها و مقالات مردم شناسی نتوان یافت. گیوه آجیده ازجمله گیوه های سنتی است که در شهر سنجان در حومه اراک تولیدشده و از کیفیت خوبی برخوردار است. با توجه به اهمیت صنایع و حِرَف بومی و محلی و لزوم معرفی بیشتر در حفظ آن ها در این مقاله به شناخت ویژگی های گیوه آجیده سنجانی پرداخته شده است. پرسش مطرح شده در این مقاله این است که گیوه آجیده سنجانی به عنوان هنری بومی این منطقه، دارای چه خصوصیاتی است؟ هدف از این مقاله شناساندن صنایع دستی این منطقه (سنجان) و توصیف و تشریح مراحل تولید این محصول هنری است. روش تحقیق توصیفی- تشریحی و شیوه گردآوری مطالب کتابخانه ای و میدانی بوده است. پس از بررسی های انجام شده، نتیجه گرفته شد که با توجه به طبیعی بودن مواد اولیه بکار رفته در این گیوه به خصوص استفاده از چرم طبیعی در تخت گیوه، سبکی و راحتی و مرغوبیت بالای این هنر بومی جایگاه ویژه ای در دوره های گذشته داشته و شناخت، حفظ و احیای این هنر ضروری به نظر می رسد.
Urban space can be the most successful public arena in this century if employ the potentials for collective cooperation in creative ways in order to provide further services. The theory of creative city tries to strengthen the qualities which enhance the image of a city for the citizens and create a dynamic city in terms of culture and intercultural learning. Therefore, the existence of generator, open, and the popular spaces are necessary along 24 hours a day. Since the nightly work and activity gradually became parts of the urban life, urbanization requirements converted night into day for people, and the urban spaces allocated a special position in this phenomenon. Desirable urban spaces should be made in response to the present urban environment of the cities. Accordingly, the purpose of this study is to present designed solutions in order to interactive lighting to create live and urban spaces. The study uses a qualitative research method and a case study, based on field studies via a questionnaire and direct observations, meanwhile recognizing the principles of making creativity in urban spaces and the study of physical and social environments of Ahmadabad Avenue- Mashhad are investigated by using SPSS to analyze formal, qualitative and visual values in the space. Results of this study indicate whatever emphasized in urban design and the darkness comes following the sunset, may arise disorder in its performance, to helping artificial light modeling keep its efficiency during the night.
Redevelopment of distressed and blighted areas are targeted by most of development policies. However, a number of policies have been changed as the result of the ineffectiveness of the previous experiences, the incompatibility of the development tools and plans, the lack of financial resources or social movements. Large-scale redevelopment projects have usually been considered as the powerful tools for urban revitalization, modernization and implementation of radical plans while many of those were criticized due to their various consequences including social exclusion, inequality, social conflicts, environmental damages, inconsistent scale, etc. Downtown of the City of Mashhad; Samen District, has experienced various physical interventions in the form of large-scale projects during the last century. Although the projects and intervention policies have been transformed during the past decades, previous faults were ignored and sometimes were iterated in these experiences. In fact, it seems that urban development solutions in the district have not been sustainable solutions and couldn’t maintain or shape a sustainable community in the historical and formerly economic urban core of Mashhad. This paper, focusing on mega redevelopment projects experienced in Samen Districst after 1920s, aims to highlight the critical aspects neglected or bent in Samen redevelopment program. Based on the nature of large-scale redevelopment projects and the current sustainability criteria, it qualitatively assesses the sustainability of the redevelopment projects through content-analysis method. According to the results, despite the competitiveness and place promotion goals of the Samen redevelopment project, the adopted approaches and policies could not lead to a state of sustainable development.
The purpose of this study is to exامینe the effects of place identity on the sustainable development of urban spaces. Thus, the components of place identity, emotional attachment, place attachment and social bonding have been measured in three dimensions of (cognitive) the place identity, (affective) emotional attachment and (behavioral) place attachment and social bond. To measure sustainable development, three components of sustainable development, including society, economy, and environment has been considered. The current survey is a descriptive survey. The assessment instrument was the standard questionnaire of Safarnia which has been used to measure the variable of place identity and to measure the variable of sustainable development, a questionnaire has been made by the researcher and has been based on the combined theoretical framework. The statistical population of this research has been the inhabitants of Shiraz city and Hafeziyeh aera. SPSS22 software has been used to analyze the data and exامینed the results of both descriptive and inferential statistics. In inferential statistics, Pearson correlation coefficient has been used to exامینe the hypotheses. In this study, the variable of place identity is high and sustainable development is also in a high level. These results suggest the positive effects of place identity on the sustainable development.
Attachment to a place is a positive emotional relation between a person and a place that leads to the significance of a place for the people staying there. Several studies have been presented about the sense of attachment to one or more locations around the world that each of them has evaluated the subject from a specific view and has achieved different results. This research tries to assess the relationship between intensity of attachment to a place and scale of the place with a new look at this issue. Accordingly, the factors influencing the attachment on the place have been exامینed in three dimensions of "physical", "socio-demographic" and "emotional". Physical factors have been divided into three scales of house, neighborhood and urban. Social-demographic factors have been generalized to variables such as age, gender, level of education, etc. Emotional factors have been extracted from 21 indices of the literature related to the concepts of place and attachment to a place. In this research, 12 emotional cases were evaluated for each of three interest place scales for people with different demographic characteristics in Shiraz. Studies were conducted through questionnaires at different neighborhoods with randomly selected citizens and the results were presented as a descriptive and analytical report. These results indicate that the feeling of attachment to the city scale is at the highest level, and then is a home, and finally is the attachment to the neighborhood scale.
یکی از دستاورد های تکنیک های نحو فضا 1 جهت تحلیل روابط فضایی ساختمان ها، ترسیم نمودار توجیهی می باشد. هدف این پژوهش نمایش نحوه استفاده از تکنیک چیدمان فضا در تحلیل روابط خاص معماری کاروانسرا های ایرانی می باشد. «امنیت» و «دسترسی» از مهم ترین فاکتورها در خلق روابط فضایی کاروانسراهای ایران محسوب می شوند. این عوامل با ترسیم نمودار های توجیهی چندین نمونه از کاروانسرا های قزوین و کاشان مورد مطالعه قرار گرفته اند. در این پژوهش، با کمک مطالعات کتابخانه ای و میدانی، شناخت کاروانسرا های منتخب انجام شده ، پس از بررسی چیدمان فضایی این کاروانسرا ها، با ترسیم نمودار های توجیهی، به تحلیل آنها بر اساس نگرش نحو فضا پرداخته شده است. در پایان، مقایسه تطبیقی حجره ها، انبار ها و صحن کاروانسرا ها و ارتباط با سایر فضاها، دسترسی و امنیت آنها با استفاده از شیوه «ترسیم و تحلیل نمودار های توجیهی» انجام شده است. چنین برمی آید که بازخوانی مفاهیم معماری کهن در جهت احیای هویت ایرانی از دریچه دستاوردهای این پژوهش قابل پیگیری باشد.
آنچه که اکنون بافت قدیم شهر نامیده می شود، زمانی به عنوان یک کلیت شهری از حیاتی کامل و کارآمد برخوردار بود که تکامل و کارآمدی آن محصول تعامل انسان و طبیعت بود که در طول قرن ها و به واسطه اندیشه عمیق یا آزمون و خطاهایی مکرر به تعادل رسیده بود. هر چند که اکنون بافت قدیم شهر در ایران، با مفاهیمی چون فرسودگی، ناکارآمدی و بلاتکلیفی همراه است، اما بهترین ارزش های فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و معماری هر شهر در آن نهفته است. به نظر می رسد بیشترین مشکلات مرتبط با بافت قدیم شهر در ایران ناشی از عدم شناخت دقیق ماهیت آن و عدم تلاش برای تطبیق آن ماهیت با شرایط معاصر می باشد. در این راستا، در این مقاله علاوه بر ارائه تعریفی روشن از بافت قدیم، ویژگی های کالبدی- فضایی آن در شهر های ایران همراه با تأثیر تحولات معاصر به روش تحلیلی- توصیفی بررسی شده است.
در این مقاله، فهم عمومی مردم از اصطلاح «معماری ایرانی معاصر» بررسی شده است. به این منظور، ابتدا تعاریفی از نظریه پردازان معماری معاصر ایران از معماری ایرانی، به صورت کلّی بررسی شده و یک دسته بندی درون ساختاری از آن تعاریف به عمل آمده است. سپس با تمرکز بر چهار جریان فکری دسته بندی شده توسط حبیبی در کتاب « شرح جریان های فکری معماری و شهرسازی در ایران معاصر»: (اصول گرایان، سنت گرایان، نوگرا-بوم گرایان و حالت گرایان)، با هدف تعیین میزان نسبت انتخاب مخاطبان با تقسیم بندی های اصلی و نظرات هریک از دسته ها با ویژگی های ادعایی در نظریه ی اصلی و تشخیص معنادار بودن تفاوت نظر دو دسته مخاطب (معمار حرفه ای و مخاطب عادی)، آزمونی بر پایه تکنیک افتراق معنایی و مشارکت تصویری انجام گرفته است که نشان می دهد، انتقال مفاهیم پایه نظریه ها، تنها در سنت گرایی که الگوهای عینی معماری قدیم را به کار می برد، فهم پذیر است و تمایز دسته های آن از همدیگر برای مردم عادی و معماران قابل درک نیست.
مسیرهای د انشگاهی به عنوان قرارگاه های رفتاری، نقش مهمی در تأمین نیازهای اجتماعی د انشجویان د ارند، لذا تأمین آسایش گرمایی کاربران آن و شناخت عوامل تأثیرگذار در طراحی مسیرهای همساز با اقلیم ضروری می نماید. از آنجاکه پرد یس د انشگاه کاشان نیز مشکلات فراوانی از نظر اقلیمی د ارد، تحقیق حاضر سعی می کند به ارزیابی کیفیت اقلیمی مسیرهای آن بپرد ازد. این پژوهش با استفاد ه از برد اشت های مید انی و تحلیل د اد ه ها از طریق مبانی نظری آسایش گرمایی فضاهای باز انجام شد ه و هدف آن ارزیابی وضعیت فعلی و ارائه پیشنهاد هایی جهت ارتقای کیفیت اقلیمی د انشگاه است. در مجموع، شیوه کار در چند جهت ساماند هی شد ه، نخست تحلیل شرایط گرمایی با استفاد ه از موارد ی چون معیار پن واردن، تقویم نیاز اقلیمی و نقشه مسیر خورشید به کمک د اد ه های سینوپتیکی کاشان و سپس برد اشت های مید انی در د انشگاه در روزهای 26 و 25 آذر 1391 و 2 و 3 تیر 1392- از جمله گرم ترین و سردترین روزهای سال - با استفاد ه از دستگاه WBGT و دستگاه هواشناسی KESTREL که امکان برد اشت د اد ه های دما، رطوبت و سرعت باد را فراهم می کند و نهایتاً تحلیل د اد ه های مید انی به کمک معیارهای آسایش گرمایی فضای باز مانند WBGT, UTCI و WIND CHILL. از دستاورد های مهم این پژوهش می توان به شناسایی نقاط د ارای شرایط اقلیمی حاد و ارائه پیشنهاد هایی برای طراحی اقلیمی مسیرها اشاره کرد.
سازمان فضایی خانه ها در خلال تحولات نوگرایی بیشترین تغییر را داشته است. این تغییر فرهنگ، در ساخت سازمان فضایی خانه در تغییر روابط اعضای خانواده نسبت به گذشته کاملاً قابل مشاهده است. دانشجویان در آموزش طراحی مسکن معمولاً با نظام متعارضی از روابط فضایی در خانه های گذشته و امروز مواجه می شوند و براساس سلیقه و آموزش های آزاد استادان، طرحی با تأکید بر ابعاد خلاقیت و زیبایی که حالتی آزاد و فردی دارد، پیشنهاد می دهند. هدف پژوهش، ارائه مدلی برای ایجاد رابطه بین محتوا و طراحی و تحقق سنجی آن، با تأکید بر عرصه بندی فضاهای درونی خانه برمبنای روابط خانواده در مکتب اسلام است. بدین منظور از مدل تحلیل محیط-رفتار راپاپورت بهره گرفته شد. شکل ایرانی-اسلامی مدل برمبنای روابط خانواده در اسلام صورت داده شد و با بهره گیری از روش استدلال منطقی و با نظرسنجی دلفی از متخصصان طراحی خانه، اعتبار یافته ها تأیید و مدل نهایی تنظیم گردید. سپس مدل فوق به عنوان ابزار آموزش طراحی سازمان فضایی خانه، برای دانشجویان سال دوم کارشناسی معماری در دو گروه آزمون و کنترل به کار گرفته شد. اگرچه سنجش تمامی طرح های دو گروه توسط مؤلفان صورت گرفت، بار دیگر توسط پنج متخصص طراحی خانه از نمونه آماری منتخبی از هر دو گروه، اعتبار نتایج تأیید گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد گروه آزمون با درصد معناداری روابط فضایی داخلی خانه را نزدیک تر به آموزه های فرهنگ اسلامی طراحی نموده اند و این در حالی است که از بعد خلاقیت و زیبایی شناسی تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نمی شود. بنابراین اگرچه زیبایی شناسی خانه مستقل از سازمان فضایی آن نیست، ولی با رعایت حساسیت های مدل باز هم می توان به آموزش صحیح نسبت به تحقق طرح مطلوب و همه جانبه از دانشجویان امیدواربود.
فضای ویژه درمان بر پایه نوع کاربری و قرارگیری در گروه فضاهای آلاینده محیط، واجد اثرگذاری مستقیم بر زیست بوم منطقه پیرامونی خویش ارزیابی می شود. چنین فضایی در مسیر دستیابی به هدف توسعه پایدار شهری، در ردیف مهم ترین کاربری هایی قرار دارد که هم سویی معماری و مبانی پایداری محیطی را طلب می کند. استفاده از رویکرد معماری سبز بر پایه اصول استاندارد جهانی از اثربخش ترین گام ها در این زمینه است. پژوهش پیش رو به شیوه ترکیبی و با در نظر گرفتن آیین نامه استاندارد جهانی LEED به عنوان مبنای ارزیابی، به بازنگری رده بندی شاخص های این آیین نامه بر اساس ویژگی های زیستی و بومی در یک منطقه معین - کلان شهر مشهد - پرداخته است. به این منظور سنجه های ارزشیابی بیمارستان سبز در آیین نامه مرجع - LEED - تبیین شده و سپس با هدف تعیین رده اهمیت، شاخص های مبنا در مقیاس منطقه مورد مطالعه - به عنوان قطب درمانی شرق کشور - به شیوه تحلیل کیفی مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت سنجش کمّی در هر بخش از شاخص های زمینه بر پایه داده های مستند آماری موجود برای زیرشاخص های اعتبارِ بخشی انجام پذیرفته است و با توجه به یافته های نهایی، رده بندی جدیدی از شاخص های جدول ارزیابی مبنا برای طرح فضای درمان سبز در شهر مشهد بر اساس میزان اثربخشی ارائه گردیده است.
گسترش شهرها و افزایش شهرنشینی تبعات بسیاری به همراه دارد. از آن جمله افزایش دمای بسیاری شهرها نسبت به حوزه های پیرامونی آنها است. این افزایش دما تبعاتی از تهدید سلامت شهروندان به دلیل افزایش تنش حرارتی و آلودگی گرفته تا بازتاب اقتصادی به دلیل افزایش نیاز به انرژی را دربر می گیرد و ضرورت تحقیق را پررنگ می نماید. طراحی شهری می تواند با ابزارهای متعدد از جمله کالبد شهری در تعدیل حرارتی غیرفعال تأثیرگذار باشد. این پژوهش با تأکید بر شاخص های طبیعی و کالبدی به ریشه یابی ارتباط آنها و حرارت پرداخته و به مقایسه سال های 2000 و 2014 اصفهان می پردازد. هدف اصلی پژوهش نشان دادن ارتباط تحولات شهری و افزایش دمای سطح و دمای هوا است. مقایسه ها بر تنش حرارتی بازتاب شده از دمای سطح مبتنی است و شناسایی حوزه هایی با بیشترین تغییر دمای سطح و ریشه یابی علل آن در این پژوهش صورت گرفته است. به علاوه در مقایسه گرم ترین و خنک ترین حوزه ها از داده های برداشت شده میدانی نیز استفاده گردید. این تحقیقات تأثیر خشکسالی و کاهش سبزینگی را هم بر دمای سطح و هم بر دمای هوا نشان می دهد و یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر دمای هوا را سایه اندازی ها و ضریب آسمان قابل رؤیت برپایه محصوریت کالبدی و فضای سبز معرفی می نماید.
رشد کلان شهر تهران در محیط پیرامونی، تحولات گسترد ه ای را در نظام اسکان جمعیت و استقرار فعالیت در نقاط روستایی و محیط طبیعی آن به همراه د ارد. با برون فکنی جمعیت و فعالیت به خارج از مرزهای رسمی تهران، روستاهای پیرامونی از لحاظ اقتصاد ی، اجتماعی و کالبد ی به تدریج ویژگی های شهری کسب می نمایند و از این روستاهای تبد یل شد ه به شهر با عنوان نقاط پیراشهری یاد می شود. بنابراین مسئله اساسی، روند سریع و بدون وجود زیرساخت های لازم در تبد یل شدن روستاها به شهر یا به عبارتی رشد پیراشهرنشینی در منطقه کلان شهری تهران است. از این رو هدف مقاله، سنجش تغییرات پیراشهرنشینی در قلمرویی تحت عنوان هاله کلان شهری تهران است. با به کارگیری مد ل تاپسیس، تغییرات پیراشهرنشینی در روستاها و نقاط پیراشهری مستقر در هاله کلان شهری تهران طی دوره 1375-1385 امتیازبند ی می شود. سپس با روش تحلیل فضایی در ArcMap، امتیازهای نهایی میزان تغییرات در طیفی از کمترین تا بیشترین پهنه بند ی می گردد. یافته های تحلیلی نشان می د هد که تغییرات پیراشهرنشینی در هاله کلان شهری با فاصله از تهران متفاوت است. در نواحی با فاصله 15-25 کیلومتری یعنی در گستره حریم مصوب 1385، بیشترین تغییرات پیراشهرنشینی، رشد پراکند ه و فزایند ه نقاط پیراشهری مشاهد ه می شود. پیراشهرنشینی همچون موجی به فواصل دورتر از کلان شهر درحال حرکت است. در نتیجه برای برنامه ریزی توسعه پیراشهری، سیاست کمربند سبز می تواند تهد ید گسترش پراکند ه پیراشهرنشینی را به فرصتی برای دست یابی به مزایایی این الگوی نوین شهرنشینی روستایی و توسعه سازند ه منطقه ای سوق د هد.
معنا، ارتباط دهنده انسان با محیط مسکونی است به طوری که غایت طراحی و ساخت مسکن، معنای آن می باشد. معنا، ناشی از خصوصیات، فعالیت و کاربری(استفاده) می باشد که در یک شبکه روابط با هم، معنای مسکن را تشکیل می دهند و این شبکه معنایی است که باعث ارتباط انسان و محیط می شود. پژوهش های بسیاری برای سنجش معنای مسکن صورت گرفته است اما ابزارهای سنجش این تحقیقات صرفاً به تهیه فهرست، دسته بندی و یا طبقه بندی سلسله مراتبی معانی بسنده کرده اند و ابزاری که بتواند انتظام معانی مسکن را بسنجد، یافت نگردید. با توجه به ضرورت بررسی شبکه ارتباطی میان این معانی، لازم است ابزاری جهت استخراج این انتظام تهیه شود. لذا هدف این پژوهش ساخت، اعتبار یابی، رواسازی ابزاری جهت کشف انتظام معنای مسکن می باشد. از آنجا که معانی، وابستگی فرهنگی دارد لازم است گروه فرهنگی مشخص، بررسی گردد. در این پژوهش جامعه مورد مطالعه مادران خانوار های ترکمن در شهرستان گنبد کاووس می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای نمونه ای، به حجم 410 نفر از بین آنان انتخاب شد. جهت تدارک این ابزار ابتدا به روش پیمایش اکتشافی، با نمونه های انتخاب شده مصاحبه زنجیره ای انجام شد و نتایج تحلیل محتوای آن در جدول هدف- محتوا تنظیم گردید. پرسشنامه نهایی براساس این جدول با 158 گویه تهیه شد. تحلیل گویه ها با کمک روش های ضریب دشواری، ضریب تمیز و روش لوپ انجام گردید. روایی صوری، روایی ترجمه و روایی سازه (تحلیل عاملی) نیز برای بررسی روایی پرسشنامه به کار رفت. برای محاسبه اعتبار آن نیز از روش کودر ریچاردسون استفاده گردید. به کمک این روش اعتبار پرسشنامه 931/0 محاسبه شد. جهت بررسی روایی ابزار، تحلیل عامل اکتشافی داده ها انجام گرفت که با بررسی و مفهوم سازی عامل های به دست آمده 10 عامل معنایی در مسکن به دست آمد که این امر گویای روایی ابزار می باشد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که این ابزار از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار بوده و می تواند برای مطالعه انتظام معنای مسکن ترکمن به گونه مناسب به کار رود.
تجلی و نمود نابرابری در مسکن روستایی را می توان در ظهور بدمسکنی، بی مسکنی و تکوین و گسترش نواحی حاشیه نشینی در کلانشهرها دانست که در صورت عدم پیشگیری در مبدأ یعنی روستاها روز به روز بر مشکلات و ابعاد بد آن در مقصد یعنی کلانشهرها خواهد افزود. یکی از راه های نشان دادن وضعیت نابرابر مسکن استفاده از شاخص های مسکن می باشد. پژوهش حاضر به صورت کمی- تحلیلی - تکنیکی با استفاده از مدل ویکور و شاخص ویلیامسون بر پایه مجموعه شاخص های کمی و کیفی (17 شاخص) به سنجش نابرابری مسکن روستایی و بررسی شکاف درون منطقه ای در بین شهرستان های استان لرستان با استفاده از داده ها و اطلاعات گردآوری شده از مرکز آمار ایران و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در سال 1390 پرداخته است. آنچه که یافته های تحقیق حاضر به ما می نمایاند این است که استان لرستان با داشتن سهم 1/2 درصدی از مسکن کل کشور در سال 1390 دارای سهم 8/1 درصد مسکن شهری و 8/2 درصد مسکن روستایی بوده است. تعداد واحدهای مسکونی روستایی در استان لرستان در سال 1390 برابر با 145091 واحد بوده که نسبت به سال 1385 با 210622 واحد مسکونی دارای رشد سالیانه 15/5 درصدی بوده است. نتایج حاصل از به کارگیری مدل ویکور جهت بررسی شاخص های مسکن نشان می دهد که مسکن روستایی در شهرستان های دورود، بروجرد و خرم آباد به ترتیب با 1، 0.781 و 0.767 دارای بالاترین مقدار Qi در رتبه های اول تا سوم قرار گرفته و شهرستان های کوهدشت(0.147)، پلدختر(0.025) و دوره چگنی(0) دارای پایین ترین مقدار Qi در رتبه های هشتم تا دهم قرار گرفته اند. نتایج حاصل از به کارگیری شاخص ویلیامسون جهت بررسی شکاف درون منطقه ای در بین شهرستان های استان حاکی از وجود نوسانات زیاد شاخص ویلیامسون در طی دوره 1385 تا 1390 در بین شهرستان های استان می باشد، بدین معنا که شهرستان های استان در طی این دوره به لحاظ شاخص ویلیامسون از یکدیگر فاصله گرفته اند.