فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۴۱ تا ۵٬۷۶۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
باغی که خیابان شد؛ سیر تحول کهنه باغ شاه ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مازندران به واسطه برخورداری از مواهب طبیعی در طی اعصار گذشته محمل مناسبی برای باغ سازی بوده است. در دوره صفوی و حکومت شاه عباس، این منطقه برای شکار و گذراندن قشلاق از اهمیت خاصی برخوردار گشت و باغ های زیادی در این ناحیه احداث شد. شهر ساری نیز به عنوان مرکز سیاسی آن دوره، باغ هایی داشت که عدم شناخت آن ها به دلیل فرسایش طبیعی، توسعه شهرها و ادغام باغ ها در بافت شهر و تغییر کاربری آن ها، موجب مهجور ماندن این گروه از باغ های ایرانی شده است. آثار اندکی از باغ های مازندران برجای مانده و مطالعات گسترده ای در خصوص آن ها صورت نگرفته است. شناخت باغ های ازمیان رفته مازندران و یافتن الگوی حاکم بر آن ها می تواند کمک شایانی در راستای فهم غنی ترین منظر انسان ساخت ایرانی و گامی مؤثر در راه بازشناسی باغ ایرانی باشد. پژوهش حاضر بر اساس اسناد تاریخی و کاوش های میدانی به بازشناسی باغ شاه ساری با هدف یافتن الگوی حاکم بر ساختار آن پرداخته است. در ابتدا متون و اسناد تاریخی و گفته های جهانگردان در خصوص باغ و در ادامه به کمک عکس های تاریخی موجود، ساختار باغ بررسی شد. پس از تجزیه وتحلیل و ترسیم پلان احتمالی باغ با استفاده از مستندات تاریخی و اصول باغ ایرانی، می توان دریافت که باغ شاه دارای ساختار هندسی منظم بوده و عمارتی دورویه در محل محور اصلی آن قرار داشته است. پس از دخل و تصرف در دوره پهلوی اول، خیابان خیام امروزی در راستای محور اصلی باغ شکل گرفته و تبدیل به شریان شهری شد. در ادامه، ساخت وساز ابنیه مختلف در محدوده دو سمت محور اصلی باغ از سوی مردم آغاز شد و محله های مسکونی کهنه باغ شاه در شهر ساری به وجود آمد.
الحاق محوطه های دولتی به فضای عمومی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظر شهری عامل اصلی تأثیرگذار بر ادراک شهروندان از شهر است. فضاهای جمعی از مهم ترین عناصر منظر شهری محسوب می شوند که بستری برای شکل گیری خاطرات جمعی شهروندان هستند و تقریباً تمامی معیارهایی که باعث کیفیت بخشی به زندگی شهری می شوند در این فضاها قابل مشاهده اند. در این نوشتار، کمبود فضاهای عمومی و جمعی در بافت های متراکم مرکز شهر تهران مورد تأکید قرار می گیرد. در ادامه با توجه به اصول توسعه میان افزا به بررسی کاربری هایی که برای توسعه درون زا مناسب شناخته شده اند پرداخته می شود. در پایان محوطه ادارات دولتی واقع در بافت مرکزی شهر تهران به عنوان گزینه ای برای طرح های میان افزا و تبدیل شدن به فضای نیمه عمومی، مبتنی بر توسعه درون زا، مورد بررسی قرار می گیرند. مسئله مالکیت، ناسازگاری کاربری های مجاور و شیوه مدیریت فضای نیمه عمومی، به عنوان سه مسئله عمده در این پیشنهاد مورد بررسی قرار می گیرند. در پژوهش حاضر از روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، استفاده شده است.
کاربست دیوارنگاری شهری در دستیابی به منظر شهری انسانگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر جامع ترین مجموعه از دستاوردهای بشر در طول تاریخ است که از حاصل جمع آثار او در عرصه های فرهنگ، معماری، صنعت، هنر، ارتباطات اجتماعی، دانش، اخلاق و سیاست به وجود آمده است. منظر شهری با این وصف می تواند مبیّن کیفیت ارتباط این عرصه ها با یکدیگر و افاده معنای آن ها در کالبد شهری باشد. هنرهای شهری در پدیدارشدن منظر شهری همچون زمینه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آن نقشی بسزا دارند. پژوهش حاضر با این فرض که هنر به عنوان یکی از متنوع ترین و غنی ترین سرمایه های معنوی جوامع، می تواند در پیدایش منظر انسان گرا در شهرها ایفای نقش کند، با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته و درصدد پاسخ به «چیستیِ» کارکردهای هنرهای شهری در رابطه با منظر شهری و «چگونگیِ» ایفای نقش دیوارنگاری شهری در دستیابی به منظر شهری مطلوب و انسان گرا است. نتایج پژوهش نشان می دهد؛ هنرهای شهری هم بر رویکرد عینی منظر شهری و هم بر رویکرد ذهنی آن تأثیر می گذارند و ظرفیت های این هنر به طور بارز در خصوصیات بنیادین منظر شهری شامل «خوانایی»، «هویت مندی» و «زیبایی» اثرگذار است. کارکردهای ده گانه شناسایی شده هنر دیوارنگاری در منظر شهری در تحقق خصوصیات منظر مطلوب شهری دخالت دارند و کاربست این تأثیرات در خوانایی منظر شهری و هویت مندی آن، بیش از زیباسازی شهری است. این مسئله نشان دهنده تأثیرات عمیق و پایدار دیوارنگاری در منظر شهری است که حکایت از اعمال اثر هنر از طریق صورت و سیمای شهر، بر لایه های ذهنی آن دارد.
نقش عکس در بازنمایی اسطوره شهادت در نقاشی دیواری شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
پس از پایان هشت سال جنگ تحمیلی این نیاز احساس شد که نسل پس از جنگ باید قهرمانان ملی خود در دفاع مقدس را بشناسد. یکی از راهکارهای این مهم نقاشی دیواری در سطح شهر بود تا مردم عادی در زندگی روزمره خود شهدای دفاع مقدس را دیده و از آن ها یاد کنند. جریان نمایش و تصویرسازی شهدا بر دیوارهای شهر تهران از دهه 1360 با اتمام جنگ آغاز شد و تا امروز ادامه دارد. دو دهه پس از جنگ، بیشتر نقاشی های دیواری از تمثال شهدا، سبک واقع گرای عامه پسند را دنبال می کرد تا تصاویر شهدا بدون تعبیرهای اغراق آمیز با مخاطب ارتباط برقرار کند. در این سبک شهید یک موجود فرازمینی نیست بلکه انسانی باورپذیر است که در منظر شهری حضور دارد. در این شیوه بازنمایی تصویری، عکس های باقی مانده از شهدا نقش مهمی بازی می کنند. در این مقاله با بازخوانی عوامل و زمینه های به کارگیری عکس های جنگ در نقاشی های دیواری، ارتباط این نقاشی ها با منظر شهر تهران مور بررسی قرار می گیرد.
قدرت و مقاومت در بازنمایی پیکره زن در آثار اعضای انجمن هنرمندان نقاش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاریف متعدد از "" قدرت "" ، دو رویکرد متفاوت برای آن در نظر می گیرد، رویکردی جهت دار و از بالا به پایین که در آن فاعل قدرت، عامل اعمال آن بر مفعول قدرت بوده و در مقابل، رویکرد فوکویی قدرت است که فاقد جهت بوده و سوژه در یک زمان می تواند فاعل و مفعول قدرت باشد. در این رویکرد، راه برای مقاومت در برابر قدرت باز است و این شکل از قدرت، شکل دهنده زندگی انسانی خواهد بود. در اعمال قدرت به ویژه قدرت جنسیتی می توان از ابزار متعددی بهره گرفت، یکی از این ابزارهای بسیار قوی، نگاه است. تئوری های خیره نگری که به بررسی چگونگی اعمال قدرت به ویژه قدرت مردانه بر پیکره زن می پردازند، بامطالعه نگاه خیره به ویژه نگاه خیره مردانه لذت جویانه، راهی برای چگونگی بیان قدرت در آثار بصری و تجسمی ایجاد می کنند. در این پژوهش، نگارندگان با استفاده از تئوری "" نگاهِ خیره "" و در نظر گرفتن رویکرد فوکویی قدرت، ضمن گردآوری اطلاعات اسنادی به تحلیل محتوا با کمک منابع دیجیتال متکی بر شیوه های کمی و کیفی پرداخته اند، تا با بررسی پیکره های زن بازنمایی شده در آثار اعضای انجمن هنرمندان نقاش ایران و مطالعه نگاه خیره در آثار، تحلیل چگونگی اعمال قدرت در بازنمایی پیکره زن انجام شود. هدف این پژوهش، پاسخ به پرسش اصلی چگونگی اعمال قدرت در بازنمایی پیکره زن در آثار نقاشی و نیز بررسی چگونگی بازنمایی زن در موقعیت قدرت و ارتباط آن با نگاه این پیکره به مخاطب است. بر مبنای فرضیه پژوهش، هنرمند نقاش با مقاومت در برابر سلطه نهاد قدرت ناظر، با دلایل فرهنگی و مذهبی با استفاده از تکنیک های تجسمی از سوژه کردن زن در برابر کلیشه های قدرت جنسیتی امتناع کرده است. در این پژوهش با مطالعه انواع نگاه خیره مطرح شده از سوی چندلر، در بازنمایی پیکره زن، ارتباط عوامل تجسمی، نگاه و قدرت و مقاومت بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد، هنرمند نقاش، زن بازنمایی شده را به عنوان موجودی منفعل و تحت سیطره به تصویر نکشیده است، به این معنا که زن، سوژه کنشِ در معرض نگاه قرار گرفتن واقع نمی شود. در رویکردی که با مسئله مقاومت مطرح شده از سوی فوکو در روابط قدرت منطبق است، زن با بازگرداندن نگاه، به ویژه نگاه خیره به سوی مخاطب، در جایگاهِ فاعلِ قدرت قرار می گیرد. در این بازنمایی، هنرمند از کلیه عوامل و مبانی تجسمی بهره گرفته و به خصوص با قرار دادن زن در زاویه دید هم تراز با خود و مخاطب، او را در موقعیت قدرتی برابر قرار می دهد. اما رابطه هنرمند و مخاطب رابطه رایج قدرت است، مخاطب فرصتی برای اعمال قدرت بر هنرمند نداشته و این هنرمند است که با مهارت فنی خود، بیننده را به چگونه دیدن هدایت می کند. ممانعت های فرهنگی که متأثر از فرهنگ اجتماعی و مذهبی هنرمند است، از احساسات بصری لذت جویانه تأثیر بیشتری ایجاد می کند و باعث می شود علیرغم اینکه هنرمند، زن را اغلب بدون پوشش سر بازنمایی می کند، با نهاد قدرت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی ناظر بر فعالیت انجمن نقاشان هم راستا شده و از نمایش زن برهنه به عنوان سوژه نگاه لذت جویانه امتناع ورزد.
زیرساخت شهری و لزوم تغییر نگاه در تعریف و برنامه ریزی آن؛ زیرساخت منظرین مفهومی نو در تعریف زیرساخت های شهری قرن بیست و یک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرهای مدرن در طی قرن ها بر پایه زیرساخت های تکنولوژیک شکل گرفته و پایدار شده اند. امروز شهر و زندگی شهری بدون، بزرگراه ها و شبکه های حمل ونقل ریلی، فرودگاه ها، شبکه های تأمین آب، شبکه های فاضلاب، تلفن، برق، و اخیراً شبکه های اینترنت و موبایل غیرقابل تصور است و حضور پایه ای شان به مانند نور آفتاب، درختان، هوای پاک و … برای شهروندان عادی و طبیعی به نظر می رسد. این شبکه های زیرساختی بیش از هر دستاورد مدرن دیگر دوران صنعت بر شکل شهرها و رابطه انسان مدرن با محیط و طبیعت پیرامونش تأثیر گذاشته است. با ورود غرب به دوران پس از صنعت، از اواخر قرن بیست، همزمان با گسترش و توجه به مخاطرات اکولوژیکی ناشی از توسعه بی رویه شهرهای مدرن و زیرساخت های تکنیکی عظیم، که رویکردهای انتقادی به شهرسازی و تکنولوژی مدرن در دهه های آخر قرن بیست را به همراه داشت، بروز شکست ها و بحران ها در شبکه های زیرساختی اوایل قرن بیست و یک و عدم پاسخ گویی زیرسا خت های تک بعدی موجود به نیازهای چندبعدی جامعه پساصنعت، نیاز به بازنگری در رویکردهای رایج در تعریف و توسعه زیرساخت های مدرن را مورد توجه قرار داد. این پژوهش با بررسی و تحلیل مفهوم، ویژگی ها، بحران های پیش روی زیرساخت های شهری و در نهایت ویژگی های مورد انتظار از زیرساخت های دوران پس از صنعت را مورد سؤال قرار می دهد. از سوی دیگر با بررسی تاریخی- تفسیری مفهوم منظر، توانایی رویکرد منظرین در برنامه ریزی و مدیریت زیرساخت های قرن بیست و یک را مورد پژوهش قرار می دهد. در نهایت مطالعات تحلیلی این دو مفهوم نشان می دهد که از یک سو راهکار گذر از زیرساخت های شهری دوره صنعت به زیرساخت های شهری دوران پساصنعت، بهره گیری از رویکردهای چندوجهی و کل نگر است که امکان پیوند چندبعدی زیرساخت با وجوه مختلف اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی شهر را مهیا ساخته و بر تسلط مهندسی عمران، که در طی بیش از یک قرن به شکل گیری زیرساخت های صلب و تک بعدی شهری به دور از تغییرات و نیازهای چندبعدی جامعه انجامید، پایان می دهد. از سوی دیگر دانش منظر که در قرن گذشته همگام با تغییرات نگاه بشر به محیطش دچار تغییرات مفهومی عظیم شده، به واسطه صفت ذاتی میانجی و بینابینی بودنش که امکان تقلیل به شی ءگرایی و تک بعدنگری را از بین می برد، به ما اجازه گذر از رویکردهای تک بعدی و شی ءگرای حاکم بر برنامه ریزی و مدیریت زیرساخت های شهری را می دهد. به این ترتیب با برقراری رابطه قیاسی میان این دو مفهوم، بهره گیری از رویکرد منظرین در برنامه ریزی و توسعه زیرساخت های شهری، با توجه به پیوند چندوجهی منظر با حوزه های مختلف ابژکتیو و سوبژکتیو، یکی از راهکارهایی است که به ما اجازه عبور از صلبیت و تک بعدی بودن زیرساخت های شهری را می دهد.
عوامل مؤثر بر آفرینش نقوش انتزاعی و تجریدی در دست بافته های قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چیستی، چرایی و چگونگی آفرینش نقش ها در دست بافته های کاربردی ایلی و عشایری همواره یکی از مهم ترین پرسش های موجود در حوزة هنر بافندگی عشایری بوده است. طرح ها و نقش های موجود در متن و محتوای دست بافته های عشایری انتزاعی، تجریدی، شکسته و رو به سوی ساده گرایی دارد. فرآیند بافت نیز به صورت ذهنی بافی، حفظی بافی و بداهه بافی است که از مهم ترین شاخص های زیبایی شناختی و دیداری (بصری) این نوع از دست بافته های ایرانی است. شیوه یا فن (تکنیک) بافت نیز به عنوان یک مؤلفة فن شناسانه در دست بافته های عشایری به ویژه قشقایی دارای تنوع است. به گونه ای که بافنده از انواع فنون و ساختارهای بافت یا تلفیق آنها با قوه ذوق و احساس و بازی تار، پود، پُرز و پیچ، جهت آفرینش انواع دست بافته ها با کاربردهای مختلف، استفاده می کند. نگارنده در پژوهش پیش رو، نخست به مطالعه، بررسی و طبقه بندی انواع دست بافته های ایل و عشایر قشقایی از دو منظر کاربرد و فنون بافت پرداخته و سپس با ذکر نظرات چهار محقق (پرویز تناولی، آرمن هانگلدین، سیسیل ادواردز و محمدرضا امینی) در باب چیستی و چرایی نقش های انتزاعی، تجریدی و شکسته در دست بافته های عشایری و همچنین رصد این نظرات به صورت میدانی و در قالب دو سؤال اساسی از بافندگان عشایری و انطباق پاسخ بافندگان با نظرات محققان یاد شده، به دنبال علل انتزاع، تجرید و ساده گرایی طرح و نقش دست بافته های عشایری[قشقایی] بوده است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش ازنظر هدف، بنیادین و از نظر ماهیت و روش توصیفی - تحلیلی است. شیوة گردآوری اطلاعات نیز به صورت توأمان کتابخانه ای و میدانی بوده است. پرسش های پژوهش : آیا انتزاع، تجرید و شکستگی در نقوش دست بافته های قشقایی آگاهانه و با اختیار یا ناآگاهانه و بر اثر جبر صورت می گیرد؟ نظرات محققین و مفسرینی که در حوزة تحلیل و تفسیر نقوش دست بافته های عشایری مطرح می شود، چقدر به واقعیت موجود نزدیک است؟ عوامل مؤثر بر انتزاع، تجرید و ساده گرایی کدامند؟ آیا هدف بافندة عشایری در خلق یک نقش مایه منطبق با نظر نظریه پرداز این حوزه در ارتباط با نقش پردازی است؟
باغ ایرانی دامپزشکی؛ نسخه دوم از باغ ایرانی برای زندگی امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۵ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
«باغ ایرانی دامپزشکی» در تهران دومین تجربه مهندسین مشاور پژوهشکده نظر در طراحی بوستان های شهری با رویکرد باغ ایرانی است. در این پروژه گروه طراح به دنبال خوانشی جدید از باغ ایرانی بود، تا در عین بهره گیری از الگوهای متنوع باغ ایرانی و تأکید بر ادراک تاریخی، الگویی جدید و متناسب با بعد اجتماعی بستر طرح ارائه دهد. در این نوشتار سیاست ها و اصولی که در طراحی باغ موردتوجه قرارگرفته بیان شده و اقدامات متأثر از رویکرد منظرین در طراحی باغ ایرانی دامپزشکی تشریح شده است.
ماهیتِ دور هرمنوتیکیِ فهم، در زیبایی شناسیِ تأویلِ عکس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هرمنوتیکِ کلاسیک، فرایندِ فهم، عملی ذهنی است که به وسیلة آن، تجربة انسان زنده درک می شود. فهم، گشایندة جهانِ خود و دیگران، به روی ماست. به بیان هایدگر اما، فهم، قدرتِ درک امکان های خود شخص است برای هستی و در متن زیست جهانی که وی در آن زندگی می کند. چگونگیِ حصولِ به فهم، لایه های فهم و مسئلة حلقوی بودنِ فهم، دغدغة متألهین هرمنوتیک و هستی شناسان بوده است. در این میان رولان بارت1در آخرین کتاب خود اتاق روشن2، در فهمی که از عکس به مثابه متن به دست می دهد، بنیانِ هستندگیِ متنِ عکس را در حلقة دوارِ رجوعِ مخاطب و متنِ زیسته اش، و ارتباطِ دیالکتیکیِ حلقوی میان مخاطب ویژة عکس می داند، متنِ عکس و سنتی که مخاطب و عکس از آن برخاسته اند. حلقوی بودنِ فهم، یکی از نکاتِ مهمی است که در هرمنوتیک شلایر ماخر مطرح می شود و امروزه به حلقة هرمنوتیکی شهرت دارد. شلایر ماخر3 که در تاریخ فلسفه از وی به عنوان پدر هرمنوتیک مدرن یاد می شود، حلقوی بودن فهم را برای توصیفِ فهمِ متون ارایه داد. در حالی که بعدها، مارتین هایدگر4 و شاگردِ بزرگش، هانس گئورگ گادامر5 ، در نظریة هرمنوتیکی خود، مسئله را مختص به فهمِ متون نمی دانسته و این حلقه را به اصل بنیادینِ فهمِ بشر از ماهیت و وضعیتِ خویش بسط و گسترش دادند. حلقة هرمنوتیک، در کل به توصیفِ این نکته می پردازد که چگونه جزء و کل، در فرایندِ فهم و تفسیر، به صورتی حلقوی به یکدیگر مربوطند : فهمِ اجزاء برای فهمِ کل ضروری است، در حالی که برای فهمِ اجزاء، باید کل را درک کرد. فهم ما از عکس نیز بسته و وابسته است به شرایط کنونی تأویل و تأویل گر؛ و تأویل عکس خود به جهانی هم بسته است که عکس سرِ توصیفش دارد. نمود چنین حلقة فهمی را می توان به خوبی در کنش ها و واکنش های عکاسی، در احوالاتِ رؤیتِ صادقانه آن، ملاحظه کرد. مقالة حاضر، بر پایة متنِ اتاقِ روشن، به بررسیِ ماهیتِ دورِ هرمنوتیکیِ فهم در تأویلِ آثارِ عکاسی پرداخته و سعی در واکاوی بازنمودهای دور فهم در متنِ عکس دارد.
باغ ایرانی، هستیِ نوشونده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایشِ تعدد و گوناگونی مطالعاتِ باغ ایرانی علیرغم فواید بسیار، به علت کم توجهی به چارچوب نظری حاکم بر آنها منجر به بروز جدال هایی شده که پیش از اعتبار بیرونی هر یک، مربوط به اعتبار درونی آنهاست. در این زمینه یکی از مسایل مهم، معنایِ «مقدس» بودنِ باغ به مثابه بهشت است. از این رو مسئله قدسی بودن به عنوان «دست آوردی آسمانی» که الگویی ثابت با توانایی ایجادِ گسترده تغییرات است یا انکار قدسی بودن و محدود کردن آن به واقعیت های فیزیکی و سایر اندیشه ها، به روشنی در میان مطالعاتِ باغ ایرانی تفاوت گذاری نشده، به همین سبب مخاطب از جنبة حکمت باغ ایرانی با ابهام روبه رو است. هدف مقاله دسته بندی مطالعات باغ ایرانی بر اساس چارچوب نظری حاکم بر آنهاست؛ تا با تمرکز بر مسئله «قدسی» بودن و تشریح اینکه «پیدایشِ یک بارة باغ ایرانی با لحاظِ عقلِ امروز بسیار بعید است»، اعتبار درونی آنها را بررسی کند. از این رو با دسته بندی مطالعات موجود در چهار ساختار اصلی «اسطوره ای»، «جوهر ثابت»، «انکار جوهر» و «جوهر متحرک»، به تحلیل آنها جهت شناسایی و رفع تناقض ها پرداخته می شود. روش کار، استدلال منطقی از نوع فرهنگی/گفتمانی و شامل دو مرحله است. اول، مطالعات کتابخانه ای و استدلال برای تبیین اعتبار درونی. دوم، تفسیر رابطه ای جدید میان یافته ها و مقایسه با هنر شعر فارسی جهت تبیین اعتبار بیرونی. نتایج نشان می دهد باغ های ایرانی همچون شاعران متعدد هنر فارسی در سطوح مختلف، فهم های متعددی از خصلت شاعرانگی ایرانی هستند که استعلا یافته اند. خصلتی که حاصل «فهمی از سازوکار عالم» در چرخه ای از نهفتگی-اشتداد-فعلیت (حرکت جوهری) است. نمودِ احساسیِ این فهم در یکی از قلعه های رفیعش از نگاه مولانا «حضور مداوم خداوند» است. وجه منحصربه فرد هنرمند باغ ساز ایرانی، التفات او بر این حضور مداوم است. تغییرات پدیده ها در باغ که حواس مادی تا مفهومی را اغناء می کنند، سرمستی از این «نگاه آیه نگر» است که نمود مهرورزی آن ارزش «قدسی» می یابد. کیفیتِ باغ ایرانی از «تکوین» زیبایی ها و منافع عالم ماده به ماورا «استعلا» یافته و نه اینکه ثابت و از پیش وجود داشته باشد.
تحلیل محیط سیاست گذاری کلان طرح راهبردی-ساختاری (جامع) تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
29 - 40
حوزههای تخصصی:
درخشش و موفقیت شهرها، حاصل فرایندهای پیچیده سیاست گذاری در زمانی مشخص بوده و محیط سیاست گذاری کلان هدایت کننده طرح های توسعه شهری می تواند بستری برای این موفقیت ها فراهم کند. پژوهش حاضر بر تحلیل محیط سیاست گذاری کلان هدایت کننده طرح جامع تهران در دوره 1390 – 1376 متمرکز شده و بدین منظور مدل تحلیلی تحقیق طراحی و بر آن اساس، نمونه مطالعاتی تحلیل شده است. یافته های این پژوهش که از طریق 22 مصاحبه نیمه ساختاریافته با نخبگان حوزه مدیریت شهری گردآوری شده، نشان می دهد که محیط سیاست گذاری طرح جامع تهران در این زمان به دلایل رویه ای مختلفی چون: سازوکار قدرت نامتوازن در نهاد مشترک و در جریان تصویب طرح جامع، قدرت و خاصیت تحمیل شوندگی بالای نظام بوروکراتیک شهرسازی، تفسیرپذیری غیرمتناسب طرح جامع و به خصوص طرح های تفصیلی با شرایط اجرایی موجود، رقابت بین سازمان های دولتی و شهرداری تهران، تضعیف و انحلال نهاد مشترک، از فضای فهم مشترک نیازهای شهری میان نهادهای قدرت شهری در اواخر دهه 70 به فضای منفی رقابت های غیرشفاف و آسیب زا برای منافع شهر در نیمه دوم دهه 80 حرکت کرده است. بنابراین محیط سیاست گذاری کلان طرح جامع شهر تهران در وضعیت عدم تعادل و بی ثباتی بوده و این شرایط عدم تعادل، به تحقق پذیری اهداف طرح خدشه وارد کرده و موجب تضعیف مدیریت شهری تهران شده است.
رهیافت نظریه بازی در تحلیل بازی های قدرت شهری: تحلیلی بر فرایندهای ساخت و ساز در کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
91 - 100
حوزههای تخصصی:
نظریه بازی مدلی را ارائه می دهد که به کمک آن می توان راهبردهای مختلف را با یکدیگر مقایسه و نتیجه کنش ها و واکنش های آن ها را پیش بینی کرد. وجود موقعیت های راهبردی در مدیریت شهر، همراه با تضاد منافع و یا رقابت ها، به کارگیری نظریه بازی را برای تشریح مسائل مدیریت شهری جذاب می کند. یکی از این موقعیت ها، مطالعه روابط قدرت شهری است. این پژوهش تلاش می کند تا از رهیافت نظریه بازی، به تحلیل موقعیت های راهبردی و مدل سازی بازیگران مختلف قدرت شهری در زمینه ساخت وساز شهری در شهر تهران بپردازد. به منظور فهم قرابت مفهومی و امکان کاربردپذیری نظریه بازی برای فهم نظریه قدرت شهری، اجزای دو نظریه به صورت تطبیقی مقایسه گشته اند. نتایج این بررسی نشان می دهد که اجزای یک بازی در نظریه بازی با اجزای یک بازی قدرت شهری معادل هستند؛ اما در زمینه پیش فرض های نظریه بازی بین نظریات قدرت شهری تعارض وجود دارد. این پیش فرض ها در دودسته بررسی انتخاب عقلانی و اخلاق سودمندی مورد کنکاش قرارگرفته اند. این پژوهش نتیجه می گیرد که نظریه بازی می تواند دریچه ای جدید برای تحلیل مسائل شهری و یا تصمیمات مدیریت شهری باشد؛ اما در به کارگیری آن باید به این پیش فرض ها توجه کرد و نظریات قدرت شهری را در این نوع مدل سازی ها، لحاظ نمود.
بازاندیشی در کیفیت ارتباط مدرسه و شهر بر پایه تحلیل اجتماع پذیری مدارس دوره تیموری تا ابتدای قرن چهاردهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر، دست آورد پژوهشی میدانی و کتابخانه ای می باشد و سعی دارد با بررسی سیر تحول کالبدی مدارس و تحلیل خاستگاه آن ، ارتباط مدرسه و شهر را در برخی دوره های اسلامی ایران بازشناسد. بر این اساس نخست، بیش از دوازده بنا از مدارس شاخص دوره های تیموری، صفوی و قاجار انتخاب شد. سپس ضمن مطالعه ی اوضاع کشور در آن زمان، وجود یا عدم وجود و مکان یابی فضای جمعی در مدارس مورد بررسی قرار گرفت. در بخش دوم، مبتنی بر یافته های بخش نخست، ویژگی مدارس از منظر موقعیت قرارگیری و شیوه ی تفکیک فضای همگانی مقایسه شد. مقایسه ها نشان می دهند که در مدارس این دوره ی ایران، دیدگاه اتصال به شهر بوده و بستر این پیوند لحاظ شده است. لیکن تلفیق غیر مشابه فضای مردمی با مدرسه حاکی از آن است که شیوه ی واحدی بر همه ی تعاملات دلالت ندارد. به نظر می رسد خاستگاه چنین تنوعی را می بایست در تفاوت ضروریات عملکرد هر حکومت جست و جو نمود. تطابق تحلیل ها، سه تعبیر کلی از مفهوم ارتباط را روشن می نماید. شایسته است به منظور درک این تعابیر، انواع کیفیات ارتباطی دسته بندی گردد. بر این اساس در پایان، گونه های مختلف ترکیب فضاهای آموزشی و مردمی با ذکر نمونه بیان شده است.
بازشناسی تأثیر شغل و سطح اجتماعی مالکان مسلمان خانه های قجری بوشهر در شکل گیری سلسله مراتب محرمیّت فضای ورودی
حوزههای تخصصی:
محرمیّت یکی از ارکان اصلی معماری اسلامی است که هم قرآن و هم سخنان اهل بیت، رعایت آن را در خانه امری مهم و لازمه ی رسیدن به آرامش خانواده برشمرده اند. در خانه های بناشده در دوران اسلامی، این اصل باارزش معماری به خوبی رعایت شده اما متأسفانه امروزه در ساختن خانه ها نادیده گرفته می شود؛ بنابراین بررسی خانه های سنتی که اصل محرمیّت در آنها رعایت شده می تواند راهگشای معماران در بازشناسی و به کارگیری این اصل در معماری مسکن باشد. سلسله مراتب ورودی که از عوامل ایجاد محرمیّت در خانه ها بوده است؛ نشأت گرفته از اعتقادات مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و برخی عوامل دیگر است که تابه حال بدان پرداخته نشده است. بسته به همین عوامل، این سلسله مراتب طولانی تر و یا کوتاه تر می شده است. بافت تاریخی شهر بوشهر یکی از مناطقی است که این اصل در آن به خوبی رعایت شده است. بر همین اصل این نوشتار سعی دارد که به بررسی سلسله مراتب محرمیّت در ورودی خانه های تاریخی شهر بوشهر بپردازد و مقایسه ای میان سلسله مراتبِ ورودی خانه ها و ارتباط آن با شغل مالکان بناها صورت دهد. این تحقیق با به کارگیری روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است و در آن به ارائه ی تعاریف و مصادیق رعایت اصل محرمیّت در اسلام، با استفاده از منابع کتابخانه ای و مقالات معتبر و بررسی خانه های شهر بوشهر با مشاهده مستقیم از بنا، به کارگیری نقشه ها و مصاحبه حضوری از افراد بومی و متخصص پرداخته شده است. با بررسی یافته های این تحقیق مشخص گردید که شغل و سطح اجتماعی افراد در شکل گیری سلسله مراتب ورودی خانه های قجری مالکان مسلمان بوشهر، تأثیرگذار بوده است. بدین گونه که خانه ی صاحبان مشاغل ریاستی به دلیل رفت وآمد مکرر کارگزاران مهم دولتی، بیشترین میزان سلسله مراتب محرمیّت را دارند، در مرتبه بعدی خانه های تجار و طبیبان شهر قرار می گیرند که به دلیل رفت وآمد زیاد خریداران و مردم عادی، از سطح محرمیّت نسبتاً زیادی برخوردار هستند و در سطوح پایین تر که افراد دارای مشاغل کارمندی و با سطح اجتماعی متوسط را شامل می شود، با کمترین میزان سلسله مراتب محرمیّت در میان خانه های مورد بررسی روبرو هستیم.
نقش رویکردهای تأثیر گذار در شکل گیری پیکره ساختمانهای بلند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علیرغم چالش های پیش روی ساختمان های بلند، جوامع امروزی –هرکدام به نوعی- ساختمان های بلند را در فضاهای شهری و برون شهری خود پذیرا شده اند . مقاله حاضر برپایه بخشی از پژوهش دوره دکتری معماری و مطالعه 80 مقاله مربوط به ساختمان های بلند از یکسو و نیز معیارهایی که مورد توجه و نظر داوران انجمن ساختمان های بلند و زیستگاه های شهری در قضاوت نسبت به این بناها قرار داشته اند از سوی دیگر با اتخاذ روش مطالعه موردی و تحلیل محتوا، ابتدا به معرفی رویکردهای مهم و تأثیرگذار در طراحی و اجرای ساختمان های بلند پرداخته و پس از آن با انتخاب و معرفی محدوده تحقیق که شامل ساختمان های بلند منتخب انجمن فوق الذکردر حد فاصل سال های 1990 تا 2013 می باشد به جمع بندی و تحلیل داوری ها و امتیازگذاری های انجام گرفته اقدام و نهایتاً به میزان نسبی تأثیر گذاری هریک از رویکردهای شناسایی شده بر شکل گیری پیکره ساختمان های بلند نائل آمده و 12 رویکرد مورد نظر را در سه رده بر اساس اندازه و میزان تأثیرگذاری آن ها دسته بندی نموده است. پاسخگویی به نیازهای فیزیولوژیکی از قبیل ایستایی سازه ای از اولویت های اصلی ساختمان های بلند موفق است.بهره گیری از تکنولوژی های نوین علاوه بر اینکه مسیر دست یابی به پایداری سازه ای ساختمان های بلند را فراهم می سازند همزمان و ضمن توجه به اصول پایداری و ارزش های محیط زیست، در ترکیب با دیدگاه های معمارانه به دست یابی این ساختمان ها به طرح های نوآورانه و ریخت و فرم منحصر به فرد نیز یاری می رسانند. هریک از رویکردهای شناسایی شده در ترکیب با سایر رویکردها نقش و جایگاه ویژه ای را در این ارزش گذاری ها بدست آورده اند که مطالعه متن مقاله به روشنگری در این زمینه پرداخته است.
تبیین اصول نوسازی در بافت های ناکارآمد شهری با هدف ارتقاء رضایتمندی سکونتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجارب نوسازی شهری اغلب حاکی از آن است که علی رغم بهبود در وضعیت اقتصادی و کالبدی بافت های ناکارآمد شهر، مشکلات اجتماعی از قبیل تخریب شبکه های اجتماعی موجود، اخراج گروه های آسیب پذیر وبه عبارتی نارضایتی ساکنان را همراه داشته است. پرسش اصلی این مقاله آن است که چگونه و با بکارگیری چه اصولی در نوسازی بافت های ناکارآمد شهری می توان رضایتمندی ساکنان را ارتقاء داد و در نهایت مانع از بروز مشکلات در این نواحی شد. مقاله حاضر با تکیه بر روش تحقیق توصیفی،ابتدا به شرح مفاهیم رضایتمندی سکونتی و مسائل بافت های ناکارآمد پرداخته و سپس با استنباط استقرایی، اصولی که می تواند نتیجه نوسازی بافت های ناکارآمد را در راستای ارتقاء رضایتمندی سکونتی قرار دهد، تبیین و تشریح نموده است. در این میان "جامع نگری" به عنوان یکی از اصول مهم در نوسازی بافت های ناکارآمد معرفی شده که به موجب ایجاد نگاهی یکپارچه به مسائل، از تمرکز صرف به بخشی از مشکلات جلوگیری کرده است و در نهایت پاسخگویی به تمام ابعاد ناکارآمدی را موجب می شود. از سوی دیگر "توسعه اجتماع مبنا" موجب می شود تا با حضور ساکنان در تمام فرآیند نوسازی، ضمن بهره مندی از دارایی های جامعه محلی و سرمایه های اجتماعی، اقدامات نوسازی با دیدگاه های ساکنان نزدیک شده و در نهایت رضایتمندی آنها حاصل شود. به عبارت دیگر دو اصل جامع نگری و توسعه اجتماع مبنا از اصول مهم در نوسازی بافت های ناکارآمد می باشند که اگر سرلوحه اقدامات نوسازی شهری قرار بگیرند می توان انتظار رضایتمندی ساکنان را از نتایج آن داشت.
بررسی تطبیقی کارایی واسطهای کاربری کامپیوترها در افراد سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در 20سال گذشته، افراد بسیاری با سنین مختلف، در تجارت و نیز زندگی روزانه با کامپیوترها سروکار داشته اند. با این حال، در بازار فناوری و اطلاعات، کاربران سالخورده نادیده گرفته می شوند؛ چراکه بسیاری از ابزارهای ورودی برای نسلی جوانتر طراحی می گردند. این پژوهش قصد دارد قابلیت استفاده و کارایی واسطهای کاربری کامپیوتری را در میان افراد مسن، با استفاده از نگرش طراحی همگانی جستجو کند. در روند انجام پژوهش تعداد 124 نفر سالمند بالای 50 سال عضو کانونهای بازنشستگی شهرهای تهران، مشهد و اصفهان به روش نمونه گیری دردسترس در سال 1393 انتخاب شدند. افراد نمونه با انجام مصاحبه از جهت تواناییها و تجارب لازم در زمینه کار با کامپیوتر مورد سنجش اولیه قرار گرفتند که از این تعداد 52 نفر به دلیل عدم احراز شرایط لازم حذف گردیدند. افراد باقیمانده که عبارت بودند از 49 مرد و 23 زن که همگی دارای تحصیلات دانشگاهی، همگی راست دست بوده و بینایی طبیعی و یا بینایی اصلاح شده تا 2 دیوپتری داشتند. افراد در دو سری آزمون که شامل آزمون سری اول آزمون آیکونهای بزرگ) و آزمون سری دوم ( آزمون آیکونهای کوچک شرکت داده شدند. در هر آزمون به ترتیب از ماوس و قلم نوری استفاده گردید. برای تجزیه تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی از شاخصهای میانگین، انحراف استاندارد و ضریب همبستگی پیرسون و در بخش آمار استنباطی از رگرسیون همزمان برای پیش بینی کارایی ها استفاده شد. در اجرای عملیات تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-16 استفاده گردید. اهم نتایج پژوهش عبارتند از اینکه در تمرین " اشاره وکلیک بر روی آیکون هدف"، افراد مسنی که از قلمهای نوری استفاده می کنند در مقایسه با آنها که از ماوس استفاده کردند، زمان کمتری مصرف میکنند. تعداد دفعات اشتباه در عملکرد هنگام استفاده از قلم نوری به جای ماوس آشکارا کاهش یافت. افراد مسنی که تجربه استفاده از کامپیوتر نداشتند دفعات اشتباه در عملکردشان 78% بیشتر از آنها بود که تجربه استفاده از کامپیوتر را داشتند.
تحلیل تطبیقی ساختار اصلی شهر تبریز از اواخر دوره قاجار تا معاصر با استفاده از تکنیک چیدمان فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیچیدگی موضوع برنامه ریزی و طراحی شهری امروزه به اندازه ای می باشد که به سختی می توان با در نظر گرفتن همه موارد و تأثیرات متقابل بین عناصر به تحلیل و اتخاذ تصمیم مناسب پرداخت. با این وضعیت استفاده از روش های رایانه ای، با امکان تجزیه وتحلیل مسائل پیچیده با دقت و سرعت بالا، به کمک برنامه ریزان و طراحان شهری آمده است. یکی از روش هایی که بر پایه استفاده از رایانه و روش های علمی در زمینه مطالعات شهری به کاررفته است، تکنیک چیدمان فضایی است. این روش تکنیکی برای تحلیل کمی عوامل کیفی شهر می باشد که توسط هیلییر و هانسون در سال 1984 میلادی در لندن پایه ریزی شد.
ساختار اصلی شهر به عنوان فرم دهنده استخوان بندی و شکل شهری تأثیر بسزایی در نحوه ارتباط و ترتیب فضایی فضاهای شهری داشته است. حال سؤالی که مطرح می شود این است که چه عوامل و یا چه پارامترهایی بر شکل دهی به ساختار و استخوان بندی شهر می توانند تأثیرگذار باشند؟ به نظر می رسد برخی از این پارامترها در طول زمان نقش پررنگ تری در شکل دهی به ساختار شهری داشته اند و برخی برعکس. هدف از این مقاله شناخت کاربردی تکنیک چیدمان فضا در مطالعه پیکره بندی و ساختار اصلی شهر تبریز در طی یک سده اخیر می باشد که با استفاده از بررسی تطبیقی بین دوره های تاریخی موردنظر به تحلیل پارامترهای تکنیک چیدمان فضایی پرداخته است و نتایج به صورت داده های گرافیکی و ریاضی ارائه شده است. در این مقاله با استفاده از نقشه خطوط محوری به تحلیل پارامترهایی از این تکنیک (اتصالات، هم پیوندی، عمق فضا و هوشمندی یا وضوح) پرداخته شده است. چنانچه از یافته های تحقیق به دست می آید، محورها و مسیرهای بافت های قدیمی و هسته مرکزی شهر تبریز اهمیت و نقش خود را ازدست داده اند، اما پتانسیل و ظرفیت احیای مجدد نقش و اهمیت خود را در ساختار اصلی شهر دارند.
روند شکل گیری حفاظت معماری از منظر فهم تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه که امروز تحت عنوان حفاظت معماری شناخته می شود، نه به یکباره و نه لزوماً در شکل امروزی آن بلکه در یک سیر تحول تاریخی و در پی تحولات اساسی در اندیشه و عمل افراد در اعصار مختلف شکل گرفته است . حفاظت معماری به معنای عام آن دارای یک گسست بنیادین از سنتی به مدرن بوده است که فهم این گسست نیاز به فهم نگاه تاریخی حاکم بر هریک دارد. ماهیت میراث فرهنگی و شأن و منزلت آن را باید در نوع نگاه به تاریخ جستجو کرد. اروپا بعد از رنسانس و به خصوص در قرن هجدهم تحولی بنیادین را در فهم تاریخ تجربه می کند که این مهم زمینه ساز نگاهی نو به تاریخ شد. مبنای فهم جدید از تاریخ بر این اصل استوار شد که رخدادها به صورت زنجیرهای در یک سیر متوالی از یک نقطه مشخص آغاز شده، تا به امروز ادامه داشته و در آینده نیز امتداد خواهند یافت. بر اساس این فهم جدید از تاریخ بود که کنجکاوی در گذشته و علاقه به شناخت تاریخی به وجود آمد. این امر سبب ایجاد علاقه ای در حفاظت گران میراث فرهنگی شده است تا در حد امکان به تحقیق درباره تاریخ، نگرش تاریخی و شیوه های پژوهش در تاریخ بپردازند. مقاله حاضر سعی در پاسخگویی به مسأله اصلی تحقیق، یعنی نسبت این فهم جدید از تاریخ و حفاظت معماری، دارد. نسبت یاد شده از رهگذرِ پاسخگویی به دو پرسش اساسیِ "فهم جدید از تاریخ چگونه در شکل گیری جنبش حفاظت مدرن تأثیر گذاشته است؟" و " کنجکاوی تاریخی، باستانگرایی و باستان شناسی چه امکانی را در جهت علاقه مندی به حفاظت معماری فراهم نموده است؟"، روند شکل گیری حفاظت معماری را روشن می سازد . در این پژوهش با استناد به متون منابع کتابخانه ای و بر اساس راهبردهای روندپژوهی در تحقیق تاریخی، به تفسیر و تحلیل اطلاعات پرداخته شده است. کنجکاوی و علاقه یاد شده در ابتدا باستان گرایی در قالب عتیقه گرایی و عتیقه شناسی، سپس باستان شناسی و در نهایت حفاظت میراث گذشتگان را در پی داشت. فهم جدید از تاریخ در حفاظت معماری که آن را پدیده مدرن تاریخمندی نیز می نامند، امکان جدیدی را برای تصمیم گیری در مورد اینکه چه چیز و چگونه باید حفاظت شود به وجود آورده است. شکل گیری باستان شناسی، قوام یافتن روش شناسی و معرفت شناسی پژوهش های تاریخی و نگاه انتقادی به گذشته و فعالیت های مرمتی در گذشته از منظر زمان حال، شکل دهنده این دوره از حفاظت تاریخی بوده است.