نقش پردازی در کاشی کاری های مجموعه ابراهیم خان نمونه ای ارزنده از منظره سازی به شیوه ترکیبی ایرانی ـ اروپایی است که کاربرد عناصر بومی و منطقه ای در آن کاملا مشهود است. عناصری از طبیعت و منظر مانند کبک کوهی، درخت شکوفه، و انواع گل های کوهی که در منطقه کرمان یافت می شود و نقش آنها بر فرش های کرمان نیز وجود دارد. همچنین مقایسه بعضی از نقش ها با کاشی کاری های ترکیه عثمانی که متاثر از تزیینات ایرانی است. منظره پردازی در این مجموعه بنا به دو شیوه هندسی و سنتی و شیوه اروپایی با حجم نمایی و سایه پردازی انجام شده است.تنوع در رنگ آمیزی، طراحی و کاربرد موضوعات گوناگون در بخش های مختلف این مجموعه و ارتباط و هماهنگی موضوعات با محل قرار گیری آنها از نمونه های عالی، اصیل و پابرجای تزیینات دوره قاجار است.در این نوشتار به معرفی و تحلیل نقش های بدیع و استثنایی از طبیعت گرایی بومی در تزیینات عصر قاجار کرمان اشاره خواهد شد.
محور اصلی بحث در مقاله حاضر بر مقایسه دیدگاههای ارسطو و نیچه در زمینه های گوناگون قرار دارد . تفاوت نگرش این دو فیلسوف به حدی است که می توان با توجه به تأثیر وسیع نظریات ارسطو تا عصر روشنگری بر جوامع ( بخصوص جوامع اروپایی ) و همچنین تأثیر کوبنده نظریات نیچه از قرن هیجدهم ، دو شیوه زندگی متفاوت تحت عنوان ( جامعه زایی ) و ( فرد زایی ) را از هم تشخیص داد . این دو شیوه به تبع خود ، معماری و شهر سازی این دو دوره را نیز تحت تأثیر قرار داده اند ، چنانکه می توان نظم صوری ساختار کالبدی شهر سنتی را نشانه ای از یک نوع ویرانی اخلاقی که در وهله اول بر معنویات و اهداف مشترک متمرکز ...
در سه دهد گذشته کشورهای در حال توسعه با رشد فزاینده جمعیت شهری مواجه بوده اند. اغلب این رشد جمعیت شهری در حاشیه کلانشهرها و شهرهای بزرگ این کشورها اتفاق افتاده است. تحولات جمعیتی منطقه کلانشهری تهران نیز نشان می دهد که در سه دهه گذشته جمعیت شهر تهران تنها 3/2 برابر و جمعیت پیرامونی منطقه کلانشهری تهران 8/7 برابر شده است. یهنی بخش عمده اضافه جمعیت منطقه کلانشهری تهران در مناطق پیرامونی آن ساکن شده اند. از طرفی دیگر در طی بیست سال 75-1355 ، حدود 40 درصد از 5 میلیون نفر اضافه جمعیت منطقه کلانشهری تهران بطور غیر رسمی در آن ساکن شده اند. توسعه پراکنده و نابسامان منطقه مسائل و مشکلات عدیده اجتماعی ، فرهنگی، محیطی و سیاسی را پدید آورده است. این مطالعه برای بررسی برخی از ویژگی های اجتماعی و اقتصادی سکونتگاههای خودرو حاشیه کلانشهر تهران و مشخصاً برای پاسخگویی به سؤالات زیر انجام شده است: 1. ارتباط عملکردی اینگونه سکونتگاهها بیشتر با نواحی روستائی است و یا با کلانشهر تهران؟ 2. ساکنین اینگونه سکونتگاه ها در چه نوع فعالیت های اقتصادی (رسمی،غیر رسمی) مشارکت دارند؟ برای دستیابی به اهداف این مطالعه،3 سکونتگاه خودرو اطراف 3 محور عمده ارتباطی تهران بصورت تصادفی انتخاب گردید: باقرآباد در محور جاده ورامین ، صالح آباد در محور جاده ساوه و خاتون آباد در محور جاده خراسان. برای دریافت اطلاعات مورد نظر در این مطالعه پرسشنامه ای تنظیم و این پرسشنامه برای 206 خانوار انتخاب شده، بصورت نمونه گیری سیستماتیک از 3 سکونتگاه خودرو انتخاب شده، تکمیل گردید. تحلیل اطلاعات بدست آمده، نتایج ذیل را دربرداشته است: ارتباط عملکردی سکونتگاههای مورد بررسی بیشتر با کلانشهر تهران است و نه با مناطق روستائی؛ و اینکه اغلب ساکنین سکونتگاههای مورد بررسی در فعالیت های غیر رسمی شاغل هستند. کلیدواژگان: ارتباط علمکردی ، سکونتگاههای خودرو، کلانشهر، حاشیه، اسکان غیررسمی، ویژگیهای اجتماعی، ویژگیهای اقتصادی
مفاهیم معماری پایدار و انرژی در ساختمان سازی با توجه به بحران آلودگی محیط زیست و کمبود سوخت های فسیلی در سالیان اخیر اهمیت و جایگاه ویژه ای یافته است، به صورتی که پیامدهای ناشی از استفاده روزافزون از سوختهای فسیلی به منظور دستیابی به آسایش کاربران استفاده از سامانه های ایستا در ساختمان ها را در کانون توجه قرار داده است. در این رابطه حوضچه های سقفی به عنوان کارامد ترین سامانه های ایستا جهت کاهش و یا افزایش دما در فضاهای داخلی قلمداد شده و با بهره گیری از انرژی های تجدیدپذیر در ساختمان ها، رابطه مستقیمی دارد. بدین ترتیب، در این پژوهش سعی بر آن است که با معرفی انواع این حوضچه ها و همچنین مشخصه های تأثیرگذار در انتخاب هر یک از آن ها بر اساس نیازها و شرایط اقلیمی قدم مؤثری برداشته شود.
چهارتاقی قصرشیرین معروف به چهارقاپی با اضلاع 25 متر یکی از بزرگ ترین آتشکده های ایران در دوره ساسانی به شمار می رود که با استناد به منابع تاریخی و شواهد باستان شناختی احتمالا در اواخر این سلسله ساخته شده است.
بنای مذکور که در مجاورت کاخ خسرو قرار داشت، معبدی برای ساکنان کاخ به شمار می رفت تا تشریفات دینی خود را در آن به جای آورند. مجاورت این بنا با کاخ نشانگر وابستگی دین و دولت در حکومت ساسانی به یکدیگر است.
چهارقاپی با وجود اینکه توسط رومیان تخریب و بعدها با تغییر حکومت و مذهب در ایران به حال خود رها شد، با گذشت زمان طولانی از ساخت آن، دارای پی و گوشواره ای بسیار مستحکم و جالب توجه است که عظمت آن را در زمان آبادانی آشکار میسازد.
چهارقاپی با چهار درگاه ورودی در زمره آتشکده هایی قرار دارد که علاوه بر دارا بودن دالان طواف، از تزیینات معماری داخلی فوق العاده زیبایی نیز برخوردار بوده است. پیرامون این سازه مذهبی مجموعه ای از اتاق و تاسیساتی قرار داشته که در سال های اخیر بخش هایی از آنها در نتیجه کاوش های باستان شناسی کشف و تا حدودی مرمت شده است. سبک معماری این بنا کاملا ساسانی و با استفاده از مصالح بوم آورد از قبیل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و بر فراز آن گنبدی رفیع قرار داشته است.
این مقاله کوشیده است تا با استفاده از منابع مورخین و جغرافیانگاران دوره اسلامی (رهیافت تاریخی) و نیز پژوهش های باستان شناسی سیمای روشنی از چهارقاپی ارایه و عملکرد آن را به عنوان یکی از مراکز دینی ساسانیان در اواخر این سلسله در کوست خوربران آشکار سازد.
شهر، به عنوان اساسی ترین جلوه تجلیات روح خلاق انسان، همواره در ارتباط با آفرینش های بشری، از جمله صنعت و هنر، معنا یافته و در نتیجه خوانش های مختلف از نو زاده می شود. حضور شهرها در ادبیات، نه تنها فضاهای مورد نیاز عناصر روایی را تأمین می کند، بلکه با خلق خاطره ها در بطن فضاهای شهری، این فضاها را به اسطوره هایی بیانگر روح حاکم بر جامعه بدل می کند. ادبیات که بسیار زودتر از سینما، هنرهای تجسمی، و سایر هنرها، شهر را به تصویر کشیده و خاطرات و کهن الگوهایی را در آن ایجاد کرده است، در دوران معاصر، و با افزایش فضاهای شهری، بیش از پیش به شهر و فضای بیرونی توجه می کند، تا آنجا که شخصیت های داستان و روایت، هویّت خود را در متن شهر جستجو می کنند، شهری که خود به عنوان شخصیت و قهرمان (یا ضد قهرمان) اصلی روایت مطرح می شود. در این بین نویسندگانی چون فرانسوا بن(François Bon)، با نزدیک شدن به فضاهای فراموش شده شهری، چهره ای دیگر از شهر ارائه می دهند. بن با به صحنه آوردن فضاهایی طرد شده، چون زاغه ها، تصویری نو از زندگی در فضای شهری معاصر ارائه می دهد، فضایی که گاه به عنوان عاملی برای تخریب هویّت فرد و خاطرات او عمل می کند. مطالعه پیش رو، با هدف مطالعه این نوع خاطره پردازی ها در سطح منظر شهری، و با تکیه بر آراء متفکرانی چون رن وژل و میشل کولو در حوزه روابط فضایی و انعکاس منظر، به مثابه فضای زیسته، در آثار هنری و به خصوص ادبیات، در صدد پاسخگویی به این پرسش است که تصاویر و خاطرات شهر معاصر چگونه در دو رمان فرانسوا بن، یعنی خروجی کارخانه و دکورسیمان، شکل گرفته و چه منظری از فضای شهری معاصر ارائه می دهند؟ پرسشی که درنهایت با ارائه تصاویر و خاطرات برآمده از فضاهایی گم شده در این رمان ها، فضای شهری حاضر در آنها را چون نامکانی درمی یابد.
توسعه روزافزون و ناهمگون شهر تهران در دهه های اخیر، ساخت و سازهای جدید ساختاری را در شهر پدید آورده است که با ساختار طبیعی و تاریخی آن در موارد بسیاری تطبیق نداشته و شهری متضاد و گسسته را پدید آورده که هویت و خوانایی خود را از دست داده است. از این ساخت و سازهای جدید می توان به شبکه بزرگراه های درون شهری و توده های عظیم ساختمانی اشاره کرد. امروز بزرگراه های تهران از مهم ترین عناصر استخوان بندی شهر در جهت دهی ذهنیت شهروندان از سیما و منظر شهر نقش بسزایی را ایفا می کنند و در واقع بخش مهمی از نمای شهری تهران امروز را تشکیل می دهد و درک شهروندان از شهر کنار این بزرگراه، شکل می گیرد. در تهران بزرگراه های شمالی- جنوبی و شرقی- غربی متعددی در محدوده ها و مناطق مختلف شهر احداث شده است؛ عبور بزرگراه ها از مناطق مسکونی، جداره های مسکونی، که زمانی در مقیاس خرد تحلیل می شدند، را به نمای شهری و جداره های درجه اول شهر تبدیل کرده است؛ جداره هایی که برخورد با آنها در چارچوب اهداف منظر شهری، مدیریت و برنامه ریزی ویژه ای می طلبد. بزرگراه نواب نمونه ای بارز از شکل گیری جداره مسکونی در کنار بزرگراه است؛ جداره ای برنامه ریزی شده که راه میان آن هم به لحاظ موقعیت اصلی شمالی ـ جنوبی و هم به لحاظ مقیاس پروژه در شهر تهران، اهمیت ویژه ای دارد.
این نوشتار تلاش می کند جداره بزرگراه نواب را به عنوان یکی از شاخص ترین نماهای شهری تهران در ابعاد مختلف کارکردی، هویتی و زیبایی شناسی مورد بررسی قرار داده و ابعاد و ظرفیت های مختلف آن را در شکل دهی به نمای شهر تهران تحلیل کند.
شیز به عنوان یک شهر مهم مذهبی در دوران قبل از اسلام مطرح است. تخت سلیمان نیز محل آثار باقیمانده ای از همان دوران می باشد که امروزه در جنوب استان آذربایجان غربی واقع است. این مطالعه در دو بخش صورت می گیرد؛ یکی بحث تطبیق مکانی شیز با محل کنونی تخت سلیمان و دیگری تحلیلی تاریخی و کالبدی از شیز می باشد. در بحث تطبیق مکانی از آتشکده ای به نام آذرگشنسب به عنوان واسطه استفاده شده است. با استفاده از منابع و اسناد تاریخی در دو قسمت جداگانه، یعنی یک بار تطبیق مکانی آتشکده آذرگشنسب با تخت سلیمان کنونی و یک بار تطبیق مکانی آتشکده با شهر شیز انجام گرفت. تحلیل تاریخی شیز در دوره های هخامنشی، پارتی، ساسانی و اسلامی انجام گرفت. نظر به اینکه تنها آثار دوره های ساسانی و ایلخانی در تخت سلیمان بر جای مانده است، برای این دو دوره تحلیل کالبدی نیز صورت گرفت. بعد از بررسی های انجام گرفته نتیجه گرفته شد که محل کنونی تخت سلیمان منطبق بر شهر شیز است.