ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱٬۱۰۱ تا ۱۶۱٬۱۲۰ مورد از کل ۵۲۸٬۴۴۴ مورد.
۱۶۱۱۰۱.

ساختار معماری خانه های تاریخی ایران؛ دوره قاجار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳۸ تعداد دانلود : ۱۶۲۸
بررسی و هدف از مطالعه این پژوهش سیر تحول و ویژگی های اعم از فرهنگی–اجتماعی، اقتصادی–گردشگری، ادیان دینی–مذهبی، هنری–معماری، زیبایی شناسی–زیبایی شناختی و اقلیمی می توان بهره مند گردید. ساختار معماری خانه های تاریخی در دوره قاجار یک عملکرد باارزش با الگوی معماری ژرفمندانه ایرانی بهره می جوید، دوره قاجار را می توان با خانه های تاریخی در بازه زمانی دودمان قاجاریه توصیف کرد از آن جایی که خانه برای آرامش روح انسان در فضا می باشد باید روح مکان در اولویت و اختیار انسان قرار گیرد. خانه های تاریخی قاجار این آرامش را با راهکارهای گوناگون در گستره وسیع در معماری ایرانی تحت تأثیر چشمگیری قرار داده اند و تأثیر زیادی در تاریخ خانه سازی ایران تا زمان امروزی با کیفیت فیزیکی عالی و بدون هیچ واسطه صورت انجامیده اند. خانه مکانی، فضایی و زمانی برای تشکیل اعضای خانواده (انسان)، که همه و همه بدون هیچ نگرشی برای رسیدن به هویت بوده تا ارزش های انسانی شکوفا گردد. خانه یک علت طبقه بندی شده برای نیازهای انسانی در راستای حفظ ذاتی محقق می شود. اهمیت این پژوهش توجه به الگوها و فضاها در معماری خانه های تاریخی ایران در ساختار پیوند کالبدی و شیوه زندگی و تأثیرپذیری آن در جامعه در نمونه های بررسی شده هم سو با اندیشه ها در سیمای جامعه با تکنیک های استفاده شده یک منطق و استدلال محتوایی در سهولت دسترسی به این ابنیه های ارزشمند و قابل ستایش در نوع معماری و احیای دوباره آن ها در جهت غنی ساختن فرهنگ از گذشته نه چندان دور و رعایت اصول اخلاق حرفه ای در انطباق کاربری تا رسیدن به یک ایدئولوژی در سرزمین مادری که مختص سبک زمان قاجار و حفظ خانه ها در خودنمایی منظر طراحی با ارزش های خارق العاده در خاطره ها پدید آید. هم چنین در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی، واکاوی کالبد فضایی خانه های قاجار و تأثیرگذاری آن در معماری ایران در جامعه مورد بحث و با مطالعه کتابخانه ای و اسنادی استخراج شده است. بنابراین علاوه بر نقش خانه های قاجاریه در زندگی انسان در معماری ابنیه های ایران در جایگاه ممتاز و به ویژه مؤلفه های متأثر در مقایسه سایر دوره ها از چشم نوازی بالاتر از تصورات انسان در تاریخ بشیرت سیطره یافته اند.
۱۶۱۱۰۳.

تأثیر تصاویر تمدن های ایلام نو و آشورنو بر تصاویر هخامنشی در موضوع صحنه بارعام شاهی مطالعه موردی: تطبیق تصاویرصحنه بار عام آپادانای تخت جمشید ( از تمدن هخامنشی)، صحنه بار عام جام ارجان( از دوره تمدنی ایلام نو) و صحنه بارعام نقاشی های تل بارسیپ ( از دوره تمدنی آشور نو)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۶ تعداد دانلود : ۱۱۹۱
یکی از ویژگی های بنیادین هنر هخامنشی ترکیبی بودن آن است. در زمینه تصویرگری این دوره، صحنه بار عام سلطنتی نمود آشکاری از این ویژگی مهم محسوب می شود. صحنه های مربوط به بارعام در تخت جمشید در دوره هخامنشی به تصویر کشیده شده اند که در آن شاه بر تخت نشسته است و به اقوامی که زیر سلطه خود قرار دارد، بار می دهد. به دلیل آن که به گمان پژوهش مستقلی از تأثیر پذیری صحنه بارعام آپادانای تخت جمشید، دوره هخامنشی  به دست نیامده، در این پژوهش نقوش برجسته آپادانای تخت جمشید با نقوش جام ارجان و نقاشی های تل بارسیپ به ترتیب مربوط به حکومت های ایلام نو و آشور نو مورد بررسی قرار گرفته و با مقایسه تحلیلی این نقوش، شباهت ها و تفاوت های میان آن ها و در نهایت میزان تأثیرگذاری هریک از این نقوش بر صحنه ی بارعام هخامنشی در آپادانای تخت جمشید مشخص شده است. هدف تحقیق شناخت همسانی های بصری هنر هخامنشی با دوره های قبل از آن، به منظور آگاهی بخشی پژوهشگران این رشته است. این که شباهت ها و تفاوت های بارعام هخامنشی در آپادانای تخت جمشید با صحنه بارعام روی جام ارجان مربوط به دوره ایلام نو و نقاشی های تل بارسیپ در دوره آشور نو چه هستند و آیا صحنه های بار عام شاهی در تخت جمشید در راستای تبلیغات سیاسی و بیانگر قدرت سیاسی هخامشیان بوده،  سوالاتی است که دراین پژوهش به آن پرداخته می شود. پژوهش حاضر که دارای ماهیت تاریخی است، با روش توصیفی صحنه بارعام آپادانای تخت جمشید و نمونه های آن در تل بارسیب و جام ارجان که احتمالاً مبنای الگوبرداری هخامنشیان بوده اند، مورد تحلیل قرار داده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که  سه صحنه بارعام جام ارجان، نقاشی های تل بارسیپ و نقوش برجسته آپادانای تخت جمشید می توان هم در کلیات و هم جزئیات با هم شباهت ها و تفاوت هایی دارند که در متن به آن ها اشاره شده است. همچنین صحنه بارعام پیشکش هدیه یا خراج به شاه بوده است، احتمالاً تصویرگری این چنینی از نظر استعاری نمایانگر قدرت، سلطه، گستردگی و مشروعیت آن نظام سلطنتی محسوب می شده است.
۱۶۱۱۰۴.

بررسی پوشش پیکره ها در دیوارنگاره های سردر بازار قیصریه اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۸ تعداد دانلود : ۷۱۴
در گنجینه ی هنر ایران، آثار کم نشان یا بی نشان بسیاری وجود دارد که  به جهت این که انتقال دهنده فرهنگ پیشینیان هستند، دارای اعتبار و ارزشی ویژه اند. یکی از این آثار مجموعه دیوارنگاری های صفوی بازار قیصریه ی اصفهان است. دیوارنگاره های سردر بازار قیصریه ی اصفهان بازتاب دهنده ی پوشش رزم و شکار آن دوره از مردم ایران و پوشش برخی از زنان و مردان اروپائی هم عصر است.  این مجموعه آثار به دو بخش ایرانی و اروپایی تقسیم شده است. پوشش ایرانی سمت راست و در بالای سردر و پوشش اروپائی در سمت چپ است. از آن جاکه این دیوارنگاری های معاصر هم بوده اند، مسأله این تحقیق به طور مشخص، شناخت تشابه و تمایزهای دیوارنگاری های بخش اروپایی و ایرانی این  مجموعه آثار است. هدف این پژوهش شناخت بهتر گنجینه های هنری ایران است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و مشاهده تصاویرگردآوری شده، و به شیوه تحلیلی- توصیفی تهیه و تنظیم شده است. در نتایج این پژوهش مشخص شد که پوشش ایرانیان در نگاره ها تنوع رنگی زیادی دارد اما شکل کلی لباس صفویان بسیار به یکدیگر شبیه است. در بخش پوشش اروپایی تنوع زیادی در مورد شکل لباس دیده می شود اما تنوع رنگ در میان آن ها کم است.
۱۶۱۱۰۵.

نقش ها و طرح های مشترک دست بافته های بی گره سیستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۸ تعداد دانلود : ۴۳۱
دست بافته های سیستان با نقش ها و کاربرد خاص خود به دو دسته «داری» و بدون« دار» تقسیم می شوند. دست بافته های«داری» آن گروه  از دست بافته ها هستند که برای تولید آن ها نیاز به دار مخصوص و فضایی مشخص است اما دست بافته های بدون دار، بدون امکانات گفته شده تولید می شوند. انواع ریسمان های پشمی، مویی و انواع حصیر که اغلب به وسیله زنان عشایری بافته می شود از این دسته اند. این دست بافت ه های متنوع، دارای نقوشی  مشترک هستند که در تولیدات مختلف بی گره بعضاً  به کار می روند. با توجه به این موضوع در این پژوهش به بررسی تولیدات مختلف دست بافته های بی گره سیستان از لحاظ  کاربرد نقوش مشترک در آن ها پرداخته می شود. گردآوری داده ها به صورت میدانی و کتابخانه ای و روش ارائه تحقیق توصیفی-تحلیلی است. نتایج نشان می دهد که نقوش «جلیک»، «مهر و نیمک»، «چپراس»، «کوش»، «سورمهریا نقش قرمز»، «کارچک»، «عجب»، «گوشواره»، «ماه و روچ»، «هشت چم یا هشت چشم»، «تاس کت»، «بازوبند»، «پنجه» و «تعویذی» در دست بافته ها استفاده می شود. از این میان نقش مشترک همه دست بافته های بی گره با بیشترین کاربرد، نقش هشت چشم است. همچنین نقش هشت چشم، ماه و روچ، تاس کت و پراس بیشترین کاربرد را در انواع دست بافته ها دارد و نقش گوشواره با کمترین میزان در انواع دست بافته ها ظاهر شده است.
۱۶۱۱۰۶.

قرائتی عرفی از دین؛ تحلیل و نقد رهیافت دین شناختیِ العشماوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۰ تعداد دانلود : ۵۹۳
امروزه جریانی نواندیش در جهان عرب، در پی فروکاهیِ دین به معنویت است. این جریان به صورت نرم از سنّت و شریعت دینی گذر کرده و دینِ منهای احکام اجتماعی سیاسی را بر دینِ برخوردار از این احکام ترجیح داده است. محمد سعید العشماوی (1932 2013م) از جمله نمایندگان این رهیافت است. او با اتخاذ رهیافت تاریخمندانه به قرآن، بشری دانستن الفاظ قرآن، و محدود کردنِ اعتبار سنّت نبوی و قوانین فقهی به زمان حضور پیامبر(ص)، تقریری دنیوی از دین در جهان اسلام ارائه داده است. این مقاله با روشی تحلیلی و استنادی، در پی سنجش و نقد مداخل ورود وی به این رهیافت عرفی است. یافته های تحقیق نشان می دهد ناسازواری هایی درونی در اندیشه های وی وجود دارد که نقض غرض از سوی خدای حکیم، نفی جاودانگی دین، بی نیازیِ کامل انسان از دین، نفی نزول دفعی قرآن، و انکار عصمت پیامبر در دریافت و ابلاغ وحی، از جمله آن هاست. این موارد، رهیافت العشماوی در حوزه دین شناسی را با چالش مواجه ساخته است.
۱۶۱۱۰۷.

تحلیل روش شناسی انسان پژوهی با رویکرد گسترش کلام کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۶ تعداد دانلود : ۶۵۱
انسان پژوهی دینی در عین توان محاجه با رویکرد فراگیر اومانیسم، می تواند الگویی از انسان محوری الهی با هویت معرفتی حی متاله را عرضه نماید. این تحقیق به نقش انسان پژوهی در گسترش کلام کاربردی پرداخته و با روش توصیفی - تحلیلی و با رصد میدانی آن را در حکم یکی از اصول اساسی دین نگریسته است. این ایده در فرآیند نیازمحورانه یعنی ناظر به شبهات رایج در جامعه اسلامی در کنار حقایقی مانند بومی سازی، به روز بودن و کارآمدی از ایده به واقعیت پیوست. تحلیل انواع روش انسان پژوهی از جمله مباحث اساسی است که این پژوهش به تبیین، ارزیابی مزایا و کاستی ها و پیشینه ای از پژوهش در هرکدام از آن ها پرداخته و خود رویکرد پنجمی به نام انسان شناسی تلفیقی را به آنها افزوده است و زمینه را برای یک پژوهش فراگیر و کاربردی در رسیدن به یک روش شناسی مناسب در تبیین ماهیت، ابعاد و مبانی هویت معرفتی انسان زمینه سازی نماید.
۱۶۱۱۰۸.

علامه جعفری و معیار آزادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۲ تعداد دانلود : ۶۷۰
علامه محمدتقی جعفری (رضوان الله تعالی علیه) از جمله عالمان زمان شناس است که در کشاکش مناقشات نیروهای مذهبی و غیرمذهبی درباره بافت آزادی در بین انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی به تأملات فلسفی مهمی پرداخته است. مهم ترین پرسشی که او دراین باره دارد، آن است که آزادی از منظر ادله عقلی و درون نصی در برابر آنچه در غرب به آزادی مثبت و منفی بیان می شود، چیست و بر چه قلمروهایی دلالت دارد؟ او با تفاوت نهادن میان سه مفهوم «رهایی»، «آزادی» و «اختیار» تلاش می کند آزادی را «اختیار شایسته» تعریف نماید و فضاهای چنین تعریفی را در چند قلمرو آزادی عقیده، آزادی بیان تبیین نماید. علاوه بر این او کوشیده است محدودیت های نظری و عملی این آزادی را بررسی و راهی به سوی تحقق آن در جامعه دینی فراهم آورد. در پایان این مقاله مؤلف می کوشد امکانات و مشکلات رویکرد علامه جعفری به آزادی گفته شده را بررسی کند تا شاید برای اکنون ما به کار آید.
۱۶۱۱۰۹.

تحلیلی فلسفی از جهان های اعتباری؛ جهان ذهن و جهان ساخت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۱ تعداد دانلود : ۵۲۷
انسان به طور طبیعی و عادی این گونه می اندیشد که با اشیای طبیعی همان گونه که هستند، تعامل دارد. این پندار تا حدودی درست است؛ لکن برخی اندیشمندان متأخر در تبیین لایه ای عمیق تر از حیات انسانی معتقدند که بشر در طبیعت صرف، زندگی نمی کند؛ زیرا بسیاری از اشیا در زندگی این موجود عجیب، معانی طبیعی خود را ندارند و انسان در تعامل با طبیعت این اشیا را آن گونه که هستند در نظر نمی گیرد، بلکه آنها در زندگی انسان معانی ویژه ای دارند که حاصل فاعلیت ذهنی انسان است. این اندیشمندان مسئله زیست انسان در جهان هایی ساختگی را مطرح می سازند و هریک در تبیین آن، راهی ویژه برگزیده اند؛ اما نویسنده پژوهش مفصلی درباره چیستی عمل اعتبار و واقعیت های اعتباری انجام داده و نظریه جدیدی در این زمینه دارد که از آن با عنوان «نظریه واقعیت های اعتباری» یاد می کند. بر پایه این نظریه، انسان بر اساس اموری که می توان آنها را زمینه های اعتبار نامید، برای هر چیزی که با آن تعامل دارد، هویت هایی ذهنی ایجاد می کند که معنا و واقعیت آن شیء برای وی خواهد بود. هویت های ذهنی مزبور وقتی که در کنار هم و به صورت مجموعی در نظر گرفته شوند، جهانی را می سازند که می توان آن را جهان اعتباری یا ساخته انسان دانست. براین اساس انسان در فرایند حیات خود دو جهان اعتباریِ جهان ذهن و جهان ساخت را ایجاد، و در آن زیست می کند.
۱۶۱۱۱۰.

سوگیری های شناختی ذهن انسان در پذیرش باورهای دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۶ تعداد دانلود : ۸۲۱
علوم شناختی دین حوزه ای نوظهور از علوم شناختی است که بینش هایی را از شاخه های مختلف علمی گرد می آورد تا تبیین کند انسان ها چگونه باورهای دینی را کسب می کنند و انتقال می دهند. از نظر محققان علوم شناختی دین، مکانیزم های ذهنی و شناختی انسان دارای جهت گیری ها و سوگیری های خاصی هستند که او را مستعد پذیرش و انتقال باورهای دینی می کنند. در این مقاله، ضمن بررسی مشخصه ها و ویژگی های این سوگیری ها و نحوه عملکرد آنها، نشان می دهیم که گرچه تمایلات شناختیِ ذاتی انسان ذهن های ما را پذیرای دین به طور کلّی می کند، اما آنها به خودی خود ظهور و موفقیت باورها و اعمال دینی را که مختص یک فرهنگ خاص هستند تبیین نمی کنند. به علاوه نشان خواهیم داد که هرچند مدافعان تبیین های شناختی مطالعه دین را به عنوان پدیده ای «طبیعی» در دستور کار خود قرار داده و می کوشند علل طبیعی شکل گیری، پذیرش، تقویت و شیوع باورهای دینی را کشف کنند، تلاش های آنها به معنای کاستن از اعتبار باورهای دینی و همچنین نفی تبیین های «غیرطبیعی» از باورهای دینی نیست.
۱۶۱۱۱۱.

نقش دازین در هنر اندیشیِ هیدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۶ تعداد دانلود : ۵۴۷
هنراندیشی محصول دوره دوم اندیشه هیدگر است که در آن رویداد اندیشی بر هستی شناسی بنیادین سیطره می یابد. در بادی امر به نظر می آید که از نقش ویژه دازاین در هنراندیشی کاسته شده است؛ اما به واقع می توان گفت وجود و دازاین برای هیدگر دو رویِ یک سکّه اند. هر جا که اندیشیدن به وجود ممکن است دازاین نیز به شکلی ناگزیر حضور می یابد و اهمیت هنر برای هیدگر از آن روست که هنر، حقیقتِ وجود را به آشکارگی می آورد. در این مطالعه تلاش می شود نقش های متفاوت دا-زاین در هنراندیشی به دید آید. نقش دا-زاین از آن رو اهمیت می یابد که به عنوانِ گذرگاه هنر اجازه می دهد رویدادِ هنر روی بدهد و از خلال آن، خودِ وجود زبان آور شود. سپس جایگاه دا-زاینِ هنرمند و شاعر (آفریننده)، مخاطب یا نگاه دار، بررسی می شود. پس از طرح پرسش از شیوه بودن دا-زاین در هنراندیشی به نقش های مختلف دا-زاین به عنوان هنرمند، مخاطب و نگاه دار پرداخته می شود. دا-زاین در هنراندیشی اگرچه نیوشای "وجود" و قابلی بدونِ فعلیت است اما مسئولیت پذیری و پروا سبب می شود بارِ امانتِ وجود را بر دوش بکشد، پیش آمدِ حوالت یک ملّت (قوم) از طریقِ او شکل می گیرد. از این وجهه نظر پس از ابداع و سرودن، دازاین نابود نمی گردد بلکه در کسوت مخاطب و نگاه دار، موردِ خطابِ وجود قرار می گیرد و در نهایت به این پرسش پاسخ داده می شود که چه چیزی سبب تحول در اندیشه هیدگر شده و او را به سوی هنر اندیشی جذب کرده است.
۱۶۱۱۱۲.

اخلاق در سیاست، پیامد معرفت شناسی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۴۸۴
این جستار با بررسی انواع مفروض رابطه اخلاق و سیاست، مسأله تقلیل پذیری امر سیاسی به اخلاق کلاسیک را مورد بازبینی قرار می دهد. از این رو پس از کاویدن معرفت شناسی کلاسیک، به نقد پیش فرض های آن می پردازد. سپس به این نتیجه می رسد که هرچند اندیشه مدرن معرفت شناسی را دیگرگون ساخته است اما در رهانیدن اخلاق از پیش فرض های ناب گرایانه به جا مانده از دوران متافیزیکی ناکام مانده است. چراکه معرفت شناسی مدرن با تاریخی دانستن مفاهیم از جمله اخلاق و سیاست از ناب گرایی و اصول مطلق فاصله گرفته است. درحالی که اخلاق کلاسیک در جست وجوی امری ناب هم چنان به دنبال فهرستی از خوب و بدهای از پیش تعیین شده می گردد. در این میان ماکیاولی از اولین کسانی است که لزوم بازنگری در نظام ارزش ها و منطبق ساختن اخلاق با معرفت شناسی مدرن را تشخیص داد. وی ادعا می کند که اخلاق جدید، نه تنها قابل فروکاستن به چند اصل ازپیش موجود نیست، بلکه به عنوان یک برساخت تاریخی، خودش را در موقعیت های مختلف بازتولید می کند. در واقع دستیابی به این اخلاق جدید، در سایه پذیرش شر و سازگاری با طبع زمانه ممکن می گردد. به این ترتیب سیاست نیز فرصتی می یابد تا به هدف اصلی خود یعنی کمینه کردن خشونت بپردازد. پژوهش حاضر ایده «اخلاق در سیاست» را به عنوان اخلاق خاص سیاست ورزی مدرن معرفی می کند.
۱۶۱۱۱۳.

نقد نیچه ای پل تیلیش بر دیالکتیک کارل بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۵ تعداد دانلود : ۶۵۶
یکی از مسائلی که در کلام مسیحی بحثهای دامنه داری را موجب شده، تبیین نحوه رابطه میان دو قلمرو اگزیستانس (جهان اسفل) و ذات (جهان برتر) است. پاسخ به این مسئله از آن جهت که می تواند راه حلی برای معضل بی معنایی و نهیلیسم ارائه دهد، حائز اهمیت است. معنای از دست رفته جهان باید از راه تعامل میان خدا و جهان اگزیستانس به آن بازگردانده شود و از این رو رابطه دیالکتیکی میان این دو قلمرو ظاهراً از هم جدا افتاده می تواند در عین حال دو کارکرد معنابخشی و نجات را ایفا کند. بر اساس پیشنهاد کارل بارت، فاصله ای که جهان را از قلمرو الهی جدا کرده با تکیه بر عقل و قوای بشری قابل عبور نیست و لاجرم باید خود خدا با اراده مطلقش وارد عمل شده و جهان را نجات دهد. در مقابل پل تیلیش معتقد است که همان نظامی که خلقت را موجب شده، از دل خود امکانات نجات را نیز ارائه می کند و این دو نمی توانند بی ارتباط باشند. بدین ترتیب برای نجات لازم نیست که نظام خلقت نقض شده و معنا از فراسوی جهان به آن افاضه شود. با پذیرش اینکه جهان بطور کامل تهی از معنا نیست می توان از جنبه مثبت به آن «آری» گفت هر چند ضرورت «نه» گفتن به ابهامات و تضادهای جهان هبوط یافته همچنان وجود دارد. در این مقاله ضمن بررسی نظریه بارت و نقدهای تیلیش بر آن، نشان خواهیم داد که تیلیش چگونه ایده «آری گویی» نیچه را برای ارائه دیالکتیکی ایجابی به کار می گیرد.
۱۶۱۱۱۴.

نسبت نفس و معرفت(نقد علم حصولی) با تاکید بر انتقادهای سهرودی از مشائیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۵ تعداد دانلود : ۷۴۱
مساله نفس از دیرباز توجه اندیشمندان مختلف را به خود معطوف داشته وموجب پیدایش عقاید گوناگون درباره آن شده است. این پژوهش در قسمت نخست به بیان نظرات فارابی و ابن سینا در مورد «تعریف» پرداخته و سپس انتقادات سهروردی بر فلسفه مشائی را در این زمینه بیان نموده ودر پایان به بیان دیدگاه سهروردی می پردازد. زیرا شناخت نفس و مظاهر و تجلیّات آن اساس و مایه شناخت موجودات به شمار می رود. بعنوان ضرورت انجام می توان گفت نفس ما به چه طریقی به شناخت می رسد؟ مشایین قائل به شناخت اشیاء از طریق مشخص کردن حد ورسم آنها می باشند. سهروردی دیدگاه آنها را مورد نقد قرارداده واینگونه تعریف ها را نادرست می داند و دیدگاه تازه ای برمبنای هستی شناسی خود که مبتنی بر نور است ارائه می دهد.به اعتقاد وی نفس بدلیل نور بودنش نزد خود، ظاهر است ونور هر چقدر که نورانیتش بیشتر باشدخود آگاهی بالاتری دارد.او روشهای استدلالی وعلم حصولی را برای بدست آوردن معرفت کافی ندانسته وشناخت شهودی را لازمه آن می داندو با برابر دانستن نفس با نور به بیان دیدگاه های خودش می پردازد.
۱۶۱۱۱۵.

مبانی و عوامل تحققِ تغییرات اجتماعی در بیانیه گام دوم انقلاب(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۵ تعداد دانلود : ۷۵۶
هدف پژوهش حاضر تبیین مبانی و عوامل تحقق تغییرات اجتماعی در بیانیه ی گام دوم انقلاب است. روش این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است و در این راستا، ضرورت و مبانی تغییرات اجتماعی لحاظ شده در بیانیه (شامل عدالت و مبارزه با فساد، معنویت و اخلاق، استقلال و آزادی) و عوامل تحقق تغییر در بیانیه (شامل نیروی انسانی، علم و پژوهش، بهره مندی از منابع طبیعی و اقتصاد مقاومتی) را مورد بررسی قرار می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهند رهبر انقلاب معتقد است نباید انقلاب را در همه ی جهات غیرمنفعل دانست و از تغییر در آن نگران بود؛ اصولی چون عدالت، معنویت و استقلال می تواند در عین پذیرش تغییرات، از انفعال و خودباختگی جلوگیری کند. نکته ی دیگر، تفاوت بنیادی دیدگاه رهبر انقلاب درباره ی حوزه تغییرات در مقایسه با برخی از اندیشمندان اجتماعی این حوزه بود؛ اصول عدالت، معنویت، اخلاق و استقلال به عنوان مبنای تغییرات در بیانیه ی گام دوم انقلاب مورد توجه واقع شده اند، درحالی که این موارد در اندیشه ی بسیاری از جامعه شناسان حوزه تغییرات جایگاه چندانی ندارد، یا به صورت کم رنگ از کنار آن می گذرند. رهبر انقلاب نقش جوانان را در تحقق گام دوم انقلاب برجسته دانسته است.
۱۶۱۱۱۶.

شاخص های کارآمدی دولت در منظومه ی فکری رهبران انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۶ تعداد دانلود : ۸۶۶
هدف پژوهش حاضر، بررسی شاخص های کارآمدی دولت اسلامی در منظومه ی فکری رهبران انقلاب اسلامی ایران و ارائه ی الگوی کاربردی است. مبنای نظری پژوهش، بیانات امام خمینی و مقام معظم رهبری است و از روش داده بنیاد (از نوع کیفی-کمّی) استفاده شده است. برای پردازش داده های پژوهش، نرم افزار "مکس کیودا" را به کار گرفته ایم. شاخص های کارآمدی دولت اسلامی به دست آمده نشان می دهند که خرد، مایه ی شکل گیری کارآمدی دولت اسلامی است و بر پایه ی ساختار و نحوه ی تعامل و کنش مسئولان در جهت حل مشکلات نظام و مردم استوار است و نیل نظام سیاسی به اهداف تعیین شده را دنبال می کند. "توجه به اهمیت و ضرورت شکل گیری دولت برای اجرای قانون اسلامی در جامعه"، "توجه به منشاء آن یعنی مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی" و "رعایت ساختار و اصول و فرآیندها" از شاخص های کارآمدی دولت در بعد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. مضاف بر این موارد، رعایت ویژگی های اخلاقی و مدیریتی مسئولان و رفع یا مقابله با موانع کارآمدی دولت نیز به افزایش کارآمدی دولت اسلامی می انجامد. از مهم ترین آثار کارآمدی دولت می توان به تحقق اهداف والای اسلامی و برقراری عدالت و پیشرفت همه جانبه ی کشور اشاره کرد.
۱۶۱۱۱۷.

مدل امنیتی سازی نوردیک: گذار محیط زیست از امر امنیتی به امر عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۶ تعداد دانلود : ۶۸۷
امنیتی سازی، متناسب با بستر برداشت از «دشواره امر امنیتی» متغیر است. دستورکار امنیت برای کشورهای خاورمیانه که هنوز با سامان سخت افزارانه درگیر هستند، چارچوبی متفاوت با کشورهای حوزه نوردیک و اسکاندیناوی دارد که با مسائل نرم افزارانه آمیخته اند. تبدیل شدن محیط زیست از امر عادی به امر سیاسی و امنیتی، سبب خاص شدن مدل امنیتی سازی نوردیک به عنوان الگویی جدید شده است. سؤال این مقاله این است که در چه فرآیندی محیط زیست از مرحله امنیتی سازی تبدیل به بخشی از زندگی اجتماعی شهروندان در کشورهای حوزه نوردیک شده است؟ در پاسخ به این سؤال، فرضیه نویسنده این مقاله این است که تهدیدهای زیست محیطی در نوردیک ابتدا از حوزه عمومی (امر عادی) وارد حوزه سیاسی و امنیتی (امر امنیتی) شده و سپس با گذار از چهار فرآیند سیاست گذاری امنیتی، استراتژی امنیتی شده، سرمایه سیاسی و اجماع بازیگران به بخشی از زندگی اجتماعی (امر عادی) شهروندان تبدیل شده است.  
۱۶۱۱۱۸.

نقش فیلسوف در پدیدارشناسی هگل با نظر به آرای ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۸ تعداد دانلود : ۵۳۰
در این نوشتار می کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم: در پدیدارشناسیِ هگل فیلسوف در رسیدنِ آگاهیِ طبیعی به جایگاه فلسفه چه نقشی دارد؟ برای پاسخ گویی به این پرسش، علاوه بر مقدمه پدیدارشناسیِ هگل به عنوان منبع اصلی، از آرای ویتگنشتاین درباره نقش فلسفه در رسیدن به شناخت نیز استفاده می کنیم. مسئله اینجاست که هگل از یک سو بر آن است که آگاهی در مسیر تکاملی خویش نیازمند نقش فعالِ فیلسوفی است که در پشت آگاهی حضور دارد؛ از سوی دیگر می گوید پدیدارشناسی مسیر خودتکاملیِ آگاهی است و در نتیجه نقش فیلسوف در این میان صرفاً مشاهده گری است. ما نشان دادیم پاسخ گویی به پرسش یادشده در گرو این است که چه خوانشی از دیالکتیکِ پدیدارشناسی داشته باشیم: سلبی یا ایجابی؟ از آنجا که پدیدارشناسی برای هگل نردبانِ رسیدن به فلسفه است، برداشت ما این است که دیالکتیکِ پدیدارشناسی مستعد هر دو خوانشِ سلبی و ایجابی است. در اینجا از قیاس ویتگنشتاین و هگل استفاده کردیم و نشان دادیم سویه سلبیِ دیالکتیکِ هگل همانندی ویژه ای با آرایِ ضدفلسفیِ ویتگنشتاین دارد، و سویه ایجابی رویکردهای هگل است که در مقابلِ مواضع ویتگنشتاین قرار می گیرد.
۱۶۱۱۱۹.

ارزیابی انتقادی استدلال معرفتی و استدلال تعاکس بر حسن و قبح عقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۰ تعداد دانلود : ۵۰۲
آنچه ما «استدلال معرفتی» و «استدلال تعاکس» خوانده ایم دو استدلال از سه استدلالی ست که خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف متکلم امامی، در کتاب مهم و تأثیرگذار تجرید   الاعتقاد ، بر حُسن و قبح عقلی اقامه کرده است. نتیجه مورد نظر خواجه و مقدمات هر دو استدلال مبهم است و می توان تفسیرهای متعددی از آن ها ارائه داد. در این مقاله با تفکیک جهات معرفت شناختی و هستی شناختیِ هریک از استدلال ها، روایت های محتمل هر استدلال بیان شده و پس از صورت بندیِ منطقیِ هر استدلال، مورد ارزیابی قرار گرفته است. به زعم نویسندگان، نتیجه بهترین تقریر از استدلال نخست، حُسن و قبحِ عقلیِ معرفت شناختی است و نتیجه بهترین تقریر از استدلال دوم، حُسن و قبحِ عقلیِ هستی شناختی؛ و البته هیچ یک از این دو استدلال نمی تواند نظریه عدلیه را اثبات یا دیدگاه مخالفان شان را ابطال کند.
۱۶۱۱۲۰.

تبیین و نقد نگاه شهید صدر به عالم واقع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۶ تعداد دانلود : ۴۴۸
در سنت فلسفی اسلامی بحث از واقعیت در سه مبحث اصالت وجود و ماهیّت، مبحث نفس الامر و مساوقت شیئیّت با وجود متبلور است. با جستجو در این مباحث دانسته می شود که برخی متفکران، عالم واقع را مساوی و عده ای دیگر آن را اعم از وجود دانسته اند. شهید صدر در زمره گروه اخیر قرار می گیرد. ایشان با طرح این ادّعا که عالم واقع وسیع تر از وجود است برخی مفاهیم چون وجود رابط، معدومات، حسن و قبح افعال، لوازم ماهیّات و معقولات ثانی فلسفی را متحقق در این عالم دانسته است و در عین قائل شدن به خارجیّت این مفاهیم، خارجیّت آنها را به واسطه وجود نمی داند. ایشان با استدلال بر قضایای صادقی که موضوعات آنها از ابتدا به حمل اوّلی ذاتی، هم در ذهن و هم در خارج، معدوم فرض شده اند و همچنین با اثبات اتّحاد ظرف عروض و ظرف اتّصاف در معقولات ثانی فلسفی و در ادامه با طرح معقولات ثانیه ای که نمی توان آن را در عالم وجود محقق فرض نمود، به اثبات عالم واقع وسیع تر از وجود می پردازد. منتهی شدن به ارتفاع نقیضین، امکان جایگزینی عالم ذهن به جای عالم واقع از جمله انقادات وارد بر دیدگاه ایشان است پژوهش پیش رو سعی دارد با جستجو در آثار ایشان ماهیّت و حدود و ثغور عالم واقع را از منظر شهید صدر روشن نموده، به بررسی و نقد استدلالات ایشان بر این ادّعا بپردازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان