Human resource management deals with the design of formal systems in an organization to ensure the effective and efficient use of human talent to accomplish organizational goals. In an organization, the management of human resources means that they must be recruited, compensated, trained, and developed. Human resource management influences to workers developing of their career. Research Purpose. The purpose of this article is to research new strategy of Azerbaijan changing national institutional management system which HR uses to improve workers career. In addition to this article analyzed the sustainability of such strategy and investigate the power’s impact as the result of the company’s competitiveness. Research Hypothesis. The developing of career strategy impacts to workers to gain competitive power. Research Methodology. In the research we use questionnaire method to HR’s manager of 50 Azerbaijan national firms and 5 workers of each firms asks question, interviews about their career developing. We used in research literature. In the end the results will be discussed and the suggestions will be given to companies with theoretical background.
Moral intelligence is one of the most important factors that can increase effectiveness and efficiency, the two important factors that every organization wants to survive in a chaotic market and should concentrate more on them. In general, when researchers want to promote moral intelligence they study its effects on other related issues like educational effectiveness. This paper investigates moral intelligence and effectiveness in education.
در این مقاله، به واکاوی سبک شناسانه مجلد ششم کتاب تاریخ بیهقی بر اساس یکی از الگو های متأخّر در زمینه سبک شناسی ادبی (که در بستر دانش روایت شناسی شکل گرفته )، پرداخته شده است. پرواضح است که هر متن ادبی از لایه ها و سطوح مختلف زبانی شکل یافته است و هر کدام از این لایه ها و سطوح، به سهم خود در تعیین سبک نگارش نویسنده دخیل هستند؛ لایه هایی چون واژگان، جمله و سطوح کلان تر همچون گفتمان روایی. طرح پیشنهادی پاول سیمپسون (1993م.) به مثابه یک الگوی روایت شناختی که بر مبنای رده بندی مبتنی بر مفاهیم وجهیت و دیدگاه در سطح جمله و گفتمان روایی در سطح متن قرار دارد، می تواند دستاویزی مناسب برای سبک شناسی متون ادبی از منظر گفتمان روایی باشد. در این پژوهش، سعی شده است تا با تمرکز بر یکی از محورهای موجود در الگوی سیمپسون، یعنی محور وجهیت، سبک روایی متن تاریخ بیهقی، به شیوه ای روش مندانه ارزیابی شود.
در هر جامعه ای، نوعی آگاهی جمعی وجود دارد که آن را آگاهی ملّی گویند و در ادبیّات فارسی با عنوان «درون مایه ملّی– میهنی» مطرح می گردد. هدف این مقاله تبیین دیدگاه غلام علی رعدی آذرخشی نسبت به زبان، فرهنگ، تمدّن و ارزش های اجتماعی ایران و بررسی و تحلیل درون مایه های ملّی و میهنی و کارکرد ادب حماسی معاصر در سروده های رعدی و نیز ارزش یابی نقطه نظرهای این گوینده بزرگ ادب غنایی و حماسی معاصر است. نویسندگان در این جستار کوشیده اند با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از روش کتاب خانه ای، درون مایه هایی نظیر وطن دوستی، دشمن ستیزی و شخصیّت های ملّی و تاریخی را بررسی کنند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رعدی به کارکردهای حماسی معاصر از جمله استعمارستیزی، توجّه به هویّت و زبان ملّی و حفظ استقلال و تمامیّت ارضی توجّه داشته است. نگرش او به مفهوم میهن و وطن دوستی تا حدّی متفاوت از نگاه دیگر شاعران است و گستردگی اندیشه شاعر در بزرگ داشت شخصیّت های تاریخی و ملّی از گذشته تا حال امتداد دارد.
امروزه به دلیل مشکلات و چالش های زیست محیطی، بازشناسی نگرش و رفتار انسان با محیط زیست اهمیت زیادی پیدا کرده است. در این میان، جوامع روستایی و عشایری با توجه به ارتباط و بهره برداری مستقیم از منابع محیطی، بیشتر در مرکز توجه قرار گرفته اند. پژوهش حاضر نیز به دنبال بررسی و تحلیل نگرش و رفتار محیط گرایانه جوامع عشایری بخش بازفت از توابع شهرستان کوهرنگ استان چهارمحال و بختیاری پس از اجرای طرح مدیریت مشارکتی جنگل و مرتع (جایکا) است. این پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی و ازنظر ماهیت و روش جزو پژوهش های توصیفی تحلیلی مبتنی بر پیمایش است. به منظور گردآوری اطلاعات از دو روش اسنادی و میدانی و از ابزار پرسش نامه استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه عشایر ساکن در 5 روستایی است که طرح جایکا در آنها اجرا شده است. براساس سرشماری سال 1395، تعداد کل عشایر برابر با 2236 نفر و 442 خانوار بوده است که با استفاده از فرمول کوکران 206 خانوار به مثابه نمونه انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، T تک متغیره و تحلیل عاملی و چندمعیاره PSI به کار رفته است. نتایج آزمون T تک نمونه ای برای نگرش محیط گرایانه عشایر نشان داد طرح جایکا تأثیر زیاد و معناداری بر تغییر نگرش جامعه عشایری روستاهای درگیر در این طرح داشته و با توجه به میانگین نتایج حاصل شده نیز نگرش خودخواهانه عشایر ساکن در روستاهای مطالعه شده بیشتر از دو نوع نوع دوستانه و زیست کره بوده است. افزون بر این، نتایج به دست آمده از آزمون تحلیل عاملی نشان داد از مجموع 13 عامل، 6 عامل درمجموع 69.98درصد از واریانس را تبیین می کنند و در بین این 6 عامل، مهم ترین آن در رفتار زیست گرایانه، مسئولیت پذیری اجتماعی دربرابر محیط زیست است که با مقدار ویژه 13.60، درمجموع واریانس 36.75 را در کل واریانس ها به دست آورده است. با توجه به نتایج به دست آمده، طرح جایکا سبب تغییر رفتارهای زیست محیط گرایانه عشایر منطقه پژوهش شده است که بهره برداران اصلی محیط زیست منطقه اند.
گردآوری داده ها و ثبت محوطه های باستانی در باستان شناسی با روش بررسی میدانی، هزینه بر بوده و نیاز به نیروی انسانی و صرف وقت بسیار دارد. بر این اساس، استفاده از روش هایی که بتواند بدون نیاز به مشاهده مستقیم، احتمال وجود محوطه های باستانی را پیش بینی کند، نقش چشم گیری در صرفه جویی در زمان و هزینه های بررسی های میدانی باستان شناختی خواهد داشت. مسئله اصلی این پژوهش، ارزیابی میزان توانایی مدل رگرسیون لجستیک در پیش بینی پراکندگی محوطه های باستانی دشت هرسین- بیستون است. متغیرهای پیش بینی کننده برای این پژوهش شامل متغیرهای محیطیِ شیب، ارتفاع، فاصله تا رودخانه، پوشش گیاهی و متغیرهای فرهنگیِ فاصله تا شهرهای امروزی، تراکم روستاهای امروزی و فاصله تا جاده های اصلی می شوند و متغیر وابسته، متراکم ترین پهنه به لحاظ وجود محوطه های باستانی پیش از تاریخ است. نتایج نشان داد که مدل رگرسیون لجستیک در پیش بینی پراکندگی محوطه های باستانی در دشت هرسین- بیستون در دوره های مختلف موفق بوده است. همچنین معرفی پهنه های پرتراکم به لحاظ وجود محوطه های باستانی به عنوان متغیر وابسته به مدل در مناطقی که به لحاظ ریخت شناختی، دشت محسوب می شوند، کارآمد تر از معرفی صرفاً نقاط GPS محوطه های باستانی است و به ترتیب متغیر فرهنگیِ تراکم روستاها در عصر مس وسنگ، تراکم روستاها، فاصله تا شهرها و فاصله از جاده های اصلی کنونی در عصر مفرغ، فاصله از شهرهای کنونی و فاصله از جاده های اصلی کنونی در عصر آهن، بیشترین تأثیر را در پیش بینی پراکندگی محوطه های باستانی داشته است.
مناطق حفاظت شده یکی از مهم ترین ابزار حفظ تنوع زیستی و خدمات اکوسیستم هستند و لزوم حفظ و بهره برداری بهینه از منابع آن ها، ازجمله ضرورت های توسعه پایدار محسوب می شود. بدین منظور حفاظت و پایش دائمی تغییرات مناطق حفاظت شده که از سرمایه های طبیعی ملی هر کشوری محسوب می شوند، با هدف اتخاذ شیوه های مدیریتی مناسب و پیش گیری از ادامه روند عوامل مخرب ضروری است. پارک ملی و منطقه حفاظت شده دز با مساحتی معادل 22013 هکتار یکی از ارزشمندترین و استراتژیک ترین مناطق چهارگانه تحت حفاظت در کشور می باشد که در استان خوزستان واقع شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مخاطرات محیط زیستی تهدید کننده منطقه حفاظت شده و پارک ملی دز صورت گرفته است. در این پژوهش بر اساس بازدید میدانی، گزارش وضع موجود و استفاده از تکنیک دلفی، 26 ریسک در قالب دو محیط طبیعی و محیط زیستی (فیزیکوشیمیایی، بیولوژیکی و اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی) شناسایی شدند. جهت رتبه بندی مخاطرات شناسایی شده از روش TOPSIS بر اساس سه شاخص (شدت، احتمال وقوع و حساسیت محیط پذیرنده) استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که مخاطره شکار غیر مجاز با ضریب نزدیکی 876811/0 بالاترین ریسک منطقه و ریسک آتش سوزی عمدی و غیرعمدی با ضریب نزدیکی 180761/0 کم ترین اولویت را به خود اختصاص دادند. پس از سطح بندی مخاطرات مشخص شد که بیش ترین مخاطرات موجود در منطقه در سطح قابل توجه بوده است. درنهایت راهکارهایی در جهت کنترل مخاطرات در منطقه ارائه شد.
یکی از چالش های اساسی مدیریت و برنامه ریزی منابع آب کشور، نبود اطلاعات کافی از وضعیت وقوع منطقه ای بارش ها در آینده، به ویژه در پایان قرن بیست و یکم است. لذا در این پژوهش به بررسی چشم انداز تغییرات بلندمدت بارش در شمال غرب کشور پرداخته شد. بدین منظور از داده های 5 مدل گردش کلی جو تحت دو سناریوی خوش بینانه و بدبینانه (RCP4.5 و RCP8.5) با کاربست مدل ریزگردانی LARS-WG6 بهره گرفته شد و تغییرات بارش در طول سه دوره زمانی مختلف (2040-2021، 2070-2051 و 2100-2081) نسبت به دوره پایه (2010-1980) مورد بررسی قرار گرفت. جهت واسنجی و صحت سنجی مدل LARS-WG، داده های مشاهداتی و داده های خروجی مدل ها با استفاده از آزمون های F و T و همچنین شاخص های MAE، MSE، RMSE و R 2 مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاکی از کارآیی مناسب مدل ها برای منطقه مورد مطالعه است. بررسی بارش ها در شمال غرب کشور نشان داد که میزان بارش در بیشتر مدل ها به ویژه مدل های EC-EARTH و MIROC5، در دوره 2040-2021، نسبت به دوره پایه افزایش خواهد یافت. در مقابل، در دو دوره 2070-2051 و 2100-2081 تمامی مدل ها به استثنای HadGEM2 کاهش بارش را بر روی منطقه نشان می دهند. بر اساس شرایط متوسط، انتظار می رود میزان بارش در سطح منطقه در دوره 2040-2021 به میزان 3/0 درصد افزایش و در دو دوره 2070-2051 و 2100-2081 به ترتیب به میزان 7/0 و 4/1 درصد کاهش را نسبت به دوره پایه تجربه نماید. بیشترین تغییرات کاهشی و افزایشی بارش نیز درمجموع بر اساس سناریو RCP8.5 شده است. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش و استفاده از مدل های مختلف نشان داد که بررسی چشم انداز تغییرات بلندمدت بارش به دلیل پیچیدگی فرآیند بارش تنها با استفاده از یک مدل GCM و یک سناریو، عدم قطعیت های زیادی خواهد داشت و لازم است از سناریوها و مدل های گردش کلی جو و ریزگردانی های مختلف استفاده نمود.
In the post 9/11, the discursive construction of identity through discourses has become a norm in international politics in justifying foreign policies. What makes us believe is the interpretation given by dominant discourse through text, speeches, or media. Discourses not only construct a narrative on the national and international front but also rationalize certain policies and make other unthinkable. This is how it happened in Pakistan’s tribal areas[1]. The Pashtun social and cultural identity is mispresented through mainstream discourse as a cause of the conflict both in Afghanistan and Pakistan. Drawing on Lene Hansen post-structuralist discourse theory, this paper questions Pakistan''s mainstream discourse and evaluates how and why Pashtun social identity is discursively co-constituted in post 9/11? The paper argues that the discursive construction of Pashtun’s identity not only rationalizes geopolitics but also justifies the ongoing conflict in the tribal areas. The paper further argues that the prolonged conflict in the region should be understood as a regional power struggle for serving their geostrategic objective.
سری های زمانی داده های سنجش از دوری نقش مهمی در مدلسازی و پایش تغییرات عوارض و پدیده های سطح زمین در گذر زمان دارند. با این وجود، در حالی که سری زمانی تصاویر سنجنده های با قدرت تفکیک مکانی پایین (بیش از ۱۰۰ متر از قبیل مادیس) در دسترس می باشند امکان تهیه سری زمانی منظم از داده های ماهواره های اپتیک با قدرت تفکیک مکانی مناسب (بهتر از 30 متر از جمله لندست) با توجه به پیکربندی مداری ماهواره ها و همچنین ابرناکی، بخصوص در مناطق مرطوب و مرتفع، چالشی اساسی در استفاده از این داده ها می باشد. یکی از روش های مرسوم برای برطرف ساختن این چالش، تولید تصاویر لندست-مانند با استفاده از ریزمقیاس نمایی تصاویر مادیس با استفاده از مدلهایی نظیر، مدل ESTARFM است. این تحقیق به ارزیابی کمی مدل ESTARFM به منظور ریزمقیاس نمایی تصاویر مادیس جهت تولید تصاویر لندست-مانند در مناطق غیرهمگن با استفاده از سه روش بازنمونه گیری تصویر، پوشش های زمینی مختلف و اختلاف زمانی بین تصاویر ورودی و شبیه سازی شده پرداخته است. نتایج نشان داد که استفاده از مدل با روش بازنمونه گیری خطی دوسویه با اختلاف جزیی عملکرد بهتری نسبت به سایر روش های بازنمونه گیری دارد. همچنین مدل ESTARFM قادر به تولید تصاویر لندست-مانند با RMSE بهتر از ۰.۰۲ بازتابندگی سطحی و ضریب تعیین بالاتر از ۹۰ درصد در پوشش های مختلف زمینی می باشد. علاوه بر این، با افزایش اختلاف زمانی بین تصاویر ورودی و تصویر شبیه سازی شده دقت مدل به صورت معنی داری کاهش پیدا می کند.
نسبت دانش(جغرافیا) با ارزش(قدرت) یکی از بحث های مهمّ فلسه علم می باشد، در این زمینه به عقیده غالب فیلسوفان علوم اجتماعی، از دیدگاه منطقی، هیچ گونه ارتباط تولیدی میان گزاره های مربوط به پدیدارهای عینی و حقیقی(هست ها) با گزاره ها و قضایای ارزشی و اعتباری(بایدها) وجود ندارد و واقعیّت ها دربردارنده عناصر ارزشی نیستند و در ذات خود فارغ از تعلّقات افراد می باشند امّا در عین حال، دانش و عینیّت در محیط بیرونی و در عمل، نسبتی وثیق با ارزش ها و تعلّقات دارند. در مقابل عدّه ای از جمله اصحاب مکاتب انتقادی معتقدند که میان معرفت و ارزش های انسان چنان آمیختگی و وابستگی وجود دارد که اساساً وجود دانشِ عینیِ فارغ از تعلّقات، ناممکن است. در این راستا کسانی همچون ویتفوگل و اُتوا جغرافیا و ژئوپلیتیک را مجموعه ای از «دانش/ قدرت» و ایدئولوژی طبقه بورژوا و بلکه جغرافیا را تولید قدرت می دانند. در این مقاله با آوردن گزاره های متعدّدی از جغرافیای انسانی و طبیعی نشان داده شد که هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی علم جغرافیا فارغ از ارزش ها می باشد امّا در مرحله کاربرد، این علم می تواند در خدمت قدرت ها و ایدئولوژی ها قرار بگیرد. بنابراین، مدّعای اندیشمندان مکاتب انتقادی مبنی بر مسبوقیّت دانش به ارزش ها ناشی از خلط میان «نظر و عمل» یا «معنا و کاربرد» است و ایشان با خلط میان «معنای دانش با کاربرد دانش» این دو امر را یکی انگاشته و از این رو معتقدند که دانش و معرفت در ذات خود با اهداف عملی و کاربردی آمیخته و اساساً دانشِ بی طرف و غیرمسبوق به اهداف و جهت گیری هایِ کاربردی و ارزشی وجود ندارد.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین خوش بینی و درگیری تحصیلی با نقش میانجی گری امید به آینده دانش آموزان پیش دانشگاهی انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود که بر روی 273 نفر از دانش آوزان پیش دانشگاهی شهرستان قائنات انجام گرفت. نمونه ها به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد؛ امیدواری اشنایدر و همکاران(1991) ، خوش بینی تحصیلی اسچنن موران و همکاران(2013) و درگیری تحصیلی ریو و تیسنگ(2011) استفاده شد و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین خوش بینی با درگیری تحصیلی و امید به آینده و همچنین رابطه مثبت و معناداری بین امید به آینده و درگیری تحصیلی وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که امیدواری نقش میانجی را در رابطه بین خوش بینی و درگیری تحصیلی بازی می کند. نتیجه گیری : نتایج نشان داد که بین درگیری تحصیلی با خوش بینی تحصیلی و امیدواری دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد به عبارت دیگر می توان با فراهم آوردن زمینه هایی برای بهبود نگرش دانش آموزان به تحصیل و آینده زمینه درگیری تحصیلی آنها را فراهم آورد.
سیاست گذاری در آموزش و پرورش از حیاتی ترین حوزه های سیاست گذاری عمومی دولتها شمرده می شود. در جوامع دانش -محور امروزی، آموزش باکیفیت و برابر از حقوق بنیادین شهروندان و از جمله وظایف اساسی دولت مدرن است. دولتها سعی می کنند به این مطالبه و وظیفه در قالب فرایند سیاست گذاری آموزشی پاسخ گویند. البته موفقیت سیاستهای آموزشی، تابعی از ترتیبات نهادی دولت است. تجارب چند دهۀ اخیر دولتهای توسعه گرای شرق آسیا گواهی بر این مدعاست. این در حالی است که نگاهی به عملکرد دولتهای پس از انقلاب در ایران، حکایت از ضعف و ناکارآمدی سیاست گذاری آموزشی دارد. فرایند ناقص دولت سازی در ایران معاصر و استمرار و تداوم و نیز تشدید و تعمیق آن در دورۀ پس از انقلاب موانع جدی در تدوین و اجرای سیاست گذاری آموزش و پرورش پدید آورد. تصمیمات و اقدامات نخبگان سیاسی در جایگاه دولت سازان جدید در پیدایش این نقیصه و مشکل نهادی مؤثر بود. نهاد دولت در چهار دهۀ گذشته به دلیل مشکلات نهادی و ساختاری، توانایی و هنر تبدیل و ادغام سرمایۀ طبیعی به سرمایه های انسانی، اجتماعی و فرهنگی را از دست داد. شاخصهای آموزشی پایین تر از میانگین جهانی و عملکرد ضعیف آموزش و پرورش، برایند آن است. در شرایط فعلی برای نیل به توسعۀ پایدار، دولتمردان و سیاست گذاران کشور ناگزیرند با اصلاح نهادی دولت، امر سیاست گذاری در آموزش و پرورش را در ترجیحات دستور کاری و اولویت فرایند سیاست گذاریهای عمومی قرار دهند. در مجموع، چگونگی اثرگذاری فرایند دولت سازی ایرانِ پس از انقلاب در چارچوب سه متغیر نهادسازی، ائتلاف سازی و تصمیم سازی بر کارکرد سیاست گذاری آموزش و پرورش، موضوع مقالۀ حاضر است.
زمینه: سلامت روانی و کیفیت زندگی تأثیر ویژه ای در زندگی زنان سالمند غیرفعال دارد. اما مسئله اصلی اینست تمرینات یوگا و پیلاتس کدامیک بر سلامت روانی و کیفیت زندگی زنان سالمند غیرفعال تأثیر بیشتری دارد؟ هدف: مقایسه اثربخشی یک دوره تمرین پیلاتس و یوگا بر سلامت عمومی و کیفیت زندگی در زنان سالمند کم تحرک بود. روش: از نوع نیمه تجربی بود. جامعه آماری شامل سالمندان زن کم تحرک ساکن شهر تهران بودند، تعداد 36 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس بعنوان نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه 12 نفره پیلاتس، یوگا و گواه قرار گرفتند. ابزار عبارتند از: در ابتدا و انتهای مداخله، پرسشنامه های سلامت روانی گلدنبرگ و هیلر (1978)، مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) و تمرینات منتخب پیلاتس، ونساساندرس و همکاران (2013). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون پیگیری برونفرونی انجام شد. یافته ها: تمرینات پیلاتس و یوگا موجب بهبود سلامت روانی و کیفیت زندگی زنان سالمند کم تحرک گردید (0/05> p )؛ تفاوت معنی داری بین این دو روش تمرینی وجود در متغیرکیفیت زندگی وجود نداشت (0/05< p ) اما در متغیر سلامت روانی این تفاوت معنادار بود (0/05> p ) و تمرینات یوگا تأثیر معنادارتری داشت . نتیجه گیری: می توان برای افزایش سلامت روانی و کیفیت زندگی زنان سالمندان کم تحرک از تمرینات یوگا و پیلاتس استفاده کرد.
زمینه: مطالعات متعددی در مورد نگرانی از تصویر تن و دوسوگرایی ابراز هیجان صورت گرفته است، اما مسأله این پژوهش این است که آیا ناگویی طبعی می تواند دررابطه با نگرانی از تصویر تن بر اساس دوسوگرایی ابراز هیجان نقش واسطه ای دارد؟ هدف: بررسی نقش واسطه ای ناگویی طبعی در پیش بینی نگرانی از تصویر تن بر اساس دوسوگرایی ابراز هیجان بود. روش: پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی بود و بر روی 130 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور نجف آباد که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، اجرا شد. ابزار عبارتند از، مقیاس ناگویی طبعی تورنتو (1994)، پرسشنامه ترس از تصویر تن لیتلتوم، آکسم و پری (2005) و پرسشنامه دوسوگرایی در ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (1990) بود. داده های بدست آمده با روش معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: مشاهده شد ضرایب مسیر غیر مستقیم بین متغیر پیش بین (دوسوگرایی ابراز هیجانی) و متغیر ملاک (نگرانی از تصویر تن) با میانجی گری ناگویی طبعی معنادار می باشد (0/05 p< ). نتیجه گیری: ناگویی طبعی می تواند در پیش بینی نگرانی از تصویر تن بر اساس دوسوگرایی ابراز هیجانی نقش واسطه ای ایفا می کند.
رشد روز افزون جمعیت باعث به وجود آمدن مشکلات زیادی در شهرها شده است. بخشی از این مشکلات مربوط به حمل و نقل درون شهری است که چالش هایی همچون: افزایش زمان سفر، آلودگی زیست محیطی و مشکلات روحی - روانی را به دنبال دارد؛ لذا مدیران شهری به دنبال سیستم های جایگزین برای کاهش استفاده از خودروهای شخصی و تردد آسان و سریع در داخل شهر هستند که یکی از راهکارهای موجود، استفاده از حمل و نقل عمومی است. نحوه مطلوب خدمات رسانی در بخش حمل و نقل عمومی و کارکرد مطلوب آن می تواند رضایتمندی شهروندان و کاهش حجم خودرو در راه های درون شهری را در پی داشته باشد. اهمیت حمل و نقل عمومی و ویژگی های کالبدی و توپوگرافی شهر ایلام، اهمیت استفاده از اتوبوس های درون شهری را دوچندان کرده است. در این پژوهش که به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده، میزان رضایتمندی شهروندان از کارکرد سیستم اتوبوسرانی شهر ایلام مورد بررسی قرار گرفته است. در راستای این بررسی، پس از تهیه پرسشنامه با توجه به جامعه آماری، حجم نمونه به میزان 383 نفر انتخاب شد که به صورت تصادفی مورد پرسش قرار گرفتند. پردازش و تجزیه و تحلیل دادها (آمار توصیفی و استنباطی) نیز با بهره گیری از روش های آماری در نرم افزار SPSS با استفاده از آزمون T تک نمونه ای انجام شده است. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که از نگاه شهروندان، سیستم اتوبوسرانی شهر ایلام از نظر خدماتی دهی و کارکردی در وضعیت مطلوبی قرار ندارد و عدم رضایت آنان را به دنبال داشته است؛ لذا توسعه خدمات دهی در این بخش می تواند موجب استقبال شهروندان از سیستم اتوبوسرانی شود و کاهش استفاده از خودروهای شخصی را در پی داشته باشد.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال1991میلادی، قفقاز جنوبی که جزئی از خاک این دولت به شمار می رفت به استقلال دست یافت؛ این رخ داد که تحولی عظیم در حوزه ی بین الملل محسوب می شد نتوانست باعث بی توجهی روسها به عنوان جانشین شوروی نسبت به این منطقه شود؛ بر همین اساس، روسیه که این منطقه را جزئی از حوزه ی خارج نزدیک و منافع ملی خود قلمداد می کرد، خواهان حفظ نفوذی انحصاری در این منطقه شد. از طرفی دیگر به دلیل اهمیت سیاسی-امنیتی، ژئوپلیتیک-ارتباطیِ قفقازجنوبی، این منطقه مورد توجه قدرت های فرامنطقه ای از جمله اتحادیه اروپا نیز قرار گرفته است. اتحادیه اروپا با درک اهمیت این منطقه برای روس ها، این منطقه را در طرح های ادغام منطقه ای خود قرار داده که این اقدام، باعث به خطر افتادن هژمونی روسها در قفقازجنوبی و ایجاد چالش مهمی در حوزه ی خارج نزدیک این دولت شده است. بنابراین، این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی و در چارچوب نظریه نوواقع گرایی تهاجمی این فرضیه را مطرح می کند که ورود قدرت فرامنطقه ای اتحادیه اروپا به قفقاز جنوبی با هدف ادغام جمهوری های این منطقه در سازمان های اروپایی، نفوذ انحصاری روسیه در قفقاز را به چالش کشیده و چالش مهمی برای فدراسیون روسیه در خارج نزدیک محسوب می شود.
در ارتباط با نقش محمولی صفت در جایگاه پیش از فعل های «بودن» و معادل های آن، دو رویکرد عمده وجوددارد؛ یک دیدگاه صفت را در این جایگاه، جزء غیرفعلیِ فعل مرکب می داند و رویکرد دیگر آنرا مسند فرض می کند. بررسی رفتارصفت ها در پیکره وابستگی نحوی زبان فارسی و پیکره گزاره های معنایی زبان فارسی نشان می دهد، صفاتی که در جایگاه پیش از فعل های «بودن» و معادل های آن قرارمی گیرند، به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند، 1-صفت هایی که ساخت ظرفیتی دارند و به اصطلاح می توان آنها را محمول صفتی نامید و 2-صفت هایی که ساخت ظرفیتی ندارند. فرض این پژوهش بر این است که تنها صفت های گروه دوم مسند هستند. در این پژوهش برای اثبات این ادعا از دو آزمون جایگزینی و همپایه سازی در تشخیص سازه های جملهاستفاده شده است. نقش معنایی فاعل در جملات حاوی این گروه از صفت هاو استناد به فهرست افعال مرکب زبان فارسی، شواهدی دیگری هستند که بر اساس آنها می توان بر درستی فرضیه این پژوهش صحه گذاشت.بر این اساس از حدود یازده هزار مسند گزارش شده در پیکره وابستگی نحوی زبان فارسی، نیمی از آنها باید به عنوان جزء فعلی فعل مرکب درنظر گرفته شوند.