تنگه هرمز یکی از تنگه های حساس و راهبردی دنیا است که به دلیل ارزش های ارتباطی، ژئواکونومیکی، ژئواستراتژیکی و ژئوپلیتیکی عامل جغرافیایی مؤثری در موازنه قدرت و تنش های منطقه ای و بین المللی محسوب می گردد. از آنجا که این تنگه دروازه اصلی تجارت بین المللی ایران و همسایگان جنوبی آن به آب های آزاد، صدور انرژی و تمرکز سیاست خارجی منطقه ای و بین المللی است، بروز هرگونه بحران و تنش در آن منجر به تأثیرگذاری در سطح منطقه و جهان می گردد. هدف این پژوهش، تبیین اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی تنگه هرمز و پیامدهای سیاسی – اقتصادی تنش در این تنگه استراتژیک است. داده ها با استفاده از روش کتابخانه ای گردآوری گردیده و با روش استفاده از توصیفی کیفی سعی دارد به ارائه پاسخ یه سؤال این تحقیق که «اهمیت استراتژیکی و ژئوپلیتیکی تنگه هرمز چیست؟ و ایجاد تنش در آن چه پیامدهای سیاسی و اقتصادی در عرصه منطقه ای به دنبال دارد؟» بپردازد. یافته های پژوهش نشان داد تنگه هرمز بدون تردید، یکی از مهم ترین و حساس ترین مناطق جهان در نگرش های ژئوپلیتیک و محاسبات استراتژیک می باشد. تنگه هرمز تا زمانی راهبردی است که جریان انتقال انرژی از آن با امنیت و بدون تنش در بین کشورهای منطقه صورت پذیرد. ایجاد تنش در این تنگه حیاتی و بروز هرگونه ناامنی تردد در آن، آثار زیانباری و جبران ناپذیری از قبیل حضور و مداخله قدرت های جهانی و منطقه ای، ناامنی در تردد کشتی ها، فشار اقتصادی و سیاسی بر کشورهای حوزه خلیج فارس، افزایش قیمت نفت، تزلزل اقتصاد جهان، بحران های سیاسی، اقتصادی و انرژی در سطح جهانی و منطقه ای را در پی خواهد داشت.
پژوهش حاضر، به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف شناسایی و اولویت بندی ریسک های گردشگری انجام شده است. داده های پژوهش به صورت کتابخانه ای و هم چنین به روش میدانی از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید. سنجش روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی انجام شده و نیز ، برای سنجش پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که میزان آن با 76/0 دارای ضریب قابل قبولی می باشد. در این زمینه، برای شناسایی ریسک های استنباط شده از تحلیل عاملی اکتشافی و جهت اولویت بندی ریسک های شناسایی شده، از آزمون آماری فریدمن استفاده گردید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شاخص اقتصادی و مالی با رتبه میانگین 85/2، بیش ترین احتمال وقوع را دارا می باشد و در رتبه یک قرارگرفته است. سپس، شاخص امکانات و خدمات با رتبه میانگین 48/2 در رتبه دوم می باشد و پس از آن شاخص ایمنی و امنیت با رتبه میانگین 08/2 در رتبه سوم قرارگرفته است. هم چنین، شاخص بهداشت و سلامت با رتبه میانگین 77/1 در رتبه چهارم، شاخص بلایای طبیعی با رتبه میانگین 74/1 در رتبه پنجم قرار گرفته اند. شاخص فرهنگی و اجتماعی با رتبه میانگین 26/1، کم ترین احتمال وقوع را دارد و در رتبه ششم قرار می گیرد. در پایان مقاله نیز اولویت بندی ریسک های استنباط شده از دیدگاه گردشگران صورت گرفته شده است.
رواییِ استفاده از مبانیِ نظریه گذار دوم جمعیت شناختی برای تحلیل باروری در ایران از جمله چالش های بنیادی در این زمینه است. چرا که تحلیل باروری براساس نظریه ی گذار دوم جمعیت شناختی، آینده نگری در مورد باروری را به طور قابل ملاحظه ای تحت تأثیر قرار می دهد و نتایجی به بار می آورد که با یافته های برآمده از تحلیل های دیگر به کلی متفاوت است. از این رو، در پژوهش حاضر کوشش می شود، از دو مسیر نظری و تجربی، به پرسش هایی در این زمینه پاسخ داده شود. یافته های پژوهش، افزون براین که یکسانی بروز گذار دوم برای جمعیت های گوناگون را امری الزامی نمی یابد، حکایت از آن دارد که ایران، گذاراول جمعیت شناختی را پشت سر گذاشته است امادرمورد گذار دوم، هنوز تردید هایی وجود دارد.
تغییر در نسبت الگوهای ازدواجی خویشاوندی و غیرخویشاوندی از مهمترین تغییرات اتفاق افتاده در حوزه ازدواج در ایران است. بنابراین، در این مقاله تلاش شده است که الگوی ازدواج خویشاوندی در میان زنان مهاجر دارای همسر در شهرهای تهران و ملارد بررسی شود. داده ها از پیمایشی که در سال 1395 در استان تهران انجام شد و در آن تعداد 500 زن مهاجر دارای همسر پیمایش شدند اقتباس شده است. یافته های پژوهش نشان داد که ازدواج خویشاوندی با 41 درصد هنوز مطلوبیت قابل توجهی در جامعه مورد مطالعه دارد. تحلیل چند متغیره نشان داد که مدت زمان ازدواج اثر آماری معناداری بر الگوی ازدواج زنان دارد. نتایج همچنین نشان داد که خاستگاه سکونتی، تحصیلات و تفاوت سنی زوجین اثر آماری معناداری بر الگوی ازدواج مورد نظر ندارند. از این رو، نتیجه گرفته می شود که با وجود بهبود در عناصر نوسازی، الگوی ازدواج خویشاوندی هنوز شیوه ای متداول از ازدواج در جامعه مورد بررسی است.
بدون اندازه گیریِ امر تحت حکمرانی، سخن راندن از بهبود اگر گزاف نباشد، موضوعی به شدّت دشوار است. خط مشی گذاری عمومی، ابزار دولت ها در حکمرانی بر عرصه های مختلف جامعه است. خط مشی های عمومی که در راستای حل مسائل و برآورده کردن حوائج عامه تدوین و پیاده سازی می شوند، تنها در صورتی می توانند هدف غایی خود مبنی بر منفعت عمومی را محقق کنند که در فرایند مسئله شناسی، تدوین، اجرا و ارزشیابی، از کیفیت مطلوب برخوردار باشند. آگاهی از میزان کیفیت خط مشی های عمومی در هر یک از مراحل مذکور، نیازمند ابزار و سنجه های اندازه گیری دقیق و معتبر است. با مسلح بودن دولت ها به ابزار و سنجه اندازه گیری کیفیت خط مشی های عمومی، آگاهی از وضع موجود و حرکت به سمت وضع مطلوب، تسهیل خواهد شد. اهمیت این امر، هنگامی که سخن از عرصه فرهنگی جامعه باشد، دو چندان خواهد بود. در این پژوهش، با مبنا قرار دادن الگوی ارزشیابی فرایند خط مشی گذاری فرهنگی و با استفاده از روش شناسی ده مرحله ای ساخت سنجه اندازه گیریِ راتری و جونز (2007) و نظرخواهی از 10 خبره فعال حوزه فرهنگی، اقدام به طراحی سنجه اندازه گیری کیفیت خط مشی های فرهنگی در قالب پرسشنامه شده است. سنجه طراحی شده در قالب تعداد 55 سؤال، امکان سنجش کیفیت خط مشی های فرهنگی در پنج بُعد مسئله شناسی، راه حل گزینی، مشروعیت دهی، اجرا و ارزیابی را فراهم کرده است. بُعد مسئله شناسی، دارای مؤلفه ای به نام تعالی فرهنگی با چهار شاخص: تعمیق باورهای دینی و ارزشی، رشد اجتماعی، هویت بخشی و بصیرت افزایی است. بُعد مشروعیت دهی، دارای مؤلفه ا ی به نام پشتیبانی فرهنگی با دو شاخص: اقناع پذیری و حمایت قانونی است. مؤلفه های بُعد اجرا در خط مشی گذاری فرهنگی عبارتند از: بسترسازی نرم با شاخص هایی از قبیل تعهد و توانمندی مجریان. نهایتاً در بُعد ارزیابی، مؤلفه ا ی به نام نظارت هوشمند فرهنگی با شاخص هایی از قبیل نظارت هدفمند، مستمر و واقع نگر وجود دارد.
هدف از این مطالعه ارزیابی و ارجحیت عوامل موثر بر مدل نگهداشت نخبگان اعضای هیأت علمی وزارتین علوم و بهداشت با رویکرد ترکیبی دیمتل و فرآیند تحلیل شبکه فازی در کشور می باشد.پژوهش حاضر به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه در سالهای 1396-1398در کشور ایران انجام شد. نمونه شامل 163 نفر از اساتید دانشگاه های برتر تهران با شرایط خاص (دانشیار به بالا،سابقه زندگی و تحصیل در کشورهای خارجی بیش از سه سال ،فارغ التحصیل از بین 500 دانشگاه برتر دنیا،تدریس در دانشگاه های برتر ایران )بودند که به روش تصادفی انتخاب گردیدند.از روش دلفی فازی جهت غربالگری و از رویکرد ترکیبی دیمتل و فرآیند تحلیل شبکه فازی جهت رتبه بندی عوامل استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که عامل نگهدارنده تأثیرپذیرترین و عامل دافعه تأثیرگذارترین عامل، شناخته شدند. سپس وزن عوامل محاسبه و اهمیت آن ها مشخص گردید. بدین صورت که عامل نگهدارنده اهمیت اول (با وزن 317/0) و عامل دافعه اهمیت آخر (با وزن 084/0) را کسب کردند. نتایج بیانگر آنست که، عامل نگهدارنده به عنوان یک عنصر کلیدی در مدل حاصل به حساب می آید که می تواند در تعامل با چهار عامل دیگر زمینه را برای حفظ نخبگان در کشور فراهم کند.
توانایی به کارگیری منابع قدرت نرم از سوی کشورها به شدت به نوع رفتار و حکمرانی حاکمان وابسته است. برخورداری از ویژگی های دموکراتیک، مشورت پذیری، و کارگروهی از عناصر اصلی یک حکمرانی خوب در حوزه قدرت نرم است. ترامپ با تأکید بر شعار"اول آمریکا"و دارای رویکردهای نژاد پرستی، ضد سازمان های بین المللی، ضد اسلام و شدیدا معتقد به دیدگاه های اقتصادی مرکانتیلیستی بوده که در تضاد با ارزش های قدرت نرم است. این مقاله در صدد ارزیابی وضعیت قدرت نرم امریکا در دوران ترامپ بوده و به این سئوال پاسخ می دهد که سیاست ها و عملکرد ترامپ در حوزه قدرت نرم چگونه بوده و کدام عوامل باعث کاهش قدرت نرم این کشور در بین متحدین و جامعه بین المللی شده است؟ روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و رویکرد آن توصیفی- تحلیلی می باشد و برای گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ترامپ و تیم سیاستگذار وی اصولا به قدرت سخت و سرمایه گذاری در آن حوزه بیشتر علاقه و اعتقاد دارند و در حال قربانی کردن ارزش های نرم لیبرالیسم به پای منابع قدرت سخت هستند. اقدامات ترامپ در خروج از معاهدات بین المللی، نادیده گرفتن دیپلماسی و رویکرد سخت به مسایل نرم از مهمترین عوامل کاهش قدرت نرم آمریکا می باشد.
جمهوری اسلامی ایران به دلیل اهمیت ژئوپلیتیکی نقش مهمی در معادلات قدرت در منطقه غرب آسیا دارد و برای ایجاد نظم مطلوب خود تلاش می کند. این در حالی است که در غرب آسیا ساختارها و کارگزاران متعددی وجود دارند که در شکل دهی به نظام قدرت تأثیرگذارند. بنابراین تأثیر «ساختار نظام قدرت بین الملل» و «ساختار نظام قدرت منطقه » و کارگزاران فرامنطقه ای و منطقه ای بر جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در منطقه غرب آسیا دارای اهمیت است. هدف پژوهش این است که با رویکرد آینده پژوهانه به این سؤال پاسخ دهد که سناریوهای پیش روی آینده جایگاه ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در نظام قدرت غرب آسیا در افق 1410 کدامند؟ در این راستا از سناریونویسی به روش عدم قطعیت بحرانی استفاده شده است. استخراج پیش ران های تأثیرگذار بر آینده جایگاه ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در نظام قدرت منطقه ای غرب آسیا و سپس سنجش آنها از طریق پرسش از خبرگان نشان می دهد که دو پیش ران «رابطه ایران و عربستان» و «میزان مداخلات آمریکا در غرب آسیا» از اهمیت و عدم-قطعیت بالاتری برخوردار هستند. بنابراین با استفاده از این دو عدم قطعیت سناریوهای مرتبط با آینده جایگاه ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در نظام قدرت در غرب آسیا در افق 1410 ترسیم شده است.
در دنیای امروز با وجود مطالعات فراوان و صرف بودجه های کلان برای کنترل استرس شغلی نیازجدی به تولید الگویی کارآمد برای مدیریت آن احساس می شود. آمار روزافزون معضلات اجتماعی و فردی برخاسته از استرس شغلی از نشانه های عدم کارایی لازم مدل های پیشین با وجود تلاشهای فراوان بوده است . دراین مقاله، محقق به دنبال کشف عوامل اصلی استرس شغلی و ارائه مدل مدیریت آن، بوده است؛ بر این مبنا، در ابتدا با مرور ادبیات نظام اسلامی و دانش مدیریت رایج، عوامل دخیل در ایجاد استرس شغلی سازمانی استخراج ، سپس با انجام مصاحبه های تخصصی با بیش از بیست نفر از صاحبنظران و دانشمندان برتر کشور در رشته های مدیریت، روانشناسی و علوم قرآنی، سنخ های آرمانی مدیریت اسلامی و دانش رفتار سازمانی رایج، با تکنیکهایی چون کدگذاری آزاد، تجزیه وتحلیل شدند . مفاهیم اصلی تحقیق پس از شناسایی ، کدگذاری باز"شاخص ها" سپس با کدگذاری محوری"مولفه ها" وبا کدگذاری انتخابی "ابعاد" مدل پدیدار شد و برای یکپارچگی وانسجام ابعاد، مولفه ها وشاخص های به دست آمده ، پرسشنامه اکتشافی تهیه ، وبا توزیع آن، دربین نخبگان فوق، تمامی ابعاد مدل(عوامل مدیریتی، عوامل سرمایه ای، رفتار سیاسی، عوامل اخلاقی، نهادهای حاکمیتی)، تایید و به فرایند استقرائی خبرگی ارتقا یافت و نهایتا بر اساس پیشنهادات کلیدی راهبردی آنها، مدل مدیریت استرس شغلی کارکنان، منتج ازادبیات نظری ودیدگاه خبرگان، نمایان شد.
به بازنمایی های متفاوت مفعول به عنوان یک موضوع فعلی «تناوب مفعولی» گفته می شود. تناوب مفعولی مطالعه شده در این مقاله رابطه بین دو ساخت نحوی از یک فعل است که در آن مشارک دوم در یک ساخت در نقش مفعول مستقیم و ساخت دیگر در نقش موضوع حرف اضافه ای ظهور می یابد. افعال زیادی در زبان فارسی دارای این نوع تناوب هستند که از بارزترین آنها فعل های مصرفی، ادراکی، اشتیاقی و تماسی است. در این جستار به توصیف تناوب مفعولی در ساخت این فعل ها از دیدگاه دستور نقش و ارجاع می پردازیم و عوامل معنایی مؤثر بر این تناوب را تبیین می کنیم. داده های مرتبط از پیکره وابستگی نحوی زبان فارسی، مکالمات گونه گفتاری فارسی معیار و متن سخنرانی ها یا برنامه های تلویزیونی استخراج شده و در چارچوب این نظریه بررسی می شود. این مطالعه نشان می دهد که ساخت تناوب مفعولی در زبان فارسی انتخاب بین یک موضوع فرانقش و یک موضوع غیرفرانقش است و به نمود فعل و (نا)مشخص بودن مشارک دوم بستگی دارد.
تصویرگری و رمزپردازی، ابزارهایی است که زبان اسطوره همچنین زبان نمادین عرفان برای بیان آموزه های بنیادین خویش برمی گزینند؛ مفهوم دوزخ نیز یکی از موضوع های جهان شمولی است که اسطوره و عرفان به آن پرداخته اند. تصاویر هولناکی که از این مکان اهریمنی و ظلمانی در اساطیر ارائه شده، بیانگر عمق اندیشه و جهان نگری انسان در اعصار کهن بوده، نمایانگر نیازهای عمیق دینی و اخلاقی بشر است. دوزخ، این وادی آتشین و جایگاه ابدی دگردیسی های هراسناک روان، در اغلب متون با کلماتی مربوط به ماده توصیف شده است. آتش دوزخ، بدکاران را کیفر می دهد و از بعدی دیگر، گذرگاهی است برای عروج نفس و نفس در سیر تکاملی اش با گذری نمادین از دوزخ آتشین، به کمال می رسد. همچنین از دیدگاه عرفانی معنی تمثیلی دوزخ اشاره ای است به مراتب بعد و غفلت از تجلیات حق و محجوب بودن به حجاب های نفسانی. اگر آتش دوزخ درونی خاموش شود در آرامشی بهشت گون مسیر کمال درنوردیده می شود. نگاهی بر سیر بینش انسان به مفهوم دوزخ و آموزه هایش، از جهان اسطوره تا عرصه عرفان، سبب گستردگی دید و درک عمیق تر ابعاد مختلف ماجرا می شود.
واقعه عاشورا، حماسه ای بزرگ در تاریخ بشر است و همواره نویسندگان و شاعران به تبیین جنبه های گوناگون آن پرداخته و احساسات درونی خود را بیان کرده اند. از زمره این شاعران، در دوره معاصر می توان «سعید بیابانکی» را نام برد. گستردگی شعر عاشورایی، آشنایی با شاعران برجسته عاشورایی معاصر و شناسایی غزل های عاشورایی شاخص پس از انقلاب و نیز بهره گیری از زبان تصویری برای تبیین مفاهیم عاشورایی در قالب غزل، نشان از اهمّیّت این پژوهش است. بررسی این مجموعه نشان می دهد که شاعر مفاهیمی چون عطش، شهادت و مظلومیّت سیّد الشهداء (ع) و یاران وفادارش را با بهره گیری از عوامل تصویرساز در محور افقی به تصویر کشیده که نماد و استعاره در رأس آن است. پژوهش حاضر، به بررسی، نقد و تحلیل غزل های عاشورایی این شاعر، از منظر درونمایه و شگردهای هنری، بر اساس کتاب «جامه دران» با روش تفصیلی- تحلیلی پرداخته تا درونمایه ها و شگردهای هنری آن را بیان کند.
مفهوم تمدن در سایه ادبیات قرآنی درسایه واژگان قرآنی امت ، مدینه ، بلد معنا پیدا می کند و لذا تمدن به معنای شکل گیری امتی با هویت واحد و جهتگیری واحدی است که در سایه آن، تمامی عرصه های حیات اجتماعی شکل می گیرد .از طرفی تمدن سازی اسلامی به معنای ساماندهی همه شئون حیات اجتماعی بر پایه معارف وحیانی و اقامه سبک زندگی اسلامی در جهان اسلام می باشد. لذا اساس شکل گیری اندیشه تمدنی ، جریان اسلامیت و حجیت در این اندیشه می باشد و ارکان حجیت عبارت از «تعبد ، قاعده مندی ، تفاهم و کارآمدی عینی» می باشد. تعبد به معنای ایمان به جامعیت دین اسلام و عزم بر حاکمیت وحی بر همه شئون حیات، قاعده مندی به معنای روش مند بودن اندیشه در نسبت دادن آن به منابع دین، تفاهم به معنای ایجاد تفاهم عقلائی نسبت به اندیشه تمدن اسلامی در بین اندیشمندان جهان اسلام، داشتن کارآمدی عینی به معنای ارائه معادلات تغییر و تصرف در پدیدهای اجتماعی و طبیعی در راستای ایجاد بستر بندگی خدا و داشتن ظرفیت مقابله با اندیشه تمدنی کفر پیچیده دنیای امروز و امکان ارائه نسخه های کارآمد به جوامع اسلامی متناسب با اقتضائات اجتماعی ، جغرافیائی هرجامعه در حوزه اقامه تمدن اسلامی می باشد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیت و خوداثربخشی با خودناتوان سازی و اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان تربت جام که در سال تحصیلی 98-97 بودند،که از این تعداد 100 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان تربت جام به روش نمونه گیری خوشه ای در چند مرحله ای انتخاب شدند.ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق، پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو، پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (۱۹۸۹)،پرسشنامه خود ناتوان سازی تحصیلی و پرسشنامه خوداثر بخشی شرر و همکاران (1984)بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد و فرضیه ها مورد آزمون قرار گرفت و این نتایج حاصل شد: بین ویژگی شخصیتی روان رنجورخویی با خودناتوان سازی و اهمالکاری تحصیلی دانش آموز ان رابطه مستقیم معنادار و بین ویژگی شخصیتی برونگرایی ؛ انعطاف پذیری ؛ دلپذیربودن ؛ با وجدان بودن با خودناتوان سازی و اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادار معکوس وجود داشت. همچنین نتایج حاکی از رابطه منفی معنادار بین خوداثربخشی با خودناتوان سازی و اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان بود.
در راستای اجرای اصل 44 قانون اساسی و کاهش تصدی گری دولت در توزیع سوخت، شرکت های برندینگ جایگاه های سوخت رسانی تأسیس و اصول مدیریت بازاریابی ازجمله برندینگ و وفادار سازی مشتریان به عنوان یکی از راهبردهای این شرکت ها مطرح شده است. این مطالعه با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر وفادار سازی مشتریان جایگاه های سوخت به عنوان مقدمه برند سازی در قالب یک پژوهش کاربردی، آمیخته و مقطعی و با رویکرد استقرایی در دو مرحله انجام شده است. در مرحله کیفی، عوامل با تحلیل محتوا و مصاحبه تعیین و در مرحله کمّی بر اساس نظر مشتریان با تکنیک بهترین- بدترین رتبه بندی شده اند. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل مدیران بازاریابی شرکت های برند شهر شیراز، جایگاه داران و مشتریان جایگاه های سوخت بوده که نمونه آماری در بخش خبرگان به صورت قضاوتی و هدفمند و در بخش مشتریان به صورت غیر تصادفی در دسترس انتخاب شده اند. یافته های پژوهش در قالب مدل مفهومی با 19 مؤلفه و 63 کدارائه شده و رتبه بندی عوامل نشان می دهد موقعیت مکانی، خدمات جایگاه، عوامل رفاهی، عوامل انسانی، عوامل عمرانی و برند به عنوان اولویت های مشتری در انتخاب جایگاه بوده اند.
امروزه جذبوحفظ منابع انسانی با استعداد و شایسته به یک چالشمهم برای سازمان ها تبدیل شده است و پژوهشگران مختلف اهمیت اینسرمایهانسانی رابه عنوانیک منبعمزیترقابتی گوشزدکرده اند. در این راستا، پژوهش حاضر با استفاده از روش فرا تحلیل و بررسی نتایج پژوهش های انجام گرفته در زمینه عوامل مؤثر بر برند کارفرما در ایران و با استفاده از نرم افزار جامع فرا تحلیل (CMA) برای تجزیه وتحلیل داده ها انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است. جامعه موردبررسی، تمامی مقالات پژوهشی انجام شده درباره این موضوع هستند که تا سال 1398 در ایران انجام شده است. در این بررسی، تعداد 23 متغیر مستقل و 14 متغیر وابسته شناسایی شد. نتیجه این بررسی فرا تحلیل نشان داد که متغیرهای ظرفیت هایسازمانی، عوامل خارجی، ارزیابی و تأثیر، استراتژی، عوامل داخلی، هویت و سازگاری برند، امنیت و مطلوبیت محیط کاری، شهرت سازمان، همکاری، ارزش متمایز و کاربردی، ارزشاجتماعی، نیازهای گروه هدف، لوگو و تصویر ذهنی، ارزشاقتصادی و بازار، برندسازی و برندگرایی و بازخورد بیشترین تأثیر بر برند کارفرما در ایران را داشته اند. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که برند کارفرما، متغیرهای مهمی مثل پیامد خارجی، پیامد داخلی، تمایل به ترک خدمت، رضایت کارکنان، سرمایهاجتماعی، نگهداشت کارکنان، هویتسازمانی، تصویرسازمان، شفافیتاهداف، تمایلبهاستخدام، تعهدسازمانی و وفاداری را تحت تأثیر قرار می دهد.
پدیدارشناسی در معماری، به کیفیت چگونگی تجربه انسان و رابطه میان سوژه بدنمند و فضای پیرامونی اش و توانایی او در دریافت داده های محیطی توجه دارد. اکنون پرسش این است که خوانش تفکرات فلسفه پدیدار شناختی در جهت تحلیل آثار معماری بر اساس چه مؤلفه هایی شکل می گیرد و نسبت انسان با فضا در فرایند خلق مکان چگونه است؟ در این راستا فرض بر این است که در مرکز قرار دادن انسان و اهمیت فضای تجربه گرا و چند حسی، از اصولی است که انتظار می رود در فرایند طراحی و خلق اثر معماری و فهم آن موردتوجه قرار گیرد. با نظر به فرضیه مطرح شده، هدف از این پژوهش بررسی مؤلفه های تجربه زیستی مکان های خلق شده در رابطه با مواجهه شخصی و ادراکی کاربران به منظور بازتعریف مفهوم مکان در تجربه معماریِ موزه هنرهای معاصر تهران است. این پژوهش با تکیه بر روش پژوهش کیفی و تحلیلی و تفسیری با زمینه پدیدارشناسی از دیدگاه فلاسفه و معماران و همچنین کاربست روش کدگذاری آزاد، محوری و گزینشی انتخاب شده است. در پژوهش حاضر از مصاحبه عمیق جهت استنباط و استخراج نتایج حاصل ادراک پیشاتاملی، از بطن پاسخ مصاحبه شوندگان استفاده شده است.
سیاست های آمریکا در قبال جغرافیای سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی تقریباً در تمام زمینه ها دچار تحول شد و در یک مسیر واگرایی کامل قرار گرفت. به تبع آن، رسانه های آمریکایی و به ویژه صدای آمریکا ، نقش فعالی برعهده گرفتند و وظیفه بازنمایی جمهوری اسلامی بر اساس سیاستگذاری ایالات متحده را در دوره پسا انقلاب اسلامی ایفا کردند.هدف آنها افزایش قدرت نرم ایالات متحده امریکا در محدوده جغرافیای سیاسی ایران و به تبع آن خاورمیانه بود. مقاله حاضر می کوشد تا با استفاده از مدل رابینسون و به روش تحلیل فریم بندی، نحوه پوشش و بازنمایی بیانات، پیامها و متون مربوط به رهبر انقلاب را در دهه های پس از انقلاب کندوکاو کند و به این پرسش پاسخ دهد که سیاستگذاری صدای آمریکا در جنگ رسانه ای علیه رهبر جمهوری اسلامی ایران پیرو کدام نظریه بوده است. همچنین نحوه کنشگری ایشان در برابر سیاستهای رسانه ای آمریکا (متبلور در بخش فارسی صدای آمریکا) و تدابیر ایشان در این زمینه بررسی خواهد شد.
با پایان جنگ سرد، شاخص قدرت راهبردی، دیگر قدرت نظامی نیست زیرا در حال ورود به عصری هستیم که نزاع مستقیم و رودرو که نیازمند پشتیبانی نیروهای نظامی است، فرصت بروز پیدا نخواهد کرد. اندیشمندان علوم سیاسی و روابط بین الملل قدرت اقتصادی را تعیین کننده قدرت ملی کشورها می دانند؛ بنابراین امروزه قدرت ملی ارتباط مستقیمی با درک مفاهیم اقتصاد ملی دارد. منطقه خاورمیانه نیز در این دوران شاهد منازعات و چالش های متعددی بوده است که نیازمند مدلی برای تنش زدایی و ایجاد همگرایی منطقه ای است. هدف اصلی این مقاله تحلیل منازعات منطقه خاورمیانه از منظر مؤلفه های ژئواکونومیک است. سؤال اصلی مقاله این است که مهم ترین شاخص ها و مؤلفه های اقتصادی و جغرافیایی مؤثر در ایجاد و تداوم تنش ها و منازعات منطقه خاورمیانه کدام اند؟ روش این مقاله توصیفی تحلیلی است که در ان با استفاده از منابع کتابخانه ای و نیز مقالات علمی پژوهشی به تبیین و تحلیل موضوع پژوهش پرداخته خواهد شد. فرضیه ای را که در این مقاله در پی بررسی آن هستیم این است که در منطقه خاورمیانه جبر اقتصادی و جغرافیایی به دلیل ناهمگونی، آشفتگی و نزاع و عدم توسعه مؤلفه های جغرافیای انسانی دارای قدرت تعیین کنندگی بیشتری در وقوع منازعات و تحولات هستند. نتایج این مقاله نشان می دهد که اقتصاد، جغرافیا و سیاست در منطقه خاورمیانه همواره محل نزاع و کشمکش قدرت ها و گروه های منطقه ای و فرامطقه ای است و این وضعیت همگرایی را از منطقه دور نموده و تنش و منازعه را برای آن به ارمغان آورده است.