این مقاله با مفروض داشتن ارتباط بین حوزه های متنوع اندیشه و هنر هر عصر، پژوهشی بینارشته ای در قلمرو ادبیات تطبیقی و بینارشته ای است که به مطالعه ی ارتباط بین شعر، نقاشی و معماری عصر صفوی می پردازد و با استفاده از نظریه ی ادبیات تطبیقی هنری رماک، و بررسی بینارشته ای شعر، نقاشی و معماری عصر صفوی در پی تبیین و تحلیل این موضوع است که چگونه مفهومی یکسان، به اشکال متفاوت در شعر، نقاشی و معماری این عصر نمود یافته است. بر اساس یافته های این پژوهش، لذت این جهانی و کسب لذت و سرخوشی، که از مؤلفه های اساسی زمینی شدن و روی گردانی از عوالم دیگر است، یکی از پیش فرض هایی است که اساس اندیشه و هنر این عصر را شکل می دهد. از این روی، شاعران، نقاشان و معماران عصر صفوی به اشکالی مختلف و متنوع، به جنبه ی لذت بخش بودن هنر خود توجه داشته اند و بر اساس آن به آفریدن و خلق آثار خود دست یازیده اند.
بازتابِ دو واژه ی «شهر» و «روستا» در ادبیات کلاسیک فارسی نشان می دهد که از نظر کارکردی و ارزشی رابطه ی تقابلی بینِ آن ها وجود دارد. تصویرسازی های شاعران، رمزپردازی های عارفان و مفاهیمی که در متون ادبیِ گذشته با شهر و روستا بیان شده است، همگی بر نگاهِ ارزشگذارانه ی متفاوت نسبت به آن دو دلالت می کند. در این نگاه تقابلی، روستا در قطبِ منفی قرار گرفته که تمام صفاتِ مربوط به این قطب، بدان نسبت داده شده است؛ در مقابل، شهر متعلّق به قطبِ مثبت است که برای بیان مفاهیم و مضامین پسندیده به کار رفته است. در این نوشتار که موضوع آن ماهیّت بین رشته ای دارد و به ادبیات و جامعه شناسی مربوط می شود، به روش تحلیلی توضیحی مفاهیم مربوط به دو واژه ی «شهر» و «روستا» در آثار ادبیِ واکاوی می شود تا مشخّص گردد که شاعران و نویسندگان گذشته در رابطه با مسأله ی نگاه متفاوت به شهر و روستا چه معیارها و ملاک هایی را در نظر داشته اند. دستاورد پژوهش بر این قضیه دلالت دارد که منشاء و علّت اصلی نگاهِ متفاوت به شهر و روستا در ادبیات گذشته، توجّه به تأثیر محیط بر ذهن انسان بوده که مولانا بیش از دیگران بدان پرداخته است. نقش و تأثیر عینی زمینه های فرهنگی و اجتماعی نیز در تصویرسازی ها و رمزپردازی هایی که با شهر و روستا صورت گرفته، به وضوح قابل مشاهده است.
در نظام شناختی یک شعر، برخی ویژگی ها مبتنی بر جوهره شعر است مثل عنصر کلیدی عاطفه و برخی مربوط به دانش شعر مثل وزن، آهنگ، قافیه و صورخیال که هر یک از این ویژگی ها به نوعی باعث شناخت هویّت شعر می شوند. علم عروض یکی از دانش های ادبی است که درباره چگونگی ایجاد وزن و انواع آن و نیز شگردهای ویژه آهنگ شعر سخن می گوید. بدنه اصلی این پژوهش را توصیف نظام عروضی در زبان های فارسی و انگلیسی تشکیل می دهد که در آن به روش کتابخانه ای و مطالعه موردی و براساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی به بررسی مقایسه ای علم عروض در زبان های فارسی و انگلیسی پرداخته شده است و در پایان این نتیجه حاصل می شود که این دو زبان در برخی تعاریف اصطلاحی مانند وزن، عروض و تقطیع مشابه یکدیگرند و برخی از اختیارات شاعری در عروض دو زبان را با وجود نام گذاری های متفاوت می توان معادل یکدیگر قرار داد، امّا از وجوه تمایز آن ها باید به توجّه منظم و دقیق مبحث عروض در فارسی و آشفنگی آن در انگلیسی، نوع وزن شعر در دو زبان (فارسی کمّی امتدادی و انگلیسی ضربی امتدادی)، وجود سه هجای کوتاه، بلند و کشیده در فارسی و دو هجای تکیه دار و بی تکیه در انگلیسی به خصوص تفاوت در الگوی مصوّر این هجاها، تعداد وزن های انشعابی و خوش آهنگ تر بودن اوزان فارسی نسبت به اوزان انگلیسی اشاره کرد.
مرزبان نامه کتابی است مشتمل بر حکایت ها و تمثیل ها که مرزبان آن را به زبان قدیم تبرستان نوشت. در سال 598 ه .ق. محمدبن غازی ملطیوی و در نیمه نخست قرن هفتم، سعدالدین وراوینی آن را به فارسی برگرداندند و یکی از مهم ترین آثار ادب فارسی ساختند. اثری که با وجود ارزش و شهرت فراوان، همچنان در هویت نگارنده آن جای تردید است؛ عنصرالمعالی کیکاوس، صاحب قابوس نامه و ابن اسفندیار، صاحب تاریخ تبرستان، مؤلف مرزبان نامه را «مرزبان بن رستم بن شروین» می دانند اما سعدالدین وراوینی، مؤلف آن را «مرزبان بن شروین» ذکر می کند که داعیه سلطنت نداشت اما پدرش شروین همان پادشاه پنجم باوندیه کیوسیّه است. قدما و متأخرین نیز هریک نظراتی در این باب داده اند. پژوهش حاضر که به روش کتابخانه ای انجام شده، پس از تحلیل و نقد نظریات مطرح شده، با استناد به منابع تاریخ تبرستان به اثبات می رساند که گفته وراوینی در ذکر نام مؤلف مرزبان نامه درست است؛ نه قول عنصرالمعالی کیکاوس و ابن اسفندیار.
الگوهای جدید زندگی از یکسو و نیروهای مداخله گر مانند سیاست های داخلی و خارجی، تحولات اقتصادی، تحولات ایدئولوژیک از سوی دیگر، بر ساختار و نقش فضاهای جمعی در طول تاریخ، تأثیر داشته است. روند شکل گیری و تکامل فضاهای جمعی را می توان اغلب، تابع الگویی تدریجی و حاصل پیشرفت های فرهنگ شهرنشینی دانست. چنین به نظر می رسد که در تاریخ شهرنشینی ایران تا دوران صفویه، این فضاها در دو مقطع، به نوعی، دچار دگردیسی و تغییرات آشکار شدند. پژوهش حاضر تحقیقی تاریخی است و در آن به توصیف و تحلیل منابع مکتوب پرداخته خواهد شد و می کوشیم تا این تحولات اساسی را در کمّیت و کیفیت فضاهای جمعی در قرون اولیه پس از اسلام و عصر صفوی معرفی کنیم. به نظر می رسد که می توان این استحاله فضایی و کارکردی در فضاهای جمعیِ شهری در این دو دوره را حاصل دگردیسی در فضای ایدئولوژیک در قرون اولیه پس از اسلام و فضای سیاسیِ ایران در عصر صفوی دانست.
بررسی کنش های رخ داده در برخی دوره های تاریخی به دلیل حساسیت آن دوره و جایگاه ویژه کنش گران دارای اهمیت است؛ زیرا می تواند الگوی مفیدی برای فهم رویدادها و ژرفا یافتن درک عمومی باشد. در این مقاله، کنش های متظاهرانه مأمون در مواجهه با امام رضا(ع) در دوران خلافت با استفاده از ظرفیت های تحلیل گفتمان لاکلا و موفه با تأکید بر دو مفهوم اصلی زنجیره هم ارزی و حاشیه رانی تبیین می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد، مأمون در دوره های مختلف به تناسب موقعیت از راهکارهای هم ارزی مانند تظاهر به تشیع، دعوت امام(ع) به مرو، پیشنهاد ولایت عهدی، باورداشت آخرالزمانی، به کارگیری نمادهای شیعی و تطمیع استفاده کرده است. هم چنین، راهکارهای حاشیه رانی مانند مهندسی روابط اجتماعی، کتمان فضایل، تضعیف جایگاه اجتماعی، تضعیف جایگاه علمی، ترور شخصیت، حصر ارتباطی، زندان، حصر خانگی، حذف فیزیکی و شهادت بهره گرفته است. روش مواجهه مأمون با امام(ع) را می توان به سه دوران بحرانی ابتدای حکومت، تثبیت حکومت و حصر فرهنگی- ارتباطی امام(ع) تقسیم کرد. با این حال، به صورت دقیق نمی توان هرکدام از راهکارها را به یک دوره خاص نسبت داد، اما مأمون در دوره های اول و دوم بیشتر از زنجیره هم ارزی استفاده کرده است و هر چه به دوره سوم نزدیک می شویم، استفاده از مکانیسم حاشیه رانی بیشتر گردیده است. هم چنین، گاهی به صورت توأمان از سازوکارهای برجسته سازی و حاشیه رانی استفاده شده است.
هدف پژوهش شناسایی چالش های پذیرش مقالات حوزه علوم ورزشی در نشریات معتبر بین المللی (با تاکید بر وب او ساینس و اسکوپوس) بود. برای تحقیق از روش کیفی استفاده شد. از روش نمونه گیری هدفمند از روش اشباع نظری 12 نفر از سردبیران نشریات معتبر بین المللی نمایه شده در وب او ساینس و اسکوپوس انتخاب و از طریق مصاحبه های اکتشافی و نیمه ساختارمند، اطلاعات لازم حاصل گردید. از روش های مختلف کدگذاری و به روش های کدگذاری، باز، کدکذاری محوری و نهایتاً کد گذاری انتخابی صورت گرفت و اطلاعات با توجه به اهداف و سوالات تحلیل و تفسیر گردید. در مرحله ی اول کدگذاری باز، تمامی نکات قابل استخراج مصاحبه استخراج کردید و برای مرحله ی دوم یعنی کدگذاری مرحله ای تحلیل شده اند که در این مرحله نیز دسته بندی انجام گردید. در مرحله ی سوم کدگذاری انتخابی، سه کد مرتبط با چالش های پذیرش مقالات ورزشی در نشریات معتبر بین المللی بدست آمده است که شامل کیفیت ظاهری مقالات، کیفیت محتوایی مقالات و حرفه ای نویسی می باشد. امید است با در نظر گرفتن این موارد بتوان به چالش های پذیرش مقالات در حیطه ی علوم ورزشی در نشریات معتبر بین المللی مرتبط غلبه کرد..
هدف از تحقیق حاضر بررسی عوامل موثر بر توسعه و گسترش خدمات الکترونیکی بلیت فروشی لیگ برتر فوتبال ایران می باشد. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع کاربردی است. جامعه آماری پژوهش، تماشاچیان مسابقه پرسپولیس و استقلال در تاریخ 4 آبان ماه 1396 بودند که برای دیدن بازی تیم محبوبشان با استفاده از بلیت الکترونیک حضور پیدا کردند. از این جامعه بر اساس جدول مورگان نمونه ای به حجم 384 نفر و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. برای اولویت بندی هر یک از عوامل از آزمون فریدمن و برای تعیین و شناسایی عوامل اثرگذار بر گسترش استفاده از خدمات الکترونیک بلیت فروشی از رویکرد تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. یافته ها نشان می دهد عوامل شناسایی شده بر گسترش استفاده از خدمات الکترونیک بلیت فروشی موثرند. با توجه به نتایج پژوهش، مدل پذیرش فناوری در مقایسه با سایر متغیرها بیشترین تاثیر را بر استفاده از خدمات الکترونیک بلیت فروشی می گذارد (91 درصد). بخش دیگر نتایج، تاثیر 75 درصدی اعتماد به باشگاه و اعتماد به فناوری بر قصد استفاده از خدمات الکترونیک بلیت فروشی است. تاثیر متغیر اعتمادسازی در پیش بینی تمایل و قصد استفاده از بلیت فروشی الکترونیک کاملا واضح است و اشاعه نوآوری در مقایسه با سایر متغیرها کمترین تاثیر را داشت(64 درصد).
سابقه افتادن یا نبود تعادل ممکن است موجب ترس از سقوط شود که این امر می تواند به اجتناب از انجام دادن فعالیت ها توسط فرد منجر شود. درنهایت این اجتناب از فعالیت می تواند چرخ ه ای معیوب از شرطی زدایی و افتادن های مکرر ایجاد کند؛ براین اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه «رفتارهای اجتنابی ناشی از ترس از افتادن» در سالمندان شهر شیراز انجام شد. در این پژوهش، 532 سالمند با میانگین سنی 77/6 ± 25/69 با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب و مطالعه شدند. برای بررسی روایی سازه از روش تحلیل عاملی تأییدی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری، به منظور بررسی روایی افتراقی از مقایسه بین دو گروه با و بدون سابقه افتادن، برای بررسی روایی همگرا ارتباط بین پرسشنامه «رفتارهای اجتنابی ناشی از ترس از افتادن» با مقیاس های «اعتماد به تعادل فعالیت های خاص»، «خودکارآمدی افتادن» و «آزمون زمان بلندشدن و رفتن» مطالعه شد. پایایی پرسشنامه نیز از روش پایایی بازآزمایی و تعیین همسانی درونی به دست آمد. براساس نتایج این پژوهش، روایی و پایایی پرسشنامه «رفتارهای اجتنابی ناشی از ترس از افتادن» در بین سالمندان شهر شیراز تأیید شد. علاوه براین، یافته های پژوهش این نظریه را تأیید می کنند که پرسشنامه «رفتارهای اجتنابی ناشی از ترس از افتادن» رفتار اجتنابی را به جای اطمینان به حفظ تعادل، خودکارآمدی یا ترس می سنجد. در حال حاضر، هیچ ابزار ارزیابی دیگری وجود ندارد که پسایندهای اختلال در تعادل و افتادن را به صورت مفید و عملی در فضای بالینی بررسی و ارزیابی کند.
هدف اصلی مقاله حاضر، ارزیابی تأثیر بسیج اساتید بر تولید قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران از طریق تربیت نخبگان سیاسی است. در این راستا، پرسش اصلی مقاله این گونه تدوین شده است که «شیوه های ممکن برای افزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی از سوی اساتید بسیجی در جریان تربیت نخبگان سیاسی کدام اند؟» برای این منظور از رویکرد پیمایشی استفاده شده است که جامعه آماری آن را کلیه اعضای هیأت علمی تمام وقت دانشگاه های شیراز تشکیل می دهد و حجم نمونه شامل 375 نفر (314 مرد و 61 زن) است که با استفاده از روش نمونه گیری سهمیه ای به نسبت تعداد و جنسیت اساتید هر مرکز دانشگاهی انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته با مقدار ضریب آلفای کرونباخ برابر با 98/0 است. داده های گردآوری شده از این طریق با استفاده از نرم افزار آماریSPSS در دو سطح تجزیه وتحلیل شده اند: در سطح نخست با استفاده از روش های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و در سطح دوم با استفاده از روش های آمار استنباطی (آزمون t تک نمونه ای و آزمون رتبه بندی فریدمن). برپایه یافته های پژوهش، میانگین نقش بسیج اساتید در افزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران از رهگذر تربیت نخبگان سیاسی 44/5 و بیشتر از مرز شدت پایین برای این عامل (4) است که نقش تعیین کننده اساتید بسیجی در افزایش قدرت نرم ایران را تأیید می کند. همچنین نتایج پژوهش نشان می دهد که اساتید بسیجی بیشترین تأثیر را با رتبه میانگین 7/4 بر مؤلفه «تقویت ولایت پذیری دانشجویان» و کمترین تأثیر را با رتبه میانگین 73/2 بر مؤلفه «افزایش بنیه علمی دانشجویان» داشته اند.
Ayala (American philosopher and biologist) has presented new theories on the evolutionary ethical explanations. Due to the large scope of Ayala’s discussion on evolutionary ethics, only some of his theories will be reviewed in this paper after mentioning Ayala’s theoretical foundations about the formation of moral sense and moral norms. Following Darwin, Ayala distinguishes the moral sense and the moral norms accepted by the human community. Therefore, he believes that the biological-natural processes lead to the evolution of the human mind; this growth and development in the mind results in the moral sense in the human. On the one hand, the norms and ethical systems of any human society have been emerged due to the cultural evolution in that country. Hence, cultural evolution is the foundation of Ayala’s ethical pluralism theory. As such, Ayala advocates the objectivity of moral values and Kantian subjective morality. He rejects the dependence of the moral sense on evolutionary mechanisms such as group selection and relative selection since he, like Kant, regards human rationality as the only reason for justifying moral sense. In this paper, Ayala’s theories on ethical pluralism and the role of cultural evolution in the formation of moral norms are discussed and criticized. Ayala’s success in establishing a universal normative ethical system will be approached skeptically; however, his biological explanation of the origin of moral sense can be considered as a Kantian account of morality.
The question of what is the soul is one of the fundamental questions in philosophical psychology and the answer to it, along with other psychology questions, has been and is one of the most important and first concerns of philosophers. Among the philosophers, Ibn Sina and Suhrawardi have offered a novel view of the identity of the soul in comparison with their predecessors. In order to know the identity of the soul, Ibn Sina mentions the experience of human beings suspended in space in some of his works, and Suhrawardi, while expressing and modifying Ibn Sina's experience, speaks of other experiences. Through this research, it becomes clear that the efforts of the two in recognizing the soul are not the same, because Ibn Sina comes into existence in the experience of a human suspended in space, which is a hypothetical experience, and Suhrawardi in the experience of liberation from the body and experience in sleep and wakefulness. There are some realities and not assumptions about oneself that both views have been interpreted and evaluated in this article.
W. V. Quine borrows the principle of charity from Neil Wilson, but modifies and enriches its content to fit into his naturalistic philosophy and epistemology. While Wilson ties this principle to the notion of truth, Quine’s attempts in finding a ground for it lead him to the concept of common rationality shared by all human beings, which is ultimately what makes communication, as the basis of our social life, possible. According to the paper's argument, three other expressions, that is, the principles of psychological plausibility, empathy, and projection, which Quine uses in the contexts akin to that of the principle of charity, are not but different terms for one basic idea. Given the ties between the principle of charity and rationality, Quine's wide use of the principle and its affiliated notions proves that rationality is a central, often neglected, idea in his philosophy. The paper begins with an introductory account of the brief explanation Wilson gives of the principle of charity. Then it spells out four concepts or principles of charity, psychological plausibility, empathy, and projection showing how these four notions or principles basically express the same thing. Examining the relation of these last three principles with the principle of charity and rationality, the paper's main objective is to highlight the centrality of common rationality in Quine's philosophy, despite the common view that Quine is purely engaged with semantical aspects of Language.
Kant’s method on moral philosophy follows his general way of philosophizing, i.e. transcendental method. That is to say, he discovers formal conditions of moral action through the transcendental analysis rather than focusing on non-rational motivations. However, it would seem to be the case that his concept of the human being as “the end-in- itself”, “the kingdom of ends”, should be understood within a Kantian big picture which is the practical aspect of human existence. Firstly, I elucidate Kant’s idea of the kingdom of ends which is the idea of the humanity as end in itself with respect to moral dimension; secondly, I clarify its political dimension and, to some extent, its legal implications; thirdly, I delineate its religious implications; finally, the kingdom of ends is considered within Kant’s philosophy of history where I evince its final sense. Therefore, Kant’s practical philosophy is taken to be accounted as a comprehensive whole based upon the kingdom of ends, although it is not a systematic whole similar to Hegelian system.
The proximity of philosophy and literature has been endured since the dawn of time, both holding their stand among the critical thinkers from the ancient age to the modern time. A wide range of schools and thoughts have come to the stage of philosophy, one of the last ones being the Frankfurt School, whose notions target the social life of human beings and their interpersonal connections, which have been affected by the tragic events of the twentieth century. Jurgen Habermas, as the prominent figure of the Frankfurt School, turns down the challenging thoughts of his peers and expands the theory of “Communicative Action” through which he propounds the essentiality of reason and the importance of a constructive interaction among people with different social classes using a common and practical language. The post-war literature and specifically drama of absurd being known with significant figures like Samuel Beckett found a widespread prominence not only in the field of literature but also extended toward other fields like philosophy. In this analysis, through the works of Samuel Beckett, known as the predecessor of the absurdist drama, the dichotomy of ideas between the death of communication posited by Beckett and the efficiency of language supported by Habermas have been investigated.
محرک یکی از ارکان حرکت است. ملاصدرا تغایر مبداء، منتهی، مسافت، متحرک و زمان را تغایر مفهومی می داند و مصداق آنها را واحد شمرده است ولکن همه فیلسوفان و ملاصدرا به تغایر مصداق محرک قائل هستند. انفکاک حرکت از محرک در همه اقسام آن ضروری است، برخلاف حرکت و متحرک که تنها در حرکات عرضی انفکاک دارند. در حرکت جوهری دوگانگی حرکت و متحرک تبدیل به وحدت می شود و تنها در اعراض حرکت از متحرک منفک است و به عنوان وصف تلقی می شود. در حرکت جوهری متحرک حرکت را بالذات دارد و بین حرکت و متحرک فاصله نیست و این متحرک مبداء حرکت در اعراض است. گرچه حرکت در جوهر ذاتی متحرک است ولی بی نیازی حرکت از علت را موجب نمی شود بلکه برعکس نیاز حرکت به علت شدیدتر است. در این نوشتار ابتدا مغایرت حرکت و متحرک اثبات می شود. سپس برهان های هفت گانه فخررازی بر ضرورت وجود محرکی مغایر با متحرک مطرح می شود و اختلاف نظرهای ملاصدرا با فخررازی احصاء می گردد و با استفاده از ظرفیت حرکت جوهری محرک غیرمتحرک اثبات می شود. در این میان تقریرها و نقدهای استاد مطهری براساس علم جدید بیان می گردد.
دفاع از دیدگاه دکارتیِ علیت ذهنی - بدنی، با توجه به یافته های امروزه عصب شناسان از مغز انسان و همچنین انتقادهایِ جدیِ فلسفی به آن، به نظر دشوار می رسد. باوجود این، جاناتان لو می کوشد، با بازبینی در برخی از مفروضات دکارت و نیز ارائه طرحی نوین از علیت ذهنی - بدنی، دیدگاه متفاوتی را در قالب دوگانه انگاری جوهری ارائه کند. در این مقاله برآنیم تا برتری دیدگاه وی را نسبت به تقریر دکارتی نشان دهیم. به این منظور، در ابتدا اهم مشکلات پیش روی دوگانه انگاری جوهری، اعم از مسئله ارتباط علّی، مسئله جفت شدن و مسئله بستار علّی، را توضیح خواهیم داد. سپس نشان می دهیم که جاناتان لو، با تجدیدنظر در برخی از مفروضات دکارتی، مسئله ارتباط علّی و مسئله جفت شدن را حل می کند. همچنین توضیح خواهیم داد که لو، با توجه به جایگاه و نقشی که برای ذهن در جهان مادی قائل است، می تواند علاوه بر تبیین حرکات ارادی انسان، طرح خود را با اصل بستار علّی نیز سازگار کند، اگرچه به نظر می رسد طرح او در این زمینه همچنان نیازمند شفافیت بیشتری است.
خسارت تأخیر تأدیه وجه نقد، به حسب اینکه دین ریالی یا ارزی باشد و هر یک مستند به چک باشد یا نباشد، بر چهار قسم است. وضعیت برخی از این اقسام، از جمله خسارت تأخیر دیون ارزی مستند به چک، در هاله ای از ابهام است. از یک سو قانون صدور چک به طور اطلاق از خسارت تأخیر تأدیه چک سخن گفته و از سوی دیگر مکانیسم محاسبه خسارت تأخیر، که بر اساس شاخص اعلامی بانک مرکزی است، در مورد چک ارزی قابل اعمال نیست. در این مقاله، در مقام نقد رأیی که با تبدیل ارز به مبلغ ریالی دارنده را به خسارت تأخیر تأدیه محکوم کرده، به دلایل متعدد اثبات می شود که خسارت تأخیر در خصوص دیون ارزی، اعم از مستند به چک یا غیر آن، در وضعیت فعلی حقوق ایران فاقد مبنای قانونی است.
با نگاهی به تحولات اخیر مسائل بین الملل و افزایش نقش رسانه ها در روان سازی چرخه سیاست خارجی ،عرصه نوینی در سیاست خارجی با نام دیپلماسی رسانه ای بوجود آمد که علی الاصول به نحوه تاثیر گذاری و نقش رسانه ها بر افکار عمومی جهان و تغییر سیاست خارجی کشورها می پردازد. تاثیر تلویزیون جهانی در حل و فصل مسائل سیاسی و استفاده ابزاری از آن در هدایت افکار عمومی و اعمال فشار بر دست اندر کاران سیاست خارجی(به عنوان ابزار جنگ نرم) ، نویسنده را بر آن داشت که با برجسته نمودن کارایی ارتباطات بین الملل درتبادل اطلاعات و تبلیغات سیاسی بین المللی ؛ قرائت جدیدی از جنگ نرم در سطح روابط بین المللی ارائه دهد.به اعتقاد نویسنده جریان بین المللی اطلاعات به نوعی است که کشورهای صاحب فن آوری اطلاعات و ارتباطات با ایجاد اسطوره سازی ،تبلیغات تجاری و سیاسی ،پیام های خود را متوجه مخاطبین زیادی در سطوح ملی و بین المللی می کنند و اطلاعات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی لازم را در راستای منافع سیاسی خود افکار عمومی بین المللی منتقل کنند.