قرآن کریم، اولاً جامع ترین کتاب برای سعادت ابدی انسان است؛ ثانیاً صورتِ نازل شدهِ علم نامحدود الهی در قالب الفاظ و عبارات است؛ ثالثاً کتاب استدلال و برهان است تا آنجا که بیش از سیصد مرتبه به تعقل فراخوانده و حتی از مخالفان خود طلب برهان کرده است. بااین حال برخی مفسران همچون علامه طباطبایی براین باورند که این کتاب آسمانی، برهانی بر اثبات وجود خدا - که اساس توحید و سعادت و رکن همه ادیان شمرده می شود - اقامه نفرموده است. بسیاری از مفسران معاصر با این نظریه مخالفت ورزیده و می گویند بر فرض هم آیات قرآن مستقیماً برهانی بر وجود خدای سبحان بیان نکرده باشد، این گونه نیست که از لایه های باطنی آیات نتوان چنین برهانی را استنباط کرد. بنابراین پژوهش پیش رو با استفاده از قواعد علم منطق در بارز کردن قیاس های مضمر، درپی آن است که با روش توصیفی- تحلیلی و با عبور از مباحث نظری مطرح شده دراین باره، به حکم «أدلّ الدلیل علی إمکان الشیء وقوعه»، در قالب عینی و مصداقی، براهین فلسفی همچون «امکان و وجوب» با توجه به آیه 59 سوره واقعه، برهان «صدیقین» با توجه به آیه 45 سوره فرقان و همچنین «برهان نظم» - که برهانی کلامی شمرده می شود - با توجه به آیه 50 سوره طه را از آیات قرآن استنباط کرده و ریشه این براهین را در این کتاب آسمانی دنبال کند. انجام پژوهش هایی ازاین دست می تواند جلوه ای از تفکیک ناپذیری قرآن و برهان و نمایی از اعجاز علمی این کتاب آسمانی را به سهم خود آشکار سازد.
فرزندآوری، یکی از مسائل مهم پیش روی جوامع گوناگون است که از ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، فقهی، حقوقی و اخلاقی، مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی این مسئله، با نگرش اخلاقی به دلیل حیثیت های مهم علم اخلاق در زندگی حائز اهمیت است. در اخلاق هنجاری، که یکی از شاخه های علم اخلاق است، سه نظریه وظیفه گرایی، پیامدگرایی و فضیلت گرایی مطرح است. دراین میان، سودگرایی که شاخه ای از پیامدگرایی به شمار می آید و بیشترین رواج را در غرب دارد، به تبیین استدلال هایی بر درستی یا نادرستی فرزندآوری به لحاظ اخلاقی پرداخته است . سودگرایان معتقدند اگر فرزندآوری نتایج مطلوبی در پی داشته باشد، به لحاظ اخلاقی، درست و در غیر این صورت، نادرست است. سودگرایان برای اخلاقی بودن فرزندآوری، به دلایل متعددی پرداخته اند؛ از جمله: دلایل اقتصادی و دلایل روان شناختی. با توجه به اهمیت مسائل اقتصادی در جهان امروز، بررسی این دسته از دلایل سودگرایان، از اهمیت ویژه برخوردار است. در این مقاله، به روش عقلی به بررسی و نقد استدلال های سودگرایان بر اخلاقی بودن فرزندآوری پرداخته شده است. بر اساس یافته های پژوهش، نقدهایی با عناوین تنزل انسان از جایگاه خود، جواز سقط جنین و نوزادکشی، جواز به کشی، صنعتی شدن و کاهش نیاز به نیروی کار انسانی، جواز سقط کردن جنین های ناقص و فرزندان معلول، عدم ملازمه افزایش جمعیت و منفعت اقتصادی و لزوم تقدم منفعت اقتصادی خانواده بر استدلال های سودگرایان در اخلاقی بودن فرزندآوری در دو بعد منفعت اقتصادی خانواده و اجتماع وارد است. بنابراین برای اخلاقی بودن فرزندآوری باید به دنبال اقامه استدلال های وظیفه گرایانه بود.
یکی از مراحل ورود به خدمت دولت، مرحله «گزینش» افراد است که بر اساس شاخص های مختلفی صورت می گیرد. مقررات گزینش به موجب قانون گزینش کشور و آیین نامه اجرایی آن اعمال می گردند. نگاهی به ارکان موجود در قانون گزینش کشور نشان می دهد، قانون مزبور اولاً قانونی قدیمی است و با اقتضائات امروزی نظام استخدامی همخوانی و هماهنگی ندارد ثانیاً در خصوص ماهیت مراجع مقرر در قانون گزینش، تلقی و درک صحیحی وجود ندارد و این امر بر بحث نظارت قضایی دیوان عدالت اداری به عنوان مرجع پاسداشت از حقوق مردم در برابر تعدیات دستگاه های دولتی اثر گذار است. با بررسی رویه قضایی دیوان عدالت اداری به خوبی مشخص می گردد که در خصوص ماهیت مراجع مزبور اختلاف رویه وجود داشته و در برخی موارد برای مراجع گزینشی، ماهیت دادگاه اختصاصی اداری و در برخی موارد دیگر، ماهیت مرجع تشخیصی در نظر گرفته شده است. مقاله پیش رو به بررسی ماهیت مراجع گزینشی با در نظر گرفتن ماده 63 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری (شکایت از آرای مراجع اختصاصی اداری) و ماده 64 از همین قانون (شکایت از آرای مراجع تشخیصی) می پردازیم و در نهایت جهات نقض تصمیمات گزینش را در رویه قضایی شعب دیوان عدالت اداری مورد بررسی قرار خواهیم داد. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است و در گردآوری منابع از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
حلّ عادلانه دعاوی، پاسخگویی به نیازهای حقوقی روز و انعطاف پذیری، سه اصل راهبردی است که بازنگری در قانون احوال شخصیّه مبتنی بر فقه اسلامی را چاره ناپذیر می سازد. فقه حنفی، که از دیرباز در مهم ترین کشورهای اسلامی مبنای قانون گذاری در بخش احوال شخصیّه قرار داشته، با چالش های زیادی مواجه بوده و قانون گذاران را به چاره اندیشی وادار نموده است. تحقیق حاضر، با روش توصیف و تحلیل، به این سؤال پاسخ می دهد که فقه امامیّه، در تحولات قوانین احوالات شخصیّه چه نقشی داشته است؟ یافته های تحقیق، با بررسی اسناد و مدارک، نشان داد که فقه احناف، در بخش احوال شخصیّه موفّق نبوده است؛ ازاین رو، قانون گذاران کشورهایی چون: مصر، لبنان، سوریه و افغانستان ناگزیر شدند تا چالشی ترین مواد قانونی بخش نکاح و طلاق مبتنی بر فقه مبنا را برابر با فقه امامیّه، اصلاح کنند، و این تجربه موفّق، از ظرفیّت و انعطاف پذیری فقه امامیّه پرده برداشت و این نوید را داد که فقه امامیّه می تواند نسبت به وضع قانون فرامذهبی در کشورهای چندگرایشی و اصلاح قوانین چالش زا، نقش مهمی ایفا کند.
حدیث عنوان بصری در سده های اخیر شهرت یافته و در عرفان و اخلاق مورد توجّه قرار گرفته است. این حدیث نخستین بار در قرن ششم هجری قمری در مشکاه الأنوار علی بن حسن طبرسی و سپس در آثار شهید اول و شهید ثانی به صورت مرسل روایت شده است. عنوان بصری به کلّی، ناشناس است و حتّی نام گذاری به «عنوان» در تاریخ عرب و اسلام، نادر است. در متن روایت عنوان بصری، عناصرِ تاریخی اندکی دیده می شود؛ با این وجود، همین اطلاعات اندک نیز با دانسته های تاریخی مانند طبقه، محل زندگی و جایگاه امام صادق A سازگار نیست. برخی فقراتِ حدیث، در منابع متقدّم تر به افراد دیگری نسبت داده شده است. وجود اصطلاحات متأخّر، استناد به روایتی نبوی که در بوم حدیثی مدینه شناخته شده نبوده است، وجود الفاظ، اصطلاحات، مضامین و قالب های صوفیانه از دیگر مشکلاتی است که اصالتِ حدیث را تضعیف می کند. با نظر به مجموع شواهد سندی و متنی، اعتبار حدیث و صدور آن از امام صادق A قابل دفاع نیست و به احتمال زیاد ریشه در فضایی صوفیانه دارد.
امروزه گسترش روابط اجتماعی بین افراد و پیدایش پدیده های اجتماعی ناشی از آن، قانونی را در روابط بین افراد ایجاد می کند که لازم است قانون، رویدادی را که موجب آن می شود، تعیین کند که بر اساس آن شرایط ایجاد تغییر کند و از بین رفتن آن را مورد بررسی قرار دهد. بی تردید دانستن ماهیت حقوقی آن در تشخیص آثار و احکام آن بیشترین نقش را دارد. در این تحقیق سعی شده است با روش توصیفی- تحلیلی و با بررسی قانون مناقصات، مزایده ها، مقررات و بندهای مربوطه و تبیین نظرات بیان شده ماهیت حقوقی و تضمین تشریفات مناقصه و مزایده تبیین شود و با بررسی خلاءهای موجود در نظام حقوقی کشور راهکارهای موثری در زمینه پیشگیری و مبارزه با فساد و تبانی در اجرای آنها ارائه شود. در ادامه به نقشی که این شرایط در ماهیت قراردادهای دولتی ایفا می کند پرداخته می شود و ابهامات و مشکلات برگزاری مزایده و مناقصه در حقوق ایران و نام اقتصادی بررسی می شود.
در فضای کاربرد فناوری معماری از یک طرف پاسخگوی الگوهای فرهنگی خویش و از طرف دیگر مسئول الگوهای علم فناوری می باشد اما در اظهار و تبیین فرم، وی مجاز است که مفاهیم و شخصیت خویش را بیان نماید. هندسه یک ایده شکل دهنده در معماری است که در تعیین پلان و شکل سه بعدی بنا مورد استفاده قرار می گیرد. در این مبحث شبکه ها از تکرار اشکال ساده هندسی به واسطه تکثیر، ترکیب، تقسیم و جابجایی گسترش می یابند. هندسه به عنوان یک ابزار طراحی از زمان های قدیم در تاریخ معماری مورد استفاده قرار می گرفته هندسه متعارف ترین مأخذ یا مختصات در یک ساختمان می باشد و می تواند در دامنه وسیعی از سطوح، فرم یا فضا بکار رود استفاده از شکل های هندسی ساده، فرم های متغیر، سیستم های تناسب و فرم های پیچیده را در بر می گیرد. قلمرو هندسه به عنوان ایجاد کننده فرم معماری مرتبط با اندازه گیری و تعیین مقدار آن می باشد. هندسه علم بنیادین فرم ها و نظم موجود در آنهاست. اشکال هندسی، فرم ها و تغییر شکل ها بدنه اصلی طراحی معماری را شکل می دهند. در تاریخچه معماری، قواعد هندسی بر اساس نظریه های تناسب و تقارن، ابزار معینی را برای طراحی معماری شکل داده اند. هدف از انجام این پژوهش، در این مقاله یک تمرین را ارائه می دهد که هدف از آن تحریک خلاقیت دانشجویان معمار، افزایش آگاهی در مورد امکانات رسمی بر اساس اشکال هندسی و نشان دادن این است که چگونه دانش نظری می تواند عملاً در یک برنامه معماری خاص اعمال شود. به عنوان اطلاعات اولیه برای این تمرین، انواع و مشخصه های اشکال اصلی هندسی ساختاری محسوب می شوند در حالی که کار دانشجویان در یک مورد خاص استفاده آن ها را نشان می دهد.
سلامتی از جمله مسائلی است که در طول تاریخ همواره مورد توجه بوده و انسان جهت دست یابی و ارتقای آن تلاشی بی وقفه نموده است. اما آنچه شیوه های درمانی نوین را از دوره های قبلی متمایز می کند، توجه روز افزون به بهداشت روانی مردم در جهت ارتقای سطح سلامت عمومی آن هاست. طراحی شهری به عنوان علمی میان رشته ای که با هدف ارتقای کیفیت زندگی از طریق ارتقای کیفیت فضای همگانی فعالیت می کند، می تواند به عنوان عاملی مهم در راستای سلامت جسمی و روانی شهروندان نقش قابل توجهی ایفا نماید. بنابراین پژوهش پیش رو با تکیه بر ارتباط میان طراحی شهری و سلامت روان در نظر دارد، چارچوبی برای طبقه بندی کیفیات طراحی شهری موثر بر سلامت روان در فضای شهری را پیشنهاد دهد که از منظر این حیطه علمی، قابلیت کاربرد در فضای شهری را داشته باشد. در این رابطه با بررسی مبانی نظری و ادبیات پژوهش پیرامون رابطه میان سلامت روان و طراحی شهری مجموعه ای از کیفیات طراحی شهری موثر بر سلامت روان و نحوه ی سنجش آن ها استخراج گردیده است. کیفیات مذکور در 6 دسته کالبدی، عملکردی، زیست محیطی، ادراکی، اجتماعی و بصری دسته بندی شده اند. پس از استخراج کیفیات طراحی شهری موثر بر سلامت روان، به منظور سنجش این کیفیت ها و تحقق بخشی به آن ها در فضای شهری، خیابان حافظ واقع در منطقه 3 اصفهان و در مجاورت میدان نقش جهان به عنوان نمونه موردی پژوهش انتخاب شد. این خیابان که در سال های اخیر به علت پیاده راه شدن میدان نقش جهان، به روی سواره مسدود شده است، با مشکلات متعدد کالبدی و عملکردی روبه رو بوده و به علت مجاورت با میدان نقش جهان و گره خوردن با خاطره جمعی شهروندان اصفهان، پتانسیل طراحی به منظور ارتقای سلامت روان شهروندان را دارا می باشد. لذا پس از شناخت و تحلیل کیفیات مذکور در خیابان از دیدگاه کارشناسانه و از دیدگاه استفاده کنندگان از فضا، به ارائه راهکارهایی در جهت طراحی خیابان به منظور ارتقای سلامت روان شهروندان پرداخته شده است.
محیط زندگی بشر که روابط انسانی در آن شکل می گیرد، از عوامل تأثیرگذاری است که به لحاظ برخورداری از ویژگی های خاص در نحوه زندگی بشر از اهمیت به سزایی برخوردار است و می توان گفت که مدیریت محیط، مؤثرترین روش برای رسیدن به موفقیت سازمانی است. لذا در ادامه به بیان الگویی سه مرحله ای برای مدیریت محیط به نحو مطلوب و راهکارهای اجرایی می پردازیم که برخاسته از آموزه های قرآنی می باشد؛ چرا که به اعتقاد ما، قرآن برنامه ای کامل برای زندگی بشر است و اهمیت والایی در تبیین این عامل موفقیت دارد. این الگو شامل سه مرحله انتخاب محیط، اصلاح و مراقبت از محیط و گسترش محیط می باشد. در مرحله اول، مدیر سعی می کند اجزای محیط را به بهترین نحو چینش نماید تا محیطی سالم ایجاد گردد. حال اگر این کار به درستی انجام نشد، مدیر تلاش خود را بر اصلاح آن متمرکز می کند و پس از آن به دنبال حفظ محیط سالم خود می باشد و در پایان پس از ثبات محیط، مدیر یک گام فراتر برمی دارد و سعی می کند تا محیط مناسب خود را گسترش دهد تا دیگر سازمان ها نیز در این فضای مناسب ادامه مسیر دهند.
تحلیل زبانِ گفتاری قرآن کریم، معانی متفاوتی از زبان نوشتاری را نشان می دهد. در این میان، تأثیرگذاری «تکیه» (فشار صوتی هجایی مقابل هجای دیگر)، به عنوان یک عنصر تمایزدهنده معنایی، گاهی نقش مهمی در استنباط مفاهیمِ درست یا نادرست قرآنی ایفا می کند. قدرت تکیه در سطح هجایی درون واژگانی صرف نظر از اینکه در چه مرتبه ای از قوت و ضعف قرار دارد، موضوع اصلی این پژوهش است که واژه های قرآنی را مستقل از عناصر دیگر آوایی، چون درنگ و آهنگ به نمایش می گذارد. فرض بر این است که نقش ممیزی تکیه در سطح واژگان قرآنی و نه در سطح جمله موارد مختلفی هرچند اندک ولی قابل توجه را نشان می دهد. به همین منظور با توجه به ظرفیت این پژوهش، نمونه های مختلفی از این نقش ها انتخاب شد تا کارکرد تطبیقی آن در دگرگونی معانی واژگانی روشن شود که مهم ترین آن ها عبارت اند از: نقش ممیزی برخی از انواع فعل مانند مؤنث و مذکر، مفرد و مثنی، ثلاثی مضاعف و ثلاثی مزید؛ نقش ممیزی برخی از انواع اسم مانند ثلاثی مزید و ثلاثی مجرد، مفرد و مثنی و جمع؛ نقش ممیزی بین انواع حروف معنا و حروف مبنا مانند ممیزی بین «واو» حرف معنا و «واو» حرف مبنا، ممیزی بین «فاء» حرف معنا و «فاء» حرف مبنا، ممیزی بین «أو» حرف معنا و «أو» حرف مبنا؛ مواردی از ممیزی بین منادی و ضمیر متصل، و موارد مشابهی که به شیوه توصیفی، تطبیقی به تحلیل گذاشته شده است، به گونه ای که برای مخاطب، ارزش واجی تکیه به خوبی روشن می شود، هرچند که درصد ارزش واجی تکیه نسبت به ارزش غیر واجی تکیه در زبان عربی به مراتب کمتر است.
One of the most important models of motivational approach and avoidance, in recent decades, is the model of behavioral activation system (BAS) and behavioral inhibition system (BIS) presented by Gray. The present study aimed at comparing the group metacognitive therapy (MCT) and group mindfulness acceptance and commitment therapy (MAC) on BAS and BIS of anxious professional football players in the U-19 league in Tehran. Participants in this study were 60 football players in professional football leagues in Tehran. These participants were entered into the assessment stage, and after obtaining informed consent, they were randomly assigned to one of the three experiment groups of MCT, MAC, and WL. The participants completed Jackson’s revised 5-scale of rewarded sensitivity theory in pretest, posttest, and three months follow-up stages. The results of the present study demonstrate that MCT and MAC can make some changes in BAS and BIS among anxious football players. MCT has been more affecting on BIS than both other groups. According to these findings, it would ensure that football players affected by anxiety can take the opportunity to gain advantages from such third-wave interventions.
The purpose of this study was to identify barriers to the development of the electronic-marketing in the sports industry. The present study is a correlational and applied one. The statistical population consisted of 203 individuals including university faculty members, experts, managers of sport federations, members of sport federations board, and experts in e-marketing. The available non-random sampling method is also used in this research. Moreover, data collection tool was a researcher-made questionnaire that was extracted from two external articles. Besides, ten experts in sport management confirmed the validity of the questionnaire. The reliability of the questionnaire was likewise calculated using Cronbach alphas test. Confirmatory factor analysis and structural equation modeling were used to analyze the questionnaire data. The results showed that sports marketing barriers were cultural and social, technical, legal and organizational, high cost, limitation of government support, lack of information, low skills of staff and finally security threats. It is suggested that the policy makers of the country's sports industry consider these barriers before developing strategies for developing e-marketing capabilities.
The aim of this study was to investigate the factors affecting social loafing in sports leisure time of university students in Mashhad (Firdausi Mashhad and Imam Reza). The research method was descriptive-survey in terms of propose and field based in terms of the data collection. The statistical population consisted of male student-athletes of Mashhad universities from which 118 were randomly selected as statistical samples. The research instrument included a researcher-made questionnaire based on research background, the validity of which was assessed by six professors in the field of sports science and its reliability was also assessed by Cronbach's alpha test (0.84). Based on the results, the items of socio-sports loafing for students constitute 50.20% of the total variance and the model for assessing the causes of socio-sports loafing of students, based on the results of factor analysis, has appropriate validity. Moreover, there is a significant correlation between the causes of socio-sports loafing (dodgery, felling of self-inferiority, group characteristics and egocentricity) in students (P <0.01). Furthermore, the results of all factors are higher than the average. Considering the relative importance for each of the studied factors among athlete student, it seems that one of the important reasons for such a fact is the change in lifestyle and the tendency of people to use modern technologies, which reduces the activity of people in society, especially young people, young athletes and young students. Many of these people, due to their strong presence in virtual activities, are less inclined to do group work and are more likely to perform individual actions and achieve their personal goals.
انسان در عصر حاضر به دلیل رشد صنعت و تکنولوژی از معیارها و ارزش های اخلاقی فاصله گرفته است، بنابراین، برای تعالی نیاز دارد از هر آنچه می تواند به تقویت این مهم یاری رساند، بهره بگیرد. اریک فروم روان شناسی را جدا از اصول اخلاقی نمی داند؛ از این رو، منش و شخصیت انسان در زندگی را ترکیبی از جهت گیری های غیربارور که شامل گیرنده، استثماری، بازاری و مال اندوز و جهت گیری بارور و خودانگیخته می داند. وی به گونه ای افراطی به ارزش و مقام انسان ارج می نهد، زیرا تحت تفکر اومانیسم به اصالت و محوریت انسان در زندگی معتقد است. انسان در اشعار بهبهانی جایگاه والایی دارد، زیرا وی به وجود واجب الوجود ایمان داشته و به آن به عنوان مرجع قدرتی فراتر از انسان معتقد است. هدف از این جستار تحلیل جهت گیری های شخصیت (بارور و غیربارور) در رویکرد روان شناختی- جامعه شناختی اریک فروم در اشعار سیمین بهبهانی برای شناخت هرچه بیشتر شخصیت و افکار اوست. روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی- توصیفی است. بهبهانی و فروم جایگاه انسان در هستی، تکامل، سعادت و رسیدن او به خیر و تعالی را در نظر دارند، اما تفاوت بارز میان آن ها انسان محوربودن فروم و دین محور بودن بهبهانی است.
گفتار قالبی یا گفتار کلیشه ای، جزئی جدانشدنی از هر زبان است. این نوع گفتار با دو ویژگی ایجاز و عمق معنا، مطلب مورد نظر گوینده را به شکلی واضح تر به مخاطب منتقل می کند. همچنین بیشتر در زبان محاوره متجلی می شود و ریشه در جامعه و فرهنگ دارد. یکی از گونه های گفتار قالبی، کنایه است. کنایات به عنوان شناخته شده ترین کلیشه های زبانی، کارکردهای خاص خود را دارند. کنایه در «چرند و پرند» نیز با بسامد بسیار بالا به کار رفته است. بررسی کنایات و کارکرد آن ها در این اثر دهخدا، افزون بر شناخت سبک نویسنده، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز مفید خواهد بود و می تواند زوایای پنهان متن و مفاهیم مخفی مندرج در آن را بهتر نمایان کند. پژوهش حاضر با روش کیفی (تحلیلی-توصیفی) به بررسی کنایه و کاربرد آن در «چرند و پرند» دهخدا می پردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که دهخدا در این اثر، از کنایات زبانی و تصویری، بیشتر استفاده کرده است. بسیاری از کنایات او، نقیضه ای یا با ریشه غیرفارسی هستند و زمینه های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی دارند. همچنین این گونه گفتار قالبی، کارکردهای زیادی در اثر مورد بررسی دارد و استهزاء، اعتراض، انتقاد، افشاگری، ایجاز، ترسیم اوضاع جامعه، عینیت بخشیدن به شخصیت ها و نزدیک کردن نثر به زبان مردم از جمله این کارکردهاست.
رئالیسم به معنای واقع گرایی است و هدف از آن نمایش دنیای واقعی، عینی و بیرونی و روایت و تحلیل پدیده ها، با نگاه علّت و معلولی از طریق بازآفرینی دقیق جزئیات زندگی است که در مفهومی خاص برای اشاره به جنبش ادبی قرن نوزدهم فرانسه و در مفهومی عام به سبکی ادبی اطلاق می شود که هنوز در ادبیات داستانی استمرار دارد. یکی از جلوه های جمالی این مکتب، «داستان اقلیمی» است که غالباً سویه ای رئالیستی دارد و گواه آن است که عمده ترین مواد اوّلیه و شالوده اصلی در ساخت و بافت یک اثر ادبی به خاستگاه اقلیمی نویسنده باز می گردد. از میان داستان نویسان ایران، احمد محمود از آن دست نویسندگانی است که در رمان هایش با بسامد بالایی از مؤلّفه های رئالیستی مواجه می شویم. او به عنوان یکی از شخصیت های تأثیرگذار در پیشبرد ادبیات اقلیمی، اغلب رمان های خود به ویژه رمان «داستان یک شهر» را در جغرافیایی کاملاً بومی ذیل مکتب رئالیسم عرضه کرده است. این پژوهش بر آن است تا با رویکردی توصیفی – تحلیلی، ضمن معرّفی مباحث کاربردی در حوزه واقع گرایی، چگونگی بازتاب مؤلّفه های رئالیسم بومی در اقلیم جنوب را در رمان مذکور در دو حوزه ساختار (فرم) و محتوا مورد کاوش و تحلیل قرار دهد. یافته ها نشان می دهد احمد محمود به واسطه علاقه وافر به تاریخ و ذکر واقعیات روز جامعه و نیز عشق و دلبستگی تعصّب آمیز به جنوب و مظاهر اقلیمی، در زمره رئالیست های اقلیم گرا جای می گیرد.
مقاله حاضر سبک اشعار بوداق اظهری شیرازی (ت.991)، شاعر گمنام عهد صفوی را بررسی می کند. دیوان اشعار اظهری که آن را رساله کمال نامیده است، بیش از ده هزار بیت دارد؛ ولی هنوز به چاپ نرسیده است. دانسته های ما درباره شاعر به آنچه از اشعار او به دست می آید، محدود می شود و حتی در تذکره ها هم نامی از او نیامده است. نگارنده با رویکرد توصیفی- تحلیلی با پاسخ به این پرسش ها که اظهری در اشعار خویش از چه سبکی پیروی می کند و اشعار او در سه سطح زبانی، ادبی و فکری چه ویژگی هایی دارند؟ می کوشد استدلال کند شاعر از نظر ویژگی های زبانی به شعر سبک خراسانی گرایش داشته و جنبه های ادبی اشعار او، ویژگی های شعری سبک عراقی را فرایاد می آورد. اظهری به شعر خاقانی و انوری توجه خاصی داشته و بارها نیز به این موضوع اشاره کرده است. از مضامین اصلی رساله کمال اظهری می توان به مدح و منقبت، عشق مجازی و گاه عشق وقوعی و واسوختی، توصیف معشوق، هجو، هزل و ساقی نامه اشاره کرد. کاربرد واژه های کهن، کاربرد شکل کهن واژه ها و لغات و ترکیبات عربی، ترکیب سازی، قواعد دستوری کهن، به کارگیری تشبیه های مرکب، تفضیل و مضمر، استعاره های مکنیه و بیشتر از نوع شخصیت بخشی، تصویرآفرینی، تلمیح، اضافه های تلمیحی و اساطیری، حُسن تعلیل، تضاد، تناسب و تکرار از ویژگی های چشمگیر سبکی اوست که نگارنده را که دیوان اشعار اظهری را تصحیح کرده است، بر آن می دارد تا برای اولین بار در این مقاله، ویژگی های سبک شناسی شعر او را تبیین و به شناخت جایگاه او در شعر فارسی کمک کند.
سابقه و هدف: به دلیل وجود ناهنجاری ها و مشکلات روانی و رفتاری در جوامع، روان شناسان به سمت درمان های مختلف برای حل این مشکلات رفته اند؛ از جمله این درمان ها درمان یکپارچه توحیدی است که در آن فرد به شخصیتی دست می یابد که می تواند رفتار ناهنجار خود را اصلاح و از بازگشت مجدد آن جلوگیری کند. در مقاله حاضر به بررسی ویژگی های این شخصیت خدامحور که با درمان یکپارچه توحیدی در فرد ایجاد می شود، در متون روان شناسی و دینی پرداخته شده است. روش کار: این پژوهش بر پایه تحقیقات توصیفی و کیفی و از گونه اسنادی با تکیه بر منابع کتابخانه ای است. اطلاعات جمع آوری شده از کتب حدیثی، روان شناسی و قرآن و نیز نرم افزارهای قرآنی و حدیثی و تفسیری بود که با تحلیل محتوا به بررسی متون پرداخته شد. مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد که قرآن این درمان را در 1400 سال قبل بیان کرده است و راه مقابله با مشکلات روانی را دست یافتن به شخصیت توحیدیافته ای می داند که فرد با محورقراردادن خدا در زندگی به آرامش کامل روانی می رسد و می تواند مشکلات روانی و رفتاری خود را حل نماید. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت افرادی که شخصیت خدامحور دارند علاوه بر متعادل بودن، در صدد تعالی هستند و تلاششان با نیّت خالص برای قرب الهی است و ادراکی صحیح نسبت به امور مختلف و رفتاری سازگارانه در برخورد با محیط اطراف دارند. درواقع، هر اندازه دین در زندگی افراد نقش بیشتری ایفا کند، شاهد کاهش مشکلات جسمی و روانی و آسیب های اجتماعی هستیم.
The present article experimentally studied the impact of mindfulness-cultivating intervention on various dimensions of learning. The mindfulness-cultivation techniques employed in the experimental group involved observance of all experience, analyzing, planning, judging, reasoning, and fantasizing (van Vreeswijk, et al., 2014). Furthermore, Pirson et al.’s (2012) contention that mindfulness encompasses four facets of attributes:; novelty producing, novelty seeking, engagement, and flexibility informed the selection of techniques. Learners’ level of proficiency was checked before the treatment. Before and after the treatment, three questionnaires were employed: 1) Langer Mindfulness Scale 2) Reflective thinking questionnaire 3) Positivity Scale. Multivariate Analysis of Variance (MANOVA) results demonstrated, approximately 50 percent of variance in reflective thinking was predicted by these techniques. Furthermore, the results via independent samples t -test demonstrated that positive orientation and language achievement promoted in the experimental group, thus implying that the intervention executed in the experimental group was effective in enhancing these two factors as well.