در قرن بیستم میلادی مکاتب روانشناختی بسیاری ظهور کردند که به جنبه های مختلف روان آدمی پرداختند و به نتایج شگفت انگیزی دست یافتند. یکی از این مکاتب روانشناختی که برخلاف مکاتب روانی دیگر به جنبه های مثبت و روشن زندگی انسان پرداخته، روانشناسی انسانگرای آبراهام مزلوی آمریکایی است. او تحقیقات خود را بر روی سالم ترین افراد جامعه انجام داد و به این نتیجه رسید که درصد کمی از افراد جامعه هستند که اگر تمام نیازهای جسمی و روانی آن ها فراهم باشد به خودشکوفایی و کمال مطلوب خواهند رسید. شخصیت های بزرگ و انسان های متعالی بسیاری در شاهنامه فردوسی هستند که مصداق بارز انسانهای کامل و رشدیافته طرح و الگوی آبراهام مزلو بشمار می روند. یکی از این شخصیت ها سیاوش فرزند کی کاووس است که جزو عزیزترین پهلوانان شاهنامه است. در این نوشتار به روش توصیفی-تحلیلی و به کمک منابع کتابخانه ای ابتدا به مولفه های سلسله مراتب نیازهای آبراهام مزلو پرداخته ایم، سپس با بررسی اجمالی شخصیت سیاوش در شاهنامه فردوسی بر اساس مولفه های ارائه شده توسط مزلو درباره افراد خودشکوفا به این نتیجه رسیدیم که سیاوش با توجه به اخلاق، رفتار و تصمیماتی که در مواجهه با اتفاقات زندگی خود گرفته است مانند: پذیرش خود و دیگران، داشتن استقلال وحریم خصوصی، درک درست از واقعیت، قدرشناسی نسبت به پدیده های اطراف، روابط میان فردی قوی، حس همدردی و نوعدوستی، تجربه های متعالی وعارفانه، مقاومت در برابر فرهنگ پذیری، می تواند جزو نمونه های بارز افراد خودشکوفا و خواستاران تحقق خود بشمار رود.
فساد پدیده ای پیچیده، چند بعدی و دارای علل و آثار چندگانه است و دامنه آن از یک عمل فردی (مانند رشوه) تا یک سوء عمل فراگیر که تمام ارکان نظام سیاسی و اقتصادی را در برمی گیرد، گسترده است. به رغم پیچیدگی، دشواری و حساسیت سروکار یافتن با این عارضه، در سال های اخیر مطالعات گسترده ای در اندازه گیری فساد، بیان علل ارتکاب چنین فعالیت مجرمانه و ارایه راهکارهای بازدارنده از سوی مجامع بین المللی انجام شده است . هدف این تحقیق تاثیر فساد مالی بر پایداری زیست محیطی شرکتها بوده است. قلمرو مکانی این تحقیق شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی سال های بین 1395 تا 1399 بوده است. تحقیق حاضر در زمره تحقیقات کاربردی و از لحاظ ماهیت در زمره تحقیقات توصیفی قرار داشته و از نظر روش نیز در دسته تحقیقات علت معلولی محسوب می گردد. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها و اطلاعات، از روش کتابخانه ای استفاده شد. در بخش داده های پژوهش از طریق جمع آوری داده های شرکت های نمونه با مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار انجام پذیرفت. بر اساس روش حذف سیستماتیک تعداد 107 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. از آزمون رگرسیون چند متغیره برای تایید و رد فرضیه های تحقیق (نرم افزار ایویوز) استفاده گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد فساد مالی بر پایداری زیست محیطی شرکت ها تاثیرگذار است. تاثیر فساد مالی بر پایداری زیست محیطی در شرکت های بزرگ و کوچک متفاوت است. تاثیر فساد مالی بر پایداری زیست محیطی در شرکت های با عملکرد مالی بالا و پایین متفاوت است.
ساختار جملات و چیدمان واژگان در کنار یک دیگر، نماینده سبک نحوی یک مؤلّفه است که در تبیین و آشکارسازی سبک فردی نویسندگان تأثیر به سزایی دارد. شناخت سبک فردی هر نویسنده ای می تواند در فهم درون مایه متن و درک شخصیّت نویسنده و ویژگی های فردی او کمک شایانی به مخاطب داشته باشد. قائم مقام فراهانی، یکی از بزرگ ترین نویسنده های عصر قاجار است که سبک فردی او در نگارش، وی را از نویسندگان عصر خود ممتاز می سازد. نویسندگان این پژوهش، با توجّه به الگو و نظریه سبک شناسی لایه ای و روشی مبتنی بر تحلیل گفتار، به بررسی لایه نحوی نامه «چهل و پنجم» منشآت قائم مقام فراهانی پرداخته اند و سعی ورزیده اند که ارتباط معنا و لایه نحوی را در این متن مشخّص کنند و برای مخاطب آشکار سازند که مؤلّفه های نحوی این نامه چه مواردی هستند و ساخت نحوی این متن، چه کمکی به درون مایه آن داشته است. یافته های این پژوهش نشان داد قائم مقام با مواردی که در نامه خود بیان کرده، ارتباط نزدیکی داشته است و از منظر قدرت و اطمینان به اتّفاقات می نگرد و تنها جایی که از مسند قدرت پایین می آید، درمقابل ولیعهد و پادشاه می باشد و بسامد بالای استفاده از افعال مضارع و ماضی ساده و این مطلب که کنشگر ها نقش غیرقابل انکاری در این نامه دارند، مهر تأییدی بر یافته های این پژوهش می باشد. این پژوهش به مخاطبان کتاب منشآت کمک می کند تا به ارتباط بین چهارچوب های نحوی و معنایی آن پی ببرند و می توان آن را پایه ای دانست برای پی بردن به ایدئولوژی شخصی و گفتمان عصر قائم مقام فراهانی.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر فرصت های سرمایه گذاری بر اجتناب مالیاتی با توجه به نقش تعدیل گر افشای مسئولیت اجتماعی شرکت ها به انجام رسید. متغیر مستقل پژوهش، فرصت های سرمایه گذاری و اجتناب از مالیات متغیر وابسته و متغیر افشای مسئولیت اجتماعی شرکت نیز در این پژوهش، تعدیلگر می باشد. این پژوهش از جنبه هدف، از نوع پژوهش های کاربردی به شمار می رود، از بعد نحوه استنباط، در گروه پژوهش های توصیفی- همبستگی قرار می گیرد. برای گردآوری اطلاعات، تعداد 126 شرکت در دوره سال های 1395 تا 1400 به عنوان نمونه آماری از بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید. فرضیات پژوهش با استفاده از روش رگرسیون پانل دیتا و رگرسیون ترکیبی در نرم افزار Eviews10 تجزیه و تحلیل گردید. تجزیه و تحلیل فرضیه ها با استفاده از روش حداقل مربعات تعمیم یافته برآوردی نشان داد که فرصت های سرمایه گذاری، رابطه مثبت و معنی داری با اجتناب مالیاتی دارد، لذا با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، اجتناب مالیاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را افزایش می دهد. همچنین افشای مسئولیت اجتماعی شرکت ها، رابطه بین فرصت های سرمایه گذاری و اجتناب مالیاتی را تضعیف می کند.
دریافت تجربیات دسته اول یا تجربه زیسته تنها از طریق مصاحبه با افرادی صورت می گیرد که خود این تجربه را داشته اند. با شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مدارس از بهمن ماه 1398، دانش آموزان پایه دوازدهم برای شرکت در آزمون سراسری ناگزیر از تلاش بیشتری شده اند. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، فهم تجربه زیسته دانش آموزان پایه دوازدهم برای آمادگی شرکت در آزمون سراسری دانشگاه ها در بحران کرونا بوده است که با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شده است. روش گردآوری اطلاعات، استفاده از مصاحبه نیمه ساختمند بوده است. بر این اساس، با رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش معیار، دانش آموزان پایه دوازدهم، انتخاب و بر اساس اشباع نظری در نهایت، 14 نفر مصاحبه شده اند. تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از الگوی کلایزی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. پس از استخراج و دسته بندی موضوعی، در دو مضمون اصلی و هشت مضمون فرعی شامل چالش های آموزشی (مشتمل بر چهار مضمون فرعی استفاده از مشاوران درسی، تفاوت محتوای درسی با مطالب ارائه شده در شبکه آموزش، کاهش رقابت و کاهش اثربخشی یادگیری) و چالش های فردی (مشتمل بر چهار مضمون فرعی بی انگیزگی، افزایش هزینه تحصیل، عدم تمرکز و افزایش زمان مطالعه) طبقه بندی شده اند. بحران کرونا موجب شکل گیری چالش ها و بروز نیازهای متفاوتی در دانش آموزان متقاضی شرکت در آزمون سراسری شده که باید مورد توجه و تحقق برنامه ریزان، معلمان و والدین قرار گیرد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای سلامت روان در زنان با ورزش منظم یوگا با زنان عادی در استان لرستان انجام شده است. این پژوهش با روش توصیفی و در قالب یک طرح علی_مقایسه ای اجرا شده است و جامعه آماری آن شامل زنان در استان لرستان که شامل 100 نفر (50 نفر خانم که ورزش یوگا را به طور منظم انجام می دهند و 50 نفر خانم عادی که این تمرینات را انجام نمی دهند)، زنان یوگی به شیوه ی در دسترس و زنان عادی به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسش نامه ای که در جهت جمع آوری اطلاعات در نظر گرفته شد: پرسشنامه سلامت روان عمومی 28 سوالی گلدبرگ بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون t مستقل و به کمک نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دهنده وجود تفاوت معنادار در نمره کل هر 4 خرده مقیاس، نشانه های بدنی (82/4 = F و 03/0 = p) و اضطراب و بی خوابی (81/12 = F و 001/0 = p) و ناکنش وری اجتماعی (29/4 = F و 041/0 = p) و افسردگی (04/10 = F و 002/0 = p) در بین زنان یوگی و زنان عادی می باشد. بحث و نتیجه گیری: پژوهش ها نشان دادند که تمرینات و تکنیک های یوگا می توانند هورمون های مرتبط با استرس و هیجانات منفی را بکاهد و بر کارکرد سیستم عصبی مرکزی تاثیر بگذارد؛ بنابراین فرضیه مذکور تایید می گردد. پس می توان از یافته های این تحقیق نتیجه گرفت که تمرینات یوگا می تواند راهی برای کاهش نشانه های افسردگی، اضطراب و بی خوابی، پرخاشگری و حساسیت بین فردی در زنان باشد.
در سند تحول بنیادین به دو مقوله ی مهم پژوهش و کارورزی اشاره شده است که هر دو از اهمیت زیادی برخوردارند. در این میان، کارورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . از آن جا که به گفته ی برخی از صاحب نظران، معلمی حرفه ای است که هزاران فوت و فن دارد، نیاز است که معلمان آینده ی این مرز و بوم از طریق » کارورزی «، تعلیم دیده و مهارت بیابند تا توانمندی ها و همچنین ناتوانایی های دانش آموزان را تشخیص دهند و بتوانند علایق آن ها را کنار هم بچینند و با عنصر محبت ، به تعلیم و تربیت دانش آموزان بپردازند. یک معلم ماهر و کارآزموده نه تنها می تواند توانایی های ذهنی و عاطفی شاگردانش را پرورش دهد، بلکه اختلالات و نارسایی های آنان را نیز پیدا کرده و برای تصحیح آنان می کوشد تا نسل مفیدی به جامعه تحویل دهد و در راستای تحقق چشم انداز ١٤٠٤، گام بردارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی طرح واره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نارسایی هیجانی و انسجام درونی زنان مبتلابه سرطان سینه شهر تهران در سال 1402 بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مبتلابه سرطان سینه شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار داده شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش طرح واره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند و گروه کنترل در طول این مدت در انتظار درمان ماندند. روش جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه استاندارد نارسایی هیجانی (بگبی و همکاران، 1994) و پرسشنامه استاندارد انسجام درونی (کیمیایی و همکاران، 1392) انجام گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن برای پرسشنامه نارسایی هیجانی 81/. و پرسش نامه انسجام درونی بالای 0.7 به دست آمده آمد. همین طور از روایی محتوا به منظور آزمون روایی پرسشنامه استفاده شد، که برای این منظور پرسشنامه ها به تأیید متخصصین مربوطه رسید. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان داد نتایج نشان داد که طرح واره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش "نارسایی هیجانی" زنان مبتلابه سرطان سینه شد. همچنین نتایج نشان داد طرح واره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث بهبود انسجام درونی در زنان مبتلابه سرطان سینه شد. بنابراین یافته های مطالعه حاضر نشان داد که طرح واره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نارسایی هیجانی و افزایش انسجام درونی بیماران مبتلابه سرطان سینه مؤثر می باشد.
دادرسی منصفانه از مهم ترین گفتمان های مطرح در ادبیات حقوقی است که در پی نیل به نظام حقوقی و قضایی مطلوبی است که حقوق و آزادی های اشخاصرا در بهترین وجه ممکن حفظ نماید و عدالت را در همه حوزه ها تحقق بخشد. دادرسی های اداری نیز از این امر استثنا نیستند و می بایست تحت موازین و اصول دادرسی منصفانه قرار گیرند. اصول دادرسی منصفانه را به دو دسته تقسیم می کنند: استانداردهای عام و فراگیردادرسی منصفانه و استانداردهای خاص دادرسی منصفانه که ناظر بر مراحل سه گانه دادرسی و دعاوی اداری (طرح دعوی، رسیدگی به دعوا و اتخاذ تصمیم راجع به دعوی و اجرای آن) است. در این مقاله، که با روش توضیفی – تحلیلی نگارش یافته، تحولات و اصلاحات اخیر قانون دیوان عدالت اداری در بخش اجرای از منظر اصول دادرسی منصفانه در مرحله صدور حکم و اجرا مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد و به این نتیجه می رسد که بخش قابل توجهی از تحولات اخیر در حوزه اجرای احکام گامی مثبت در جهت تحقق دادرسی منصفانه بوده است.
امروزه استفاده بیش از حد و وابستگی به تلفن همراه یکی از معضلات در بین نوجوانان محسوب میگردد از اینرو این پژوهش با هدف تدوین مدل ساختاری نقش وابستگی به تلفن همراه بر سلامت روان با نقش میانجی خودارزشیابی در دانش آموزان دبیرستانی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر به صورت توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان متوسطه دوم سال۱۴۰۱- ۱۴۰۲ شهرستان ملارد است که طبق آمار 13886 نفر می باشد. حجم نمونه 375نفر بصورت خوشه ای تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه وابستگی به موبایل کوه هی (2009)، پرسشنامه خودارزشیابی جاج و همکاران (1997) و سلامت روان ویت وویر (1983) می باشد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که اثر مستقیم وابستگی به تلفن همراه بر سلامت روان (001/0) ,P (269/0)، اثر غیرمستقیم وابستگی به تلفن همراه با میانجیگری خودارزشیابی بر سلامت روان (019/0) ,P (088/0) و همچنین اثر کل بین متغیرها (001/0),P (241/0) می باشد، همچنین اثر مستقیم خودارزشیابی بر سلامت روان (001/0), P (241/0-) می باشد که از نظر آماری معنادار می باشند. با توجه به نتایج به دست آمده متغیرهای وابستگی به تلفن همراه و خودارزشیابی بطور همزمان قادر به تبیین 5/24 درصد از واریانس سلامت روان هستند. همچنین، متغیر وابستگی به تلفن همراه قادر به تبیین 5/13 درصد از واریانس خودارزشیابی می باشد. بنابراین مدل نظری نقش میانجیگری خودارزشیابی در رابطه بین وابستگی به تلفن همراه با سلامت روان در دانشجویان در سطح 05/0 و با احتمال 95% تائید می گردد
با توجه به مطالعات، راهکارهای مختلفی برای کاهش استرس آزمون در دوره ابتدایی وجود دارد. برخی از این راهکارها شامل موارد زیر می شوند:آماده سازی مناسب: ایجاد برنامه مطالعاتی منظم و مدیریت زمان به منظور آمادگی برای آزمون ها. تمرین و تکنیک های تنفسی: آموزش تکنیک های تنفسی و تمرین های آرامش برای کنترل استرس و اضطراب. پشتیبانی از خانواده و معلمان: ارتباط مستقیم با خانواده و معلمان برای حمایت و راهنمایی در مورد مدیریت استرس. فعالیت های تفریحی: فعالیت های ورزشی یا هنری برای کاهش فشار و استرس. ایجاد محیط آموزشی مثبت: ایجاد محیط صمیمی و حمایت امروزه دانش آموزان به دلیل نقش مهمی که در اداره آینده کشور به عهده دارند و مدیران اصلی در اداره آینده کشور و رهبر سایر اقشارجامعه خواهند بود بنابر این سلامت جسم و روان ان ها با سلامت جامعه ی آینده و آینده ی کشور ارتباط مستقیم دارد. دوره ی ابتدایی دوره ای پر تنش و بسیار مهمی در زندگی است چرا که نه تنها جسم بلکه توان روانی در طی این دوره ی حساس زندگی دچار تحول اساسی میشود و سازگاری با چنین تغیرات اساسی بر جسم روان فشار میاورد. علاوه بر این دوره ی ابتدایی سن بحران رشدی است و در این دوره افزایش انواع استرس ها وآسیب پذیری به فشار روانی ، اجتماعی ،ورزشی با کاهش مهارت های مقابله ای همراه میشود به طوری که استرس زیاد و بیش از حد شدیدا بر کیفیت زندگی دانش آموزان تاثیر میگذارد و موجب افت شدید و کاهش کیفیت زندگی دانش آموزان میشود.
پژوهش حاضر بر مبنای چارچوب رده شناختی لوب دیل انجام شده است. لوب دیل (2005) در پژوهش خود قید حالت را در 120 زبان دنیا بررسی کرده و آن ها را در 10 راهبرد جای داده است. هدف از انجام این پژوهش، پیداکردن جایگاه رده شناختی قید حالت در زبان فارسی براساس چارچوب لوب دیل است. در پژوهش حاضر، ابتدا موارد ده گانه راهبرد های لوب دیل (2005) بررسی می شوند. سپس قیدهای حالت زبان فارسی به روش کتابخانه ای از منابع متعددی مثل کتاب خصوصاَ کتاب مشکلات را شکلات کنید و بلندی های بادگیر، مثال های مقالات متفاوت و در نهایت دانش زبانی محققین جمع آوری و با راهبرد های لوب دیل مقایسه می شوند. در نتیجه این پژوهش بیان می شود که راهبرد های همخوان با زبان فارسی راهبرد های پیش بینی کننده، عبارت حرف اضافه ای، افعال قیدگون، صفت غیرشخصی و قیدی هستند. همچنین در ارتباط با راهبرد هم پایه غیرشخصی که وی برای زبان فارسی در نظر می گیرد باید گفت که این راهبرد در این زبان استفاده نمی شود. در نهایت پژوهش می توان گفت که راهبرد های صفت شخصی، هم پایه شخصی و غیرشخصی، وصفی و وصفی ربطی در زبان فارسی استفاده نمی شوند.
پژوهش حاضر با هدف کشف رابطه بین جنسیت و انتخاب ساز و آواز در موسیقی شهری ایران و مطالعه موردی شهر تهران با تأکید بر وضعیت زنان نگاشته شده است. این بررسی در بین دو گروه هنرجویان (مبتدیان) و نوازندگان حرفه ای (حرفه ای ها) بوده است. بررسی نسبت تعداد زنان و مردان در آغاز فعالیت هنری و سپس خروجی این تعداد در نوازندگان حرفه ای و مدرسین و همچنین بررسی علل بیشتر حضور مردان در فعالیت حرفه ای نسبت به زنان از مسائل اصلی مورد بررسی در مقاله حاضر است. هدف از این پژوهش، کشف رابطه بین جنسیت و انتخاب ساز و آواز در موسیقی شهری ایران و مطالعه موردی شهر تهران در سال 1397 است. این پژوهش از نظر روش و ماهیت تحقیق توصیفی- تحلیلی، از نظر هدف، تحقیق کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات به روش میدانی و کتابخانه ای انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، هنرجویان چند آموزشگاه موسیقی و مدرسان و نوازندگان حرفه ای چند ارکستر در شهر تهران هستند. نتایج حاصل از مطالعات صورت گرفته نشان می دهد، در موسیقی شهری ایران نگاه جنسیتی به ساز وجود نداشته و حضور زنان در یادگیری موسیقی نسبت به مردان افزایش زیادی دارد در حالی که در عرصه موسیقی حرفه ای شاهد حضور بیشتر مردان هستیم. همچنین نتایج نشان دهنده این است که علی رغم محدودیت های عرفی و مذهبیِ حاکم در کشور، فعالیت بانوان به خصوص در شبکه های غیررسمی در آواز بسیار چشمگیر است. علاوه بر این بر اساس پاسخ های دریافت شده از دو گروه مذکور، از موانعی که باعث شده زنان در موسیقی حرف ه ای کمتر فعالیت داشته باشند، حاکم بودن فضای مردسالار، وضعیت اجتماعی مردان مبنی بر درآمدزایی در خانواده، کناره گیری زنان بعد از ازدواج از فعالیت های حرفه ای و برخی سوء استفاده های جنسیتی از زنان بوده است.
در دنیای معاصر، بازی های ویدیویی به مثابه جانشینی برای بازی های کهن، بدل به یکی از مطلوب ترین فعالیت های انسان در تمامی جوامع بشری شده است. بازی های ویدیویی معاصر ایران به دلیل تأثیرات هنر ایرانی- اسلامی، دارای نمادها و نشانه هایی است که قابل تأمل و بررسی است. هدف مقاله حاضر، شناخت جلوه نمادهای ایرانی- اسلامی در طراحی بازی ویدیویی «گربه و کودتا» به مثابه یکی از شیوه های بیان تصویری در ساخت بازی های ایران و تحلیل مفاهیم به کار رفته در هر یک از نمادهای آن است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای از طریق فیش برداری و تصویرخوانی است. روش تجزیه و تحلیل داده ها کیفی است. نوع تحقیق از نظر هدف، نظری است. این تحقیق با این پرسش آغاز شده است که نمادهای به کار رفته در بازی «گربه و کودتا» شامل چه مواردی است؟ و هر یک از نمادهای به کار رفته در این بازی، دارای چه مفاهیمی است؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که در بازی گربه و کودتا، علاوه بر پیروی از سنت های تصویری نگارگری ایرانی- اسلامی، از نمادهایی نیز استفاده شده که هر یک به تنهایی مفاهیمی را به نمایش گذاشته اند. عناصر نمادین بازی گربه و کودتا را می توان در سه بخش نمادهای هندسی، تلفیقی و طبیعی بخش بندی کرد. هریک از این عناصر نمادین، انعکاس القای قدرت انسان و حیوان، نابودی نیروهای پلید، نبرد خیر و شر، کشمکش میان نور و تاریکی و نیز به عنوان واسطه ای بین عالم محسوس (دنیا) و عالم ملکوت (خدا) به حساب می آیند که با پایبندی به سنت نگارگری ایرانی- اسلامی مورد استفاده قرار گرفته اند.
دنیای جدید، تغییرات ژرف، پیوسته و گسترده ای را برای تعاملات اعضای شبکه های همسایگی در بسیاری از جوامع از جمله جامعه ایران به همراه داشته و سبب مساله مندشدن تعاملات اجتماعی در شبکه های همسایگی شده است، امری که به واسطه سکونت اکثریت اعضای جامعه در اجتماعات شهری به بروز پیامدهایی منفی برای بخش بزرگی از مردم به خصوص معطل ماندن بخشی از نیازهای آنان انجامیده است. تلاش این مقاله توصیف مشکلات تعامل در شبکه های همسایگی و ارائه یک سنخ شناسی تجربی از این مشکلات بوده است. برای این کار با 16 نفر از ساکنین شهر مشهد مصاحبه هایی نیمه ساخت یافته و پیوسته نوشونده انجام شد و با استفاده از شیوه کدکذاری های مرحله ای، مقولات زیر حاصل شد: فقدان روابط و تعاملات همسایگان، کمبود تعاملات همسایگان، کاهش تعاملات همسایگان، تعاملات مقطعی، تعاملات سرد همسایگان، ضعف تعاملات گرم همسایگان، عدم مشارکت و همکاری همسایه ها، رابطه دور با همسایگان، تعاملات ابزاری همسایگان و روابط گزینشی، که در فشرده ترین شکل شامل دو سنخ «کمبود تعامل» و «ضعف تعامل گرم» است.
یافته های علمی در ارتباط با دروس معارف اسلامی از این حقیقت حکایت دارد که این دروس به رغم توفیقاتی که در رسیدن به اهداف خود داشته، نسبت به محتوا و شیوه ارائه آن انتقاداتی وجود دارد. بر اساس برخی از این پژوهش ها، گذراندن این دروس نتوانسته به تقویت رفتارهای اخلاقی، پاسخگویی به نیازهای هویت یابی دینی، نیازهای رفتاری و کسب شیوه های عملی زیست دینی دانشجویان منجر شود. این در حالی است که گنجاندن دروس معارف اسلامی به عنوان دروس عمومی در برنامه درسی دانشگاه ها باهدف، اثرگذاری در حیطه های شناختی، عاطفی روان شناختی و رفتاری دانشجویان بوده است. «دانش سبک زندگی»، دانشی میان رشته ای است و دارای رویکردهای مختلف روانشناسی، جامعه شناسی و دینی است. این دانش با توجه به ویژگی های منحصربه فردی که دارد، می تواند نقش بی بدیلی در انسجام بخشی، کارآمد سازی و اثربخشی به دروس معارف اسلامی داشته باشد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی در پی آن است، مهم ترین دلایل این ادعا را تبیین کرده و ظرفیت دانش سبک زندگی اسلامی را در بازطراحی دروس معارف اسلامی آشکار سازد.
گسترش فضای مجازی و شبکه های ارتباطی با ایجاد تغییراتی در جامعه ایرانی، به ساحتی برای ساخت و روایت خود و زیست جهان اجتماعی تبدیل شده است. پزشکان از قشرهای اجتماعی هستند که حضوری پرسش برانگیز در فضای مجازی و به ویژه شبکه ایکس دارند. تبار تاریخی پزشکی به عنوان نهادی دارای پایگاه حرفه ای در هم تنیده با ناشناختگی، اقتدار و اعتبار بالا است؛ درحالی که خاص بودگی دنیای مدرن تقدس زدایی و اسطوره زدایی از هر امری است. این پژوهش به روش مردم نگاری مجازی و در رویکرد تفسیری تفهمی به تحلیل مضمون توییت های پزشکان در سال 2023 در شبکه ایکس پرداخته و چهار الگوی معنایی غالب را شناسایی کرده است که عبارتند از برآمدن سوژه بیمار و استیضاح پزشک، هراس از برآمدن طب سنتی و انحصارزدایی از درمان، برساخت تصویر پزشکی در دو قطب مافیا و شهید راه سلامت و خودِ پزشک تحقق نیافته. به طورکلی، با گسترش شبکه های ارتباط مجازی، فرایند افسون زدایی و اقتدارزدایی از پزشک و پزشکی شتاب بیشتری گرفته و هاله قداست و رمز و رازوارگی پیرامون نهاد پزشکی با فراخوانش پزشک به مرکزیت رو به رو شده که در فرایندی بازاندیشانه خودِ پزشک، زیست جهان پزشکی و مصائب آن روایت می شود.
سوژگی، تجربه بازاندیشانه آگاهی و عاملیت فردی در تعامل با خود و با دیگری حقیقی، نمادین و نهادین است. هدف از این مطالعه، فهم پیچیدگی های اجتماعی و معنایی پدیده ی سوژگی زنان کرد است. این مطالعه با استفاده از نمونه گیری نظری و مصاحبه ی عمیق فردی با 43 زن کرد و تشکیل یک گروه متمرکز شش نفره، در چارچوب رویکرد تفسیری - برساخت گرایانه و با روش گراندد تئوری انجام شده است. بر اساس یافته های این پژوهش سوژگی زنان کرد از مجرای تجربه تعلیق به عنوان پدیده محوری قابل درک است این تجربه تحت عنوان چهار مفهوم تعلیق شناخت و عاملیت، تعلیق تجربه زیسته، تعلیق آگاهانه ترس و تعلیق به مثابه استراتژی قرار گرفتند. نهادهای هنجاری، نهادهای نظارتی، در اقلیت بودگی و وضعیت اقتصادی از مقولات مرتبط با شرایط زمینه ای و مناسبات نهادی، تجربه انقیاد، ارتباطات اجتماعی و منابع در دسترس فرد از شرایط مداخله گر به حساب می آیند. استراتژی محافظتی، استراتژی مقاومتی و مذاکره سه گونه راهبرد تشخیص داده شدند. درنهایت این مطالعه با نشان دادن پیچیدگی سوژگی در تجارب زنان کرد، نشان می دهد که سوژگی زنان کرد، سوژگی های لغزنده، ترکیبی و چندگانه هستند و در سه مقوله سوژگی زنانه، سوژگی غیرفعال - تجسم نیافته -درونی در مقابل سوژگی تجسم یافته/ فعال و سوژگی دلوکالیزه قرار می گیرند.