اطلاعات کارکردی دوگانه و کاملاً متناقض دارد و چون شمشیری دو دم از یکسو به عنوان مظهر اندیشه و خلاقیت ناشی از ایجاد و بیان پیوندی خارج از عرف میان امور تلقی میشود و مرزهای ناشناخته دانش را در مینوردد و به عرضة ایده و رهیافتی به غیر از اشکال و نمودهای متعارف منجر شده، دستمایة زایش اطلاعات آتی است. و از سوی دیگر، بیانگر روابط و مناسبات جدید و ابزاری برای تفوّق و توانمندی و بهانه ای جهت اثبات حقانیت و حفظ اریکة قدرت و متعاقب آن تضعیف، تمسخر و به چالش وا داشتن طرف مقابل است.
هدف ازاین پژوهش، توصیف ویژگی های فردی ، تحصیلی، ورزشی وشغلی دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد رشته ی تربیت بدنی بوده است.به همین منظور کلیه ی دانشجویان شش دانشگاه کشور درنیمسال 75-76 به عنوان جامعه ی نمونه برگزیده وپرسشنامه ای شامل هجده سوال بین آنان توزیع ،تکمیل وجمع اوری شد.98 درصد دانشجویان ‹122 نفر› به پرسشنامه پاسخ دادند. با استفاده از نرم افزارEPI6 اطلاعات در رایانه ثبت ومورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت .این تحقیق نشان داد که 25 درصد کل دانشجویان دختر و55 درصدشان متاهل بودند، سن 60 درصدآنان بین 26 تا31 بوده است.2/26 درصد دانشجویان اهل تهران بودند. رشته ی تحصیلی مقطع دیپلم 86 درصد دختران و59درصد پسران ،تجربی بوده. معدل کارشناسی 89 درصد دانشجویان بین14 تا 17 بود؛35 درصد پذیرفته شدگان در بار نخست شرکت در آزمون پذیرفته شدند. 4/2 درصد آنها جز کادر آموزشی دانشگاه ها بودند.
سرآغاز پژوهش جامعه شناختی در باب وضعیت عینی دین داری و تحولات آن از ابتدای شکل گیری چنین پژوهش هایی محل نزاع و بحث بوده است. آیا می توان مبتنی بر تعریفی پیشینی، ابعاد واقعی دین داری را مورد مطالعه جامعه شناختی قرار داد؟ امکان و استحاله چنین تعریفی در ابتدای پژوهش به دلیل ضرورت ابتناء آن به شواهد عینی از یک سو و ممکن نبودن صورت بندی مسئله بدون تعریف اولی از دین، از جمله مناقشات دائمی در جامعه شناسی است. در پژوهش حاضر ضمن مرور ادبیات جامعه شناسی در این زمینه، معضلات مربوط به نسبت میان دین و دین داری بررسی شده است. به نظر می رسد، اتخاذ رویکردی تجربی در بدو بررسی سویه های عینی و واقعی دین، بدون توجه به اقتضائات درونی دین، اعتبار کاملی ندارد. به همین منظور، در این مقاله تلاش شده تا ابعاد دین داری (باورهای بنیادین، مناسک و اخلاقیات) متناسب با جایگاه آنها در منظومه دین اسلام ارزیابی شود و به لوازم روش شناسانه آنها در سنجش ابعاد دین داری توجه شود. ابعاد پیش گفته نسبت مشترک با دیگر ادیان توحیدی دارند که موجب کارآمدی حداقلی الگوهای سنجش دین داری شده که این ابعاد، در آنها لحاظ شده است. در میان الگوی سنجش دین داری آنچه بیش از سایر ابعاد مشکل ساز و دشواری آفرین است، بُعد اخلاقیات است که مراد از آن خلقیات و منش های اجتماعی فراگیری است که به تدریج به نوعی عادات جمعی بدل می شود. برخلاف الگوهای هستی شناسانه، شاخص های دین داری در پژوهش های جامعه شناختی متدرّج اند و محقق برای بررسی تجربی آنها نیازمند روش های تلفیقی است.
توجه ویژه به آینده یکی از نیازهای هر انسان و جامعه ای است. ما به عنوان یک مسلمان باتوجه به آیات و روایات مربوط به این زمینه، تعاریف مشخصی از آرمان شهر داشته و معتقدیم آرمان شهر اسلامی همان حیات طیبه و جامعه مهدوی است. باتوجه به اعتقادات مسلمانان و به خصوص شیعیان، وظیفه اصلی یک شیعه آماده سازی جامعه و خود برای چنین آرمان شهری است. این آینده روشن و وعده داده شده ساختنی و دست یافتنی است. در دوران غیبت کبری، وظیفه ولایت فقیه هدایت جامعه به سمت زمینه سازی ظهور است. مقام معظم رهبری با ترسیم نقشه راه رسیدن به چنین هدفی، پنج مرحله اصلی را: انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی ذکر کرده اند. در این مقاله با روش مرور بر ادبیات و اسناد و تحلیل گفتمان بیانات ایشان در رابطه با آینده استخراج و چارچوبی مفهومی برای تبیین آینده اندیشی ازمنظر ایشان ارائه شد که شامل مؤلفه های مختلفی ازجمله ملزومات، زیرساخت ها، پیشران ها و موانع، افق بلندمدت و دامنه وسیع و ترسیم حیات طیبه و جامعه مهدوی است. در هر کدام ازاین مؤلفات می توان موارد و موضوعاتی را مشخص کرد که نیازمند تمرکز و توجه بیشتر است.
الزام به خدمت وظیفه عمومی از موضوعات مهم و بحث برانگیز حقوق عمومی است که از ابتدای ورود خدمت وظیفه عمومی به ایران دارای موافقان و مخالفانی بوده است. یکی از استناداتی که از سوی گروهی از فقیهان امامیه جهت مشروعیت الزام به خدمت وظیفه عمومی صورت گرفته است؛ مبتنی بر مفهوم جهاد در فقه امامیه است. پژوهش پیش رو با روش توصیفی تحلیلی و مطالعه کتابخانه ای با تبیین ارتباطِ میان خدمت وظیفه عمومی و مفهوم جهاد و با بررسی آیات قرآن و سیره معصومین در برخورد با افرادی که بدون عذر موجه از شرکت در جهاد سر باز زده اند؛ به این نتیجه رسید که می توان نوعی الزام و اجبار با درجات مختلف برای این گروه از افراد قائل شد. الزام های مذکور اغلب از نوع فشار اجتماعی و وعده به عذاب آخرت بوده و کمتر به صورت اجبار مستقیم و مجبور کردن افراد به شرکت در میدان جنگ صورت گرفته است.