مسألة تثبیت نهایی متن قرآن در چند دهة أخیر از سوی برخی قرآن پژوهان غربی، موسوم به تجدیدنظرطلبان، مورد نقد و نظر قرار گرفته است. این گروه که در رأس آنها جان ونزبرو، نویسندة کتاب چالش برانگیز «مطالعات قرآنی»، و شاگردانش هستند، تمامی اِسناد و منابع مسلمانان در تعیین تاریخ دقیق تثبیت متن قرآن را با دیده ای تردیدآمیز مورد تجدید نظر قرار داده اند. یکی از این منابع، روایات اسلامی است که از منظر خاورشناسان سنّتی همچون نولدکه و شوالی، سند تاریخی و نقش تعیین کننده ای در حلّ این مسأله داشته است. در مقابل، موافقان تجدیدنظر این روایات را از اساس فاقد اعتبار دانسته اند و چالشی بر سر راه شناخت منابع اسلام و مهم ترین آنها قرآن کریم پدید آوردند. در سال های أخیر برخی از اسلام پژوهان غربی و در رأس آنها، هارالد موتسکی، با نقد دیدگاه تجدیدنظرطلبان همین روایات را سند تاریخی معتبری به شمار آورده اند. هارالد موتسکی با نقد دیدگاه های اسلاف و اقرآن خود، با تاریخ گذاری روایات جمع و تدوین قرآن، زمان ثبت متن این روایات را به ربع سوم سدة اوّل رساند که حکایت از تثبیت متن قرآن بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) دارد. در این مقاله، ضمن توصیف روش ایشان در تاریخ گذاری روایات جمع قرآن، به تکمیل نتایج حاصل از این روایات در تثبیت متن قرآن پرداخته، سپس با بررسی شواهد روایی دیگری، نتایج حاصله از تاریخ گذاری در فاصلة زمانی بین ربع سوم سدة اوّل هجری تقویت شده است.
حکومت امام علی(ع) به عنوان نمونه ماندگاری از نظام مطلوب اقتصادی در تاریخ اسلام، رهیافت های مناسبی را برای مدیران اقتصادی جامعه امروز عرضه می کند. امنیت اقتصادی به عنوان یکی از اهداف عمده نظام اقتصادی اسلام، در شمار عمده ترین کارکردهای دولت ها نیز به شمار می رود و مهم ترین شاخص سنجش آن کاهش فساد اقتصادی از طریق به کارگیری کارگزاران شایسته و مؤمن است. پرسش عمده ای که این مقاله می کوشد تا به تبیین آن همت گمارد این است که کارگزاران امام علی تا چه میزان در تأمین امنیت اقتصادی جامعه تحت فرمان آن حضرت ایفای نقش نمودند؟ یافته های این پژوهش که مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی و متکی به داده های آماری است ن شان می دهد که برخلاف مشهور، بیشتر کارگزاران امام با درجات متفاوتی از وفاداری به آرمان های علوی در تأمین امنیت اقتصادی جامعه نقش داشتند و تنها سیزده درصد از آنها مرتکب خیانت شدند که مورد مؤاخذه قرار گرفتند.
اهدافی که این پژوهش در پی پاسخگویی بدانها است، عبارت است از: مطالعه وضعیت موجود فرهنگ سازمانی و تعیین ویژگیها و شاخصهای فرهنگ سازمانی مطلوب، مبتنی بر مبانی دینی و ارزشهای اسلام و انقلاب اسلامی. در پی این اهداف، تلاش شده است وضعیت موجود فرهنگ سازمانی سازمان مورد مطالعه، مبتنی بر 16 مورد پژوهشی که تا کنون در زمینه این موضوع انجام شده است با استفاده از شیوه آماری فرا تحلیل1 مورد بررسی و ارزیابی قرار بگیرد. نتایج و یافتههای تحقیق بیانگر دو سلسله از عوامل مثبت و منفی است که در یک سوی آن ارزشها و نقاط قوت فرهنگ سازمانی، و در سوی دیگر آسیبها، نابهنجاریها و نقاط ضعف قرار دارد.
الگوی مطلوب این پژوهش بر چهار نوع فرهنگ بومی مبتنی است با عناوین فرهنگ تربیت محور، فرهنگ دانش محور، فرهنگ معنا گرا، فرهنگ رابطه گرا (انسانگرا)، که ویژگیها و شاخصهای این فرهنگها به منظور سنجش اعتبار به خبرگان و صاحبنظران دانشگاهی و فرماندهان و مدیران عالی صحنه اجرا، عرضه شد و الگوی مفهومی با مختصر اصلاحات با روایی خوب (95.3) به تأیید خبرگان رسید.
نظر به اهمیت توانمند سازی زنان، مقاله حاضر به بررسی پارادایم های توانمند سازی «ساختارمحور»، «کارکردمحور»، «تفسیرمحور»، و «انسان محور» می پردازد؛ و با توجه به ناموفق بودن این پارادایم ها ، پارادایم گزیداری منطبق با فطرت انسان و احکام الهی یعنی «توانمند سازی توحیدمحور» را ارائه می کند که به منظور پیاده سازی آن نیز پیمایشی درباره صندوق اعتبارات خُرد زنان روستای لپویی استان فارس به انجام رسید؛ و با طراحی الگوی ارتباطی و اطلاعاتی متناسب، چگونگی تحقق توانمند سازی آنها تببین شد. جمعیت نمونه مطالعه شصت نفر بوده، گردآوری داده ها با روش های مشاهده، مصاحبه و پیمایش صورت گرفت. روایی صوری پرسشنامه با کمک صاحب نظران و پایایی آن نیز با مطالعه راهنمای خارج از نمونه تأیید شد (82/0= α ). یافته ها وجود تفاوت دو گروه زنان عضو صندوق را نشان داد و با کمک نظریه های علوم اجتماعی و روان شناسی، الگوهای ارتباطی و اطلاع رسانی توانمند سازی شامل الگوهای «بینشی- عقیدتی»، «ارزشی اخلاقی»، و «مهارتی رفتاری» طراحی شد که مسیر توانمندی از طریق این الگوها به حکمت مبتنی بر مشارکت گرایی، جامع گرایی و جامعه گرایی زنان می انجامد.
یکی از موضوعاتی که از اواخر دهه 1970 به ویژه پس از دهه 1990 مورد توجه جدی محافل پژوهشی و حتی آموزشی اقتصاد قرار گرفته، پیوند دین و اقتصاد است. این پیوند گاهی با محوریت دین و زمانی با مرکزیت اقتصاد ایجاد می گردد. در حالت اول عناصر دینی جهت دهنده و هدایت کننده رفتارها و فعالیت های اقتصادی هستند و در حالت دوم کارکردها و اندیشه های دینی به وسیله ابزارها و قواعد اقتصادی تحلیل می شوند. در این مقاله سعی بر این است که ضمن مرور بر ادبیات موضوع به خاستگاه و قلمرو بحث پرداخته شود؛ در قسمت اول طرح موضوع و چارچوب مفهومی ارائه می شود؛ در قسمت های دوم و سوم به موضوعات زمینه ها و پیشینه های دو رویکرد مشهور دین و اقتصاد اشاره می شود. در بخش پایانی نکته های قابل ملاحظه ارائه می گردد. و سرانجام نتیجه گرفته می شود که برخلاف تصورات قبل از دهه 1970 می توان سنتزهای معناداری از دین و اقتصاد استخراج نمود که از قابلیت علمی برخوردار بوده، کاربردهایی در جهان خارج نیز داشته باشد. همچنین نشان داده می شود که بسیاری از عناصر اقتصادی تحت تاثیر اندیشه ها و کارکردهای دینی قرار می گیرند و بسیاری از عقاید و اعمال دینی نیز توجیه عقلانی دارند.
دنیای نقوش سفالینه ها در ایران باستان در واقع نظامی نشانه شناختی است که بدون درک روابط نشانه ها و تأویل آنها قابل تحلیل و شناخت نمی باشد. از طرفی در تمام ادوار کهن آب اولین و آخرین نشانه حیات بشری است و نقش ویژه ای در زندگی مردم دارد. پیش از ابداع خط و کتابت تنها «کتابی» که از پیشینیان در دست داریم سفالینه های گوناگونی اند که با نقوش معنی دار و اعجاب انگیز مزین گشته اند. سفالینه های شوش جز آثار فاخر و با ارزش سرزمین ایران می باشند که نشانه ی آب به وفور به صورت عناصر تصویری گوناگون بر روی آنها نقش آرایی شده است. این پژوهش درصدد بررسی تصویر عنصر آب با رویکرد به مباحث نشانه شناختی است. به عبارتی در این مقاله سعی شده است تا رمزگان برخی از این نقوش بازیافته شود و مفهوم آنها در ارتباط با عنصر آب تبیین گردد و نیز ضمن طبقه بندی و مشخص کردن گونه های متفاوت نشانه های تصویری، به تحلیل اشکال و شناخت معناهای مدلول تصاویر از طریق درک مفاهیم آنها پرداخته شود. روش مورد نظر در این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده که از مطالعه ی منابع کتابخانه ای و جمع آوری تصاویر موجود در کتب و موزه ها صورت پذیرفته است. این پژوهش در جهت پاسخگویی به سؤالات زیر است: سفالینه های باستانی شوش با چه نشانه و عناصر تصویری مزین شده است؟ عناصر تصویری بر مبنای رویکرد نشانه شناسی چگونه طبقه بندی می شوند؟ این نشانه های تصویری دارای چه مفاهیم و مضامینی نمادین و سمبلیک هستند؟ برآیند پژوهش نشان داد: عناصر تصویری در سه دسته ی گیاهی، حیوانی و هندسی تقسیم بندی می شوند. ساختار شکلی نقوش سفالینه ها شامل انواع نشانه های شمایلی، نمایه ای، نمادین و ترکیبی هستند که با یکدیگر ارتباط مفهومی تنگاتنگی بین دال و مدلول ها داشته و ارتباط مستقیم و گاهی غیر مستقیم با مفهوم آب، برکت، حاصل خیزی دارند. از طرفی بیشترین مبنای نشانه ها و نمادهای عنصر تصویری آب، دارای رابطه ای نمایه ای-نمادین بوده اند.