در این مقاله توزیع و نقش های مختلف پی بست های ضمیری در زبان تاتی، از ایرانی نو شمال غربی، بررسی شده است. ابتدا به صورت گذرا به سیر تاریخی این پی بست ها در فارسی باستان و فارسی میانه اشاره و نقش آنها در تاتی جنوبی بررسی شده است. جایگاه پی بست های ضمیری در فارسی باستان و میانه تا حدودی ثابت بوده است و آنها در جایگاه واکرناگل ظاهر می شده اند. واکرناگل (1892) دریافت که واژه بست ها در اغلب زبان های هندواروپایی در جایگاه دوم، یعنی پس از اولین واژه، در جمله ظاهر می شوند. این پی بست ها در تاتی جنوبی در نقش نشانه فاعل متعدی در زمان گذشته، نشانه مفعول مستقیم و نشانه نقش اضافی به کار می روند. ضمایر پی بستی در تاتی جنوبی در نقش نشانه فاعل متعدی در زمان گذشته در جایگاه واکرناگل ظاهر می شوند و از این حیث با فارسی میانه مشترکند. این پی بست ها در نقش نشانه مفعول در تاتی جنوبی از جایگاه واکرناگل خارج شده اند، ولی هنوز کاملاً به جایگاه پس از فعل نرفته اند و در جایگاه سازه قبل از فعل قرار می گیرند. از این حیث نسبت به فارسی میانه، این پی بست ها به سمت انتهای جمله حرکت کرده اند؛ هرچند هنوز به جایگاه انتهایی نرفته اند. مقایسه فارسی میانه، تاتی جنوبی و فارسی جدید نشان می دهد پدیده کشش به سمت راست در زبان های ایرانی نیز وجود دارد.
مقاله با استناد به یافته های پژوهشی به منظور شناسایی احساس آنومی فردی جوانان و برخی عوامل تأثیرگذار بر آن تدوین شده است. پس از بررسی منابع و نظریه ها و تدوین چهارچوب نظری با شیوه پیمایش و استفاده از پرسشنامه و مصاحبه، اطلاعات مورد نیاز گردآوری شد. حجم نمونه 700 نفر از جوانان دختر و پسر تهران بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج نشان میدهد نسبت قابل توجهی از دختران و پسران در وضعیت آنومیک قرار داشته اما این احساس به لحاظ جنسیت معنادار نیست. در بررسی روابط نتایج نشان می دهد احساس آنومی فردی دختران متأثر از عوامل فردی و اجتماعی است که حالتی از گسستگی میان فرد و جامعه را بازتاب میدهد.
سؤال اصلی: علمای بحرین در مورد علوم قرآن چه فعالیت هایی داشته اند؟
سؤال های فرعی:
1- فضلا و فرهنگیان بحرین چقدر از قرآن برای وحدت اسلامی استفاده کرده اند؟
2- نویسندگان بحرینی چه آثاری درباره قرآن کریم دارند؟
3- مجلس علمای بحرین سال 1432 را به چه عنوانی نام گذاری کرده است؟
یکی از مسائل مهم در وحدت اسلامی، نقش قرآن کریم است که باید قبل از هر چیز مورد توجه قرار گیرد علمای بحرین توجه خاصی به آن داشته اند. در این مقاله، آثار هفتاد نفر از علمای بحرین از قرن هشتم تاکنون دربارة قرآن کریم بررسی شده است. از جمله مطالب مطرح شده در این مقاله موقعیت قرآن در جامعه بحرین و انقلاب اخیر آن است. ملت بحرین نیاز دارد تا درباره بیداری فرهنگی و سیاسی خود از قرآن کریم الگو بگیرد و آن را سرلوحه کار خود قرار دهد؛ چیزی که در شعار مردم بحرین به روشنی مشاهده می شود و علمای بحرین امسال را به دلیل ارائه خدمات قرآنی و هوشیاری جامعه و نیز وحدت و انسجام مسلمانان و مبارزه با فساد و منکر، سال نصرت از قرآن نامیده اند. مسائل مطرح شده در این مقاله عبارت است از:
1- نقد و بررسی جایگاه فعلی قرآن در جامعه بحرین؛
2- کتاب شناسی قرآن مورد توجه محققان؛
3- تشریح دلایل مثبت و مزایای کتاب های منتشر شده در بحرین؛
4- سابقه فرهنگی و تاریخی بحرین که در عصر حاضر فرصت های جدیدی را برای توسعه و گسترش وحدت اسلامی فراهم خواهد نمود؛
5- معرفی یکی از مراکز علمی بحرین و مقایسه آن با سایر مراکز علمی اسلامی مانند: الحله، النجف، قم، شیراز، اصفهان، حیدرآباد و…؛
6- شناسایی آثار علمای بحرین دربارة قرآن کریم در موضوعات تجوید، تفسیر، قرائت، لغت، معجم، پژوهش های قرآنی و … که در موضوعات متنوع تدوین شده است.
نظریات فمینیستی به ویژه نظریه اگزیستانسیالیستی سیمون دوبووار، نه تنها در جوامع غربی، که در جامعه ما نیز تأثیرگذار بوده است. تعریف دوبووار از زن که «زن زاده نمی شود؛ زن می شود»، در حکم بیانیه ای است که موضع کلی هستی شناختی فمینیست ها را پیرامون زنان بیان می کند. در این تعریف، وی ماهیت و چیستی زن را ساختگی و محصول جامعه می داند و زنانگی را امری تاریخی و فرهنگی تلقی می کند، نه برآمده از سرشتی الهی. این تعریف از زن با مبانی و آموزه های دینی و فرهنگی ما تضادهای فراوانی دارد که مورد غفلت واقع شده است. این مقاله بر آن است تا با پاسخ به این پرسش که «ماهیت و چیستی زن در فمینیسم اگزیستانسیالیسمی سیمون دوبووار چیست؟» نقد و بررسی آن را از دیدگاه اسلامی مورد نظر قرار دهد. بر حسب یافته های تحقیق دوبووار با انکار وجود طبیعت و سرشتی ثابت برای زنان، نقش های مربوط به طبیعت و بیولوژی زن همچون مادری و همسری را ساختگی، فرهنگی و تاریخی می داند. درحالی که ادله او برای ساختگی و جعلی بودن نقش های زنانه کافی نیست، وجود این تفاوت ها در طول قرن ها خود نشانی از سرشت ثابت در انسان هاست. این تحقیق، پژوهشی است ژرفانگر که با روش توصیفی و تحلیل محتوای کیفی و به شیوه اسنادی صورت گرفته است.
هستی شناسی قوه خیال و اثبات کارکردهای ادراکی آن، یکی از اساسی ترین معضلات علمی در علم النفس فلسفی است و هر یک از مکاتب مشاء و اشراق و حکمت متعالیه، رویکردهای متفاوتی درباره تجرد یا مادی انگاری خیال، مدرک بودن و ماهیت صور خیالی برگزیده اند. در مقاله حاضر، هستی شناسی خیال از دیدگاه حسن زاده آملی بررسی شده است. خیال در دیدگاه وی، صرفاً در قوه ای باطنی که حافظ صور باشد، محدود نمی شود و متأثر از مبنای وحدت شخصیه، محدوده ای فراتر از تعاریف رایج مشائی و صدرایی دارد. ابعاد ماهوی خیال و کارکردهای این قوه نیز متأثر از این نوع نگاه، متمایز از سایر دیدگاه ها است. در دیدگاه ح سن زاده آملی ، فاعلیت قوه خیال در پرتو مقام انشائی آن معنا می یابد که بدون دریافت های شهودی حاصل نمی شود. تبیین مقام انشاء اسمایی این قوه، از اساسی ترین کارکردهای خیال از نگاه او است. در دیدگاه وی، صور خیالی موجود در عالم خیال نفسانی با عوالم ماورایی رابطه ای دوسویه دارد.
نوشتار حاضر در یک بررسى مختصر، به تحولات و نواندیشى دینى در حوزههاى علمى ایران در نیمه دوم قرن بیستم؛ یعنى پس از جنگ جهانى دوم مىپردازد و مسائلى چون تعلیم و تربیت (مواد درسى و کتابهاى درسى و شخصیتهاى برجسته این برهه) تحقیقات و شیوههاى آن و استفاده از امکانات جدید ورود در مباحث سیاسى و ایجاد سازمان و تشکیلات ادارى از جمله تحولات ایجاد شده در این دوره است که مورد بحث قرار مىگیرد.
توجه به اهمیت مدیریت منابع انسانی و نیاز روزافزون به آن در سازمان ها و اداره ها و همچنین، گستردگی حوزه های تحقیقاتی در این زمینه، بررسی روند پژوهش در مدیریت منابع انسانی مهم است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی سیر تغییر و تحول پژوهشی در حوزه های تحقیقاتی مدیریت منابع انسانی و پیش بینی روند آینده ی آن است. در این راستا، تعداد 50014 مقاله ی مربوط به مدیریت منابع انسانی که طی سال های 1962 تا 2011 در 81 نشریه منتشر شده است، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و با استخراج داده ها، ذخیره سازی در بانک اطلاعاتی و تحلیل روند 50 سال گذشته، تلاش شد با استفاده از تحلیل سری های زمانی به پیش بینی 10 سال آینده ی هر یک از حوزه های تحقیقاتی مدیریت منابع انسانی پرداخته شود. نتایج روند صعودی را در تمامی حوزه ها، به خصوص: روابط کار و کار گروهی؛ تجزیه وتحلیل شغل؛ سامانه های اطلاعاتی و مدیریت راهبردی منابع انسانی، نشان می دهد.
منطق زمان به عنوان یکی از شاخه های توسعه یافته منطق جدید توسط آرتورپرایور در سال 1957 تاسیس گردید و امروزه کاربردهای متعدد و متنوعی در تبیین فلسفی فیزیکی زمان تحلیل منطقی زبان طبیعی هوش مصنوعی و علوم کامپیوتر پیدا نموده است. از آْنجا که در تبیین ساختار نحوی منطق زمان به شیوه استنتاج طبیعی مطالعه دقیق و کاملی صورت نگرفته است مولف در مقاله حاضر می کوشد با الهام از سبک و اسلوب فیچ در منطق موجهات شیوه ای از استنتاج طبیعی را در پاره ای از سیستم های منطق زمان همچون kt و kc معرفی نموده و در محاسبات صوری این سیستم ها بکار گیرد.