ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۳٬۹۲۱ تا ۱۰۳٬۹۴۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۱۰۳۹۲۲.

مروری بر عوامل روانشناختی مرتبط با گرایش به سوء مصرف مواد مخدر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲۰ تعداد دانلود : ۱۰۸۳
اعتیاد یکی از مهمترین آسیب های اجتماعی است که جامعه و به خصوص نسل جوان را به صورت جدی تهدید می کند. به طوری که سوءمصرف مواد و اعتیاد، امروزه به یکی از دغدغه های بزرگ جوامع بشری تبدیل شده است. با توجه به مشکلات زیاد و گسترده حاصل از اعتیاد و هزینه های بسیار بالای مبارزه با مواد مخدر، به نظر می رسد پیشگیری از سوء مصرف مواد بسیار مقرون به صرفه و کارآمدتر باشد. در طی سالهای گذشته، پژوهش های متعددی در ایران در زمینه سبب شناسی و پیشگیری از مصرف مواد انجام شده است. به منظور برنامه ریزی برای ارتقای فعالیت های پژوهشی آینده، ارزیابی و دسته بندی نتایج تولید شده علمی در دهه های گذشته ضروری است. در این مقاله مروری سعی شده است تا عوامل روانشناختی مرتبط با اعتیاد که در 20 سال اخیر در پژوهش های ایران به دست آمده است، جمع آوری شود. این مطالعه به متخصصان و درمانگران چشم اندازی جهت شناسایی عوامل تهدیدکننده و مستعدکننده اعتیاد و در صورت لزوم انجام مداخلات متناسب را پیشنهاد می کند.
۱۰۳۹۲۳.

بررسی خوشه های همخوانی در کلمات تک هجایی زبان فارسی با توجه به بسامد، همسانی واکی و همایی با هسته هجا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۹ تعداد دانلود : ۵۲۹
محدودیت های همنشینی همخوان ها در خوشه پایانی از جمله موارد مورد توجه در واج شناسی می باشد. این محدودیت ها می تواند به دلیل هر یک از ویژگی های محل تولید، شیوه تولید یا واکداری باشد. در این پژوهش 625 واژه تک هجایی با ساختار CVCC در زبان فارسی مورد بررسی قرار گرفته است. خوشه های همخوانی در این پژوهش به لحاظ همسانی/ ناهمسانی در واکداری، بسامد خوشه در پیکره مورد مطالعه و بسامد هریک از همخوان ها در خوشه ها در هر یک از جایگاه ها مورد بررسی شده است. همچنین علاوه بر این که توصیفی تحلیلی از موارد فوق ارائه شده است، تحلیلی محدودیت بنیان نیز در قالب بهینگی از محدودیت های حاکم بر خوشه های همخوانی در زبان فارسی ارائه شده است. این بررسی نشان می دهد که زبان فارسی بیشتر تمایل به ناهمسانی واکی، بعد از آن همسانی واکداری و کمتر از این دو همسانی بی واکی دارد. به لحاظ بسامد نیز همخوان ها با تفاوت های قابل ملاحظه ای در خوشه همخوانی ظاهر می شوند که بعضا با بسامد طبیعی آنها در زبان گفتار متفاوت است.
۱۰۳۹۲۷.

ناحیه بندی سینوپتیک دمای منطقه خزر بر مبنای متغیرهای ترمودینامیک ترازهای فوقانی جو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۹ تعداد دانلود : ۹۵۰
دما از مهم ترین عناصر مؤثر بر آب و هوا و محیط زیست هر منطقه است. دریای خزر به عنوان یک توده آبی گسترده در حاشیه شمالی ایران میتواند سهم مهمی را در تعدیل نوسان های دما بر عهده داشته باشد. برای بررسی شرایط همدید و تعیین نواحی دمایی منطقه خزر و عوامل مؤثر در ناحیه بندی آن، داده های روزانه جوی ترازهای مختلف این منطقه در سال های 1994 تا 2003 میلادی فراهم و شاخص های تعیینکننده وضعیت دمایی شامل دمای هوا، دمای پتانسیل، فرارفت دمای جو در سطوح 1000 تا 100 هکتوپاسکال محاسبه شد. سپس با استفاده از تحلیل مؤلفه مبنا و تحلیل خوشه ای، نقشه نواحی هر سه شاخص دمایی منطقه خزر برای ستون جوی 1000 تا 100 هکتوپاسکال و هم چنین نقشه های نواحی دمایی برای ترازهای 300، 500، 700، 850 و 1000 هکتوپاسکال ترسیم شد. نتایج نشان میدهد برای هرکدام از شاخص ها، هفت ناحیه در منطقه خزر وجود دارد که عرض جغرافیایی و سیستم های سینوپتیکی به خصوص استقرار سامانه پرفشار آسیایی در روزهای سرد سال در بخش شرقی و شمال شرقی خزر (عامل کاهش دما) و انواع سامانه های کم فشار و پرفشار مهاجر در بخش غربی و جنوب غربی (عامل افزایش دما)، مهم ترین عوامل مؤثر بر تفکیک نواحی دمایی در همه ترازها محسوب میشوند. هم چنین نتایج حاصل از مقایسه نقشه های نواحی شاخص های دمایی(دما، دمای پتانسیل و فرارفت دما) نشان میدهد که محدوده خشکی و آبی خزر از هم تفکیک نشده است, در این صورت نقش پهنه بزرگ آبی دریاچه، در مقیاس سینوپتیک در توزیع مکانی و ناحیه بندی دمایی منطقه، قوی نیست و به احتمال زیاد با انتقال و تبادل انرژی و ایجاد جریان های نسیم خشکی- دریا، تأثیر آن در مقیاس کوچک تا متوسط و در بخش هایی از سال قابل رؤیت است. در مجموع در ترازهای مختلف جوی، بین شمال و جنوب منطقه، به طور متوسط7 تا 10 درجه سانتیگراد و بین شرق و غرب منطقه به طور متوسط 2 تا 3 درجه سانتیگراد اختلاف دما وجود دارد و سردترین ناحیه در قسمت شمال شرقی منطقه واقع است.
۱۰۳۹۳۱.

نگرش به انگاره هنجارین شهروندی ""شهروند خوب"" کیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۹ تعداد دانلود : ۷۳۱
شهروندی علاوه بر منزلت یا پایگاهی اجتماعی، نقشی اجتماعی نیز می باشد که کنشگران برمبنای چگونگی درک و ایفای آن بر منزلتی که بستر عملشان بوده است تأثیر می گذارند. نقش شهروندی، مانند هر نقش اجتماعی دیگر، از هنجارهایی تشکیل شده است که به حقوق و تکالیف مستتر در آن شکل می دهند. نوع نگرش به این هنجارها در تثبیت شکل خاصی از منزلت شهروندی در هر جامعه ای مؤثر است. در این کار برای نگاه از دریچه ای هنجاری به مفهوم شهروندی، با غور در ادبیات سیاسی و جامعه شناختی موضوع، انگاره ای هنجارین از شهروندی پرداخته شده است. به این منظور نقش شهروندی به دو پاره حقوق و تکالیف تقسیم شده و سپس سه گروه هنجاریِ اخلاقی، اجتماعی، و قانونی در این نقش شناسایی شده اند. پس از ساختِ انگاره مزبور، به بررسی این پرسش پرداخته شده که «نگرش شهروندان جامعه ما به انگاره ساخته شده چگونه است؟» و درواقع ""شهروند خوب از نظر جامعه ما کیست؟"" روش کار پیمایش بوده که به کمک ابزار پرسش نامه در جامعه آماری شهروندان بالای 18 سال شهر تهران، با حجم نمونه ای معادل 401 پاسخ گو، انجام یافته است. نتایج حاصل شده حاکی از آن است که در سطح هنجارهای قانونی، به عنوان نخستین سطح هنجاری، شاهد بالاترین اقبال هستیم و در سطح هنجارهای اخلاقی، که ناظر به تثبیت ارزش های دموکراتیک در اذهان شهروندان است، پایین ترین میزان نگرش مثبت را دارا می باشیم. این امر جامعه ما را، به لحاظ هنجاری، به الگوی کشورهای اروپای شرقی نزدیک می کند.
۱۰۳۹۳۲.

طراحی الگوی مشارکت بخش های دولتی، خصوصی، بهره برداران و تشکل هاجهت تحقق توسعه پایدار کشاورزی (مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی توسعه پایدار روستایی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی مدیریت روستایی
تعداد بازدید : ۱۷۱۹ تعداد دانلود : ۷۶۴
هدف: تحقیق حاضر با هدف طراحی الگوی مشارکت بخش های دولتی، خصوصی، بهره برداران و تشکل ها جهت تحقق توسعه پایدار کشاورزی در بخش مرکزی شهرستان بویراحمد اجرا شده است. روش: در این مطالعه از روش تحقیق کیفی و نظریه بنیادی (رویکرد گلیسر) استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه شامل افراد دست اندرکار در هر کدام از بخش های دولتی، خصوصی، بهره برداران و تشکل های کشاورزی بخش مرکزی شهرستان بویراحمد بودند که به ترتیب 14، 12، 13 و 12 نفر را شامل شده است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شده است. یافته ها: براساس نتایج حاصل از نظریه بنیادی، الگوی مشارکت بخش های دولتی، خصوصی، بهره برداران و تشکل ها جهت تحقق توسعه پایدار کشاورزی ترسیم شده است. این الگو در بر دارنده مؤلفه های تأثیرگذار (از قبیل راهبرد مشارکت محور توسعه پایدار کشاورزی، خدمات کیفی بخش خصوصی، مشارکت محوری بهره برداران، محوریت سیستمی تشکل ها، تمرکززدایی و استفاده از قدرت های محلّی)، بازدارنده ها (از قبیل تمرکزگرایی و حاکمیت روابط در بخش دولتی، موانع و محدودیت های اجرایی و سرمایه گذاری بخش خصوصی، فقر اقتصادی و فرهنگی بهره برداران و چالش های نهادی و قانونی تشکل های بخش کشاورزی) و نیز جایگاه و نقش بخش های دولتی، خصوصی، بهره برداران و تشکل ها در برقراری مشارکت متوازن و هماهنگ بوده است. همچنین، در این الگو شبکه مشارکت محور نظارتی و بانک اطلاعاتی کشاورزی پیش بینی شده است. محدودیت ها: از محدودیت های تحقیق حاضر می توان به موارد ذیل اشاره نمود: الف) زمان بر بودن تحقیق؛ ب) عدم همکاری برخی از افراد مد نظر (مطلعان کلیدی) برای گرد آوری داده ها؛ ج) مشکل بودن ارزیابی اهمیت نسبی اجزاء و عوامل نظریه پیشنهادی. راهکارهای عملی: با توجه به این که تحقیق های کیفی، زمینه خوبی را برای رسیدن به یافته های واقعی تر با مشارکت مردم فراهم می کند و در این فرآیند، محقق نیز جزء با ارزشی به شمار می آید که با فکر و ایده خود، هر آنچه را که از زمینه های واقعی موجود بیرون می آید سامان می دهد، شکل می بخشد و نظریه و الگو می سازد. اصالت و ارزش: تحقیق حاضر به طراحی الگوی مشارکت بخش های دولتی، خصوصی، بهره برداران و تشکل ها جهت تحقق توسعه پایدار کشاورزی پرداخته است تا بتواند همانگی لازم را بین بخش های مذکور برای برنامه ریزی های صحیح و اجرای آن ها به وجود بیاورد. با توجه به مسائل گفته شده، تحقیق حاضر در نوع خود نوآوری تلقی می شود.
۱۰۳۹۳۷.

اصلاح چند خطا در متون ادبی ، جغرافیایی و تاریخی مربوط به منطقه بلخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۹
در کتابهای تاریخی و جغرافیایی و ادبی، به فراوانی از نام مکانهای قدیمی و تاریخی یاد می شود، ولی به دلیل از بین رفتن آن آبادیها و مکانها و به دلیل تحول و تغییرنامها،گاهی مؤلفان، مصححان و مترجمان این آثار، دچار لغزشهایی می شوند. در این مقاله برای چند نمونه از این نوع خطاها که مربوط به نامهای جغرافیایی آبادیهای ولایت بلخ قدیم است و در کتابهای سفرنامه ناصرخسرو، تاریخ بیهقی، نزهت القلوب، مسالک و ممالک اصطخری، تذکره جغرافیای تاریخی ایران، احسن التقاسیم و قانون مسعودی راه یافته، توضیحاتی آمده و اصلاحاتی پیشنهاد شده است. این نامها عبارت است از سدره/ سه دره، کلان/ سمنگان، طالقان / طایقان، مَدر/ مادر، سیاهگرد / شاوکرد، رباط میله / مثله.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان