ضرورتِ عبور از نظریه گذار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال دهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۷
61 - 64
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که فهم انسان ها باعث تفسیر معنی پدیده ها می شود، بنابراین دستگاه فکری که فهم را ممکن می سازد بسیار اهمیت دارد و بدین ترتیب می توان گفت عینیتی خارج از فهم ما، دسترس پذیر به نظر نمی رسد و ما همیشه دارای موقیعتی (زمان مند-مکان مند یا بدن مند) برای تفسیر هستیم که بی طرف بودن را غیر ممکن یا به تعبیری طرفداری را اجتناب ناپذیر می کند. آگاه شدن به این مقدمه، نشان می دهد آن مفاهیم و اصولی که بنیان های دستگاه فکری را می سازند و فهم را ممکن می کنند، بسیار حیاتی هستند و در صورتی که دارای اِشکال باشند، هر نوع اقدام دیگری را نیز دارای اشکال می کنند؛ اگرچه در ابتدا بسیار مستحکم و صحیح به نظر برسند. هر کو نَکُنَد فهمی زین کِلکِ خیال انگیز، نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد. یکی از این بنیان های فکری که نیازمند نقد است، اصول حاصل از نگاه شرق شناسانِ غربی یا بومی شده تحت تأثیر آن هاست. طی روندی پیچیده، پیش فرض های شرق شناسانه منجر به بدیهی پنداشتن «نظریه گذار» شده است. پیش فرض نظریه گذار این است که مسیر پیشرفت همانی است که در غرب طی شده و باید گام به گام آن رفت تا در مسیر توسعه و زندگی باسعادت قرار گرفت. از این رو هر نوع مطلبی که از دریچه نظریه گذار فهم شده باشد نیازمند نقد است تا بتوان از آن عبور کرد و در سطح بومی سازی باقی نماند.