خاستگاه و منشأ تفاسیر عرفانی که به نحوی با مکتب عرفان اسلامی پیوند خورده است، یکی از مباحث مهم در شناخت سبک و شیوه تفسیر عرفانی و عناصر بنیادین آن و به ویژه تأثیر و تأثر های این مکتب و شیوه تفسیر قرآنی از آموزه ها و منابع غیراسلامی است. این نوشتار با روش تحلیلی و توصیفی، ضمن تحلیل و بازخوانی اندیشه های عرفانی در یهود و مسیحیت، در پی پاسخ به پرسشِ «رابطه تفاسیر عرفانی با مکاتب عرفانی یهودی مسیحی» می باشد. مهم-ترین حاصل بررسی این تحقیق آن است که اثرگذاری آموزه های مکاتب عرفانی از جمله عرفان مسیحی و یهودی بر عرفان اسلامی و تفاسیر عرفانی، تنها در جهت تکمیل یا غنی تر ساختن آموزه های این مکتب و شیوه تفسیری بوده است. همین طور، فرض این مسئله که عرفان و تفسیر عرفانی ناگزیر باید یک منشأ و سرچشمه غیراسلامی داشته باشد، سخنی غیرموجّه و نامقبول است، اگرچه در طول سالیان، اندیشه های فلسفی و دینی گوناگونی در این جریان وارد گردیده است.
زمینه و هدف: پژوهش حاضر درباره آمادگی پلیس در پیشگیری از بحران و آسیب های ترافیکی کلان شهر تهران با هدف نقش آمادگی های پلیس راهور در پیشگیری از بحران و آسیب های ترافیک کلان شهر تهران در چهار بخش کاهش آسیب های چهارگانه «انسانی- فیزیکی»، «انسانی- روانی و اجتماعی»، «محیطی» و «سازمانی – مدیریتی» صورت گرفته است.
روش: نوع پژوهش کاربردی و روش اجرا دلفی است. جامعه آماری شامل نخبگان ترافیک به تعداد 40 نفر هستند. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که قبل از اجرا اعتبار آن از طریق اعتبار صوری و پایایی آن از طریق معادله کوکران با ضریب 891/0 مورد ارزیابی مثبت قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون فریدمن و برای سنجش نیکویی الگوی پژوهش از رگرسیون چند متغیره استفاده شد.
یافته: یافته ها نشان می دهد که تاثیر دو مولفه آمادگی برای رصد مداوم بحران های ترافیکی با ضریب بتای 864/0 و مولفه آمادگی برای اطلاع رسانی به موقع بحران های ترافیکی با ضریب بتای 399/0 بیش از سایر مولفه ها در پیشگیری پلیس از بحران ها و آسیب های ترافیکی شهر تهران موثر است.
نتایج: مهم ترین پیشنهادهای پژوهش عبارت اند از: 1- ایجاد یک نهاد فراسازمانی راهبر برای کنترل بحران ترافیک شهر تهران، 2- توجه به نظام داده پردازی مربوط به الگوهای زمانی و مکانی پیش بینی بحران های ترافیکی، 3- برگزاری دوره های آموزشی پیشگیری از مشکلات بحران های ترافیک شهر تهران، 4- آیین نامه ای از سوی بالاترین مرجع نظام تصمیم گیری طراحی تا شرح وظایف هریک از نهاد های موثر در امر آموزش مردم و کارکنان هریک از سازمان های موثر در بحران های ترافیکی مشخص شود.
حفاظت از تأسیسات حاوی نیروهای خطرناک در مخاصمات مسلحانه در برابر اقدامات تلافی جویانه از جمله چالش های دهه های اخیر محسوب می شود. از آنجا که تخریب کلی یا جزئی این تأسیسات می تواند موجب رها شدن نیروهای خطرناک و ورود لطمات جبران ناپذیر به جمعیت غیرنظامی و اموال غیرنظامیان شود، لزوم ایجاد قواعد مقرراتی و عرفی بین المللی به منظور حمایت از تأسیسات مذکور در برابر اقدامات تلافی جویانه ضروری به نظر می رسد. بند 4 ماده 56 پروتکل اول الحاقی1977 به کنوانسیون های 1949 ژنو و قواعد 8. 6 و 9. 1006 مجموعه قواعد کاربردی حقوق مخاصمات مسلحانه 1999 صلیب سرخ، بدون هیچ شرطی اتخاذ اقدامات تلافی جویانه علیه کارگاه ها و تأسیسات حاوی نیروهای خطرناک را منع کرده اند، ولی کماکان در مخاصمات مسلحانه شاهد این اقدامات هستیم. ماده «ج» (3) 85 پروتکل اول الحاقی حمله به کارگاه ها و تأسیسات حاوی نیروهای خطرناک را در شرایطی به عنوان نقض جدی محکوم و در حکم جنایت جنگی تلقی کرده است. در این نوشتار سعی شده است حمله به تأسیسات حاوی نیروهای خطرناک در قالب نهاد اقدامات تلافی جویانه تحلیل و ارزیابی شود.
هدف این تحقیق ارائه الگوی رهبری سخاوتمند با تاکید بر معنویت در محیط کار در آموزش و پرورش استآن های شمال کشور بوده است. روش انجام کار بر اساس روش دلفی، بوده است که از نظر 30 نفر از خبرگان امر و متخصصینی که سالها در آموزش و پرورش استآن های شمال کشور، با این امر، سرو کار دارند، استفاده شد و در نهایت منجر به استخراج و شناسایی متغیرها، گردید. نتایج تحقیق نشان داد آموزش کارکنان،، بخشایشگری، ارتقاء سازمانی، عدالت سازمانی در تمامی فرآیند ها و رویه های رهبری، فراهم کردن محیط شاد در سازمان، شایسته سالاری در انتصابات، استفاده از نظرات کارکنان سطوح پایین سازمانی در تصمیم گیری ها، تشکر و قدردانی از همکاری مشترک همکاران از مولفه های رهبری سخاوتمند واحترام متقابل بین همکاران، خود نظارتی، خالصانه و صادقانه بودن رفتارهای کاری افراد ،رعایت اصول ودستورهای اخلاقی نبوی، احساس نظارت الهی، امر به معروف ونهی از منکر از مولفه های معنویت در محل کار بوده اند.
یکی از معضلاتی که امروزه در برنامه ریزی و مدیریت اکثر شهرها بخصوص کلانشهرهای کشور به چشم می خورد، عدم تخصیص متناسب فضا و جانمایی بهینه عناصر خدماتی و کالبدی شهر، از جمله مراکز درمانی(بیمارستان ها) می باشد. از این رو مکان یابی درست بیمارستان ها نسبت به سایر کاربری های شهری همجوار می تواند راهگشای برخی از مشکلات شهری امروزه باشد. ه دف عم ده ای ن پ ژوهش، ارزیابی نحوه توزیع و همچنین تحلیل موقعیت مکانی بیمارستان ها در ارتباط با سایر کاربری های همجوار شهری در کلانشهر اهواز با توجه به استانداردها و ضوابط مکانیابی بیمارستان بوده است. در این راستا پژوهش حاضر پس از شناسایی اصول مکانی کاربری بیمارستان در شهر و استخراج استانداردهای مکانی، به بررسی وضعیت همجواری و سازگاری کاربری بیمارستان در کلانشهر اهواز با استفاده از FAHP در سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) پرداخته است. برای رسیدن به این مهم مطابق باهدف پژوهش، از 16 لایه اطلاعاتی با عنوان لایه های گسل ، رودخانه، آتش نشانی، پمپ بنزین، نظامی، فضای سبز، تراکم جمعیت، شریانی های درجه 1، گورستان، پایانه، پمپ گاز، کشتارگاه، پارکینگ، کارگاه و کاربری ورزشی استفاده شده است. نوع پژوهش حاضر کاربردی – توسعه ای و با رویکرد توصیفی – تحلیلی به انجام رسیده است. نتایج حاکی از آن است که اکثر بیمارستان ها در پهنه ای ناسازگار قرار گرفته اند که با معیارهای مورد نظر برنامه ریزی شهری مطابقت ندارد.
هدف مطالعه حاضر بررسی علائمی بود که سلامت و بیماری روانی را بر اساس رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی و صبر در دوران پاندمی کرونا پیش بینی می کنند. تعداد ۳۹۵ نفر از دانشجویان مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، مقیاس رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی (RHPBI) و مقیاس صبر (PS) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که رابطه مثبت معنادار بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی و صبر با علائم سلامت روانی وجود دارد. همچنین رابطه منفی معنادار بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی و صبر با علائم بیماری روانی وجود دارد. نتایج نقش پیش بینی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی و صبر را برای علائم سلامت و بیماری روانی تأیید کرد. در نتیجه رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی و صبر می توانند به عنوان متغیرهای مؤثر در سلامت روانی مورد توجه قرار گیرند. تقویت این متغیرها می تواند اقدامی پیشگیرانه در حوزه ارتقاء سلامت روانی باشد.
بیماری همه گیر COVID -19 یک بحران گسترده بهداشت جهانی با پیامدهای مخرب برای سلامت روان و روابط اجتماعی است. در این شرایط شفقت می تواند یک عامل محافظتی و در مقابل ترس از شفقت باعث افزایش آسیب پذیری در برابر پریشانی روانی اجتماعی باشد. بنابراین بررسی عواملی که ممکن است درترس از شفقت به دیگران دخیل باشد ضروری به نظر می رسد. این مطالعه با هدف بررسی پیش بینی ترس از شفقت به دیگران براساس ذهن آگاهی و میزان افسردگی، اضطراب و استرس انجام شد. روش مطالعه ی حاضر، از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش ساکنان شهر تهران در سال 1400 بودند که از میان آنان 510 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و به صورت آنلاین از طریق شبکه های مجازی انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS-21) (آنتونی و همکاران، 1998)، مقیاس مقیاس ذهن آگاهی (MASS) (براون و رایان، 2003) و پرسشنامه ترس از شفقت به دیگران (FCS) (گیلبرت و همکاران، 2011)، استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد بین مولفه های استرس، افسردگی و اضطراب با ترس از شفقت به دیگران همبستگی مثبت وجود داشت درحالی که ذهن آگاهی همبستگی منفی با آن داشت )01/0(p<. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که فقط مولفه استرس (07/0) از مقیاسDASS و ذهن آگاهی (04/0) توانستند ترس از شفقت به دیگران را پیش بینی کنند. بنابراین با توجه به شرایط فعلی انجام مداخلاتی برای کاهش استرس و بهبود ذهن آگاهی که در ترس از شفقت به دیگران دخیل هستند می تواند کمک کننده باشد.
علیرغم رشد دانش و فناوری، نگرش های خرافی همچنان در زندگی بسیاری از افراد جامعه حضور دارند. این نگرش ها ازآنجاکه مسیرهای خلاف واقعی به افراد جامعه برای حل مسائل خود نشان می دهند، به لحاظ اجتماعی آسیب زا هستند. نگرش های خرافی محصول جامعه پذیری افراد در رده های مختلف هستند. یکی از این عوامل دخیل در جامعه پذیری، رسانه ها هستند که بخش بزرگی از مصرف فرهنگی افراد را تشکیل می دهند. رسانه ها بسته به اینکه چه نوع محتوایی را در جامعه ترویج کنند، نگرش های هم نوا یا مخالف با خرافه گرایی را ایجاد می کنند. تحقیق حاضر به دنبال بررسی رابطه مصرف فرهنگی و نگرش خرافی در بین دانشجویان مشهدی می باشد. روش پژوهش مقاله حاضر پیمایش بوده و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته اجرا شده است. جامعه آماری دانشجویان شهر مشهد می باشند که تعداد آن ها برابر 97146 نفر است. از این تعداد 363 نفر با استفاده از فرمول کوکران به شیوه نمونه گیری چندمرحله ای به عنوان نمونه مورد بررسی انتخاب گردیدند. نتایج پژوهش نشان داد مصارف فرهنگی آگاهی بخش نظیر کتاب و روزنامه با نگرش خرافی رابطه معکوس و مصارف فرهنگی سرگرم کننده نظیر ماهواره و شبکه های اجتماعی با نگرش خرافی رابطه مستقیم و معنادار داشتند. بااین حال، در مجموع میزان مصرف فرهنگی پاسخگویان با نگرش خرافی رابطه معکوس و معناداری نشان می داد.
Purpose: The present study aimed to describe the elements of the preschool curriculum with a problem-solving approach from the perspective of curriculum planning specialists and educational psychologists. Methodology: This study was a qualitative study conducted in Tehran. The population consisted of curriculum specialists (n=200) and educational psychologists (n=238) who were selected using the purposive snowball sampling method, and 24 subjects were studied until reaching theoretical saturation. Semi-structured interviews were used to collect data. To analyze and interpret the data, the method of thematic analysis through coding was used. Findings: The findings indicated that from the perspective of curriculum planning specialists and educational psychologists, a problem-solving curriculum for preschoolers includes goals (cognitive, attitudinal, functional), content (organization, presentation methods), teaching methods (traditional methods, attention to learner's age, instructor's characteristics, and active methods), learning activities (individual, group), instructional materials (features and types of resources), space (physical characteristics of facilities), time (duration, attention to the child's preparedness and age), grouping (attention to responsibility, respect for others, attention to ethics considerations, attention to group homogeneity, nature of the problem, group heterogeneity, number of group members, gender, age, personal differences), and evaluation (of the program based on personal, procedural, quantitative, and descriptive differences). Conclusion: Given the importance of the Comments, it can be continuously applied to and formulated for the preschool level to raise problem-solving skills in children and foster their abilities to understand and reflect on life in the future society.
برخی از نفوس ناطقه با کسب ادراکات حسی و خیالی مستعد دریافت صور معقوله شده، در پی آن موهبت الهی شامل حالشان می شود و از طریق اتصال و اتحاد به واهب الصور که خارج از نفس ناطقه است و معقولات در او به نحو بالفعل حضور دارند، صور معقولات را به آنها افاضه می کنند. ارتباط با عقل فعال و دریافت صور معقول در فرایندی صورت می پذیرد که متناسب با هر مرتبه ای از مراتب عقل نظری است. در مقطعی دریافت بدیهیات، در مقطعی دیگر دریافت نظریات، تا اینکه مرتبه وجودی نفس ناطقه به جایی می رسد که شأنیت دریافت همه صور معقول حاضر در عقل فعال را پیدا می کند و در آخر به مرتبه عقل قدسی می رسد که در این مرتبه عقل بسیط و بالذات می شود. صاحب نفس قدسی به حقایق عالم آگاه می شود و هیچ امری بر او مخفی و مجهول نمی ماند و از این رو به علم شهودی نظاره گر حق تعالی، حشر و نشر، معاد و مراحل عوالم هستی است. این حضور و شهود، همه مراتب وجودی او را، از عقل گرفته تا حس، پوشش می دهد؛ چراکه از طرفی عقل محض و بالذات شده و از طرف دیگر این نفسی را که به مرتبه روح القدسی رسیده است، در مرتبه حس ادراک می کند، نه قوه. لذا صاحب عقل و روح قدسی چون در مرتبه ذات همه چیز را به نحو حضور و شهود می یابد، در مقام فعل که مبتنی و محکوم به مرتبه ذات است، از هر گونه اشتباه، نسیان، غفلت، ذهول و... که موطن آنها علم حصولی است، منزه و مبراست. بنابراین، این نفوس در تمام مراتب عقل نظری و عملی از هر خطا و نسیان مصون و معصوم اند.
The war and the remaining works have territorial, psychological and social dimensions. It can be said that war is a scene of the epic, resistance and brave men of soldiers who have always enjoyed their homeland and their ideological attitude for the next generations and for a patriotic pattern and patronage of the motherland. War tourism is a form of tourism that experts in this area have placed it as a special tourism and some adventurous. In Iran, war tourism has a lot to do with what tourism planners define, because the main battlefield of the enemies of this border after the Iraqi imposed war against Iran has entered into an aggressive range of its cultural and psychological reach, Supreme Leader is referred to as "cultural invasion" and sometimes "soft warfare". Therefore, in a practical, analytical and descriptive study, the researcher studied the role of war tourism in identifying the spirit of resistance, sacrifice and martyrdom in order to confront the soft warfare of the enemy has been addressed. In this research, the statistical population of the Ilam Visitor Survey is randomly selected individuals. The sample size was 100 according to Cochran's formula. The SWOT analysis was carried out and its strategies determined, and ultimately, with the help of the IFE and EFE matrices, it became clear that in the development of war tourism to deal with the soft war of the enemy, internal factors had weaknesses and the strengths of the external factors. Also, the strategy used in this research is an adaptive strategy that prioritizes these strategies using the QSPM method.
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که در نگاه نخست، تلقی عدم عصمت پیامبر اکرم(ص) را در ذهن خواننده ایجاد می کند. در این آیات، خداوند با نوعی خطاب که در نگاه اول تنافی با عصمت را به ذهن متبادر می کند سخن گفته و به صورت مذمت گونه پیامبر اکرم(ص) را مورد خطاب قرار داده و یا در مورد ایشان سخن گفته است. خطاب ها و گزارش-هایی چون دستور به دوری از پلیدی ها، نهی از غفلت و فساد، عتاب به خاطر حرام کردن آنچه که حلال است، شک در محتوای نبوت و مانند آن از این نمونه است. برگردان صحیح این آیات از زبان مبدا به زبان مقصد و انتقال حداکثری محتوای این دست از آیات، افزون بر نگاه داشت ساختارهای دستوری و بلاغی و همسانی تاثیر متن مبدا و مقصد، احاطه و اشراف ویژه به مبانی تنقیح شده علم کلام و نیز بازتاب این مبانی در زبان مقصد را طلب می کند تا تلقی عدم عصمت پیامبر اکرم(ص) را در ذهن خواننده ایجاد ننماید. پژوهش حاضر در صدد بوده تا با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و انتخاب تعدادی از روش های ترجمه تحت-اللفظی، امین، معنایی، تفسیری و آزاد به تحلیل و نقد ترجمه ا
رسانه ها و شبکه های اجتماعی با حضور خود شرایط جدیدی را به خصوص در زمینه کسب و کار رقم زده اند. در این میان، یکی از مهمترین موضوعات در بازاریابی رسانه های اجتماعی، محتوای ایجاد شده توسط کاربران 1 [1] (UGC) در شبکه های اجتماعی است. یکی از سوالاتی که در این زمینه مطرح می شود این است که چه عواملی بر خلق محتوای ایجاد شده توسط مشتریان بر روی شبکه های اجتماعی در کسب و کارها تاثیر گذار است. برای رسیدن به پاسخ این سوال، این پژوهش مورد مطالعاتی کافه و کافی شاپ ها را در بخش کسب و کار های خدماتی مد نظر قرار داده است. در این پژوهش ۵۰ کافه و کافی شاپ به عنوان تعداد نمونه نهایی مد نظر قرار گرفت. با محوریت شبکه اجتماعی فوراسکوئر، ۶۲۳۰ نظر مجزا مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. برای رسیدن به هدف این پژوهش، از روش داده کاوی و یادگیری ماشین [2] برای تجزیه و تحلیل متن ها و نظرات کاربران استفاده شد. این پژوهش سعی کرده است، عوامل تاثیر گذار را بر خلق محتوا را با محوریت قرار دادن محتوایی که تولید شده، شناسایی کند و دیدگاه کاربران را با اتکا بر داده های موجود مورد سنجش قرار دهد. با استناد بر نتایج داده کاوی هشت عامل کیفیت خوردنی ها و نوشیدنی ها، قیمت، احساس راحتی و لذت، طراحی داخلی و فضا، برخورد پرسنل، المان های دیداری و شنیداری محیطی، تنوع منو، موقعیت مکانی استخراج شده و نشان می دهد بر روی محتوای ایجاد شده توسط کاربران در زمینه مورد مطالعاتی مورد نظر، موثر است. بر اساس این نتایج بسیاری از کسب و کار های خدماتی موجود می توانند الگوی رفتار مشتریان خود را سنجیده و بر اساس این رفتار استراتژی های بازاریابی آینده خود را طراحی و اجرا کنند. [1] 1. User-generated Content [2] . Machine Learning
در هر جامعه ای ارزش هایی ریشه دارند که بنیاد آن جامعه را می سازند و در جامعه ما نیز ایثار و شهادت و الگو گیری از شهدا از جمله ارزش ها است که ریشه درصدردین مبین اسلام دارد. از این رو در این مقاله به دنبال مقایسه سبک تربیتی و الگو پذیری از شهدا در جوانان آشنا با سیره و رفتار شهدا و نا آشنا با شهدا می باشیم .پژوهش حاضر با رویکرد کیفی می باشدو ابزار پژوهش مصاحبه فردی است.جامعه آماری برای مصاحبه 20 نفر ازجوانان شهرستان دزفول در سال 1400 (10نفر با الگو های رفتاری تربیتی....شهدا از طریق رسانه ها ،همرا ه بودن باکاروان های راهیان نور و منطقه های جنگی مطالعه وصیت نامه ی شهدا ...آشنا هستند و 10 نفر دیگر از جامعه هدف بااین الگو ها از شهدا آشنا نیستند)می باشند. نتیجه نشان داد که: اگر جوانان باالگوهای تربیتی و رفتاری شهدا و اهداف شان آشنا باشند می توانند الگوپذیران خوبی در عرصه های مختلف از شهدا باشند. نتییجه نشان داد که: اگر جوانان باالگوهای تربیتی و رفتاری شهدا و اهداف شان آشنا باشند می توانند الگوپذیران خوبی در عرصه های مختلف از شهدا باشند.
تربیت نسل شایسته یکی از اهداف زندگی است و از اموری است که ضرورت و اهمیت پرداختن به موضوع تربیت فرزند را بیشتر روشن می سازد. در آموزه های دینی بر اهمیت تربیت و آثار آن تاکید فراوان شده است. خدای متعال تمام هستی را آفرید تا انسان به کمال، رشد اخلاقی و معنویت دست یابد؛ از این رو، در آیات و روایات، یکی از اهداف فرستادن و تبلیغ پیامبران را تربیت و تزکیه ی انسان معرفی کرده است. پیچیدگی تربیت انسان از آنجا آغاز می شود که او از دو بعد کاملاً متفاوت؛ بعدی پست و بی-ارزش و بعدی متعالی و با ارزش و به اصطلاح روح خدایی آفریده شده است؛ همان روح خدایی که انسان را از سایر موجودات متمایز کرده و به وی قابلیت بخشیده که با استفاده از تعالیم و دستورات الهی که توسط پیامبران برای بشر آورده شده به سمت تعالی حرکت کند و نیز البته او اختیار دارد که با غفلت و عدم تمسک به فرامین الهی، به سمت بعد پست و لجنی خود حرکت کند و به مقام اسفل السافلین سقوط کند.انسان در میان موجودات عالم هستی، اشرف مخلوقات و جانشین پروردگار بر روی زمین است و به فرشتگان امر شده در مقابل این موجود برتر سجده نمایند. این مسئله نشان دهنده کرامت انسان و جایگاه والای اوست. از منظر اسلام، انسان مجموعه ای از استعدادهای بالقوه است که برای به فعلیت درآوردن آنها نیازمند تعلیم و تربیت است و خداوند متعال به لحاظ اهمیت تعلیم و تربیت در زندگی انسان، هرگز او را به حال خود رها نکرده و از بدو خلقت، الگوهایی را برای وی ارسال نموده است. در این مقاله قصد داریم به بررسی آفات و موانع تربیت کودکان و اثرات منفی آن در زندگی اجتماعی فرد بپردازیم و آثار منفی موانع تربیت در زندگی اجتماعی فرد را مورد مداقه و بررسی عمقی و دقیق قرار دهیم.
SUBJECT AND OBJECTIVES : The present study has been conducted with the aim of getting to know the most important application of self-knowledge from the perspective of Allameh Tabatabai and Henri Bergson with a comparative view. METHOD AND FINDING : The results of this research, which was carried out with a descriptive-analytical, comparative and inferential method, show that Allameh Tabatabai and Henri Bergson, prominent philosophers of the East and the West, by providing a solution to one of the most important challenges of modern man, propose a new and deep look for man to return to himself. In the first step, this research has addressed two areas of thinking in the knowledge of the self and, in the most general look at the components of the incorporeality of the self, the relationship between the soul and the body, the change in the self and the soul as the main agent of perception in the opinions and thoughts of Allameh Tabatabai and Bergson with a comparative view. The data collection tool was MAXQDA software, which was used to increase the accuracy of data coding and categorization. CONCLUSION : According to the obtained results, Allameh Tabatabai considered the knowledge of God to be the most important result and the final goal of self-knowledge, and Bergson, looking intuitively at the soul and from another angle, introduced creative evolution as the best result of this knowledge.
الگوریتم خوشه بندی K-Means یکی از پرکاربردترین روش های طبقه بندی نظارت نشده در پردازش تصاویر سنجش از دور است. در الگوریتم K-Means استاندارد، از معیار عدم شباهتِ فاصله اقلیدسی، به منظور اندازه گیری عدم شباهتِ بین داده ها و خوشه ها استفاده می شود. فاصله اقلیدسی، یک معیار عدم شباهتِ قطعی است که بردار طیفی پیکسل ها و مراکز خوشه ها را به صورت نقاطی در یک فضای چندبعدی در نظر می گیرد و فاصله هندسی بین آن ها را اندازه گیری می کند. تصاویر فراطیفی همواره دارای عدم قطعیت هستند، به همین دلیل استفاده از یک معیار عدم شباهت آماری (غیرقطعی)، جهت خوشه بندی آن ها مناسب تر به نظر می رسد. بر این اساس در این مقاله، با به کارگیری یک معیار عدم شباهت آماری، یک روش نظارت نشده جدید برای خوشه بندی تصاویر فراطیفی طراحی و پیاده سازی شده است. روش خوشه بندی پیشنهادی، برای برآورد عدم شباهت بین مرکز خوشه ها و پیکسل ها، از یک معیار عدم شباهت آماری، به نام دیورژانس اطلاعات طیفی، به جای فاصله اقلیدسی استفاده می کند. دیورژانس اطلاعات طیفی، توزیع احتمال طیف ها را از طریق نرمال کردن امضای طیفی، مدل سازی می کند. سپس فاصله بین توزیع احتمال طیف یک پیکسل و توزیع احتمال طیف هر مرکز خوشه را برآورد می کند. آزمون های انجام شده بر روی داده های تصویری فراطیفی واقعی حاصل از سه سنجنده HyMap، HYDICE و Hyperion نشان می دهد که روش خوشه بندی پیشنهادیِ مبتنی بر دیورژانس اطلاعات طیفی، نتایج طبقه بندی را بهبود می بخشد، به طوری که ضریب کاپای نتایج طبقه بندی تصاویر فراطیفی مورد استفاده به ترتیب، حدود 7%، 56% و 10% افزایش یافته است.
این مقاله اثر افزایش نرخ ارز بر تقاضای نیروی کار در 23 گروه کارگاه های صنعتی ده نفر کارگر و بیشتر با کد ISIC دو رقمی را طی دوره زمانی 1379 تا 1394 با استفاده از روش پنل پویای گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) بررسی می کند. افزایش نرخ ارز از دو کانال، تقاضای نیروی کار را تحت تاثیر قرار می دهد: 1-افزایش نرخ ارز موجب ارزان تر شدن کالاهای داخلی در برابر کالا های خارجی می شودکه تقاضای تولیدات کارگاه ها را افزایش می دهد و تاثیر مثبتی بر تقاضای نیروی کار دارد 2- افزایش نرخ ارز موجب گران تر شدن نهاده های وارداتی و به تبع آن موجب افزایش هزینه تولید می شود که تقاضا برای نیروی کار را کاهش می دهد. اثر خالص تغییرات اشتغال از نرخ ارز به برآیند این دو کانال بستگی دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اثر خالص افزایش نرخ ارز بر اشتغال کارگاه های صنعتی منفی و قابل توجه است که حاکی از وابستگی شدید فرآیند تولید کارگاه های صنعتی به نهاده های خارجی می باشد.
اصطلاح «جاده ابریشم» را برای نخستین بار در سال 1876م (1292ق/1254ش)، جغرافی دان و سیاحی آلمانی و در طی سفری به چین به کار برد. ریشتهوفن شبکه ی گسترده ای از جاده های پیونددهنده ی آسیا و اروپا، از دریای چین تا آسیای مرکزی و غربی و به ویژه فلات ایران، و آناتولی تا سواحل مدیترانه را به این نام نامید. این نام گذاری از شرایط و عواملی چند در آن زمان متأثر بود و این مقاله ضمن بررسی پیشینه ی این نام گذاری، این پرسش را براساس تبیین داده های تاریخی و ادبی، مورد کاوش قرار داده است: فرهنگ و هنر ایرانی، از جمله زَربَفت تولیدشده در آسیای مرکزی و ایران، در نهادنِ نام «جاده ابریشم» بر شبکه ی جاده های کهن تجاری و فرهنگی، چه نقشی داشته است؟ درباره ی نقش ایران و فرهنگ و تمدن آن در جاده ها، تعاملات فرهنگی، میراث مشترک جوامع کناره ی جاده ها پژوهش های بسیاری انجام شده است، اما نقش فرهنگ، تاریخ، هنر و میراث ایرانی در نام گذاری «جاده ابریشم» تاکنون مورد توجه و پژوهش قرار نگرفته است. پژوهشگران بدون توجه به زمانه ی این نام گذاری و علل مؤثر در به کاربردن نام جاده ابریشم در سده ی 19 میلادی، آن را به فرهنگ و تاریخ و نقش ابریشم چینی، و تجارت ابریشم چین منتسب می کنند؛ اما در مقاله ی حاضر نقش ایران و فرهنگ ایرانی در این نام گذاری بررسی شده است.