هدف پژوهش حاضر بررسی کتب مطالعات اجتماعی پنجم و ششم ابتدایی از حیث میزان برخورداری از مقوله های تربیت شهروند ایرانی-اسلامی، اجتماعی – سیاسی، قانون پذیر و قانون گرا می باشد. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کمی برای تحلیل متن کتب و از روش آنتروپی شانون جهت تحلیل اهمیت مقوله های تربیت شهروندی استفاده شده است. برای محاسبه قابلیت اعتماد از روش کدگذاری استفاده شد. نتایج تحلیل های انجام شده نشان می دهد همه مولفه های تربیت شهروند ایرانی-سلامی در کتب مطالعات اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و در این بین، نوعدوستی، ارزشمندی و وطن دوستی در زمره مهمترین مقوله ها در این کتب محسوب می شود. همچنین نتایج حوزه تربیت شهروند جتماعی – سیاسی نشان می دهد که مؤلفه های تقویت و ترویج عواطف انسانی و سجایایی اخلاقی و اخلاق نیکو و پسندیده، مشارکت در تصمیم گیری ها و اظهارنظر در مدرسه و کلاس، وجود حس همنوع دوستی در رفتار با غیر ایرانی ها و نزاکت و تعامل سازنده بر جلوگیری از مجادلات به صورت مشترک در هر دو کتاب مورد تأکید قرار گرفته است؛ ولی همه مولفه های تربیت شهروند قانون پذیر و قانون گرا در کتب مذکور مورد توجه قرار نگرفته است و در این حیطه فقط تقویت روحیه حاکمیت قانون و مقررات اجتماعی در زمره مهم ترین مقوله در این کتب محسوب می شود.
هدف : هدف پژوهش حاضر پیش بینی تنظیم شناختی هیجان در دو بعد سازگارانه و ناسازگارانه بر اساس باورهای فراشناخت و سبک های اسناد در معتادان در حال ترک بود. روش: جامعه تحقیق شامل افرادی بود که به یکی از مراکز درمان اعتیاد در شهر قدس (تحت درمان با متادون) در سال 1395 مراجعه کرده بودند. تعداد ۱۶3 شرکت کننده سه پرسش نامه ی باورهای فراشناخت ولز، سبک های اسنادی سلیگمن و تنظیم هیجان گرانفسکی و همکاران را تکمیل کردند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که دو مؤلفه باورهای فراشناخت، یعنی باورهای مثبت در مورد نگرانی و خودآگاهی هیجانی، توانستند به صورت مثبت راهکارهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان را پیش بینی کنند؛ و سه مؤلفه سبک های اسنادی، یعنی اسناد شکست به عوامل درونی، و پایدار و کلی توانستند به صورت منفی راهکارهای تنظیم شناختی هیجان سازگارانه را پیش بینی کنند. همچنین راهکارهای تنظیم شناختی سازگارانه بر اساس اسناد موفقیت به عوامل درونی و کلی به صورت مثبت پیش بینی شدند. به علاوه باورهای مثبت در مورد نگرانی و نیاز به کنترل افکار، به ترتیب به صورت منفی و مثبت توانستند راهکارهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان را پیش بینی کنند. اسناد شکست به عوامل درونی، پایدار و کلی، به صورت مثبت راهکارهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان را پیش بینی کردند. همچنین اسناد موفقیت به عوامل پایدار به صورت مثبت تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه را پیش بینی کرد. نتیجه گیری: باورهای فراشناخت و سبک های اسنادی نقش تعیین کننده ای در تبیین مولفه های تنظیم هیجانیِ شناختی معتادان در حال ترک با متادون دارند.
رشد هوشمند شهری انطباق نیازهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی کنونی و آینده جوامع شهری با تکیه بر سه مفهوم اختلاط کاربری، دسترسی و تراکم در محیط های شهری و خلق مکان هایی با ویژگی های منحصر به فرد به منظور کاهش هزینه های شهرسازی و آسایش شهروندان است. هدف این پژوهش بررسی و قابلیت سنجی وضعیت رشد هوشمند در محدوده منطقه ۵ شهر تبریز است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناختی توصیفی - تحلیلی است. برای انجام این پژوهش ۳ شاخص رشد هوشمند شامل مدیریت کالبدی و حفاظت از فضاهای باز، اختلاط کاربری و شبکه دسترسی و حمل ونقل موردمطالعه قرار گرفتند. در بخش نخست تحقیق اقدام به سنجش وضعیت توسعه کالبدی منطقه طی سه بازه زمانی ۶۳، ۸۷ و ۹۵ شد. در بخش دوم پژوهش وضعیت اختلاط کاربری اراضی و شبکه دسترسی محلی و ناوگان حمل ونقل عمومی اتوبوس، تاکسی و مترو و کیفیت شبکه دسترسی مورد ارزیابی قرار گرفت. در فرایند پژوهش از نرم افزارهای Arc Gis وGoogle Earth و همچنین ابزارها و مدل های تحلیل گر شبکه و Z-score استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد در بعد شاخص اختلاط کاربری، با توجه به کارکرد ناحیه ای - منطقه، کاربری های مسکونی، تجاری و گردشگری و جهانگردی دارای بیش ترین حجم اختلاط بوده اند که شاخص نهایی اختلاط با مقدار 6/1 زیاد ارزیابی شد. در بخش نهایی به منظور تعیین وضعیت دسترسی و کیفیت خدمات ناوگان عمومی ازطریق ابزار تحلیل شبکه با درنظرگرفتن فضای فاصله ای منهتن در یک فضای ۵۰۰ متری شعاع دسترسی به مسیرهای ارتباطی در محیط ArcMap مدل سازی شدند که شاخص دسترسی بر اساس مدل تحلیل شبکه در محدوده های چهارگانه اصلی به ترتیب برای تاکسی، اتوبوس و سپس مترو قابل دارای بهترین وضعیت ارزیابی شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد مدیریت توسعه کالبدی منطقه ی ۵ شهر تبریز با نوسان همراه بوده و توسعه ی کالبدی آن بعد از دهه ۸۷ به بعد روند زایشی به خود می گیرد که بیش ترین روند توسعه ی آن به سمت فضاهای بیرون از منطقه در محدوده ی شرق بوده است.
جامعه اسلامی باید بر مبنای اهداف و اصول و شاخص های اقتصاد اسلامی گام بردارد از این رو تعیین شاخص های تربیتی در حوزه مطالعاتی و راهبردی اهمیت فراوانی دارد در این پژوهش شاخص های تربیتی انسان مسلمان با توجه به مبانی زیر ساختی آن مورد بررسی قرار می گیرد بر این اساس تربیت اقتصادی عبارت است از فعالیت های آموزشی به منظور بهره برداری صحیح از منابع موجود در حیطه تولید، توزیع و مصرف اقتصادی با در نظر گرفتن شریعت الهی است؛ وشاخص های تربیتی در حوزه اقتصادی شاخص هایی هستند که برای اقتصاد بهتر درسایه دین، انسان نیازمند آنها است، دین اسلام با توجه به جامعیت آن با ارائه برنامه کامل عرصه های تولید، توزیع و مصرف با هدف زندگی طیبه به معرفی نظام اقتصادی جامع که تامین کننده سعادت انسان در دنیا و آخرت می باشد زمینه ایجاد جامعه توسعه یافته و مرفه و در عین حال دور از اسراف و مصرف گرایی را فراهم می کند؛ با توجه به این فرضیه که اخلاق و تربیت از مولفه های پر رنگ و با ارزش اقتصاد اسلامی است رسالت این تحقیق آن است که با بررسی شاخص های تربیت اقتصادی انسان مسلمان از دیدگاه آیات و روایات در سه حوزه تولید، توزیع و مصرف و راهکارهای تحقق آن و آسیب شناسی این شاخص در این سه حوزه، این فرضیه را به اثبات برساند. بر همین اساس می توان گفت: شاخص های تربیت اقتصادی در حوزه تولید عبارتند از : توحیدباوری، وجدان کاری، انجام وظیفه عبادی، توکل، نگاه دینی و ارزشی به کار، تحکیم ارزشهای معنوی و اخلاقی، حمایت از تولیدکنندگان، تقوا در، تربیت انسانهای متعهد به ارزشهای اسلامی، مبارزه با انباشت ثروت و جلوگیری از فقر، تامین امنیت اقتصادی و ... در حوزه توزیع نیز اخلاق مداری، ایمان به رزاق بودن خداوند، الگوگیری از سیره معصومین ع، عدالت محوری، اعتدال و میانه روی، فقر زدایی به وسیله خمس و زکات، نیازسنجی در امر توزیع، شناخت راه تسهیل توزیع و ... و شاخص های اخلاقی و تربیتی در حوزه مصرف رعایت اقتصاد، رعایت کفاف، شناخت نیازهای واقعی، روحیه شکر گذاری، الگوگیری از سیره معصومین ع، نعمت نگری به مواد مصرفی خردمندی، اعتدال و ... مطرح می باشد.
هدف این تحقیق بررسی تأثیر مدیریت مبتنی بر کرامت انسانی بر کیفیت زندگی کاری کارکنان بود. این تحقیق کاربردی از نوع پیمایشی و جامعه آماری آن کارکنان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی به تعداد 530 نفر و نمونه آماری 220 نفر بود. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه استفاده شده است. تجزیه وتحلیل اطلاع ات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها با استفاده از روش مدل سازی مع ادلات س اختاری و ب ه کم ک نرم افزار PLS در دو بخ ش م دل اندازه گیری و بخش ساختاری انجام پذیرفت. در بخش اول، ویژگی های فنی پرسشنامه به وسیله شاخص های پایایی، روایی همگ را و روای ی واگ را درPLS بررسی و تأیید شد و در بخش دوم، ضرایب ساختاری مدل برای بررسی فرضیه های پژوهش مورد اس تفاده ق رار گرفت .نتایج پژوهش تأثیر مثبت و معنی دار مدیریت مبتنی بر کرامت انسانی و ابعاد آن را بر کیفیت زندگی کاری در جامعه آماری پژوهش تأیید کرد. میزان تأثیر متغیرهای عملکردی بر کیفیت زندگی کاری به میزان 788/0 واحد، بیش از سایر مؤلفه هاست.
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس بر ارزیابی مجدد و فرونشانی هیجانی سربازان با اختلال مصرف مواد افیونی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه سربازان با اختلال مصرف مواد افیونی تشکیل می دهند که در درمانگاه هوانیروز کرمان تحت درمان نگه دارنده متادون بودند. نمونه موردمطالعه نیز متشکل از 40 آزمودنی بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و سپس به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل گمارده شدند. پس از تفکیک گروه ها، ابتدا پیش آزمون انجام گرفت و سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسه ی 90 دقیقه ای آموزش تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس را دریافت کرد؛ در پایان پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش تنظیم هیجان، افزایش ارزیابی مجدد و کاهش فرونشانی هیجانی را در پی داشته است؛ با توجه به یافته ها می توان گفت که آموزش تنظیم هیجان با افزایش راهبرد سازگارانه (ارزیابی مجدد) و کاهش راهبرد ناسازگارانه تنظیم تجارب هیجانی (فرونشانی)، می تواند زمینه را برای بهبود اختلال مصرف مواد افیونی فراهم سازد.
رنگزاها مواد طبیعی یا مصنوعی رنگینی هستند که از دوره ی غارنشینی تاکنون، انسان از آن ها برای رنگ آمیزی محیط و اشیای پیرامون خود بهره گرفته است. به نظرمی رسد، تعدادی از رنگزاهایی که در ایران کهن استفاده می شده اند، در گذر زمان به فراموشی سپرده شده یا تغییر نام داده اند و اکنون بعضی از آن ها در جوامع علمی با واژه های دخیل از سایر زبان ها، استفاده می شوند و تا کنون نیز منبعی که در آن، تمام رنگزاهای ایرانی به طورمستقل معرفی و بررسی شده باشد، دیده نشده است. ازآنجایی که شناخت کامل رنگزاهای ایرانی و واژگان مربوط به آن ها، ضرورتی علمی و عاجل است و با توجه به این که شاعران از رنگزاها به وفور در شعر خود بهره گرفته اند، از متون نظم فارسی کهن می توان در حوزه ی بازیابی بخش هایی از علوم مربوط به رنگزاها اطلاعات مفیدی گردآوری نمود که از مهم ترین اهداف این پژوهش است. در این مقاله با بررسی دیوان های شاعران از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری، به بازشناخت سه رنگزای طبیعی فراموش شده یا تغییر نام داده در ایران کهن پرداخته شده است؛ دستیابی به رنگزاهایی مانند سکاهن، بهرمان یا عصفر و عنبر حاصل این پژوهش است. نتیجه ی این پژوهش از یک سو می تواند راهگشای تفسیر صحیح بیت هایی باشد که رنگزاها و مضمون هایشان در آن ها حضور دارند و از سوی دیگر، گوشه ای از رنگزاهای فراموش شده ی کهن ایرانی براساس شعر فارسی را معرفی کند. اطلاعات فنی استخراج شده از شعر فارسی در حوزه ی رنگزاها نیز می تواند مورد استفاده ی پژوهشگران حوزه های مختلف علوم مرتبط با آن، مانند پژوهش هنر، مرمت آثار تاریخی، باستان سنجی و صنایع قرارگیرد. واژه های کلیدی: ط رنگزاها مواد طبیعی یا مصنوعی رنگینی هستند که از دوره ی غارنشینی تاکنون، انسان از آن ها برای رنگ آمیزی محیط و اشیای پیرامون خود بهره گرفته است. به نظرمی رسد، تعدادی از رنگزاهایی که در ایران کهن استفاده می شده اند، در گذر زمان به فراموشی سپرده شده یا تغییر نام داده اند و اکنون بعضی از آن ها در جوامع علمی با واژه های دخیل از سایر زبان ها، استفاده می شوند و تا کنون نیز منبعی که در آن، تمام رنگزاهای ایرانی به طورمستقل معرفی و بررسی شده باشد، دیده نشده است. ازآنجایی که شناخت کامل رنگزاهای ایرانی و واژگان مربوط به آن ها، ضرورتی علمی و عاجل است و با توجه به این که شاعران از رنگزاها به وفور در شعر خود بهره گرفته اند، از متون نظم فارسی کهن می توان در حوزه ی بازیابی بخش هایی از علوم مربوط به رنگزاها اطلاعات مفیدی گردآوری نمود که از مهم ترین اهداف این پژوهش است. در این مقاله با بررسی دیوان های شاعران از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری، به بازشناخت سه رنگزای طبیعی فراموش شده یا تغییر نام داده در ایران کهن پرداخته شده است؛ دستیابی به رنگزاهایی مانند سکاهن، بهرمان یا عصفر و عنبر حاصل این پژوهش است. نتیجه ی این پژوهش از یک سو می تواند راهگشای تفسیر صحیح بیت هایی باشد که رنگزاها و مضمون هایشان در آن ها حضور دارند و از سوی دیگر، گوشه ای از رنگزاهای فراموش شده ی کهن ایرانی براساس شعر فارسی را معرفی کند. اطلاعات فنی استخراج شده از شعر فارسی در حوزه ی رنگزاها نیز می تواند مورد استفاده ی پژوهشگران حوزه های مختلف علوم مرتبط با آن، مانند پژوهش هنر، مرمت آثار تاریخی، باستان سنجی و صنایع قرارگیرد. واژه های کلیدی:
هدف این پژوهش توصیفی ژرف از تجربه ی زیسته ی دانش آموزان از برنامه درسی پنهان مدرسه است. پرسش اصلی در مطالعه حاضر این بوده است که دانش آموزان، چه معنایی برای آموزش های پنهان مدرسه در ذهن دارند، تجارب روزمره آنان از این پدیده چیست و اثرات آن را بر خود چگونه ارزیابی می کنند. برای پاسخ دادن به این پرسش ها از روش تحقیق کیفی و مصاحبه استفاده کرده ایم و دانش آموزان به این سوال پاسخ داده اند که فکر می کنند آموزش های غیردرسی مدرسه برای آنها چیست و تاثیر این آموزشهای پنهان را بر خود چگونه درک می کنند. پاسخ های دانش آموزان به این پرسش ها را با استفاده از روش تحلیل تماتیک، تحلیل کرده ایم که حاصل آن، استخراج مقوله های؛ آموزش مهارت های اجتماعی، مهارت های فردی، شناخت و درک دیگران، شناخت و تحقق خود، رقابت با دیگران و اطاعت از مافوق و بی قدرتی بوده است. به نظر می رسد بتوان با کمک این مقوله ها، درک بهتری از تجربه ی دانش آموزان متوسطه از آموزش های پنهان مدرسه بدست آورد. در نهایت با استفاده از دوگانه هایی که در ذهن دانش آموزان در اثر این آموزش های پنهان ایجاد شده است، نتیجه گرفتیم که این آموزش ها تاثیرات منفی چون اضطراب مستمر و پیدایش هویت های دوگانه دارند و آنها به اشکال گوناگون در برابر این آموزه ها مقاومت نشان می دهند.
The article presents the results of studies on the development of new statistical and econometric approaches to modeling budget policy. The obtained results are applied on the example of tax revenue modeling. Accounting for various factors, including through the use of mathematical methods, will allow you to plan reforms with a scientific position. In particular, this is especially true in connection with the introduction of multi-year budget planning. To identify the main threats to the tax base, the phenomenon of “tax passes” wasused, which is based on an assessment of the effectiveness of a tax credit. The main participants in the formation of the “gross gap” in the value added tax revenues in Ukraine are shown. A correlation and regression analysis of the natural logarithms of the gross domestic product and tax revenues is carried out. This allowed us to determine the elasticity of tax revenues and GDP in Ukraine. A change in GDP directly affects the amount of tax payments to the budget, and the rate of change of indicators is proportional and changes insignificantly. These results allow us to strategically model the reform of discretionary tax policy mechanisms based on a quantitative assessment of tax gaps and the elasticity of tax payments. The authors were able to substantiate some proposals for reforming the budget policy regarding tax revenues.
اکثر فقهاء ابراز می دارند قوانینی که در جامعه اجرا می شود، اعم از کیفری، قوانین تجاری، بانکداری و ... باید عینا مطابق قوانینی باشد که در کتب فقهی آمده یا تحت یکی از آن عناوین بگنجد تا مشروعیت داشته باشد. طبق یافته های این تحقیق – که به روش توصیفی تحلیلی به نگارش در آمده است- نه تنها مشروعیت معاملات، صرفا در گرو معاصرت آنها با شارع و امضای شارع نسبت به آنها نیست تا از این رهگذر، اعتبار معاملات مستحدثه، نفی گردد؛ بلکه حتی نمی توان پذیرفت هر معامله و قانونی که در عصر نزول، مشروع و مورد امضای شارع بوده الزاماً امروزه هم مشروع باشد. به عبارت دیگر، دلالت سنت و اخبار بر امضای یک معامله، ملاک مشروعیت و اعتبار سنجی آن در اعصار و امصار دیگر نیست. بلکه قوانین – اعم از امضا شده و یا مستحدثه - با دو شرط، مشروع خواهند بود یکی آنکه متناسب با شرائط و اقتضائات موجود باشند و دیگری آنکه با مقاصد و کلیات شرعی در تعارض نباشد در این صورت در همان زمان و برای همان جامعه، مشروع خواهد بود.
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل و نقشه ی راه آموزش عالی با رویکرد بین المللی شدن و اعتبارسنجی آن انجام شده است. روش مطالعه: پژوهش کیفی از نوع داده بنیاد کلاسیک است. مشارکت کنندگان شامل 20 نفر از صاحب نظران و استادان و پژوهشگران حوزه ی آموزش عالی می باشند که به روش هدفمند نمونه گیری و سپس به صورت نیمه-ساختاریافته مصاحبه شده اند. داده ها به کمک نرم افزار MAXQDAv2020 کدگذاری شده و برای اعتباریابی الگوی پژوهش از شاخص های مقبولیت اشتراوس و کوربین، تکنیک بازدید توسط اعضا و رویکرد خودبازبینی توسط محقق استفاده شده است. یافته ها: براساس یافته ها مهم ترین نهادهای تأثیرگذار بر بین المللی سازی آموزش عالی 5 دسته، یعنی نهادهای سیاست گذار کلان، نهادهای واسطه ی پیاده سازی سیاست ها، نهادهای اجرایی، نهادهای سیاست گذار اجرایی و نهادهای سیاست گذار برنامه ای می باشند. همچنین، مهم ترین کارکردها این نهادها در جهت بین المللی سازی آموزش عالی شامل کارکردهای سیاست گذاری، تنظیم گری، تسهیل گری و ارائه ی خدمات می باشد. نتیجه گیری: بنابر نتایج بیان می شود که جهت حرکت به سمت بین المللی شدن علاوه بر ساختار درون دانشگاه ها و آموزش عالی نهادها، کل محیط خارج از دانشگاه نیز در این امر دخیل هستند؛ چراکه نتایج آن به خارج از دانشگاه نیز برخواهد گشت؛ بنابراین زمانی قادر خواهیم بود در مسیر بین المللی شدن حرکت کنیم که علاوه بر نهاد دانشگاه کل کشور و نظام در حرکت به سمت بین المللی شدن دارای عزم و اراده ی جدی، سیاست، برنامه، سند، قانون و چشم انداز باشد و نقش، کارکرد و ارتباط تک تک این نهادهای کشور باید مشخص گردد تا بتوان در این مسیر گام درست برداشت.
Personality is one of the most important study structures in organizational behavior that can play an important role in predicting human behavior. To describe the differences in personality, emotional, and social behavior, researchers have proposed the theory of five personality factors, known as the Big Five. One of the decisions investors make is to allocate wealth to financial and non-financial assets. The importance of this decision is especially evident in financial assets due to their nature and the need for more knowledge and expertise in this field because the mistakes of investors in this regard can create many risks and challenges for them. The main purpose of this study is to explain the effect of personality traits and demographic features on the risk-taking behavior of investors in the Tehran Stock Exchange. The present research is applied research in terms of goals and descriptive-survey research from the method view. The statistical sample of this research includes 358 investors of the Tehran Stock Exchange during 2019 and 2020. Research data were collected based on Sivarjan's (2018) questionnaire. The results of data analysis using the structural equation modeling method indicate that personality traits including neuroticism, extraversion, openness, agreeableness, and conscientiousness have a positive and significant effect on risk-taking behavior. Still, demographic characteristics including gender, age, marital status, and education do not have a significant effect on risk-taking behavior.
در این پژوهش، برای تعیین رتبهی استانهای گوناگون از لحاظ کارایی تولید پیاز، از روش
تحلیل پوششی دادهها، استفاده شد. نتایج نشان دادند که در رویکرد نهادهگرا و با فرض بازده ثابت
نسبت به مقیاس از 25 استان مورد مطالعه، این رهیافت با تقسیم واحدهای نمونه به استانهای به
گونه نسبی ناکارآمد (آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، خراسان رضوی، خوزستان، فارس،
کهگیلویه و بویراحمد و مرکزی) و استانهای کارا (سایر استانها)، توانایی محدودی در رتبهبندی از
خود نشان میدهند. با همین رویکرد و فرض بازده متغیر نسبت به مقیاس، توانایی مدل در
رتبه بندی و ایجاد تمایز میان واحدهای مورد مطالعه به کمینه ممکن کاهش یافته و همه واحدهای
مورد مطالعه در گروه واحدهای کارا قرار میگیرند. رویکرد محصولگرا در شرایط بازده ثابت نسبت
به مقیاس، نتایجی مشابه با وضعیت نهادهگرا ارایه کرده و در شرایط بازده متغیر نسبت به مقیاس تا
حدی توانایی رتبهبندی از خود نشان میدهد. در نتیجه، بمنظور ایجاد یک رتبهبندی کامل در
و چیاو پینگ و (A-P) میان استانهای تولیدکننده پیاز از ترکیب روشهای اندرسن و پیترسن
همکاران استفاده شد. بررسی میانگین کارایی در الگوهای گوناگون و رتبهبندی آنها نشان داد که
استانهای ایلام، خراسان جنوبی، گلستان و سیستان و بلوچستان بهترتیب بیش ترین کارایی و در
نتیجه رتبههای نخست تا چهارم و استانهای خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، خوزستان و فارس
21 و 20 کم ترین کارایی را داشتند. مقایسه نتایج بدست آمده از رتبهبندی بر ،22 ، با رتبههای 23
اساس کارایی با رتبهبندی عملکرد، نشان داد که تنها جنوب استان کرمان، همدان، کرمانشاه،
زنجان و کهگیلویه و بویراحمد در گروهبندی مشابهی قرار گرفتهاند.
C02, M11 :JEL طبقهبندی
مقدمه :هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی و رضایت مندی از زندگی زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس بود. روش : روش پژوهش حاضر به شیوه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود که بر روی 30 زن مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند، انجام شد. مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد طی 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای دو جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد، در حالی که گروه گواه در این مدت هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات، پس آزمون و سه ماه بعد از مداخله، پیگیری بر روی دو گروه آزمایش و گواه انجام شد. تحلیل داده های خام با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی از جمله آنالیز کوواریانس صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش انعطاف پذیری شناختی و رضایت مندی از زندگی(001/0>P) مبتلایان تأثیر معنی داری داشته است. این نتایج در مرحله پیگیری نیز حفظ گردید. نتیجه گیری: باتوجه به تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش انعطاف پذیری شناختی و رضایت مندی از زندگی مبتلایان و تداوم اثر آن، به کارگیری این روش در همه سطوح پیشگیری و درمان مبتلایان به بیماری های جسمی ضروری به نظر می رسد.
با وجود پیشرفت های جهانی وجود فقر اقتصادی و به تناسب آن شکاف های اجتماعی، به ویژه در جوامع روستایی از چالش های اساسی برنامه ریزان و مدیران توسعه است. بر اساس این، در سال های اخیر دولت ها تلاش کرده اند تا از طریق هدفمندسازی پرداخت یارانه های نقدی، زمینه های توانمندسازی گروه های هدف و روستاییان نیازمند را فراهم کنند؛ از این رو هدف مطالعة حاضر، بررسی میزان تأثیرگذاری پرداخت یارانه های نقدی بر توانمندسازی گروه های هدف در روستاهاست. روش شناسی تحقیق از نوع تحلیلی- تبیینی و جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه براساس شاخص های شانزده گانه صورت گرفته است. برای این منظور، 365 خانوار روستایی عضو کمیتة امداد و بهزیستی شهرستان خدابنده به عنوان نمونة مورد مطالعه از طریق فرمول کوکران انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که در اغلب موارد میانگین شاخص ها و گویه های مطالعه شده، پایین تر از حد متوسط نظری است. براساس آزمون کای دو، بیشترین تأثیرگذاری یارانه های دریافتی، به ترتیب به شاخص بهبود دسترسی بهداشتی و درمانی، شاخص تنوع بخشی رژیم غذایی، و افزایش توان و قدرت خرید تعلق دارد. بررسی همبستگی بین متغیر وابسته و مستقل نیز گویای وجود رابطة همبستگی بین آن هاست، اما نکتة مهم این است که میزان رابطه بین آن ها شدت و ضعف های متفاوتی دارد. نتایج آزمون رگرسیون بیانگر تأثیر زیاد یارانة نقدی بر شاخص های افزایش ریسک پذیری اقتصادی (با ضریب بتای 184/0)، تنوع بخشی رژیم غذایی (با ضریب بتای 181/0) و افزایش توان و قدرت خرید (با ضریب بتای 169/0) است.
هدف از پژوهش پیش رو برآورد تابع تقاضای سینما و تحلیل عوامل مؤثر بر آن در شهر مشهد است. با بررسی ادبیات نظری، پنج عامل اثرگذار عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، فردی و محیطی شناسایی شده و متغیرهای مربوط به هریک از عوامل بر اساس مدل مفهومی تدوین شده است. پژوهش به روش پیمایشی انجام گرفته وبر مبنای مدل مفهومی، پرسشنامه ای شامل 71 گویه در طیف درجه ای لیکرت برای نمره گذاری متغیرها تدوین شده است. جامعه پژوهش، کل جمعیت تماشاگر سینما در شهر مشهد در سال 1394است، برای تخمین تعداد نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که تعداد 384 نفر تماشاگر برای گردآوری داده ها کافی تشخیص داده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قیمت بلیط سینما بیشترین تأثیر منفی و معنادار را بر تقاضای سینما دارد. از میان عوامل اجتماعی، وضعیت مالی و رفاهی خانواده و نیز تحصیلات والدین تأثیر مثبت و معناداری بر تقاضای سینما دارد. از میان عوامل فرهنگی میزان اوقات فراغت بیشترین تأثیرمثبت را بر تقاضای سینما دارد؛ بعلاوه این پژوهش نشان می دهد که افزایش استفاده از رسانه ها به جای این که نقش جانشین داشته باشند، نقش محصول مکمل را دارد. داده های به دست آمده تأثیر مثبت و بالای پایگاه درآمدی افراد در میان عوامل اجتماعی مؤثر بر تقاضای سینما در مشهد را نشان می دهد. در مجموع، عوامل اقتصادی نسبت به سایر عوامل بیشترین تأثیر را دارد.
دشواره نفس و بدن یکی از موضوعات محوری فلسفه ذهن است. در این پژوهش چیستی نفس و بدن و نسبت میان آنها را از منظر صدرالدین شیرازی بررسی کرده ایم که زمینه تبیین دیدگاه صدرایی در مسئله رابطه نفس و بدن را فراهم می کند. تنوع و پیچیدگی عبارات صدرا در حدی است که برخی اندیشمندان دیدگاه وی را ذیل «وحدت انگاری»، و برخی در نقطه مقابل ذیل «دوگانه انگاری» طبقه بندی کرده اند. به نظر می رسد تعیین مراد وی از نفس و توجه به اقسام گوناگون بدن از منظر صدرا نقش کلیدی در تحلیل ایستار فلسفی او در این مسئله داشته باشد. این پژوهش پس از طرح بدن های سه گانه نفس از دیدگاه صدرا، به رابطه اتحادی نفس و بدن از این منظر توجه می کند. همچنین، کوشیده ایم با ارائه وجه جمع هایی میان عبارات گوناگون صدرا، زمینه فهم و جمع بندی دیدگاه مختار وی را فراهم کنیم.