هدف از نگارش مقاله حاضر، شناسایی و توصیف فرآیندهای واژ- واجی موجود در فعل های سادۀ واکه آغازین زبان فارسی معیار، پس از افزودن پیشوند استمراری «می» /mi-/ است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش، درروش گردآوری داده ها، از 323 ستاک حال بر اساس طباطبائی (1376)، فرهنگ دهخدا (1390) و فرهنگ سخن (1382)، 50 فعل وجود دارد که با واکه آغاز می شوند. داده ها بر اساس الفبای آوانویسی بین المللی «آی، پی، ای» آوانگاری شده و سپس در چارچوب نظریه واج شناسی زایشی تحلیل می شوند. نتایج نشان می دهد که در زبان فارسی در ابتدای فعل هایی که با واکه آغاز می شوند در روساخت گفتار رسمی «همزه» یا انسداد چاکنایی [ʔ] درج می شود. پس از افزودن پیشوند استمرار/mi-/، دیگر «همزه» در گفتار غیررسمی درج نشده و به جای آن فرآیند کوتاه شدگی واکه پیشین، افراشته /i/ به صورت، توالی واکه کوتاه و غلت [-ej-] رخ می دهد. سپس ارتقاء واکه پیشین، میانی [e] در محیط پیش از غلت [j] به صورت توالی واکه و غلت[-ij-] مشاهده می شود. در چنین ساخت هایی دیگر «همزه» در التقاء واکه در گفتار غیررسمی مشاهده نمی شود.
The main goal of this paper is to propose a new approach for efficiency measurement and ranking of stocks. Data envelopment analysis (DEA) is one of the popular and applicable techniques that can be used to reach this goal. However, there are always concerns about negative data and uncertainty in financial markets. Since the classical DEA models cannot deal with negative and imprecise values, in this paper, possibilistic range directional measure (PRDM) model is proposed to measure the efficiencies of stocks in the presence of negative data and uncertainty with input/output parameters. Using the data from insurance industry, this model is also implemented for a real case study of Tehran stock exchange (TSE) in order to analyse the performance of the proposed method.
هدف از این تحقیق طراحی الگوی توانمندسازی معلمان تربیت بدنی با رویکرد سندچشم انداز 1404جمهوری اسلامی ایران بود. این تحقیق آمیخته اکتشافی و به لحاظ هدف کاربردی بود. جامعه آماری بخش کیفی صاحب نظران(خبرگان) دانشگاهی و اجرایی وزارت آموزش و پرورش بودند که در زمینه مدیریت ورزش، درس تربیت بدنی و توانمندسازی، تخصص و اطلاعات منحصر به فرد داشتند. 15 نفر از متخصصان که دارای ویژگیهای یادشده، با روش نمونه گیری زنجیره ای انتخاب و با ابزار مصاحبه نظرات آنان جهت طراحی الگو اخذ شد. جامعه آماری بخش کمّی، معلمان تربیت بدنی آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقیبودند که به صورت خوشه ای نسبی از مناطق مختلف و به تعداد300 نفر انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد که روایی صوری آن توسط اساتید مدیریت ورزشی و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تایید شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 85/0 بهدست آمد. تجزیهوتحلیل داده ها توسط نرم افزار اس.پی.اس.اس 24 و پی.ال.اس انجام شد. نتایج نشان داد، عوامل موثر بر توانمندسازی معلمان شامل ابعاد: زمینه ای (فناوری و ارتباطات، عوامل فرهنگی و عوامل اقتصادی)، سازمانی (اهداف و راهبرد، منابع و تجهیزات و نظارت و ارزیابی) و فردی بامولفه های (روانشناختی، حرفه ای و اعتقادی اخلاقی) هستند. از مولفه های بعد زمینه ای، فناوری و ارتباطات از مولفه های بعد سازمانی، منابع و تجهیزات و از بعد فردی، مولفه حرفه ای بیشترین تأثیر را بر توانمندسازی معلمان تربیت بدنی داشتند.شفاف نمودن انتظارات از معلمان،اطمینان از تناسب شخصیت و شغل آنان، ایجاد زمینه استفاده از فناوری های نوین از پیشنهادات پژوهش می باشد.
بایسته های موضوع شناسی و حکم شناسی اقتضا می کند که هر ماده قانونی مستقل باشد و استقلال آن به این است که موضوع واحد باشد و حکم نیز مختص همان موضوع باشد. از آنجا که «جدا شدن تکه ای از استخوان» و «شکستگی استخوان»، دو مفهوم مستقل به شمار می آیند، همسانی حکمی و یکسان انگاری آن ها به موجب ماده 572 قانون مجازات اسلامی محل اشکال است؛ از این جهت ابهامی در ماده به وجود آمده و محل بررسی انتقادیِ اندیشه ورزان قرار گرفته است. این نگارش با روش توصیفی تحلیلی پاسخ گوی این پرسش است که آیا شکستن، یک مفهوم کلی است که در دیگر مفاهیم مشترک به مثابه مصادیق آن حضور دارد و عنوانی مشیر به آن هاست یا اینکه شکستن در کنار مفاهیم مرتبط با آن، همگی قسیم یکدیگر و مصادیق برای یک مفهوم کلی دیگر هستند که ارتباطی به شکستن ندارد؛ زیرا شکستن یکی از مصادیق آن مفهوم کلی قلمداد می شود. به اقتضای بایسته های حکم شناسی نیز باید بررسی شود که آیا همسانی حکمی وجود دارد و دیه شامل جدا شدن نیز می شود یا اینکه همسانی حکمی وجود ندارد و جدا شدن مشمول ارش است؟ با توجه به اینکه «جدا شدن تکه ای از استخوان» با «شکستن خودِ استخوان» تفاوت ماهوی دارد، طبیعی است که نباید حکم یکسانی داشته باشند و از جمله بایسته های قانون گذاری و قانون نگاری این است که اگر مفهومی از مفاهیم تأسیسی و شرعی نباشد، باید با بهره گیری از روش های عقلایی به تعریف آن پرداخت و چون شکستن از مفاهیم عرفی است، صورت بندی مفهومی از آن ارائه شده است.
لا شک فی أن للسؤال الحجاجی أهمیه کبیره فی الخطاب بشکل عام وفی المناظره بشکل خاص لکونه أکثر التصاقا مع الجمهور إذ یهدف المناظر من خلال إثارته إلى استماله المتلقی والسعی لإرغامه للتراجع عما یؤمن به ومنعه من الانخراط فی طریق مغایر لما یراه المناظر. ففی حاله طرح السؤال على المتلقی والمناظر غیر عالم به یخلو السؤال من الحجاج, ولکن إذا کان جواب السؤال معلوما عند المناظر فهو الذی یحمل تحت عباءته سیف الحجاج لیوصل إلى تغییر قناعات المتلقی. وهنا تکمن أهمیه السؤال الحجاجی فی المناظره الأدیبه. وقد رکزت هذه الدراسه على بیان أهمیه السؤال الحجاجی فی المناظره الأدبیه وکان اختیار المناظره التی جرت بین رییف الخوری وطه حسین کأنموذج تطبیقی. عملت الدراسه على استقراء الأمثله المنتقاه من نص المناظره التی اتخذت أشکالا مختلفه وعرضها کماهی فی الواقع وتصنیفها وبیان خصایصها ومدى ارتباطها بالحجاج کما توصلت إلى نتایج أهمها ان کل مناظره لا تتشکل إلا من خلال سؤال مرکزی یجهد کل طرف من اطراف المناظره نفسه فی الإجابه علیه وفق ما یذهب الیه کما تتشکل فی مجریات المناظره الکثیر من الأسیله الفرعیه التی تتناسق وتتعاضد لخدمه الإجابه على السؤال المرکزی.
هدف پژوهش حاضر ساخت و بررسی روایی، پایایی و ساختار عاملی پرسشنامه رضایت - وفاداری دانشجو به دانشگاه جامع دولتی است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دختر و پسر تحصیلات تکمیلی در حال تحصیل و دانش آموختگان دانشگاه یزد بودند که حداقل یک دوره تحصیلی (کاردانی یا کارشناسی) خود را قبلاً در دانشگاه یزد با موفقیت گذرانده اند و مجدداً برای دوره ی بالاتر (کارشناسی ارشد یا دکتری) به این دانشگاه مراجعه کرده اند (2440 N = ) که از این تعداد، 315 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی پرسشنامه به شیوه های محتوایی، صوری، تحلیل عاملی اکتشافی و پایایی آن به شیوه همسانی درونی و بازآزمایی محاسبه شد. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 94/0 و برای عامل ها بین 74/0 تا 94/0 محاسبه شد که نشان دهنده همسانی درونی قابل قبول پرسشنامه است. نتایج این تحلیل ها نشان داد که این پرسشنامه با دو عامل «رضایت از دانشگاه»، «وفاداری دانشجو به دانشگاه» از پایایی و روایی مناسب برخوردار است.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، یکی از درمان های نسل سوم است که در آن تلاش می شود به جای تغییر شناخت ها، ارتباط روان شناختی فرد با افکار و احساساتش افزایش یابد. هدف پژوهش حاضر تعیین کارآمدی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب و افسردگی در زنان بارداری است که نازایی داشته و به وسیله درمان لقاح خارج رحمی باردار شده اند. در این پژوهش از طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون، پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. نمونه پژوهش به شیوه در دسترس از میان افراد دارای نازایی اولیه یا ثانویه که با لقاح خارج رحمی باردار شده و در دامنه سن بارداری ۱۴ تا ۲۲ هفته بودند انتخاب شدند. ۳۵ نفر خانم باردار با ویژگی های یادشده به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۷ نفر) و شاهد (۱۸ نفر) جایگزین شدند. ابزار پژوهششامل مصاحبه ساختاریافتهSCID برای تشخیص اضطراب و افسردگی، سیاهه افسردگی بک و سیاهه اضطراب بک بود که به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه پس از اتمام درمان انجام شد. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شرکت کردند ولی گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای بررسی فرضیه ها از آزمون تحلیل واریانس مختلط بین – درون آزمودنی ها (SPANOVA) استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس مختلط نشان از وجود تفاوت معنادار اثر بین گروهی اضطراب و افسردگی در سطح معناداری کمتر از۰۵/۰ بود؛ لذا با اطمینان ۹۵ درصد می توان نتیجه گرفت که اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش اضطراب و افسردگی مؤثر بود. مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد به واسطه افزایش انعطاف پذیری روان شناختی باعث کاهش معنی دار افسردگی و اضطراب زنان باردار تحت درمان لقاح خارج رحمی در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و نیز دوره پی گیری یک ماهه شد. به نظرمی رسد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به عنوان درمانی مکمل، در کنار درمان های طبی ناباروری در بهبود روند بارداری و سلامت مادر و جنین می تواند نقشی بسزا داشته باشد.
فرهنگ عامه بخش مهمی از منظومه فکری شاعران است و شناختن مؤلفه های آن در سرعت بخشیدن به فرآیند تشریح ذهنیات شاعران اثر برجسته ای دارد. محمدحسین کبریایی، ابن حسام خوسفی و نزاری قهستانی از شاعران برجسته منطقه قهستان (جنوب استان خراسان) هستند که با تکیه بر عناصر فرهنگ عامه، موضوعات مختلف معرفت شناختی، غنایی و اخلاقی را در اشعار خود بازتاب داده اند. در این مقاله، با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، زمینه های کاربست فرهنگ عامه در چهار بخش کلی «باورها»، «آداب و رسوم (با تکیه بر مشاغل)»، «کنایه و تمثیل» و «واژگان محلی» در شعر کبریایی بررسی شده است. همچنین، در اشعار نزاری و ابن حسام ذیل چندین مؤلفه از این موضوع سخن به میان آمده است. به نظر می رسد شاعران قهستان، با به کارگیری این عناصر، در فرآیند طرح و شرح مقولات تعلیمی و عرفانی، و محسوس جلوه دادن اغراض خود موفق عمل کرده اند. ازآنجاکه بخش اعظم مخاطبان این شاعران مردم عامی بوده اند، به کاربردن عناصر فرهنگ عامه در منظورشناسی سخنشان و برقراری ارتباط استوار گروه هدف با اشعارشان مؤثر بوده است. کبریایی با استفاده از این شگرد سطح کیفی سخن خود را آگاهانه تنزل داده است تا ارتباطی سه وجهی میان او، متن تولیدی و گروه هدف به وجود آید. نزاری و ابن حسام نیز غالباً مسائل غنایی را منعکس کرده اند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر گرایش به موسیقی در بین دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار انجام گرفته است. جهت تبیین عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر گرایش به موسیقی از نظریه بوردیو، وبلن و زیمل استفاده شده است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و تکنیک پرسشنامه ای بر روی 385 نفر از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار صورت گرفته است. روش نمونه گیری، خوشه ای چند مرحله ای بوده است. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین سن، میزان استفاده از رسانه ها، تجربه های فرهنگی، جامعه پذیری هنری در خانواده و میزان گرایش به موسیقی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. اما بین میزان تحصیلات و میزان درآمد خانواده با متغیر وابسته رابطه ای مشاهده نشد. به علاوه آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین میزان دینداری با میزان گرایش به موسیقی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. آزمون تفاوت میانگین ها نشان داد که بین جنس، وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال با میزان گرایش به موسیقی تفاوت معناداری وجود ندارد. در تحلیل رگرسیون، پنج متغیر میزان استفاده از رسانه ها، تجربه فرهنگی، جامعه پذیری هنری در خانواده، میزان دینداری و سن وارد مدل رگرسیون شده و در مجموع 1/30 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند و ضریب بتای آن نشان داد که به استثنای متغیر میزان دینداری بقیه متغیرها رابطه مثبت و معناداری را با متغیر وابسته دارند و میزان دینداری رابطه معکوس و معناداری را با میزان گرایش به موسیقی دارد.
«یافتن تشابه یا تفاوت، قدم اصلی در روند قانونی است.» (Edward H. LEVI) این اهمیت اصلی هویت برای قانون نه تنها نسبت به موارد و اقدامات اعمال می شود، بلکه به افراد نیز بستگی دارد. به نظر می رسد هویت برای قانون بسیار مهم است، احتمالا به این دلیل که مقررات حقوقی بازیگران منطقی و ثبات آنها را به طور پیش فرض می داند. به این معنا که آن ها در زمان و فضا مانند پایداری اشیا و دسته های آن ها، با ثبات هستند. هویت شخصی اساساً به معنای امید یا ادعایی است که یک انسان با وجود گذر زمان و حرکت و تغییر مکان، «یکسان» باقی می ماند. اکنون، از دیدگاه علوم طبیعی، هیچ پدیده ای یکسان باقی نمی ماند. بنابراین هویت همیشه ساخته اجتماع است. حقوق بشر به شیوه های گوناگون برای ساخت من، فرد و موضوع مدرن، در صورتی که شهروند نباشند، مشارکت می کند. اول، آنها در قانون اساسی به عنوان یک انسان واحد که از نظر قانونی شناسایی شده اند و دارای یک وضعیت قانون هستند، از سایر اعضای گروه، شناسایی و جدا شده اند. حق ها در واقع می تواند به عنوان رسمیت شناختن متقابل شناخته شود. (Hegel, Mead & Axel Honneth) این مشارکت اول نه تنها به سختی از دیگر سازوکارهای قانونی به ویژه حقوق مدنی و امکان انعقاد قرارداد متمایز است، بلکه از ابعاد اجتماعی و سیاسی مربوط به وجود خود فرد نیز متمایز می باشد. دوم، حقوق بشر فرد را به یک روش خاص و نه فنی بنا می کند. آنها امتیازات ویژه را به افراد گونه ها [شخص محور] اختصاص می دهند و کمتر پیش می آید امتیازاتی را به گروه ها تخصیص دهند. به طور خاص اعلامیه فرانسوی حقوق انسان و شهروند (26 آگوست 1789) بر خلاف اصطلاح انگلیسی حقوق بشر، انسانی را به صورت مفرد ذکر می کند. معمولا فقط افراد می توانند ادعا کنند و از آنها استفاده کنند؛ حقوق بشر برای منفعت گروه ها مشکل زاست، زیرا آن ها به راحتی با حقوق فردی برخورد می کنند. به عنوان مثال، حق جابجایی آزاد در یک قلمرو مشخص که معمولا ملی می باشد و یا آزادی برای کار و انتخاب اشتغال خود، اساسا فردی است. به عنوان مثال گروه ها نمی توانند وانمود کنند که از این حقوق بهره مند هستند، زیرا به این معنی خواهد بود که انتخاب خود را بر دیگر اعضای گروها تحمیل می کنند. سوم، حقوق بشر به استقلال شخص منجر می شود، بدون اشاره به بدهکارانی که از منافع حقوق بشر بهره برده اند و یا هیچ وظیفه ای را دارا نیستند. با ایجاد - و یا اجازه دادن به ایجاد – امتیازات ویژه، مقررات قانونی دیگر به صراحت یا به طور ضمنی یک تکلیف و دین نیز ایجاد می کنند. با این وجود، حقوق بشر هیچ گونه نشانه ای مبنی بر اینکه چه کسی را مکلف می داند و فرد چه کاری باید انجام دهد را، شامل نمی شود. بدین ترتیب موجب تقویت سراب سودمندی برای همه می شود. حقوق بشر توهم استقلال انسان ها از یکدیگر را تقویت می کند. این ایده خودمختاری فردی در معنای لغوی آن است: auto = self, nomos = rule or law، به این معنا که افراد انسان قانون خود را ایجاد می کند و خود را اداره می کند. بنابراین، حقوق بشر را می توان به عنوان بیان و ضامن برجسته «فردگرایی مستقل» مورد تحلیل قرار داد. (Crawford B. Macpherson) آن ها به طور همزمان عامل و تاثیر فردگرایی سکولار و جهانی سازی مداوم می باشند. همانطور که در واقع این دو فرآیند مرتبط به هم ادامه می یابند، ممکن است کسی به آینده توجه کند و این سوال را مطرح کند که تا چه حدی تلفیق حقوق بشر و هویت شخصی ممکن است به سمت «موضوع جهان حقوقی» گسترش یابد.
دو نوع ناسازگاری (تعارض و تزاحم) در الگوی مصرفی انسان مسلمان قابل شناسایی است. تعارض در مقام ترسیم الگوست و تزاحم بین قواعد امری طبیعی در مرحله اجرایی کردن این الگوست و تا راه های حل آن را نشناسیم قادر به اجرایی کردن آن نخواهیم بود. در این تحقیق ابتدا موارد ناسازگاری در الگوی مصرف مسلمان را بیان می کنیم سپس به روش اسنادی و کتابخانه ای، مجموعه قواعد مصرفی را احصا می نماییم. در گام بعدی هر یک از اصطلاح های تعارض و تزاحم را از اصول فقه شیعه تبیین می کنیم و نشان می دهیم که چگونه تعارض در ترسیم و تزاحم در تحقق الگوی مصرف مانع ایجاد می کند. آنگاه تعارضات احتمالی بررسی شده و روش های اصولی جهت حل تعارضات ظاهری از جمله «حکومت و ورود»، «تخصیص و تخصص» و «تقیید» به اختصار تبیین می شود و تعارض های واقعی احتمالی که نیازمند کار اجتهادی است به مجالی دیگر محول می شود. در ادامه تزاحمات احتمالی میان این قواعد به روش توصیفی تحلیلی بررسی می شود و روش های عقلی جهت رفع تزاحمات میان قواعد که مهم ترین آن قاعده طلایی «الأهم فالأهم» است، ارائه می شود. یافته های تحقیق حاکی از وجود بالاترین تعارض ها و تزاحم ها در قواعدی همچون شأن، توسعه و انفاق از میان 29 قاعده شناسایی شده است. این روش شناسی برای حل تعارضات و تزاحمات میان قواعد مصرفی در مقام افتاء و حکم و مقام عمل و اجرای آن می تواند هم برای تصمیم ساز، برنامه ریز و طراح سیاست های کلان مصرفی و هم برای مصرف کننده و مجری این برنامه ها مفید باشد و او را از چالش تعارضات و تزاحمات و بن بست حاصله خلاصی بخشد.
مقدمه : شیوع جهانی کرونا و اجرای محدودیت باعث ترس و اضطرابی زیادی در افراد جامعه شده است و این به نوبه خود باعث ایجاد مشکلات روان شناختی می شود. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش انعطاف پذیری روان شناختی و دشواری در تنظیم هیجان در پیش بینی ترس از کرونا در بین ساکنان شهر کرمانشاه بود. روش : روش این مطالعه، از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش ساکنان شهر کرمانشاه در سال 1399 بودند که از میان آنان 317 نفر به صورت آنلاین از طریق شبکه های مجازی شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس اضطراب کرونا (CAS)، نسخه دوم پذیرش و عمل (AAQ-II) و دشواری در تنظیم هیجان (DERS) استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که ترس از کرونا با انعطاف پذیری روان شناختی رابطه منفی (0/401-=r) و با دشواری در تنظیم هیجان رابطه مثبت (0/397=r) دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد انعطاف پذیری روان شناختی (اجتناب تجربه ای) و دشواری در تنظیم هیجان توانستند 18/6درصد از تغییرات ترس از کرونا را تبیین نمایند. نتیجه گیری : با توجه به ترس از کرونا در بین افراد، می توان برنامه ها و مدخلاتی را به صورت آنلاین یا آفلاین از طریق کارگاه های آموزشی برای افزایش انعطاف پذیری روان شناختی، پذیرش افراد و بهبود راهبردهای تنظیم هیجان اجرا کرد.
خطبه های کوفه و شام حضرت زینب (س) سرشار از جلوه های پایداری دربرابر حکومت بنی امیّه است و بر شاهدنامه الهامی کرمانشاهی تأثیر شگرفی داشته است، چنان که وی جلوه های پایداری را با تکیه بر خطبه های حضرت زینب (س) در شعرش آورده و آن ها را با زبانی بلاغی در گستره تشبیه به خوبی پرورده و در نقل سخنان حضرت (س) و نیز توصیف صحنه های عاشورایی از کربلا تا شام به منابع معتبر تاریخی پابند بوده است. پژوهش پیش رو، بن مایه های پایداری در خطبه های حضرت زینب (س) و کارکرد آن ها را در منظومه شاهدنامه الهامی کرمانشاهی براساس نظریّه ادبیّات تطبیقی اسلامی مبتنی بر مشترکات فرهنگی و دینی مسلمانان و رابطه تأثیر و تأثّر تاریخی با رویکردی توصیفی - تحلیلی کاویده است. بر این اساس، دستاورد پژوهش نشان می دهد که آگاهی بخشی چنان اصلی ترین عنصر پایداری، نوید پیروزی حق بر باطل و امید به انتقام، ستم ستیزی و اعتراض، نکوهش و سرزنش مردم کوفه و حاکمان، رویارویی با ستمکاران، فرهنگ شهادت و پایداری و سرانجام پیروزی حق بر باطل از جلوه های پایداری در خطبه های حضرت زینب (س) است که الهامی کرمانشاهی بدان ها توجّه داشته و بن مایه موضوعی شعر خویش کرده است.
فضای کسب و کار امروز، مسئولیت پذیری اجتماعی را از برندها طلب می کند. برندهای خیرخواه برآمده از این تفکر هستند. آن ها می کوشند ضمن پاسخ گویی به خواسته ها ی ذینفعان و ایفای نقشی موثر نسبت به بخش ها ی آسیب خورده اجتماع، نگرش آن ها را به سمت خرید بیش تر سوق دهند. بر این اساس، هدف از این مقاله بررسی اثر آن دسته از برانگیزاننده ها ی خرید خیرخواهانه است که بر نگرش و قصد خرید برندهای خیرخواه از جانب مشتریان موثر می باشد. با توجه به این هدف، پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی/پیمایشی و با کمک پرسشنامه ای پژوهشگرساخته که روایی (سازه و محتوایی) و پایایی (کرونباخ 5/83% و دو نیم کردن 77%) آن به اثبات رسیده است، روابط میان متغیرهای پژوهش را بررسی می نماید. نتایج نشان می دهد که برانگیزاننده ها در کل با تاثیرگذاری بر نگرش مشتری به برندخیرخواه، بر قصد خرید برندهای خیرخواه از جانب مشتریان موثرند. با این همه از میان برانگیزاننده ها ی سه گانه شامل درونی، اجتماعی و شرکتی، تنها برانگیزاننده ی شرکتی بوده است که توانسته است با تاثیر گذاری بر نگرش مشتری به برند خیرخواه، بر قصد خرید مشتریان نسبت به این گونه برندها موثر باشد. از سوی دیگر، تنها تناسب اقدامات خیرخواهانه توانسته است رابطه میان نگرش به برند خیرخواه و قصد خرید آن را تعدیل نماید
urpose: The aim of this study was to model the positive development of adolescence based on self-regulation, social competence and parental bond with the mediating role of perception of school atmosphere. Methodology: The research method was correlation based on structural equations. The statistical population included all female high school students in Tehran who were studying in 2019-20. Using cluster random sampling method, 400 students were selected as the research sample. To collect data from the Geldhof Adolescent Positive Development Questionnaire (2014), the Self-Regulatory Questionnaire Moilanen (2007), the Felner Social Competence Questionnaire (1990), the Parker Parental Bonding Questionnaire (1979), and the Trickett & Moos Atmosphere Perception Questionnaire (1973) was used. Data analysis was performed using structural equation method using lisrel and SPSS software. Findings: The results showed that the research has a good fit and the positive development of adolescence can be predicted based on the variables of self-regulation, social competence and parental bond with the mediating role of perception of school atmosphere and the research hypotheses were confirmed. Overall, the results show that to predict the positive development of adolescence, we can emphasize self-regulation, social competence and parental bond with the mediating role of perception of school atmosphere and the obtained model can be used in teaching positive adolescent development. Conclusion: The development of self-regulatory variables, social competence and parental bonding is the best way to prevent problems related to the development of adolescent behavior and promoting these components and their education and improvement can be very effective in forming a positive adolescent development.
نخستین گام درارزیابی نا برابری های فضایی روستایی شناخت ،دقیق ادبیات این حوزه و تبع آن،تبیین و تحلیل شاخص های توسعه پایدار روستایی است در این راستا پژوهش حاضر به بررسی و سنجش شاخص های توسعه انسانی دردهستان های شهرستان بیجار واقع در استان کردستان بر اساس مولفه های( محل خرید مایحتاج مردم، آموزشی، فرهنگی و رزشی، مذهبی،سیاسی-اداری،برق،گاز و آب، بهداشتی و درمانی، بازگانیو خدمات،محابرات و ارتباطات) پرداخته شد، روش انجام تحقیق حاضر توصیفی– تحلیلی است، گردآوری اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام گرفته، مدل های مورد استفاده در این تحقیق مدل رتبه- اندازه و مدل HDI است که برای سنجش میزان تعدل فضایی بین توزیع خدمات و جمعیت در دهستان این شهرستان می باشد، بر اساس مدل رتبه –اندازه این پژوهش 728 /R= می باشد می توان گفت که دردهستان های شهرستان بیجار بین جمعیت و خدمات تعادل وجود دارد ، همچنین بر اساس مدل شاخص توسعه انسانی HDI به بررسی شاخص های انسانی دهستان های شهرستان بیجار پرداخته شد که به ترتیب دهستان کرانی،بابارشانی، خسروآباد، حومه،نجف آباد، خورخوره،سیاه منصور، پیرتاج، گرگین،سیلتان رتبه های اول تا یازدهم از لحاظ توسعه یافتگی هستند