Purpose: The present study was done to specify the impacts of a protocol called “living high, training low and high (LHTLH)”on serum ET-1 and EPO levels as well as the 3000-m performance of endurance runners in Iran’s national team. Method: eight male runners (aged24.4±3.1, height of 180.5±4.2, weight of66.7±3.4 and BMI of20.1±5.0kg/m2) who cooperated voluntarily with regard to middle distance and marathon running (R2M system training) at high and low altitudes. All case studies did 3000-m test and blood samples were taken at a time period of 24-hours before and after the test. The intended tasks consisted of continuous, interval, aerobic and resistance exercises. The runners were to take part in 16 training sessions each week. It should be noted that the training lasted for 11 weeks according to (LHTLH) protocol. Variance with repeated measures (P≤0.05) was utilized as the method to analyze the collected data. Results: It was shown that 3000-m time underwent significant decrease with regard to the time of impact both before and after the training. However, there were not significant changes in EPO (P≥0.05). On the contrary the amount of ET-1 demonstrated significant increase (P≤0.05). Conclusions: The results indicated that 3000-m time at lower altitudes will decrease on account of certain training programs. The reason is not directly related to the level of EPO. It is through hematological and metabolic changes as well as increase of ET-1 levels that performance under hypoxic and normoxic states happens to improve in the real sense.
تمام رویش و جنبش توحیدگرایان بر اساس این محور دوران دارد. متکلمان اسلامی در پردازش های کلامی، مرحله به مرحله از توحید ذات و صفات و افعال الهی بحث نموده و مقاصد کلامی را بر آن استوار نموده اند. حکمای اسلامی با مبانی و روش متفاوت، مبحث توحید را واکاوی کرده و با نوآوری، مطالب ژرفی به یادگار نهاده اند. در نگاه نافذ آنان، مغز توحید اخلاص است و اخلاص در سراسر کنش و واکنش موحدان باید نمایان باشد. توحید افعالی عنوانی است که همه بار معنایی این مقصود را در خود دارد. حکمای اسلامی با این عنوان، در صدد هستند نسبت آثار و افعال را به واجب و ممکن، به نسبت طولی حقیقی نه موازی یا مجازی، به هر یک از دو طرف تبیین کنند. در این میان حکمای متعالی با توجه به معیارهای توحیدی برگرفته از آموزگاران وحی، از نسبت طولی نیز فراتر رفته و با معیار «امر بین الامرین» و نظر به توحید وجودی، موضع بدیع پدید آورده اند. در همین راستا، حکیم آقاعلی مدرس دغدغه خود را درباره توحید با بیان هنرمندانه و متعالی در رساله فی التوحید به یادگار گذاشته است. وی مضاف بر بدایع الحکم که مفصل به تبیین مبانی توحید وجود می پردازد، در این رساله مختصر، عنان بحث را ماهرانه به بیان مبانی منتهی به توحید افعالی می سپارد. در این رهگذر توحید عامی و خاصی و اخصی در قلم زرنگار او، هر یک جایگاه خاص خود را می یابد تا اوج و حضیض به هم درنیامیزد. واکاوی مدققانه در مواضع توحیدی وی، مضاف بر زدودن اتهام شبهه آمیز مخالفت با توحید وجود به او، به تصور متعالی از آموزه توحید کمک شایان خواهد کرد.
مقاله حاضر، پژوهشی در راستای تحلیل تحولات نگرشی در روابط اجتماعی افرادی است که در مجموعه معنویت گرای فرادرمانی مشارکت داشته اند. این مقاله، پژوهشی تحلیلی توصیفی است که به روش نظریه پهنه محور بر روی چهارده نفر از اعضای پیوسته فعال و غیرفعال و گسسته این مجموعه انجام شده است. نتایج تحلیل ها نشان می دهد که تغییرات در بین دو گروه مصاحبه شونده، یکسان نیست و حتی گاهی عکس هم بوده است؛ به گونه ای که جهان بینی و ایدئولوژی ای که با مشارکت در گروه و به واسطه تجربه معنوی به دست می آید، در بین افراد مختلف، متفاوت است و اکثراً از نظر اعضای پیوسته، مثبت و از نظر اعضای گسسته، منفی ارزیابی می شود. تحولات شناختی و نگرشی اعضا در چهار بعد دسته بندی شده است که هریک پیامدهای خاصی دارد. چهار بعد یادشده عبارت اند از: شناسایی ابعاد پنهان خود، ادراک وحدت و حس یگانگی، باور به شعورمندی هستی و تسلیم و واگذاری امور به آن، و باور به وجود هستی های غیرارگانیک.
کتاب «تصمیم گیری در سیاست خارجی» که از شاخه های اصلی تحلیل سیاست خارجی (FPA) است در نیمه نخست جنگ سرد به چاپ رسید. در آن دوره طرح نظاممند دولت ها جریان مسلط در نظریه روابط بین الملل بود. اما پایان جنگ سرد باور به استحکام، ثبات و پیش بینی پذیری نظام ها را متزلزل کرد. موج جدید برساخته گرایی در دهه آخر قرن بیستم تلاش کرد نشان دهد انگاره ها نحوه برداشت از قدرت و ساختار نظام را تغییر می دهند. بدین ترتیب، اسنایدر نقطه تلاقی نظریه روابط بین الملل را دولت نمی داند بلکه قائل به انسان تصمیم گیرنده است. این نقد و بررسی به مقالات این کتاب از چاپ نخست آن در نیمه قرن بیستم و آخرین نسخه آن در هزاره سوم اشاره دارد.
از میان روش های معمول درون یابی، روش های کریجینگ و کوکریجینگ به عنوان بهترین برآوردگرهای خطی نااریب، کاربرد فراوانی در درون یابی داده های بارش دارند. مدل های مذکور به رغم مزیت شان نمایش همواری از پدیدة تحت مطالعه به دست می دهند و چون براساس میانگین محلی داده ها عمل می کنند، مقادیر حداکثر را کمتر و مقادیر حداقل را بیشتر از مقدار واقعی پیش بینی می کنند. بنابراین استفاده از این مدل ها به تنهایی در مواردی که هدف ارزیابی میزان ریسک و بررسی تغییرپذیری یک پدیده است، مناسب نیست. تغییرپذیری پدیده با استفاده از عدم قطعیت اندازه گیری می شود. در پژوهش حاضر به منظور محاسبة عدم قطعیت محلی و مکانی متغیر بارندگی، از الگوریتم های شبیه سازی زمین آماری SGS و CO-SGS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند الگوریتم های SGS و CO-SGS در نمونه های شبیه سازی با بازسازی مقادیر محتمل حداکثر و حداقل و همچنین حفظ دامنة نوسانات بارندگی در هر واحد مکانی، واریانسی نزدیک به واریانس نمونه های اصلی تولید می کنند. اختلاف واریانس شبیه سازی در مقایسه با نمونة اصلی بسیار ناچیز است، درحالی که واریانس روش های درون یابی اختلاف فاحشی با واریانس نمونه های اصلی دارد. همچنین نتایج نشان می دهند که این الگوریتم ها می توانند عدم قطعیت محلی و مکانی پدیده های مکانی ازجمله بارش را به درستی محاسبه کنند. کلید واژه ها : بارندگی، عدم قطعیت، شبیه سازی زمین آماری، الگوریتم SGS، الگوریتم CO-SGS.
هدف این پژوهش مطالعه ی تاثیر مشاوره مسیر شغلی سازه گرا بر قابلیت دانشجویان دختری بود که در سال تحصیلی 91-92 در دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل بوده اند. روش پژوهش از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه بود. بیست دانشجو به شیوه ی نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. از پرسشنامه محقق ساخته قابلیت استخدام برای جمع آوری داده ها استفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس و با آزمون کواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: مشاوره مسیر شغلی سازه گرا تفاوت معناداری را در نمره قابلیت استخدام و مولفه های هویت مسیر شغلی و انطباق پذیری شخصی بین دو گروه نشان داد. یافته ها هم چنین نشان داد که مشاوره مسیر شغلی سازه گرا بر مولفه های سرمایه اجتماعی و هوش هیجانی تاثیری نداشته است. نتایج پژوهش نشان داد که اجرای مشاوره مسیر شغلی سازه گرا می تواند باعث افزایش قابلیت استخدام دانشجویان شود .
هدف این مقاله ارائه مدل شایسته سالاری مبتنی بر عوامل مرتبط با آن با توجه به نقش میانجی رهبری خدمت گزار در نظام دانشگاه های استان مرکزی است. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشگاه های استان مرکزی است ونمونه گیری به روش خوشه ای دومرحله ای بوده است به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی (آزمون همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری )استفاده شده است و داده های از طریق نرم افزار SPSS و AMOS انجام گرفته است .در این پژوهش به منظورجمع آوری داده های مورد نیاز ازسه پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد است عوامل مرتبط با شایسته سالاری ،شایسته سالاری و رهبری خدمت گزار اساس طیف 5 گزینه ای لیکرت استفاده شده است.به منظور تعیین روایی از روش اعتبار محتوایی استفاده شده است(نظر متخصصان) و روایی این پرسش نامه ها با درصد بالایی به تایید رسیده است وبرای سنجش پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ مقدار پایایی برای پرسشنامه های عوامل مرتبط با شایسته سالاری 87/0 و شایسته سالاری 88/0 و رهبری خدمت گزار 81/0 است.یافته های پژوهش نشان داد که که مدل شایسته سالاری مبتنی بر عوامل مرتبط با آن با توجه به نقش میانجی رهبری خدمت گزار از برازش خوبی برخوردار است.
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ی بین سلامت روانی و راهبردهای مقابله ای در جانبازان قطع نخاع شهرستان تبریز انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه جانبازان قطع نخاع شهرستان تبریز است که تعداد آنها 40 نفر می باشد. ابزارهای گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) فرم 28 سؤالی و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نمره 19 انجام شده است. برای توصیف یافته ها از فراوانی و درصد و برای آزمون فرضیه ها از ضریب رگرسیون استفاده شده است.
به طور کلی نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از سبک های مقابله ای «هیجان مدار» و «مسأله مدار» توسط جانبازان قطع نخاع شهرستان تبریز را نمی توان از طریق متغیرهای: سلامت روانی، اختلال جسمانی، اضطراب و اختلال در کارکرد اجتماعی آنها پیش بینی کرد و باید به دنبال عوامل دیگری به غیر از عوامل یاد شده بود. اما استفاده از این دو سبک (هیجان مدار و مسأله مدار) از طریق متغیر «افسردگی» قابل پیش بینی است.
ماهیت دیه از مباحث تأثیرگذار در بحث دیات است و تاکنون سه دیدگاه عمده در این زمینه ابراز شده است. مقاله حاضر دیدگاه کمتر شناخته شده ای را تقویت کرده است که دیه را بدل رضایت می داند. این دیدگاه بر آن است که دیه نه مجازات است، نه جبران خسارت و نه تلفیقی از این دو، بلکه ماهیت آن بدل رضایت است. در این دیدگاه دیه ماهیت شرعی ندارد، بلکه ماهیت کاملاً عرفی دارد که شرع بدون تغییر ماهیت آن را امضا کرده است. در کارکرد عرفی، دیه در قدم اول مالی است که برای جلب رضایت مجنی علیه و اولیای دم پرداخت می شود تا آتش نزاع و کینه خاموش شود. در عین حال، التیامی بر بعضی زخم ها و جبرانی برخی خسارت های آنها نیز می شود. مطابق این دیدگاه دست حکومت اسلامی در تغییر میزان دیه با توجه به اقتضائات زمان باز است.
از نظر رویکرد ارتباطی، یادگیری زبان دوم به معنی توسعه توانش ارتباطی در بافت های واقعی زبان مقصد است. تدریس عناصر صرفی و نحوی زبان به تنهایی تامین کننده نیازهای زبان آموزان نیست، بلکه باید آنچه را کاربران زبان واقعاً در حوزه توانش های «دستور زبان»، «گفتمان»، «جامعه» و «راهکاری»، با زبان انجام می دهند، درک کنند، فرابگیرند و تعامل کنند. رسیدن به چنین توسعه زبانی، نیازمند چندین زیرساخت پایه است. هدف این مقاله برشمردن این زیرساخت های پایه در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان و بیان ارتباطشان با یکدیگر از نظر رویکرد ارتباطی است. زیرساخت هایی که در این مقاله به آنها پرداخته می شود، عبارتند از: تعریف اهداف آموزشی، تهیه پیکره های زبانشناسی، شناخت و تحلیل خطاهای زبان آموزان غیرفارسی زبان، تهیه منابع آموزشی و کمک آموزشی مخصوص زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، ارتقای روش های تدریس و ارزشیابی های استاندارد. نتیجه این که برای توسعه پایدار آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان باید این زیرساخت ها تهیه و محصولات هر زیرساخت در دیگر بخش ها به صورت یکپارچه و منسجم استفاده بشود.
در دهه های اخیر، شهرها در جست وجوی یافتن راه های جدیدی جهت ارتقا و رشد اقتصادی خود هستند؛ از این رو بهره گیری مطلوب از دارایی های شهری به منظور جذب سرمایه و ورود به عرصه های رقابتی، بیش ازپیش مورد توجه مدیران شهری قرار گرفته است. در این شرایط رقابتی، با توجه به نقش برندسازی به عنوان ابزاری برای ایجاد مزیت رقابتی، دولت ها بر تقویت فعالیت های برندسازی شهری متمرکز شده اند؛ بر این اساس، پژوهش حاضر سعی دار د تا با بررسی مفاهیم و دیدگاه های موجود در مورد برندسازی شهری، رقابت پذیری و رشد اقتصاد شهری، به استخراج شاخص های هر یک پرداخته و سپس با اولویت بندی شاخص ها، یک مدل مفهومی از برندسازی شهری در راستای رقابت پذیری و رشد اقتصاد شهری ارائه دهد. تحقیق حاضر برحسب هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری اطلاعات، از نوع مطالعات اسنادی- کتابخانه ای و پیمایشی بوده و ابزا ر گردآوری داده ها، پرسشنامه می باشد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از مدل F’ANP استفاده شده است تا ضمن بهره گیری از مزیت های ذاتی روش تحلیل عاملی، ابتدا موضوع به ابعاد تشکیل دهنده تجزیه شود و سپس با استفاده از روش ANP ، این ابعاد، عناصر و ارتباط بین عناصر و خوشه مورد بررسی قرار گیرد. نمونه آماری پژوهش؛ شامل اساتید و دانشجویان دکتری شهرسازی دانشگاه های علوم و تحقیقات تهران و شهر قدس بوده و روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده می باشد. همچنین روش تحلیل عاملی با استفاده از 21 شاخص و با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده است. نتایج پژوهش، بیانگر اهمیت و لزوم توجه به اصول برندسازی شهری مانند: خلق جاذبه های شهری، ایجاد مزیت های متمایز از مکان، افزایش مشارکت و بهره وری، اتصال و ارتباط شهرها، بهبود مکان، توسعه خلاقیت، حفظ و توسعه دارایی های شهری در زمینه ارتقای قدرت رقابتی و در نتیجه رشد اقتصاد شهری است. در پایان نیز راهبردها و پیشنهادهایی در خصوص برندسازی شهرها در راستای ارتقای رقابت پذیری و رشد اقتصاد شهری ارائه شده است.
به نظر الیاده برای انسان مذهبی همیشه یک واقعیت مطلق و مقدس وجود دارد که فراتر از این جهان است و خود را در این جهان متجلی می سازد و به آن تقدس و واقعیت می بخشد. این واقعیت و تقدس همان است که در رفتار و گفتار شیخ بوسعید در حکایات اسرارالتوحید بیان می شود. در این مقالله با روش تحلیلی توصیفی و با مراجعه به منابع نظری تحقیق تلاش شده است تا مشخصه های انسان مذهبی الیاده به تفکیک بر روی اشخاص اصلی حکایات، راستی آزمایی شود تا میزان سنخیت این دیدگاه با حکایت های اسرارالتوحید مورد بررسی قرار گیرد. نتایج نشان می دهد که شیخ بوسعید به عنوان یک انسان مذهبی، زمان تاریخی را برانداخته و به زمان مقدس دست یافته است. هم از این روست که هر یک از اطرافیانش که مصداق انسان تاریخی هستند، به نسبت ارتباطی که از طریق بوسعید با زمان مقدس برقرار می کنند، می توانند شمه ا ی از جاودانگی و کاستی ناپذیری را دریابند. با تحلیل حکایات اسرارالتوحید مطابق با الگوی پیشنهادی الیاده، شیخ بوسعید مصداق انسان مذهبی است و کرامات وی و اتفاقات و رخدادهای پیرامون وی انکار جهان واقعی و گریز به جهان رؤیا و تخیل نیستند.
پژوهش های علمی درباره مدیریت دانش بیشتر بر روی فرایند خلق دانش ، استفاده و نیز انتقال آن متمرکز شده اند، اما توجه کمی بر روی فرایند فراموش کردن دانش صورت گرفته است. این در حالیست که در محیط پویای امروزی همه سازمانها نیازمند تغییر و بازنگری و دربیشتر موارد کنار نهادن روش های قدیمی انجام کار هستند. در این مقاله سعی شده با روش تحلیل محتوا و مصاحبه های نیمه ساختار یافته از مدیران شهرداری قم و جمعی از نخبگان دانشگاهی در زمینه یادگیری سازمانی و مدیریت دانش ، مدل جامعی از عوامل موثر، ساز و کارها و پیامدهای فراموشی سازمانی هدفمند ارائه شود. عوامل موثر بر فراموشی سازمانی هدفمند در سه گروه عوامل فردی، عوامل سازمانی و عوامل محیطی طبقه بندی شدند که ضمن اشتراکات با سایر تحقیقات گذشته، برخی عوامل به خصوص در حوزه فردی و محیطی و استراتژیک برای نخستین بار در حوزه فراموشی مطرح شده است. مجموعه اقدامات اجرای فراموشی هدفمند به علاوه نشانه ها و علائم حضور این پدیده در سازمان جهت سهولت سنجش آن در گام دوم و در نهایت پیامدهای اجرای فراموشی هدفمند ارائه شده است. این پیامدها در رابطه با افراد، سازمان و ارباب رجوع دسته بندی شده است.