مقاله معیار پژوهش قرآنی به بیان شاخصهای اساسی قرآنی بودن پژوهش میپردازد. در این مقاله برای نخستین بار کاربرگی برای ارزیابی قرآنی بودن پژوهش طراحی و عرضه میشود. پس از بیان مفاهیم و تعریف پژوهشِ قرآنی، مراحل سهگانه تحقیقات مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شده است که مطالعه ارزیابی میزان قرآنی بودن پژوهش بیش از همه در مرحله آغازین پژوهش ضرورت دارد که همان مرحله طرح ایده، بیانِ عنوان یا تبیین مسئله یا مسائل پژوهش است؛ زیرا مدیران پژوهش در این مرحله بیش از هر مرحله دیگری به ارزیابی و تشخیص قرآنی بودن پژوهش نیازمندند تا بتوانند بر اساس آن در تخصیص منابع انسانی و علمی پژوهش به گونهای دقیقتر و مؤثرتر به مدیریت پژوهش بپردازند. کاربرگ مورد نظر نیز بر اساس سه شاخص اصلی تنظیم و برای هر شاخص یک طیف پنج فاصلهای در نظر گرفته شده است که در ضریب هر یک از شاخصها ضرب میشود. کمترین امتیاز صفر و بالاترین امتیاز بیست و چهار و امتیاز متوسط دوازده است که به عنوان حداقل امتیاز قرآنی بودن پژوهش تعیین شده است. این کاربرگ به وسیله یک یا چند کارشناس تحقیقات قرآنی تکمیل و معدل امتیاز به عنوان امتیاز نهایی در نظر گرفته میشود. به این ترتیب انتظار میرود با کمّی شدن اندازه نسبیِ قرآنی بودن پژوهش، داوری در این باره تسهیل و تقسیم کار با دقت بیشتری انجام شود.
شخصیت بخشی یکی از مهم ترین صورت های خیال است که به شکل های مختلف در شعر می آید و معمولا با صنایعی همچون ایهام یا استخدام و حسن تعلیل همراه است. شخصیت بخشی به مثابه نوعی تشبیه یا استعاره دارای دو رکن است؛ یکی شخص و دیگری شی. هر گاه ویژگی یا فعلی انسانی را به شی نسبت دهیم یا به بیان دیگر در شی فرافکنیم، حاصل کار شخصیت بخشی خواهد بود. این نوع تصویرپردازی یکی از مهم ترین وجوه زیبایی در شعر حافظ است. حافظ به شکل های مختلف به اشیا شخصیت انسانی بخشیده و در این کار توفیق کم نظیری داشته است. مهم ترین ابزارهای حافظ در شخصیت بخشی به اشیا، تشبیه، استعاره و ایهامی است که در وجه شبه یا جامع استعاره یا استعاره تخییلیه ای که لازمه استعاره مکنیه است وجود دارد.
این پژوهش با رویکرد نظری و بررسی اسنادی، با بیان مبنای کلامی ولایت فقیه، در صدد تبیین مبنای مشروعیت و حدود اختیارات آن است. تأکید این مقاله کنکاش در آثار فقهی و اقدامات عملی آیت الله سیستانی است..آیت الله سیستانی، از جهت مبنای نظری معتقد به پیوند دین و سیاست، و قائل به ولایت فقیه، در سه حوزه افتاء، قضاء و امور حسبیه به معنی موسّعآن، بلکه برخی دیگر از شئون امام معصوم و حاکم اسلامی هستند. از این رو، در زمینه زعامت سیاسی جامعه، ولایت را برای فقیه جامع الشرایط در راستای حفظ نظام مملکت اسلامی، که مقبول عامه مؤمنان باشد، پذیرفته اند. بنابراین، گرچه ایشان قائل به ولایت مطلقه فقیه نیستند، اما با توسعه گستره دایره امور حسبیه و نظر به إعمال ولایت در امور عامه، که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است، بسیار به نظریه ولایت مطلقه فقیه نزدیک می شوند.
دربارة چرایی طرح بحث وجود ذهنی در فلسفه اسلامی دو نظریه وجود دارد: برخی بر این باورند که این بحث برای اثبات مطابقت ذهن و عین است. در مقابل، گروهی معتقدند وجود ذهنی، بحثی وجود شناختی و در مقام اثباتِ وجود ذهنی در کنار وجود خارجی است.
این مقاله با تأکید بر دیدگاه دوم، نشان میدهد نظریة کسانی که معتقدند ماهیت برخی از اشیا و واقعیتها
به ذهن میآید و نیز نتایجی که از این نظریه به دست میآورند، نادرست است. نظریة وجود ذهنی نه تنها
مشکل مطابقت را حل نمیکند، بلکه این مشکل، خود بر نظریة وجود ذهنی مبتنی است و راه حل آن را باید از راه دیگری جست.
بخش عمده ای از تحقیقات ادبی دربارة مثنوی لیلی و مجنون نظامی، به شرح ابیات و معنی لغات ـ چه شرح کامل و چه گزیده ـ اختصاص دارد.
در این مقاله ابتدا به معرفی و نقد ساختاری و محتوایی شرح ها پرداخته شده و سپس ریشه های اختلاف نظر شارحان، در سه حوزه زیر، با ذکر مثال هایی از ابیات لیلی و مجنون، تبیین و تحلیل شده است:
الف) واژگان؛ گاه اختلاف نظر شارحان در معانی حقیقی و استعاری واژه ها و یا حقیقی یا استعاری بودن واژگان، سبب اختلاف معانی ابیات شده است.
ب) عبارت؛ گاه اختلاف نظر در معانی حقیقی یا کنایی عبارت و یا معانی گوناگون کنایی موجب اختلاف معنای ابیات شده است.
ج) کل بیت؛ گاهی نیز اختلاف نسخه ها، تعقید معنوی، استعداد تأویل پذیری ابیات و چگونگی خواندن بیت، سبب بروز معانی گوناگون گردیده است
اصطلاح جاهلیت از واژه های شناخته شده در عرف اجتماعی است که همواره با خود منظومه ای از نشانه های فرهنگی را داراست. یکی از نشانه های منحط سبک زندگی جاهلی در جزیره العرب، دخترکشی یا همان زنده به گور کردن دختران بوده است. موضوعی که اصل وجود آن مورد نقد قرآن کریم قرار گرفته است و در دوران دعوت اسلام از دغدغه های مهم رسول خدا(ص) بوده است. به رغم تحقیقات متعدد، اما مختصر در این باره، میزان رواج و شیوع این فرهنگ در میان اعراب جاهلی بررسی نشده است. نظرات مختلف درباره این موضوع: 1. اختصاص این امر به یک قبیله یا افرادی از یک قبیله خاص؛ 2. شیوع این امر در میان قبایل مختلف اعرابی؛ 3. رواج این امر در میان معدودی از قبایل. این نظرات موجب شکل گیری چند مسئله شده است: آیا «وَأد بنات» قاعده فرهنگ جاهلی بوده است یا استثناء؟ آیا دخترکشی تنها به پدران اختصاص داشته است یا این که رسم معمولی در میان پدران و مادران بوده است؟ در تحقیق پیشِ رو تلاش شده است تا به روش تحلیلی و استقرائی و با رویکردی جامعه شناختی با بازخونی متون تاریخی و تفسیری ریشه های مسئله «وَأد بنات» به همراه علل و انگیزه های آن یافت شود و به پرسش های مطرح پاسخ داده شود.
قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور به منظور مقابله با مجرمان اقتصادی در سال 1369 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. بند «ه » از مادّه 1 این قانون، قبول سپرده اشخاص منتهی به حیف و میل اموال مردم یا اخلال در نظام اقتصادی کشور را جرم انگاری کرده است. شرایط تحقق بزه فوق، شرایط شمول عنوان افساد فی الارض بر رفتار مرتکب و تعدد معنوی عنوان مذکور با عناوین مجرمانه ای همچون کلاهبرداری و اشتغال غیرمجاز به عملیات بانکی، دارای ابهاماتی است که نیازمند تحلیلی نقادانه و همه جانبه است.
این نوشتار در پی پاسخ گویی به این پرسش اساسی است که آیا با وجود عناوین مجرمانه ای همچون کلاهبرداری، عنوان مجرمانه اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق قبول سپرده اشخاص، مجالی برای استناد در محاکم می یابد؟
تحلیل قوانین و مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی و بررسی رویه قضایی مشخص می سازد که به دلیل ابهامات موجود در تعریف برخی واژگان کلیدی در متن قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور و دشواری احراز عناصر تشکیل دهنده بزه فوق، عنوان مجرمانه مندرج در بند «ه » ماده 1 قانون مذکور با وجود عناوین مجرمانه مذکور در قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری 1367 و همچنین ماده 286 قانون مجازات اسلامی 1392، مجال چندانی برای استناد در محاکم نیافته اند، از این رو جرم زدایی آن پیشنهاد می گردد.
" این مقاله به بررسی سیمای انسان کامل از دیدگاه عرفان پرداخته و جنبه های گوناگون وجودی انسان را مورد بررسی قرار می دهد.
در عرفان اسلامی انسان از جایگاه ویژه ای برخوردا است، به گونه ای که انسان کامل و واصل به حق در مرتبه خلیفه اللهی و جانشینی خدداوند قرار می گیرد.
مولانان در اثر بی بدیل خود – مثنوی – این مقام را به تصویر شیده است.
از سوی دیگر چون محی الدین عربی بنیانگذار عرفان علمی است و اساس عرفان این عارف بزرگ «انسان کامل» است، تفاوت دیدگاه مولانا جلال الدین با دیگاه محی الدین عربی مورد بررسی و بحث قرار گرفته و ارتباط آن با بحث ولی و ولایت بیان گردیده است.
مسایل دیگر از قبیل هدایت از نظر عرفان، علم و تفکر از دیگاه عرفان، ایمان به خداوند و فایده آن در این مقاله گنجانده شده است."