احیای هویت محله ای و تعلقات اجتماعی به منظور مدیریت بهینه و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، همواره مورد تاکید محققان و کارشناسان شهری بوده است. همچنین بررسی و شناخت عوامل مداخله گر تاثیر گذار بر احساس هویتمندی می تواند در جهت حل معضل نبود تعاملات اجتماعی و بحران هویت در شهرها و محلات امروز کارساز باشد .انسان ساکن در محلات کلانشهر های امروز با فضای محله خود مأنوس نیست و در تصویر ذهنی وی، محله بخشی از شهر محسوب می شود. این پژوهش در پی شناسایی دقیق عوامل هویت بخش به محلات در کلانشهرها بوده تا از طریق مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی-تحلیلی، به یافتن این شاخصه های هویت بخش که منجر به تقویت تعاملات اجتماعی و حس تعلق خاطر به محیط زندگی در میان ساکنین می گردد، کمک نماید. هویت محله ای در سه بعد مطرح می شود؛ فیزیکی، سیاسی، اجتماعی. هویت اجتماعی یک محله به وجود شبکه های اجتماعی و محیط های حمایتی بستگی دارد؛ چرا که این شبکه ها در سلامت روانی انسان اهمیت به سزایی دارند؛ به طوری که هرچه تمرکز گروه در سطح هویت محله ای افزایش یابد، میزان بیماری های روانی آن گروه کاهش می یابد. بررسی مفهوم محله در ایران نشان دهنده آن است که محله سنتى ایران بر اثر همبستگى و یکپارچگى اجتماعى قوى بین ساکنین که دارای ارزش های مشترک بودند ایجاد مى شد و زمینه اى براى حمایت ساکنین از شرایط جمعی فراهم می نمود. بررسی و قیاس بین محله در شهرهای ایرانی و واحد همسایگی غربی، نشان می دهد که محله سنتی در شهرهای ایران دارای انعطاف پذیری و ظرفیت اجتماعی بالاتری نسبت به واحد همسایگی غربی می باشد. لذا استفاده از اصول محله سنتى ایرانى، به منظور باز تولید مفهوم محله در شهرسازى معاصر کشور، توصیه می گردد.
این پژوهش به دنبال بررسی استراتژی های تدوین و اجرای سیاست های خصوصی سازی آموزش عالی است. ازاین رو استراتژی ها و برنامه ها و سیاست های این بخش( تدوین و اجرا) بر اساس مصاحبه و اسناد و مدارک( ادبیات و پیشینه پژوهش) مرور شد و برای هرکدام راهکارهای پیشنهادی و اصلاحی آورده شده است. این پژوهش، به صورت مروری (انتزاعی) و کتابخانه ای به همراه مصاحبه های نیمه ساختاریافته است که با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی (تحلیل محتوا) از نوع تحلیل مضمون انجام شده است. در این راستا ابتدا عوامل دخیل رشد خصوصی سازی(تدوین و اجرا) آموزش عالی در جهان و ایران شناسایی شد و در 22 محور دسته بندی شدند و برای هرکدام پیشنهاد ها و راهکارهایی اصلاحی آورده شده است. سپس الزامات خصوصی سازی آموزش عالی در ایران در بخش تدوین و اجرا آورده شد و در 8 محور کلی قرار گرفتند و متناسب با هر بخش الزامی در تدوین و اجرا (الزامات سیاست گذاری و راهبردی- الزامات قانونی- الزامات مالی و اقتصادی- الزامات آموزشی و پژوهشی- الزامات مدیریتی و سازمانی- الزامات اجتماعی و فرهنگی- الزامات زیرساختی- الزامات ارتباطی) بخشی به عنوان اجرا و پیشنهاد ها و راهکارهای اصلاحی اجرایی برای بخش تدوین و اجرا آورده شده است. در ادامه نیز موانع تدوین و اجرا در 6 محور(موانع قانونی- موانع اقتصادی- موانع سیاسی- موانع ساختاری اداری- موانع آموزشی- موانع فرهنگی و اجتماعی) دسته بندی شدند و پیشنهاد ها راهکارهای اصلاحی در جهت برخورد با موانع به تفکیک هر بخش آورده شده است.
فرآیند معناسازی در گفتمان ادبی روایی کلاسیک، برخلاف قالبی ساده و بیرونی، تابع عناصر و نظام های نشانه ای پیچیده است. برای درک چگونگی ابعاد حضور و نقش تعیین کننده این عناصر، یکی از علمی ترین ابزارهای قابل اتکا، نشانه معناشناسی است که باعث می شود روابط هم بسته و منسجم گزاره های نشانه ای متنی درون گفتمانی از حیث پدیدارشناختی و حتی معرفت شناختی با اتقانی علمی تحلیل شوند. با استناد به همین فهم، گفتمان روایی «شاه زاده و یاران او»، با هدف استنباط قابلیت معناسازی عناصر دالی و چگونگی ظهور مؤثر آن عناصر در میزان تبیین اندیشه راوی و گستره بخشی گفتمان، تحت خوانش و تحلیل قرار گرفته است. این مقاله به روش مطالعه کتابخانه ای و برای پی جویی و پاسخ یابی این دو مسئله اصلی فراهم آمده است: الف) پیش زمینه های زبانی و شاخص ها در کیفیت و سیالیت معنای گفتمانی هم سو با ذهنیت گفته پرداز چگونه وضع و نقشی دارند؟ ب) حضور نشانه فردها در روند معناسازی و بُعد معرفت شناختی گفتمانی چگونه است؟ برآیند یافته ها در نگاهی کلی، مبین این است که گفته پرداز این گفتمان روایی را جهت دار و طراحی شده تدوین کرده است. به همین رو، کوشیده است شاکله تمام عناصر و نظام های نشانه ای را در روند تبیین بازنمود ذهنی تقدیرگرایی گرد آورد.
هدف: همواره با توجه به آنکه وجهی از انسان ها هیجان و درک اجتماعی می باشد، بنابراین می توان در بسیاری از تصمیم ها، رویدادها نقش این ویژگی بسیار بارز باشد، مخصوصا در شرایط ارتباطی با افراد کم توان ذهنی که در وضعیت مراتب نامناسب تری به تناسب یک فرد عادی هستند، با عنایت به مطلب فوق هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میزان پرخاش گری و خود دلسوزی در بخشایش مادریاران مراکز توانبخشی افراد کم توان ذهنی است. روش:روش انجام این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی 415 مادریار مراکز توانبخشی افراد کم توان ذهنی سطح استان گلستان تشکیل دادند و با توجه به طرح پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 230 نمونه انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات به صورت فردی و در مراکز انجام گردید. در این پژوهش از پرسشنامه مقیاس بخشودگی احتشام زاده و همکاران (1389)، پرسشنامه پرخاش گری ( AGQ ) و پرسشنامه خود دلسوزی فرم بلند ( SCS-LF ) استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن است که در مجموع بین تمامی خرده مقیاس های میزان خشم با بخشایش گری همبستگی معکوس و بین خرده مقیاس های خودشفقتی با بخشایش گری همبستگی مستقیم معناداری وجود دارند، همچنین مولفه ی انزوا (19/0)، احساس مشترک انسانی (30/0)، مهربانی با خود (32/0) وکینه توزی (34/0) توان پیش بینی بخشایشگری را دارا می باشند. نتیجه گیری: به طور کلی بخشایش گری تحت تاثیر مولفه های هیجانی می باشد و تلویحات کاربردی بسیاری در حیطه های درمانی و آموزشی در مراکز نگهداری کودکان کم توان ذهنی می تواند داشته باشد.
با توجه به جایگاه پارچه بافان در تمدن ایران و از جمله در دوره تیموری، پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی می کوشد تا به این پرسش پاسخ دهد که جلوه نمایی این هنر در غالب منسوجات پارچه ای مورد استفاده در طوی های تیمور در قالب پوشش چادرها از سوی بافندگان بر اساس روایات متون و نگاره های بازمانده از مجالس تیمور مبتنی بر چه سیاستی از سوی دربار و دارای چه ویژگی های هنری از سوی بافندگان بوده است؟ یافته ها مبتنی بر تحلیل کلامی و بصریِ روایات و نگاره ها، حاکی از آن است که از سویی بنا به طبع هنردوست تیمور و از سوی دیگر به دلیل نمایاندن اقتدار و ثبات سیاسی- نظامی در عرصه ملی و فراملی، نشان دادن رشد و تعالی فرهنگی- هنری سرزمین های تحت حکومت و کسب وجه و پایگاه در میان سایر ملل، همواره سعی می شد چادرهای مربوط به طوی های تیمور که گاه سفیران سایر کشورها در آن حضور داشتند، به نحوی منحصر به فرد تزیین شود. متعاقبا در پی نیاز و سیاست حمایتی تیمور نسبت به آثار تولیدی در این حوزه، سبک های هنری پارچه بافان این دوره به اوج بالندگی و رشد خود دست یافت، چنانکه پارچه های بکار رفته در چادرهای طوی مبتنی بر نبوغ هنری پارچه بافان ایرانی تا حد بسیاری از سبک چینی فاصله و با بهره گیری از الیاف، نقوش و رنگ بندی ویژه، به استقلال هنری مطلوبی دست یافت.
هدف از پژوهش حاضر تحلیل وضعیت میزبانی رویدادهای ورزشی در استان یزد با استفاده از مدل سوات می باشد. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل روسا و نواب رئیس های هیئت های ورزشی استان و مدیران اجرایی ورزش، اساتید مدیریت ورزشی و مربیان ورزشکاران نخبه دارای سابقه مشارکت در برگزاری رویداد ورزشی در استان یزد می باشد (جمعا ۱۸۰ نفر). روش نمونه گیری در این تحقیق، تمام شمار و نمونه برابر با جامعه می باشد و درنهایت ۱۵۰ نفر به پرسشنامه ها پاسخ دادند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته سوات بود که روایی آن از طریق نظرات ۱۰ نفر از اساتید مدیریت ورزشی و پایایی آن نیز با استفاده از آلفای کرونباخ (۸۴/0) تایید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد و ...) و آمار استنباطی (آزمون رتبه ای فریدمن) استفاده گردید. همچنین برای تعیین موقعیت راهبردی وضعیت میزبانی رویداد ورزشی در یزد از ماتریس های ارزیابی عوامل داخلی (IFE )، ارزیابی عوامل خارجی (EFE ) و ماتریس داخلی و خارجی (IE ) استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که میزبانی رویدادهای ورزشی در استان یزد دارای ۱۶ قوت، ۹ ضعف، ۱۰ فرصت و ۸ تهدید می باشد وضعیت میزبانی رویدادهای ورزشی در استان یزد در منطقه راهبردی WO قرار دارد. نتیجه گیری می شود که دست اندرکاران در حوزه میزبانی رویدادهای ورزشی استان یزد باید از فرصت های خارجی پیش روی خود برای از بین بردن ضعفهای داخلی استفاده نمایند.
مسأله اصالت وجود یا ماهیت، همانند سایر مسائل فلسفی، بر مبادی تصوّری ویژه ای ابتنا دارد. در نگاه اوّل، مبادی تصوّری این مسأله عبارتند از: «وجود»، «ماهیت»، «اصیل» و «اعتباری». مقاله پیش رو عهده دار بحث در باب دو مفهوم اخیر است. در ابتدا به روش توصیفی و تاریخ فلسفه ای، تتبّع فراوانی در آثار پیشینیان انجام گرفت، امّا به جز سهروردی، صرفاً در آثار برخی متفکّران متأخّر، اشارات آگاهانه ای در باب ویژگی های مفاهیم اصیل و اعتباری یافت شد. بنابر منطوق سخنان فیلسوفان، «اصیل» به معانی محقّق در خارج، قابل اشاره حسّی، منشأ آثار، اثر پذیر، مجعول بالذّات، موجود بالذّات و ... است. از آنجا که مفاهیم «اصیل» و «اعتباری» هماره متمّم یکدیگر به کار رفته اند، با لحاظ اطلاقات «اصیل»، معانی گوناگون مفهوم «اعتباری» نیز قابل فهم خواهند بود. از مجموع سخنان صدراپژوهان و منتقدان ایشان چنین استنباط می شود که هر یک از مفاهیم «اصیل» و «اعتباری»، حائز سه معنای عام، خاص و أخص است. برای دست یابی به این معانی، تمرکز بر سه شرط «تحقّق خارجی»، «منشئیت آثار» و «مجعولیت بالذّات» اهمّیت فراوان دارد؛ علاوه بر آن، بایستی تمایز مفاهیم «بالتّبع» با «بالعرض» و تقابل آنها با «بالذّات» را نیز لحاظ نمود.
نویسنده درصدد معرفی آرای راجر فاولر است که گفتمان را به منزله محصول و رویدادی اجتماعی در روزنامهنگاری مطرح میکند. بهنظر او، فاولر، باتکیه بر تحلیل گفتمان انتقادی، به خوبی به یکی از پنهانترین جوانب مدیریت رسانه، یعنی به نقش زبان رسانهای در ایجاد مفاهیم و شکل دهی به آن مفاهیم اشاره میکند که عمدتا با تمرکز برسرمقالهها صورت میگیرد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر توانبخشی شناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی توجه انتخابی، کنترل بازداری و حافظه کاری سالمندان مبتلا به اختلال شناختی خفیف بود. این مطالعه تجربی به صورت مورد منفرد و از نوع A-B بود که در آن که تعداد 6 نفر سالمند (4 زن و 2 مرد) مبتلا به اختلال شناختی خفیف با میانگین سنی 62 سال، از طریق نمونه گیری در دسترس هدفمند انتخاب و به روش تصادفی ساده در دو گروه کنترل(3 n= ) و آزمایش (3 n= ) جایگذاری گردیدند. ارزیابی توجه انتخابی، کنترل بازداری و حافظه کاری به ترتیب با آزمون های «استروپ»، «برو/ نرو» و «یک محرک قبل» صورت پذیرفت و برنامه توانبخشی «آرام» طی 10 جلسه فردی یک ساعته برای گروه آزمایش ارائه گردید. برای هر آزمودنی گروه آزمایشی 6 ارزیابی (قبل، حین، بلافاصله بعد از اتمام و دو ماه پس از خاتمه مداخله) انجام شد و گروه کنترل نیز همزمان بدون دریافت هرگونه مداخله ای ارزیابی شدند. استفاده از تحلیل دیداری نشان داد نمرات گروه آزمایش در هر سه آزمون کارکرد اجرایی، در طی ارزیابی های خلال مداخله رو به افزایش بوده است؛ اما نمرات گروه کنترل تغییر چشم گیری نداشته است. همچنین پی گیری دو ماهه نیز نشان از ثبات اثر مداخله در گروه آزمایش داشت. می توان اظهار داشت این برنامه توانبخشی شناختی باعث بهبود کارکردهای توجه انتخابی، کنترل بازداری و حافظه کاری در سالمندان دارای اختلال شناختی خفیف شده است. نظر به وجود قراین مبنی بر احتمال تبدیل اختلال شناختی خفیف به اختلالات شناختی عمیق تر نظیر آلزایمر، یافته هایی این چنین، می توانند موید امکان کمک گرفتن از تکنولوژی، در راستای بهبود کارکردهای شناختی سالمندان مبتلا به اختلال شناختی خفیف با صرف هزینه های کمتر درمانی باشند.
یکی از مسائل مهمی که در دوره قاجار اتفاق افتاد، ورود تعداد زیادی از پزشکان اروپایی به فضای جغرافیایی ایران و پرداختن به فعالیت های درمانی بود. این پزشکان به سبب غریبه بودن، آشنایی چندانی با شرایط و مناسبات اجتماعی حاکم بر این فضا نداشتند و نمی توانستند با جامعه میزبان پیوند مناسبی برقرار سازند. در این پژوهش براساس منابع اصلی تاریخ دوره قاجار و به روش مقایسه ای مبتنی بر جامعه شناسی تاریخی، کنش های فرهنگی اجتماعی پزشکان اروپایی با جامعه میزبان براساس مفهوم «غریبه» ابداعی گئورک زیمل موردبررسی و تحلیل قرار می گیرد. سؤال اصلی تحقیق این است که برهم کنش های پزشکان اروپایی به منزله غریبه و جامعه میزبان چه اثراتی بر عملکرد حرف ه ای این پزشکان در فرایند سلامتی و درمان جامعه ایران داشته است؟ یافته های این پژوهش حاکی از آن است که پزشکان اروپایی به سبب کنش های ناشی از غریبه بودن شان نسبت به فضای اجتماعی میزبان همچون بی رفی، داشتن صراحت لهجه و شفافیت؛ آزادی از هرگونه قیود، تعصبات، ارزش گذاری ها و پیش داوری ها؛ قائل نبودن به دسته بندی های اجتماعی، سیاسی و... که غالباً در عینیت نگری آن ها نهفته بود، نتوانستند همگرایی لازم را با بخشی ازکنش گران جامعه میزبان (گروه حکیمان سنتی) برقرار کنند. حکیمان نیز درعوض این پزشکان را به چشم غریبه نگریسته و در کوتاه مدت آنان را در درون گروه خود پذیرا نشدند. اما بخشی دیگر از جامعه میزبان یعنی بیماران، پزشکان اروپایی را پذیرفتند و درنتیجه تأثیری که این پزشکان بر روی فرایند درمان بیماران ایرانی داشته اند، از روندی مثبت برخوردار بوده است.
شایع ترین و مهم ترین دیدگاه مربوط به مناسبات مردم و حکومت در تاریخ ایران، دیدگاه مربوط به «تضاد دولت و ملت» است. این دیدگاه از جانب محمدعلی همایون کاتوزیان و برخی افراد دیگر ذکر شده است. در دیدگاه کاتوزیان، چرخه «استبداد، هرج و مرج، استبداد» درمورد مناسبات مردم و حکومت در تاریخ ایران مطرح شده است. دیدگاه «تضاد» با تعریفی که از جایگاه ساختار سیاسی می کند به نقش نظام سیاسی در نحوه تعامل مردم با حکومت در تاریخ ایران اشاره دارد که همواره نشانگر وضعیت «چالش»، «نزاع» و «درگیری» بین آن ها بوده است. این مقاله به دنبال نقد دیدگاه «تضاد» با بهره گیری از رهیافت « جامعه شناسی تاریخی» است. مدعا این است که دیدگاه «تضاد» نمی تواند جوهره مناسبات مردم و حکومت در طول تاریخ ایران را تبیین کند. روش مقاله کیفی و به صورت توصیفی تفسیری است. یافته ها حکایت از این دارد که با بهره گیری از رهیافت جامعه شناسی تاریخی می توان در تعمیم دیدگاه تضاد بر کل تاریخ ایران و جوهره آن تردید کرد، چراکه بستر تاریخی و اجتماعی جامعه ایران دیده نشده، لذا مکانیسم های تعامل و نحوه زیست اجتماعی ایرانیان نیز فهم نشده است. با روش جامعه شناسی تاریخی می توان بر تکثر قواعد، تنوع تاریخ و به خصوص فضاها و موقعیت های متکثر غیرتضادی در مناسبات دولت و ملت در طول تاریخ ایران تأکید داشت. .
با توجه به اهمیت حفظ و ارتقاء روابط اعضاء خانواده طی دوران حبس، مقاله حاضر با استفاده از روش پیمایش، به بررسی روابط بین داغ ننگ(متغیر مستقل)، کیفیت روابط اعضاء خانواده(متغیر واسط)، و عدم سلامت روان اعضاء خانواده (متغیر پیامد) می پردازد. در این تحقیق داغ ننگ در دو بعد تعاملی و جنسیتی، کیفیت روابط اعضاء خانواده در سه بعد روابط زن- شوهر، روابط فرزند-مادر، و روابط فرزند-پدر، و عدم سلامت روان در سه بعد افسردگی، و اضطراب زن سرپرست خانوار و اختلال سلوک فرزندان عملیاتی شده است. نمونه گیری پیمایش از نوع سیستماتیک و شامل 222 نفر از زنان سرپرست خانوارِ تحت حمایت انجمن حمایت از زندانیان مرکز (تهران) است. مبتنی بر یافته ها در دامنه 1 تا 6، میانگین کیفیت روابط اعضاء خانواده 6/3، و در حد متوسط بود. افزایش داغ ننگ با کاهش کیفیت روابط اعضای خانواده همبستگی داشت. همچنین افزایش داغ ننگ، افزایش میزان عدم سلامت روان خانواده را همراه داشت. کاهش کیفیت روابط اعضای خانواده نیز با افزایش میزان عدم سلامت رابطه داشت. مطابق یافته های تحلیل چندمتغیره، 15 درصد از تغییرات واریانس افسردگی زنان با ورود متغیرهای کیفیت روابط زن- شوهر، و کیفیت روابط فرزند- مادر، 14 درصد از تغییرات واریانس اضطراب زنان با ورود متغیرهای کیفیت روابط فرزند- مادر، و تعداد افراد تحت تکفل مادر، و 23/4 درصد از واریانس اختلال سلوک فرزندان با ورود متغیرهای کیفیت رابطه فرزند- پدر، کیفیت رابطه فرزند- مادر و سرانه درآمدی خانوار به معادله رگرسیونی تبیین شد.
سابقه و هدف: بهداشت در لغت به معنای نگاه داشتن و تندرستی؛ و در اصطلاح علمی به معنی پیشگیری از بیماری ها، زندگی برتر، راه و رسم نگهداری و همچنین صیانت از سلامت انسان است. به نظر می رسد در این تعاریف به بهداشت روح که یکی از حوزه های دارای اهمیت است، کمتر توجه شده است. ازاین رو، هدف این پژوهش شناخت چیستی و حقیقت روح انسان؛ و همچنین نحوه ی رسیدن به عوامل سعادت بخش و چگونگی پرهیز و پیشگیری از عوامل مخرب روح است. روش کار: مطالعه ی حاضر به صورت تحلیلی و کتابخانه یی؛ و با مراجعه به منابع دینی و بررسی آیات و روایات معصومان (س) در متون اسلامی و با استفاده از تحقیقات دانشمندان صورت گرفته است. بر این اساس، ابتدا وجود حقیقت روح با ادله ی عقلی و نقلی اثبات؛ و در ادامه با شهود و تجربه تأیید شد و سپس به چیستی آن پرداخته شد تا بتوان ضرورت توجه به این حقیقت و بهداشت آن را واکاوی کرد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: بر اساس یافته های به دست آمده، رعایت نکردن بهداشت روح علاوه بر آلوده کردن سلامت روح، به طور یقین، حقیقت روح را نیز در معرض مرگ معنوی قرار می دهد. پیوند انسان با اعمالش اعم از اعمال جسمانی، مثل تغذیه و اعمال روحی مثل باورها و عقاید، ارتباط تکوینی دارد. بر اساس دیدگاه امیر مؤمنان (ع) جسم انسان دارای شش حالت است: گاهی زنده است و گاهی مرده، زمانی سالم است و زمانی دیگر مریض و گاهی خواب است و گاهی بیدار؛ روح انسان نیز دارای همین شش حالت است. نتیجه گیری: رعایت نکردن بهداشت روح، پیامدهای منفی همچون بیماری های روحی و معنوی برای فرد و جامعه؛ و همچنین از بین رفتن سعادت ابدی و شیوع جنایت و خیانت در جامعه ی بشری به دنبال دارد.
بیان مسئله: تزئین، یکی از پایه های اصلی هنر معماری است. زیباسازی بنا به واسطه نقوش گیاهی در شیوه های مختلف هنری، پاسخی به نیاز انسان به طبیعت و حفظ آن در محیط بوده است. روستای حاجی آباد یکی از دهکده های هدف گردشگری ورامین است. این روستا در 25 کیلومتری شرق بافت تاریخی شهر ورامین، در دروازه کویر واقع شده است و عمارت هایی به قدمت 400 سال، مربوط به دوره زندیه و قاجار دارد. یکی از این بناها، خانه- قلعه بنی عامری است که در فهرست آثار ملی شهرستان ورامین به ثبت رسیده، ولی در معرض تخریب است. عدم سکونت، متروک ماندن و به تبع آن، عدم مراقبت و مرمت بنا، سبب تشدید آسیب های واردشده و تخریب یکی از برجک های این بنا شده است. به بیان مالکِ این بنا، ساختمان قدمت 250 ساله دارد و متعلق به دوره فتحعلی شاه قاجار است، که با الگویی منطبق بر معماری ایرانی- اسلامی (چهار ایوانی) ساخته شده است. تزئینات متنوع گچ بری این خانه-قلعه متشکل از نقوش گیاهی، حیوانی، هندسی و انسانی هستند. هدف پژوهش: این پژوهش در پی بازخوانی هویت نقوش گچ بری به جای مانده در این عمارت است. لذا برای پاسخ به این سؤال که نقوش گچ بری خانه- قلعه بنی عامری از نظر شکلی متأثر از کدام دوره تاریخی هستند، طبق مطالعات میدانی از روستای حاجی آباد ورامین، تزئینات گچ بری این عمارت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با فرض اینکه نقوش گچ بری این بنا به لحاظ شکلی از دوره ساسانی تأثیر پذیرفته اند، با نمونه های نقوش تزئینی دوره ساسانی تطبیق داده شدند. روش تحقیق: این پژوهش، که به لحاظ ماهیت، تاریخی است، به روش توصیفی-تحلیلی در تطبیق با نقوش برجامانده از هنر دوره ساسانی و با استفاده از اسناد کتابخانه ای و مشاهده ای انجام شده است. نتیجه گیری: با توجه به پیشینه قوی هنر و معماری در ورامین و بقایای آثاری که متعلق به دوره ساسانی است، و طبق بررسی های انجام شده و شناسایی نقوش استخراج شده از خانه-قلعه بنی عامری، نتایج حاصل نشانگر تشابه قابل توجه نقوش این خانه-قلعه با نقوش دوره ساسانی است. همچنین از منظر کیفیات بصری، عملکرد ظاهری، فن شناسی، محتوایی و معنای نمادین نقوش به تحلیل نگاره های این خانه پرداخته شد که مؤید بازنگری و تقلیدهایی از نگاره پردازی های دوره ساسانی بودند.