این مقاله، حاصل پژوهشی است که با هدف مقایسة نگرش دو گروه نسل سوم انقلاب (18 تا 29 سال) و نسل اول و دوم انقلاب (29 سال به بالا) نسبت به دفاع مقدس در پنج بعد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، نظامی و امنیتی، هویتی و بین المللی انجام شده است. در بخش نظری از دیدگاه ها و اندیشه های امام خمینیرحمه الله علیه و رهبر معظم انقلاب، رویکردها و نظریه های حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس و دیدگاه های شکاف نسلی استفاده شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، پیمایش است. جامعة آماری شامل کل افراد باسواد 18 سال و بالاتر مناطق 22 گانة شهر تهران بوده و از نمونه گیری خوشه ای سه مرحله ای استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیات این مطالعه نشان می دهد که: بین نگرش نسل های انقلاب اسلامی و میزان تأثیر بعد سیاسی، بعد فرهنگی و اجتماعی، بعد نظامی و امنیتی و بعد هویتی دفاع مقدس بر جامعه رابطه مثبت وجود دارد؛ یعنی با افزایش سن، نظر پاسخگویان در خصوص تأثیر مثبت این ابعاد بر جامعه افزایش می یابد. هم چنین بین نگرش نسل های انقلاب اسلامی و نگرش کلی نسبت به دفاع مقدس رابطه هست؛ یعنی با افزایش سن، نگرش مثبت نسبت به دفاع مقدس افزایش می یابد. البته بر اساس یافته های پژوهش، رابطه ای میان نگرش نسل های انقلاب اسلامی و میزان تأثیر بعد بین المللی دفاع مقدس بر جامعه وجود نداشت.
تبلیغات شرکتهای پوشاک بر چه ویژگی مسحورکننده ای استوار است که می تواند مشتریان فراوانی را مفتون خود سازد؟
به سراغ 7 شرکت جهانی پوشاک رفته ایم تا خلاقیت آنها را به نمایش بگذاریم. برای مثال، لی وایز بر استفاده ی 100 درصدی از کتان خالص تأکید می کند که در محصولات تولیدی خود از آن استفاده می کند، شرکت ونوس از...
تپه های ماسه ای فعال و متحرک از جمله تهدیدات جدی اجتماعات انسانی مجاور می باشند. بنابراین تعیین چگونگی گسترش و میزان فعالیت و جابه جایی این تپه های از مهم ترین اهداف مطالعات فرسایش بادی است. استفاده از فناوری سنجش از دور به دلیل دید یکپارچه، کم هزینه و سریع یک روش کارآمد برای مطالعه و پایش تغییرات محیطی محسوب می شود. بنابراین از اهداف اصلی این تحقیق بررسی میزان تغییرات و جابه جایی تپه های ماسه ای در شرق شهر بشرویه، پیش بینی تغییرات کاربری اراضی منطقه تا سال ۲۰۳۱ و پیش بینی تغییرات مساحت کاربری تپه های ماسه ای تا سال ۲۰۴۸ با استفاده از سنجش از دور می باشد. در تحقیق حاضر از تصاویر ماهواره ای لندست طی سال های ۲۰۰۱، ۲۰۰۸ و ۲۰۱۶ استفاده شده است. برای طبقه بندی تصاویر از الگوریتم ماشین بردار پشتیبان استفاده شده است. در مرحله ی بعد تغییرات ایجاد شده در کاربری های اراضی با استفاده از مدل کراس تب مورد بررسی قرار گرفت. سپس با استفاده از روش زنجیره ی مارکوف، روند تغییرات آینده ی کاربری اراضی تا سال ۲۰۳۱ و تغییرات مساحت کاربری تپه های ماسه ای تا سال ۲۰۴۸ مورد پیش بینی قرار گرفت. نتایج حاصل بیانگر این است که وسعت زمین های ماسه ای از سال 2001 تا 2016 روند کاهشی داشته است؛ که مهمترین علت آن اجرای طرح های بیایان زدایی در قالب تاغ کاری و رویش طبیعی تاغ روی تپه های ماسه و نواحی اطراف آن بوده است. همچنین نتایج حاصل از پیش بینی تغییرات کاربری اراضی برای 15 سال آینده نشان داد که 79/2468 هکتار از تپه های ماسه ای به کاربری اراضی بایر و شوره زار، 22/365 هکتار به اراضی زراعی و 900 هکتار به اراضی ساخته شده تبدیل خواهد شد. از دیگر نتایج این پژوهش پیش بینی مساحت تپه های ماسه ای تا سال 2048 می باشد که نشان داد مساحت تپه های ماسه ای از 26/8668 هکتار در سال 2016 به مساحتی برابر36/4041 هکتار خواهد رسید.
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه حمایت های اجتماعی، بهزیستی روان شناختی و افسردگی با توجه به نقش واسطه گری حرمت خود و نیازهای اساسی روان شناختی بود. 432 معلم شاغل در مدارس شهر خرم آباد مقیاس حمایت های اجتماعی (واکس و دیگران، 1986)، مقیاس حرمت خود (روزنبرگ، 1965)، مقیاس نیازهای اساسی روان شناختی در کار (لاگاردیا و دیگران، 2000)، مقیاس بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) و سیاهه افسردگی (بک، 1988) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر نشان دادند حمایت های اجتماعی اثر مستقیم بر بهزیستی روان شناختی و افسردگی داشت. همچنین حمایت های اجتماعی به طور غیرمستقیم و از طریق حرمت خود و نیاز به ارتباط و نیاز به صلاحیت، منجر به افزایش بهزیستی روان شناختی و کاهش افسردگی شده بود. براین اساس می توان گفت حرمت خود و ارضای نیاز به ارتباط و نیاز به صلاحیت در محیط کار، نقش واسطه ای در رابطه بین حمایت های اجتماعی با بهزیستی روان شناختی و افسردگی ایفا کرده است. این یافته ها بر نقش تعامل های اجتماعی در ارتقای حرمت خود و اهمیت به نیازها در محیط کار، تأکید می کند.
As a simple explanation, Internet literacy is a capability constitutive to utilizing the advantages of the Internet. But, due to the constant changes of digital technologies, what kinds of necessary capabilities are required to gain the advantages? In fact, more than focusing on the essential capabilities to benefit users from the Internet advantages, existing perceptions of Internet literacy have caused the misuse of large digital companies from users’ abilities. Due to the increasing importance of data economics, privacy, and cybersecurity, a critical review of Internet literacy has become a necessity. Based on the emerging of such new critical features of internet environment, this paper proposes a new articulation of Internet literacy. Following a review and analysis of the existing notions and classifications of Internet literacy and using grounded theory method, the article concludes by suggesting a rearticulated version of Internet literacy. The new classification is established based on the 3 main components including responsibility, productivity, and interactivity; 9 main categories, and 43 subcategories. The four critical, analytical, operational, and informational crossover components are also taken into account.
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین مقایسه پذیری حسابداری و کارایی سرمایه گذاری است. زمانی که مقایسه پذیری حسابداری میان شرکت های همتا بالاتر است، زمینه ا ی فراهم می شود که می توان با یادگیری از نحوه سرمایه گذاری شرکت های همتا، تصمیمات بهتری اتخاذ کرد. بنابراین انتظار می رود با افزایش سطح مقایسه پذیری حسابداری، کارایی سرمایه گذاری بهبود یابد. با استفاده از تحلیل رگرسیونی، رابطه بین متغیرهای مزبور در 166 شرکت پذیرفته شده در بورس تهران برای دوره 1387 الی 1394 ، مورد بررسی قرار گرفت. شواهد پژوهش نشان می دهد رابطه مثبت و معنا داری بین مقایسه پذیری حسابداری و کارایی سرمایه گذاری وجود دارد. به عبارتی، مقایسه پذیری حسابداری، میزان دسترسی به اطلاعات باکیفیت حسابداری در مورد پروژه های سرمایه گذاری را افزایش داده و منجر به بهبود تصمیمات سرمایه گذاری می شود.
طی یک آزمایش، تأثیر اسناد رفتار ضد تصور قالبی به علل پایدار درونی، بر تغییر تصور قالبی (در شرایط ترجیح درون گروهی) آزموده شد. مطالعه مقدماتی نشان داد که دانشجویان دانشگاه های دولتی نگرشی منفی نسبت به میزان بهره هوشی دانشجویان دانشگاه آزاد در مقایسه با دانشجویان دولتی دارند. از همین تصور قالبی به عنوان وسیله ای جهت تعیین شرایط ترجیح درون گروهی استفاده شد. در آزمایش اصلی، 80 نفر از دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی (30 پسر،50 دختر) به طور تصادفی به 8 گروه آزمایشی تقسیم شدند. در موقعیت های آزمایشی، رفتار ضد تصور قالبی فرد هدف به علل پایدار درونی، ناپایدار درونی و یا علل بیرونی نسبت داده شد. آزمودنی های کنترل با هیچ تبیینی برای رفتار فرد هدف مواجه نشدند. مقیاس های آشکار محقق ساخته و همچنین آزمون تداعی ناآشکار (IAT؛ گرین والد، مک گی و شوارتز، 1998) نیز با تغییراتی به کار رفت. هماهنگ با نظریه ناهماهنگی شناختی، نتایج نشان داد، زمانی که رفتار ضد تصور قالبی به علل درونی پایدار نسبت داده شد، تصور قالبی آشکار بیشتر دستخوش تغییر گردید، اما سطح ناآشکار تصور قالبی از دست کاری های اسناد علّی تأثیر نپذیرفت. همچنین به غیر از موقعیت آزمایشی اسناد علّی درونی پایدار، در سایر موقعیت های آزمایشی همبستگی بالا بین دو سطح تصور قالبی (آشکار و ناآشکار) وجود داشت. نتایج حاکی از تغییرپذیری تصور قالبی آشکار و مقاومت تصور قالبی ناآشکار، در برابر اسناد رفتار ضد تصور قالبی به علل پایدار درونی، در شرایط ترجیح درون گروهی بود.
بسیاری از شهرهای جدید با هدف جذب سرریز جمعیتی شهرهای بزرگ مکان یابی و احداث شده اند. شهر جدید بایستی با برنامه ریزی و طراحی مناسب از تمام تسهیلات لازم برخوردار باشد. مرکز شهرهای جدید به عنوان یکی از مهم ترین عناصر هویت بخش، بستری برای فعالیت های شهری، حضور و تعاملات میان مردم است، لذا طراحی مناسب مراکز و فضاهای شهری حائز اهمیت است. بنابراین تهیه اسناد هدایت طراحی شهری برای مرکز شهر ضروری است. تهیه سند "چارچوب طراحی شهری" مرکز شهر با هدف کیفیت بخشی به مرکز و درنتیجه تمام شهر تاثیرگذار است. هدف مقاله حاضر ارائه راهبردهای اساسی در تدوین چارچوب طراحی مرکز گلبهار و اولویت بندی آن ها می باشد. راهبردهای پیشنهادی در پنج نظام استخوان بندی، دسترسی، کاربری، کالبدی و منظرشهری با استفاده از مدل سلسه مراتبی AHP با استفاده از نظر مدیران و متخصصان تاثیرگذار در گلبهار اولویت بندی شده است. نتایج حاصل نشان داد که ارتقای کیفیت های کالبدی (1418/0)، حمل و نقل عمومی کارا (1412/0) و طراحی محورهای دید و تقویت کریدورهای بصری (1216/0) از اصلی ترین اولویت ها می باشد. در انتها نیز سیاست ها و نقشه های چارچوب طراحی شهری با توجه به اهمیت راهبردها پیشنهاد شده است.
این نوشتار در پی یافتن عاملی است که سبب شده تا در روزگار معاصر نتوان «اسلامی» بودن معماری را از «غیراسلامی» بودن تشخیص داد. این امر فقط متوجه معماری های غیرمذهبی نیست، بلکه مسأله در جایی است که طراحان یا نظریه پردازان، معماری را به اسلام منتسب می کنند. برای یافتن علت، موضوع در دو بخش یعنی بررسی نظریات و بررسی رویّه های عملیِ طراحی ارائه شده است. در نقد رویّه های نظری، سه گرایش اصلی نظری ‒ گرایش عرفانی، گرایش فقهی و رویکرد اصول گرا ‒ در تبیین معماری اسلامی به نقد گذاشته شده است. تفوق ارزش های نهاد معمارانه بر ارزش های اسلامی و دید حداقلی به اسلام، ویژگی مشترک این رویکردهای نظری است. این ویژگی ها در بخش عملی، با تمرکز بر طراحی مسجد در دوران تاریخی و دوران معاصر، اسلامیت طرح ها در هر دو بازه به چالش گذارده شده است. در این بخش، منتهی شدن سیر عرفانی در تحلیل مسجد به امکان نوگرایی حداکثری در قالب واسازی مفاهیم دینی، با استناد به آثار نشان داده شده است. در پایان معضل اصلی در همه این گرایش های نظری و عملی تحت عنوان «اسلام از معماری چه می خواهد» طرح و بحث شده است. از دید این نوشتار، راه حل موضوع، جانشانی یک سؤال ساده است: اسلام از معماری چه می خواهد؟ و این سؤالی است در مقابل آن سؤال که «معماری از اسلام چه می خواهد؟»؛ پرسشی که سنّت گرایان یا بوم گرایان معماری در کشورهای اسلامی، سال هاست به آن پرداخته اند و برای اموری چون «ایده»، «کانسپت»، «مردم پذیر کردن معماری»، «روحانی کردن معماری» و بالأخره «اسلامی کردن معماری»، به اسلام یا منابع منتسب به آن رجوع کرده اند.
مقدمه ناتوانی یادگیری با اختلال در فرایند توجه و یادگیری دانش آموزان، به مرور آنها را دچار دلزدگی و فرسودگی تحصیلی می کند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های توجه بر مهارت های عصب- روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری بود. روش: به منظور انجام این پژوهش نمونه ای 30 نفره از جامعه آماری پژوهش (دانش آموزان با ناتوانی یادگیری دوره ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و در گروه های آزمایش و گواه به صورت تصادفی گمارش شدند. طرح پژوهش، آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل آزمون هوشی ویرایش چهارم (وکسلر، 2003)، آزمون عصب -روان شناختی (کانرز، 2004)، پرسشنامه مشکلات یادگیری (ویلکات و همکاران،2011) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (شائوفلی و همکاران، 2001) بود. قبل از اجرای متغیر مستقل از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد. سپس گروه آزمایش مداخله آموزشی را در طی 9 جلسه آموزشی در طول 2 ماه و نیم دریافت نمود. داده های به دست آمده توسط تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مهارت های توجه بر مهارت های عصب- روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری تأثیر معناداری داشته است (f= 197.39, f= 86.09, p به ترتیب 88 و 76 درصد بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش، می توان آموزش مهارت های توجه را به عنوان روشی کارآ برای بهبود مهارت های عصب- روان شناختی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری مورد استفاده قرار داد.
The literature on Foreign Direct Investment (FDI) has advanced several explanations of the links between financial market developments and FDI inflows across developing as well as developed countries. Empirical literature show that financial market development reduces informational frictions and improves resource allocation more efficiently. Also, financial systems are important for both productivity and development, where a better developed financial systems can receive more benefit from FDI and its inflows depend on condition of host country and their characteristics. The paper tries to examine and compare the relationship between foreign direct investment and local financial market development across oil exporting and importing emerging market economies by using VAR panel model during 1970-2014. The results show that there is a relationship between financial market development and FDI and financial development indicators are causality for FDI, particularly banking system indicators. Moreover, banking system is more important and efficient in oil importing countries than oil exporting countries to attract FDI from abroad. JEL Classification: F21, P45, O16, G1.
هدف این مقاله شناسایی و تحلیل جایگاه حزب الله لبنان در استراتژی بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران است. اقدامات حزب الله لبنان در مجاور مرزهای اسراییل (به عنوان تهدید اصلی علیه جمهوری اسلامی ایران) ضمن دادن موقعیت مهم به این جنبش منجر به افزایش توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران گردیده است. بنابراین سوال اصلی مقاله حاضر این است که: حمایت جمهوری اسلامی ایران از حزب الله لبنان چه تاثیراتی بر توان بازدارندگی ایران دارد؟ در پاسخ به سوال فوق، فرضیه تحقیق آن است که: حمایت جمهوری اسلامی ایران از حزب الله موجب افزایش قدرت بازدارندگی ایران می گردد. در راستای آزمون فرضیه فوق، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی متغیرهایی مانند افزایش عمق استراتژیک ایران، شکست استراتژی بازدارندگی و کاهش ضریب امنیت نظامی اسراییل و کاهش احتمال حمله ی نظامی به ایران مورد بحث قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از این است که: حمایت جمهوری اسلامی ایران از حزب الله در مسیر مواجهه با رژیم اسراییل از یک سو، موجب شکست بازدارندگی و کاهش امنیت ملی اسراییل گردیده و از سوی دیگر، ضمن افزایش عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران منجر به کاهش احتمال هر گونه تهاجم نظامی علیه ایران شده است. این وضعیت، در نهایت باعث افزایش قدرت بازدارندگی غیرمستقیم منطقه ای و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران شده است.