رویارویی با مخاطرات بخش جدایی ناپذیر جوامع انسانی به شمار می رود. عوامل متعددی در ظهور آن ها نقش دارند. عوامل اقلیمی یکی از مهمترین ارکان موثر بر مخاطرات محیطی به شمار می آیند. که در این میان بندالی شدن مهمترین پدیده ایست که سایر پارامترهای اقلیمی را به شکل محسوسی تحت تاثیر قرار می دهد. زمین لغزش ها از جمله مخاطرات مهم مورفوکلیماتیک ایران به شمار می آیند که سالانه خسارات فراوانی را به عرصه های مختلف وارد می سازند. در فروردین 1377 پس از یک دوره بارشی 19 روزه در شمال غرب و غرب استان چهارمحال و بختیاری زمین لغزش هایی رخ دادند. که مهمترین آنها بهمن سنگی آبیکار لبد بود و باعث نابودی روستای لبد و مرگ تمام ساکنین آن گردید بنابراین شناسایی ارزیابی و پیش بینی زمان آستانه تغییر و رخداد آن در هر حوضه به منظور کاهش خسارات وارده به جوامع انسانی لازم و ضروری به نظر می رسد. هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی به ویژه الگوهای همدید و بندال ها در وقوع مخاطرات ژئومورفودینامیکی به عنوان راهنمایی برای پیش بینی های کاربردی می باشد. روش کلی مبتنی بر تحلیل های سینوپتیکی با استناد بر خروجی های حاصل از نرم افزار گرد س وتطییق آن با داده های ثبت شده ی زمینی به روش تحلیلی-کمی با بهره گیری ازنرم افزارهای آماری و زمین آماری جی آی اس و اکسل است. نتایج حاصل نشان داد که مهمترین نقش آفرینی الگوهای همدید و بندال ها در وقوع پدیده ژئومورفودینامیکی در چگونگی نزول و نوع بارش می باشد. عملکرد سامانه های فشار، موقعیت منطقه نسبت به جبهه های سرد و گرم چرخندها و نوع و مکان بندال ها نقش تعیین کننده داشته اند.
یکی از آرایه های هنری در ادبیات فارسی «تقابل یا تنافی فعل» است که در ساحت زبان رخ می نماید و صنعتی بدیعی به شمار می آید. آرایه ی تقابل فعل اگر هنرمندانه و به صورت پیوسته همراه با آرایه هایی همچون لفّ و نشر و جناس، شکل بگیرد بر بلاغت و زیبایی سخن می افزاید. این آرایه از نظر بسامد و فراوانی که بتواند ویژگی سبکی محسوب شود یعنی از فراوانی برخوردار باشد فقط در شعر و نثر جناب سعدی و حضرت حافظ، دیده می شود و منحصر به این دو قلّه شعر و ادب فارسی دری است. نگارنده در این گفتار می کوشد با نیم نگاهی به هنر شعر و ساحت زبان به ضرورت آرایه ی بدیعی «تقابل فعل» به بررسی و تحلیل آن در شعر سعدی و حافظ بپردازد.
تعریف پدیده های فراطبیعی بر هر تبیینی از آن ها مقدم است و، بنابراین، تحلیل دقیق تعاریف ارائه شده از این پدیده ها در تبیین آنها نقشی بنیادین دارد. در فراروانشناسی تعریف «پدیده فراطبیعی» با معیار تبیین ناپذیری علمی، اشکالات و ابهامات فراوانی دارد. در فلسفه و عرفان اسلامی نیز تعریف «پدیده فراطبیعی» نه به صورت تعریف مفهومی، بلکه بیشتر از راه ذکر مصادیق و اقسام آن صورت گرفته است. آنچه در این مقاله پی می جوییم تحلیل، نقد، و تکمیل این تعاریف است و پس از ارائه و نقد هشت تعریف از پدیده ی فراطبیعی به ارائه ی تعریف خود از این پدیده می پردازیم که به نظر ما دقیق تر و بهتر از هشت تعریف پیشین است.
پیامدهای آسیب فردی، خانوادگی و اجتماعی برآمده از جدایی زنان از همسر در جامعه بسیار چشمگیر است، پژوهش حاضر با هدف هم سنجی تمایزیافتگی، روان بنه های ناسازگار نخستین و حمایت اجتماعی ادراک شده زنان دارای همسر و زنان جداشده انجام شد. روش پژوهش علی مقایسه ای و جامعه آماری زنان متأهل و جداشده منطقه دو شهر گرگان در پاییز 1395 بود؛ شمار 100 نفر از آن ها (50 نفر جداشده و 50 نفر متأهل) به روش غیر تصادفی هدفمند از نوع قضاوتی به عنوان نمونه گزینش شدند. داده ها با ابزارهای روان بنه یانگ (1998) حمایت اجتماعی ادراک شده زمیت، داهلم، زمیت و فاردل (1988) و تمایزیافتگی خود اسکورون و فریدلندر (1998) گردآوری شد. داده ها با به کارگیری آزمون تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد. برآیندها نشان داد تفاوت حمایت اجتماعی ادراک شده (039/0>P،4/402=F) دو گروه معنی دار است ولی تفاوت معنی داری در تمایزیافتگی خود (338/0>P،079/0=F) و روان بنه های ناسازگار نخستین (079/0>P،157/3=F) دو گروه زنان جداشده و متأهل وجود نداشت. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که زنان جداشده در هم سنجی با زنان متأهل در حمایت های اجتماعی ادراک شده، واکنش پذیری هیجانی و همچنین در برخی طرح واره های ناسازگار نخستین دچار مشکلاتی می شوند.
انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی در تعیین نمرات کارایی تحلیل پوششی داده ها از اهمیت فراوانی برخوردار است. در این پژوهش با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی به تعیین ورودی ها و خروجی های شرکت های برق منطقه ای پرداخته شده است. کاربرد شبکه عصبی در انتخاب ورودی ها و خروجی های شرکت های برق منطقه ای امری است که در ادبیات موضوع سابقه نداشته و مزیت اصلی روش پیشنهادی محسوب می شود. به منظور آموزش شبکه عصبی دو لایه MLP، از روش آموزش پس از انتشار خطای ارتجاعی استفاده گردید؛ پس از آموزش شبکه عصبی، عملکرد شبکه عصبی با استفاده از الگوهای تست، مورد بررسی قرار گرفت. مقدار RMSE مریوط به 15 الگوی تست برابر 0269/0 به دست آمد که نشان دهنده دقت بالای شبکه آموزش داده شده است. تحلیل حساسیت پارامترهای مورد بررسی که همان ورودی ها و خروجی های تحلیل پوششی داده ها هستند، با افزایش ده درصدی پارامترها نسبت به حالت قبل از افزایش انجام شده و میانگین خطای نسبی خروجی برای پارامترهای شبکه عصبی محاسبه شده است. بر اساس میزان میانگین خطای نسبی خروجی، ورودی ها و خروجی های تحقیق مشخص گردید. مقایسه نمرات کارایی شرکت های برق منطقه ای قبل و بعد از کاهش تعداد متغیرها، تعداد شرکت های کارا در طی شش دوره زمانی فوق از 4/62 درصد به 4/26 درصد کاهش یافته است.
توسعه خلاقیت در سازمان ها به معنای تقویت پویایی در ساختار می تواند تفسیر شود که منجر به بهبود انعطاف پذیری و توانمندی رقابتی برندها در بازارهای کسب وکاری خواهد شد. هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش میانجی حمایت های سازمانی درک شده در اثرگذاری رهبری تحول گرا بر خلاقیت سازمانی است. روش تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی – پیمایشی بوده و همچنین جامعه آماری تحقیق شامل 2479 نفر از کارکنان شرکت ایران خودرو می باشد و با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه معادل 340 نفر تعیین شد و روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بوده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد با 21 گویه در این تحقیق استفاده گردید که پیش از توزیع، روایی و پایایی آن توسط افراد خبره مورد ارزیابی و تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارSPSS وSmart PLS استفاده شده و نتایج به دست آمده مؤید آن است که رهبری تحول گرا می تواند بر توسعه حمایت های سازمانی ادراک شده و خلاقیت سازمانی تأثیرگذار باشد. بعلاوه، توسعه حمایت سازمانی ادراک شده بر خلاقیت سازمانی نیز تأثیرگذار است. همچنین حمایت سازمانی ادراک شده در تأثیرگذاری رهبری تحول گرا بر خلاقیت سازمانی نقش میانجی را ایفا می نماید.
کیفیت اداره عمومیِ مبتنی بر کیفیت نهادهاست که تعیین می کند فراوانی منابع طبیعی می تواند موجب نعمت یا نقمت باشد. به منظور جلوگیری از تأثیر فراوانی منابع طبیعی بر کیفیت پایین نهادی کشورها، می توان از نظریه حکمرانی خوب استفاده کرد. این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی در دو بخش سامان یافته است. بخش نخست، به چگونگی کاربرد این نظریه در بخش نفت پرداخته است تا مشخص شود لازمه حکمرانی خوب، اعمال سیاست تنظیم گری خوب برای تحقق سیاست گذاری های عمومیِ اتخاذشده است. ازاین رو، ضمن تبیین مفهوم تنظیم گری خوب، به جایگاه آن در کنار سیاست گذاری عمومی به عنوان کارکردهای حکمرانی خوب بخش نفت پرداخته می شود. مسیر تنظیم گری خوب این بخش نیز از استقرار دولت تنظیم گر آغاز می گردد و با کمک نهادهای تنظیم گر بخشی، به حکمرانی تنظیم گرانه تکامل می یابد. در بخش دوم، جایگاه تنظیم گری خوب در حکمرانی خوب بخش نفت ایران بررسی می شود؛ سپس ابعاد و موانع حقوقی اجرایی شدن تنظیم گری خوب بخش نفت ایران تبیین می گردد. به عنوان یک توصیه سیاستی، یافته های این پژوهش نشان می دهد با یک تغییر پارادایم (الگوواره) و فاصله گرفتن از الگوی پیشینِ تنظیم گری حاکمیتیِ صِرف، تنظیم گری خوب بخش نفت ایران از تنظیم گری مشارکتی (افزودن الگوی نوعیِ خودتنظیم گری به تنظیم گری حاکمیتی) به دست می آید.
تهدیدهای استقلال، شرایط و عواملی هستند که استقلال حسابرس را از بین می برد یا انتظار می رود باعث تضعیف آن شود. در صورتی که استقلال حسابرس تحت تأثیر عوامل تهدید کننده قرار گیرد، مقبولیت و اعتماد عمومی به حرفه حسابرسی و همچنین قابلیت اطمینان نسبت به گزارش های مالی حسابرسی شده کاهش می یابد. با توجه به گستردگی بخش عمومی کشور، نقش حسابرسان فعال در این حوزه به منظور حفاظت از منافع عمومی بسیار پررنگ بوده و به منظور جلب و افزایش اعتماد عمومی، فعالیت ها و تصمیم گیری های حسابرسان این حوزه باید با رعایت استقلال و بی طرفی انجام شود. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل بالقوه تهدید کننده استقلال حسابرسان دیوان محاسبات کشور است. رویکرد این پژوهش آمیخته (ترکیبی) و مقطع زمانی انجام پژوهش پاییز سال 1398 بوده است. همچنین، داده های مورد نظر در بخش کیفی از طریق بررسی ادبیات پژوهش، اسناد و مدارک مرتبط با استقلال مؤسسات عالی حسابرسی و مصاحبه با خبرگان و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. نمونه آماری پژوهش متشکل از خبرگان منتخب دیوان محاسبات بوده که تعداد 16 نفر در بخش کیفی به روش اشباع نظری و تعداد 30 نفر در بخش کمی به روش هدفمند انتخاب شده اند. به منظور تحلیل داده های حاصل از بخش کیفی از روش تحلیلتم و برای تحلیل داده های بخش کمی از تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شده است. یافته های پژوهش در مجموع بیانگر شناسایی چهارتم اصلی تهدید کننده استقلال حسابرسان دیوان محاسبات کشور شامل تهدیدهای فردی، تهدیدهای سازمانی، تهدیدهای فراسازمانی و تهدیدهای محیطی است. ضمن اینکه هریک از این تم های اصلی دارای تم های فرعی و دسته های مفهومی مشخصی نیز می باشند.
بی انگیزگی تحصیلی یکی از معضلات و آسیب های جدی کنونی نظام آموزشی کشور در تمام سطوح تحصیلی است. بدین نظر، هدف پژوهش حاضر، مطالعه کیفی پدیده بی انگیزگی تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه اول در نواحی روستایی و ارائه نظریه ای داده بنیاد است. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر متوسطه دوره اول در کلاس های هفتم، هشتم و نهم در نواحی روستایی شهرستان دهلران در سال تحصیلی 97-1396 هستند. شرکت کنندگان در پژوهش 17 دانش آموز بودند که به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. فرایند تحلیل داده ها شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی (گزینشی) بود. به این ترتیب، مرحله کدگذاری باز به تعداد 59 مفهوم اولیه منجر شد که با حذف و تعدیل کدهای همسان، در مرحله دوم به تعداد 27 مضمون تقلیل یافتند و با انجام پالایش مفاهیم، هشت مقوله اصلی شامل «سرمایه خانواده»، «میدان های متقاطع»، «منش و سبک تدریس معلم»، «خود پنهان»، «پرسه زنی متنوع»، «چالش های تردد»، «اشکال و تناقضات نظام ارزیابی» و «تقلیل گرایی سواد به خواندن و نوشتن» شکل گرفتند. در پایان، به استناد مقولات اصلی کشف شده، مقوله مرکزی پژوهش، یعنی بی انگیزگی تحصیلی، به مثابه فقر رفتاری، نهادی و فرهنگی تعیین و در قالب یک نظریه داده بنیاد ترسیم شد.
گرچه روابط بین المللی،قدمتی چند سده دارد اما علم روابط بین الملل، امری واقعی و جدید است و اینک، در قواره یک دانش و رشته علمی خاص به نام روابط بین الملل،تجلی یافته و به جهت همین تازگی، زوایا و ابعاد آن به ویژه در عرصه فقه، آشکار نشده، عرصه ای که مورد واکاوی های علمی قرار نگرفته و در نتیجه با این پرسش مواجه هستیم که آیا می توان از فقهِ روابط بین الملل سخن گفت؟(سئوال)نگارنده با توجه به ظرفیت های فقه معتقد است که امکان پرداختن فقه به روابط بین الملل وجود داشته، البته این امر به مفهوم نادیده انگاشتن نیاز به دانش روابط بین الملل نیست.(فرضیه) بنابراین،نگارنده می خواهد نشان دهد: فقه روابط بین الملل شاخه ای از فقه است که با تکیه بر مبانی خاص و با به کارگیری الگوی روشی معینی عهده دار تنظیم روابط بین الملل امت اسلامی است(هدف) که تنها با عرضه تعریف فقه روابط بین الملل،روش و غایت آن، قابل دسترسی است.(روش)برخورداری جایگاه خاص فقهِ روابط بین الملل در نظریه پردازی اسلامی، امکان نامیدن آن به عنوان قواعد و قوانین شرعی ناظر به روابط امت اسلامی و انحصاری دانستن آن برای فقه بدون نادیده انگاشتن دیگر دانش های سیاسی اسلامی در نظریه پردازی اسلامی روابط بین الملل نکات مورد تأکید مقاله حاضر است. (یافته)