هدف اصلی این پژوهش، مطالعه و بررسی تأثیر تنوع سازی شرکتی بر ارزش شرکت با در نظر گرفتن فرصت های رشد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. متغیر وابسته پژوهش از طریق نسبت جمع ارزش بازار سهام و ارزش دفتری بدهی به ارزش ورودی شرکت های تنوع یافته محاسبه گردید. ارزش ورودی شرکت های تنوع یافته نیز، از طریق مجموع حاصلضرب فروش هر بخش شرکت تنوع یافته در ضریب میانه نسبت جمع سرمایه (ارزش بازار سهام به علاوه ارزش دفتری بدهی ها) به فروش شرکت های تک بخشی در هر صنعت محاسبه شد. همچنین از سه شاخص آنتروپی، هرفیندال و تعداد بخش ها برای محاسبه متغیر مستقل (تنوع سازی) استفاده گردید. فرصت های رشد نیز از طریق نسبت Q توبین اندازه گیری گردید. جامعه آماری پژوهش شامل 191 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (55 شرکت تنوع یافته و 136 شرکت تک بخشی) بین سال های 1395-1391 می باشد. نتایج حاصل از رگرسیون حاکی از آن بود که تنوع سازی بر ارزش شرکت تأثیر معنا داری دارد. هر سه شاخص تنوع سازی شامل شاخص آنتروپی و شاخص هرفیندال و تعداد بخش ها دارای تأثیر مثبت بر ارزش شرکت می باشد. همچنین نتایج تحقیق حاکی از نقش تعدیل گر متغیر فرصت های رشد بر ارتباط بین تنوع سازی و ارزش شرکت است.
مشارکت زمانی، تأسیس نسبتاً جدیدی است که با هدف گسترش گردشگری به نظام حقوقی ما وارد شده است. ماهیت پیچیده این قراردادها از یک سو و موضع ضعیف تر مصرف کننده نسبت به تاجران حرفه ای از سوی دیگر، حقوق مصرف کنندگان این قراردادها را به صورت چشمگیری تحت تأثیر قرار می دهد. در ایران شرکت های متعددی از این شیوه برای واگذاری ساختمان های خود که بدین منظور فراهم شده اند، استفاده می کنند اما با وجود پذیرش این نهاد، قانونگذاری مؤثری در این خصوص انجام نگرفته است، حال آنکه در اغلب کشورهای اروپایی مقررات اختصاصی در این زمینه وضع شده است. در مقاله حاضر پس از تعریف قرارداد مشارکت زمانی و تبیین مفهوم مصرف کننده، مقررات اختصاصی مورد نیاز به منظور حفظ حقوق مصرف کننده از جمله حق آگاهی و اطلاع از قرارداد، حق انصراف از قرارداد، حق آزادی در انتخاب و ممنوعیّت دریافت پیش پرداخت با توجه به دستورالعمل 122/2008 اتحادیه اروپا، به عنوان سندی که بسیاری از کشورهای اروپایی با تجربه در این نوع قراردادها آن را پذیرفته اند و امکان پذیرش این حقوق در نظام حقوقی ایران مورد بررسی قرار گرفته است.
مقدمه: همانطور که می دانیم هیجان انسان یک موضوع بنیادی است که همواره برای اندازه گیری و تشخیص آن با توجه به تکنولوژی موجود محققان دچار مشکل بوده اند، لذا هدف پژوهش حاضر بررسی امواج مغزی با تشخیص احساسات انسانی است تا بتوان بر اساس آن کیفیت و دفت تشخیص هیجان را افزایش داد. روش: روش تحقیق از نوع اکتشافی – آزمایشگاهی است که با به کارگیری ابزار الکتروانسفالوگرافی نسبت به ثبت سیگنال های مغزی از طریق دستگاه EEG EPOC+ 14 Electrode wireless و همزمان ثبت رمزگشایی چهره از طریق نرم افزار SHORE اقدام گردیده و پس از پاک سازی سیگنال ها با استفاده از نرم افزار 3D Brain Visualizer و Xavier TestBench شدت باند فرکانسی و موقعیت آن استخراج گردید، جامعه آماری تحقیق 25 نفر تشکیل داده اند که محرک در قالب تبلیغی با ماهیت اجتماعی ارایه شده است. یافته ها:پردازش سیگنال مغزی و پردازش تصویر در خصوص چهره از طریق آزمون همبستگی نشان داد که بین حالت هیجانی غمگینی و موج تتا رابطه وجودارد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق در خصوص ارتباط بین امواج مغزی و هیجانات چهره می تواند دقت مطالعات را برای محققین افزایش دهد و یک استاندارد یا راهنما تلقی گردد، زیرا اندازه گیری هیجانات از روی چهره همواره نتایج قابل استناد و دقیقی را ارائه نمی دهد.
تصور از خود آن تصویر کلی است که یک فرد از خویشتن دارد. هدف از این پژوهش، تعیین ویژگی های روانسنجی مقیاس وضوح تصور از خود در جامعه ایرانی است. مطالعه حاضر تحلیلی-توصیفی از نوع همبستگی است. 577 نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس وضوح تصور از خود، ابتدا مقیاس به فارسی ترجمه شد، بعد نسخه فارسی به انگلیسی برگردان گردید. سپس نسخه برگردان شده از فارسی با نسخه اصلی مقایسه شدند. شباهت ها و اختلاف ها بررسی و اصلاح شدند. بعد از آماده شدن مقیاس، برای تعیین اعتبار از روش های بازآزمایی، دونیمه کردن و آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تعیین روایی از روش های روایی سازه (روش تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی)، روایی همگرا و واگرا استفاده شد. داده های به دست آمده با روش های آماری تحلیل عاملی و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان دادند که این مقیاس در نمونه ایرانی دارای یک عامل می باشد. نتایج تحلیل عاملی تائیدی، موید ساختار به دست آمده در تحلیل عاملی اکتشافی بود و با مدل اصلی پیشنهاد شده پرسشنامه تفاوت نداشت. ضرایب اعتبار همسانی درونی ( آلفای کرونباخ)، دونیمه کردن و بازآزمایی، به ترتیب برابر با83 /0 ، 67 /0 و 85 /0 به دست آمد. همبستگی این مقیاس با مقیاس تصور از خود راجرز و زیر مقیاس ناراحتی فیزیولوژیکی پرسشنامه هراس اجتماعی، به ترتیب برابر با 62 /0 - ، 13/ 0 - بوده است. نتایج نشان می دهد، نسخه فارسی مقیاس وضوح تصور از خود ابزاری معتبر و روا است.
مقاله حاضر تلاشی است تحلیلی- تبیینی جهت بررسی فرهنگ سیاسی در دوره حکومت محمد رضا شاه پهلوی بعد از کودتای 28 مرداد 1332 و چگونگی تأثیر گذاری این فرهنگ سیاسی بر توسعه سیاسی و کنش نخبگان سیاسی که درون حاکمیت سیاسی با این نوع فرهنگ خود را وفق داده بودند. در همین راستا این نوشتار بر محور این پرسش اساسی شکل یافت که «فرهنگ سیاسی دوره پهلوی دوم از بعد از کودتای 28 مرداد سال 32، چه تأثیری بر رفتار نخبگان سیاسی و همچنین توسعه سیاسی این دوره داشته است؟» فرض های مقاله مطرح می سازد که 1- جامعه ایرانی در دوره پهلوی دوم، ساختارهای سیاسی پاتریمونیال و اقتصاد رانتی آن مقطع همراه با عدم وجود سازوکارهای مشارکتی، عامل اصلی تولید فرهنگ سیاسی تبعی بوده است.2- فرهنگ سیاسی تبعی نیز عامل اصلی کنش سیاسی تملق محور، فساد اداری و در نهایت عدم توسعه سیاسی می باشد. نتایج حاصل از تحقیق نیز ضمن تأیید فرضیات بالا، نشان می دهد که نظام سیاسی این دوره نظامی پاتریمونیال بود و به تبع آن نخبگان سیاسی درون حاکمیت، این فرهنگ سیاسی را در وجود خود نهادینه کرده و باعث گسترش و تعمیق آن در شیوه مدیریت سیاسی جامعه می شدند.
این مطالعه تاثیر برخی عوامل شرکتی را بر نسبت های اهرمی شرکت های وابسته و مستقل از دولت در بورس اوراق بهادار تهران بررسی می کند. فرضیه های تحقیق با استفاده از مدل رگرسیون با متغیر مجازی و آزمون معناداری t آزمون شده اند. نتایج نشان می دهند که برای هر دو گروه شرکت ها، سودآوری تاثیر منفی معنا داری بر نسبت های اهرمی داشته است. تاثیر فرصت های سرمایه گذاری بر استفاده از بدهی ها در ساختار سرمایه نیز مثبت و معنا دار بوده است. هم چنین تاثیر نسبت دارایی های ثابت مشهود بر بدهی های کوتاه مدت منفی معنا دار، اما بر بدهی های بلند مدت مثبت و معنا دار بوده است به گونه ای که با افزایش سرمایه گذاری در دارایی های ثابت، بدهی های بلند مدت شرکت ها افزایش و بدهی های کوتاه مدت آنها کاهش نشان یافته اند. نتایج تحقیق تاثیر معناداری را برای متغیر اندازه شرکت بر حجم بدهی ها در ساختار سرمایه نشان نمی دهد. از سوی دیگر تحقیق حاضر نشان داد که مالکیت دولتی شرکت ها می تواند تاثیر معناداری بر متغیرهای تعیین کننده ساختار سرمایه داشته باشد.
توجه به فرهنگ شهروندی و اموزش ان، رویکردی نوین است که کشورهای توسعه یافته به ان پرداخته اند و نتایج موثر ان در رفاه وتوسعه جامعه باعث شده کشورهای در حال توسعه نیز ضرورت ان را درک کرده و زمینه اموزش را فراهم اورند. هدف از این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، تعیین میزان حضور مضامین مرتبط با اموزش فرهنگ شهروندی و فرهنگ قانون مداری- به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی ان- در محتوای داستان ها و حکایت های فارسی و نقد ان است. جامعه اماری این تحقیق، داستان ها و حکایت های کتاب فارسی بخوانیم دوره ابتدایی اموزش و پرورش سال 1394-1393 است. واحد زمینه نیز متن کتاب های یاد شده و واحد تحلیل (ثبت) مفاهیم مرتبط با اموزش فرهنگ شهروندی قانون مداری در نظرگرفته شده است. نتایج بدست امده احاکی از این است که از کل 72 داستان وحکایت ثبت شده فقط 17 مورد دارای شاخص های مرتبط با قانون مداری بوده که اکثرا نیز در پایه های دوم و سوم هستند که دانش اموزان از توانایی و مهارت خوانداری کمتری برخوردارند. همچنین بررسی میزان فراوانی شاخص ها نشان می دهدفراوانی شاخص ها از یک تعادل نسبی برخوردار نیستند؛ بطوری که شاخص رعایت حقوق شهروندان دارای 53 درصد و پایبندی به هنجارها، ارزش ها و قوانین و مقررات 5.9 درصد فراوانی است. همچنین 67 درصد از مضامین مطرح شده در شاخص ها دارای بار اموزشی منفی، در جهت تضعیف فرهنگ قانون مداری هستند و این موضوع با اهداف نظام اموزش و پرورش کشور مغایرت دارد و لزوم بازنگری و اعمال اصلاحاتی درخصوص محتوای این کتاب ها را ضروری می نمایاند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطة ابعاد هوش معنوی و سبک های حل مسئله با تاب آوری، در میان دانشجویان دانشگاه ایلام انجام شد. طرح تحقیق از نوع همبستگی است. بدین منظور، تعداد 186 نفر از دانشجویان به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و پرسش نامه های «هوش معنوی»، «سبک های حل مسئله» و «مقیاس تاب آوری» را تکمیل کردند. داده های تحقیق با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش ارتباط مثبتی میان تمام ابعاد هوش معنوی با تاب آوری نشان داد. همچنین میان متغیرهای خلاقیت در حل مسئله، اعتماد در حل مسئله، و گرایش به حل مسئله با تاب آوری رابطة مثبت، و بین درماندگی در حل مسئله و مهارگری در حل مسئله با تاب آوری رابطة منفی وجود داشت. بالاترین ضریب همبستگی مربوط به معناداری شخصی است که مهم ترین متغیر پیش بین در این پژوهش است. بین اجتناب از حل مسئله با تاب آوری رابطة معناداری به دست نیامد. ازآن رو، که افراد با هوش معنوی بالا و سبک های حل مسئلة سازگارانه تاب آوری بالاتری دارند، می توان نتیجه گرفت که فراهم نمودن عوامل حمایتی (مانند مذهب و معنویت) به منظور افزایش هوش معنوی افراد، می تواند منجر به افزایش تاب آوری آنها گردد.
هدف اصلی پژوهش حاضرتعیین رابطه بین حق الزحمه غیرعادی حسابرسی با مدیریت سود تعهدی و مدیریت سود واقعی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. دوره زمانی تحقیق پنج ساله براساس صورت های مالی سال های 1392 تا 1396 را در بر می گیرد. جهت آزمون فرضیات از مدل رگرسیونی و روش داده های ترکیبی استفاده شده است. به طوری که پس از اعمال محدودیت های موردنظر در پژوهش، نمونه نهایی متشکل از 88 شرکت انتخاب گردید. در این پژوهش جهت طبقه بندی داده ها از نرم افزار Excel استفاده شده است. همچنین پس از طبقه بندی داده های پژوهش برای پردازش داده ها و انجام تخمین ها از نرم افزار Eviewes استفاده گردید. نتایج آزمون فرضیه ها حاکی از رابطه مثبت و معنادار بین حق الزحمه غیرعادی حسابرسی با مدیریت سود تعهدی و مدیریت سود واقعی می باشد.
این پژوهش با هدف،طراحی الگوی مطلوب جذب دانشجویان خارجی در دانشگاه آزاد اسلامی انجام شدکه از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش پژوهش،بصورت کیفی و از روش گراند تئوری وتحلیل مضمون استفاده شد.جامعه آماری پژوهش، از اعضای هیئت علمی ، متخصصان آموزش عالی، مدیران ارشد، دانشجویان خارجی دانشگاه آزاد اسلامی و مدیران روابط بین الملل ستادی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی انتخاب گردید. در بخش نمونه گیری که بصورت هدفمند انجام پذیرفت، نمونه پژوهش اسناد بیش از 50پژوهش مورد مطالعه قرار گرفت و آراء صاحبنظران بررسی شد.همچنین در بخش مطالعات میدانی با 12 نفر از متخصصان صاحب نظر در این حوزه مصاحبه عمیق بعمل آمد.در مرحله جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختارمند مبتنی بر تئوری داده بنیادو تحلیل مضمون اسناد بصورت مطالعه موجی شکل انجام گردید.روش تحلیل اطلاعات از طریق کدگذاری باز،محوری،انتخابی انجام شد.دربررسی های الگوی جذب دانشجویان خارجی، که شامل هفت متغیر، بود نتایج به شرح زیر حاصل شد. .در تبیین دیدگاه های موافق و مخالف به ترتیب،توسعه کمی و کیفی دانشگاه،اصلاح کارکردهای دانشگاهی،بین المللی سازی دانشگاهی،افزایش اعتبارات و منابع مالی دانشگاهی وفرهنگ سازی مشکلات مربوط به جهانی شدن، منحصر شدن جذب دانشجویان در جهت منافع اقتصادی(سرمایه داری آکادمیک) و ارجحیت اهداف سیاسی به اهداف آموزشی حاصل شد. در تبیین عوامل موثر بر جذب دانشجویان خارجی ساختارها، نیروی انسانی،اهداف، برنامه ها و سیاست ها، تکنولوژی، موقعیت دیپلماتیک و بازاریابی آموزشی ، در تبیین راهبرد های های جذب ، برنامه های حمایتی،عملکرد نمادین وعملکرد تنظیمی ، در تبیین رشته های مورد پذیرش دارای مزیت نسبی دانشجویان خارجی، زمینه ها،رفتارها وساختارها ،در تبیین تسهیل روند جذب دانشجویان خارجی، مزیت رقابتی، استعداد دانشگاه وآمایش سرزمین ودر نهایت در تبیین موانع جذب دانشجویان خارجی، موانع تکنولوژیکی، موانع فرهنگی، موانع پداگوژیکی، موانع سیاسی و موانع اقتصادی موثر بوده اند.
در گذشته، تنهازیستی به ندرت، انتخاب افراد برای زندگی شان بود و اکثر کسانی که تنها زندگی می کردند سالمندان و یا جوانانی بودند که به دلیل شرایطی ناخواسته مجبور به زندگی انفرادی شده اند. در حالی که پژوهش ها و آمارها، خبر از افزایش قابل توجه تعداد خانوارهای یک نفره در سنین جوانی و میان سالی دارد که به اختیار و آزادانه این سبک زندگی را انتخاب کرده اند. این پژوهش به دنبال فهم دلایل و زمینه های انتخاب تنهازیستی دختران هرگز ازدواج نکرده شهر تهران است. به همین منظور با رویکرد پدیدارشناختی، اطلاعات 13 زن هرگز ازدواج نکرده بالای 40 سال ساکن شهر تهران که به صورت اختیاری زندگی یک نفره (تنهازیستی) را برگزیده اند گردآوری شده است. این تعداد نمونه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با آنها مصاحبه عمیق شده است. یافته ها نشان داده است که عوامل متعددی چون تحصیلات، اشتغال و مهاجرت تسهیل کننده تنها زیستی است اما اغلب این عوامل بر مدار خانواده می گردد. از سویی دیگر این دختران دلایلی چون کسب مهارت و خودساختگی، رها شدن از قواعد و چارچوب های خانواده و احساس آسودگی و راحت بودن را بیان کرده اند که در مجموع به نظر می رسد که تنها زیستی فرصتی جدید برای متفاوت بودن و داشتن خانه ای از آن خود برای آنها فراهم ساخته است، به گونه ای که در برابر مجردماندن کمتر به پرسش کشیده شود و در عین حال موقعیت های جدیدی برای زیستن آنان فراهم سازد. نتایج دلالت بر آن دارد که نقش خانواده در انتخاب تنهازیستی متفاوت و دوگانه بوده است. شرایط خانوادگی و فضای فرهنگی حاکم بر آن گاهی در تضاد و مخالفت با مستقل شدن دختران مجرد و در برخی مواقع نیز حمایت گرانه و زمینه ساز بوده است. اما آنچه برای زنان تنهازیست اهمیت داشته، حفظ ارتباط و صمیمیت با خانواده در بعد از زمان ترک خانواده بوده است.
ایجاد شفافیت و پاسخگویی در بین مقامات عمومی کشور از یک طرف و جلوگیری از فساد اداری آنان از طرف دیگر از معیارهای حکمرانی خوب می باشد. یکی از عوامل تضمین عناصر فوق، تدوین و تصویب قوانین متضمن اعلام اموال و دارایی های مسئولان است که نقش به سزایی در نائل شدن به اصول فوق ایفا می کند. این قوانین باید دارای محتوا و اقلام اعلامی، مسئولان مشمول، نهاد متولی رسیدگی کننده به دارایی های اعلامی، ضمانت اجرای مناسب در قبال تخلفات، راستی آزمایی اظهارات و افشای عمومی اطلاعات مربوط به دارایی مقامات عمومی باشد. در کشور ما نیز قانون «رسیدگی به دارایی های مقامات، مسئولان و کارگزاران جمهوری اسلامی ایران» در سال 1394 به تصویب رسیده است. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که آیا قانون مذکور کارآیی مبارزه با فساد اداری و تاثیر در کاهش آن را دارد و اگر نه چه ملزوماتی باید به آن اضافه گردد. در پاسخ به پرسش مذکور، در این پژوهش به روش کتابخانه ای و با استفاده از متون و قوانین به روز کشورهای مختلف از جمله آمریکا، انگلیس، فرانسه، رومانی و کره جنوبی این نتیجه به دست آمد که این قانون دارای مزایا و ایرادات متعددی می باشد که از نقاط قوت آن می توان به جامع بودن اقلام دارایی مقامات اشاره کرد و از جمله معایب آن نیز عدم تدارک ضمانت اجرا در قبال متخلفان، عدم افشای عمومی اعلامیه ها، مشخص نکردن ساز و کار راستی آزمایی اظهارات اشاره کرد که نبود این موارد گسترش فساد اداری را تسهیل می نماید.
سریال تلویزیونی «حریم سلطان» با نام اصلی «سده باشکوه» محصول (2015- 2011) کشور ترکیه از مجموعه های تلویزیونی پرطرفدار بود که تاکنون چندین بار از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان پخش شده است. در این پژوهش به بررسی محتوایی این سریال پرداخته و برای این کار نیز از بین روش های مختلف مطالعه متون ارتباطی روش تحلیل روایت را انتخاب کرده ایم. نمونه مورد بررسی این مطالعه شامل 21 صحنه مرتبطی است که به روش نمونه گیری هدفمند از میان 60 قسمت این سریال انتخاب شده اند. ویژگی ها و کارکردهای مهم روایت، چگونگی روایت در سریال و تفاوت های آن با روایت داستان در رمان «سلطانه»، چارچوب گذاری های سریال، رابطه هویت و روایت و مهم ترین عوامل عاطفی و دراماتیک موجود در روایت این سریال شناسایی گردید. در نهایت نیز تحلیلی از عوامل موجود در روایت تاریخی زندگی «سلطان سلیمان» که تماشای این سریال را برای مخاطبان ایرانی جذاب کرده است، ارائه شد. اگرچه داستان سریال حریم سلطان، حوادث روزگار پیشین حکومت عثمانی ها را در قرن شانزدهم عنوان می کند اما زبان و گفتمان تصویری و شیوه روایت قصه، مدرن است و مخاطب به هیچ عنوان احساس دوری و غرابت با شخصیت های داستان نمی کند. به عبارت دیگر، این سریال سعی دارد روایت گذشته را با نگاهی مدرن ارائه و با استفاده از نشانه های مدرن در روایت خود به بیننده چنان القاء کند که گویی این رویدادها با زمان حال در ارتباط هستند.