با توجه به تأثیرگذاری قطعی روش شناسی در شناخت علوم به معنای اعم، به ویژه علوم انسانی، مطالعات بنیادین برای کشف آن به عنوان مبادی دستیابی به علوم انسانی اسلامی در همه عرصه ها از جمله مطالعات و مکتب امنیتی به شمار می آید. روش شناسی مطلوب منبعث از آموزه های اسلامی، قابلیت و ظرفیت شناخت و کشف قوانین و سنت های لایتغیر الهی را فارغ از معرفت های فردی مبتنی بر نسبی گرایی با رویکرد استناد قطعی و مستحضر به حجیت دینی برای سایرین، خواهد داشت. مدعای این مقاله آن است که این شیوه در کشف حقیقت علم، همان روش اجتهادی پویای منبعث از منابع چهارگانه در شناخت قوانین اسلام است و این شیوه در مطالعات و مکتب امنیتی نیز حاکم است. این ایده با بهرهگیری از دیدگاه های ارائه شده در شیوه علمای اعلام و شاگردان حکمت متعالیه در تبیین روش شناسی اجتهادی اسلام در حوزه علوم انسانی برای دستیابی به روششناسی در مطالعات امنیتی با تأکید بر مکتب امنیتی جمهوری اسلامی ایران، تبیین خواهد شد.
جریان اصلی جامعه شناسی تحت نفوذ پوزیتویسم عرضه تئوری های جهان شمول و جریان تاریخ نگاری شرح روایی رویدادها را در دستور کار خود داشته است. در آسیب شناسی جریان های مذکور باید گفت هر دو دچار عارضه افراط گرایی بوده اند؛ به طوری که جریان اصلی جامعه شناسی از بررسی ویژه بودها و جریان تاریخی از پردازش و عرضه تعمیم های نظری بازمانده اند. در این میان، ترکیب جامعه شناسی و تاریخ، رهیافتی روش شناختی را به دست می دهد که با دوری از افراط گرایی دو جریان پژوهشی یادشده، چارچوب مناسبی را برای بررسی پدیده های سیاسی و اجتماعی به ویژه با رویکرد مقایسه ای فراهم می آورد. در این مقاله، ضمن پرداختن به مراحل تحول رهیافت جامعه شناسی تاریخی، استدلال می شود که دستاوردهای نسل جدید دانش پژوهان این حوزه به دلیل تأکید بر جایگاه فرهنگ و پذیرش چندگانگی فرایندها و برایندهای نوسازی، الگوی مناسبی را برای بررسی پدیده های سیاسی و اجتماعی فراهم آورده اند.
مقاله حاضر به بررسی موضوع «لزوم تقلید اعلم» می پردازد. به همین منظور، ضمن مقایسه ادله موافقان و مخالفان لزوم تقلید اعلم و تبیین نقاط ضعف دیدگاه نخست، چنین نتیجه می گیرد که دیدگاه جواز تقلید از مطلق مجتهد، اعم از اعلم و غیر اعلم، خالی از اشکال بوده، بلکه از استحکام و قوّت بیشتری برخوردار است و این نظریه با دیدگاه مشهور در این زمینه، در تضاد است.
حمله مغولان به سرزمینهای اسلامی و پایان بخشیدن به خلافت دراز مدت عباسیان ، تحولاتی چشمگیر و عمیق در پی داشت. شیعیان پس از سقوط بغداد خود را در شرایطی ویژه یافتند ، که می بایست گونه ای نواز زندگی علمی ، فرهنگی و سیاسی را در آن تجربه کنند، به همین دلیل ، شیعیان برای استوار و پایدار ساختن پایه های نفوذ اجتماعی خود از چهار طریق اقدام کردند : 1- فعالیت علمی گسترده برای شناساندن مذهب تشیع ، 2- ایجاد و حفظ روابطی دوستانه با حکومتها و بهره مندی از حمایتهای آنها، 3- حفظ رابطه ای صمیمانه و مسالمت آمیز با اهل سنت ، 4- تقویت ارتباط عاطفی و معنوی میان شیعیان. این رساله همچنین فهرست تألیفات شیعی ( از قرن هفتم تا هشتم) ، فهرست چکیده زندگی نامه دانشمندان شیعه ( از قرن هفتم تا هشتم ) و نقشه های جغرافیایی مناطق مختلف شیعی نشین را ارائه کرده است.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نگرش روحانیون به فرآیند تزلزل خانواده در شهر اصفهان می باشد. بدین منظور با استفاده از روش نظریه ی داده بنیاد، با 24 نفر از روحانیون این شهر به صورت نمونه گیری هدفمند، مصاحبه نیمه ساخت یافته انجام شد. نتایج این پژوهش بر اساس مدل پارادایمی نشان می دهد کلان شهر بودن اصفهان و فرهنگ و سنت های غلط حاکم بر آن، از جمله ویژگی های منحصر به فرد این شهر است که بسترساز آسی بهای خانواده می شود. در فرآیند تزلزل خانواده، عدم رعایت اصول صحیح هنگام انتخاب همسر، تأثیر منفی رسانه ها به خصوص ماهواره، فقدان کارکردهای اصلی خانواده، ک مرنگ شدن ارز شهای دینی و اخلاقی، ضعف مهارت های زندگی و مشکلات اقتصادی به عنوان شرایط علی محسوب می شود و زوجین را در 5 سال اولی هی زندگی و افراد آموزش ندیده در زمین هی خانواده را بیشتر دچار مشکل خواهد کرد. روحانیون در این پژوهش راهبردها و برنامه ریزی هایی را در سایر نهادها (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، آموزشی) برای پیشگیری یا بهبود تزلزل خانواده ارائه می کنند.
از آنجایی که شرکتهای بیمه با ریسکهای گسترده احتمالی و تحقق یافته مواجه اند، به کارگیری روشهای نوین و دقیق حاکمیت سازمانی، یک پارامتر حیاتی مدیریت کلان در این شرکتها به شمار می رود که به سود منجر می شود. از طرف دیگر یکی از پیشرفته ترین ابزارهای استراتژیک برای شناخت و هدایت فرایندهای سازمانی، آنتولوژی مدل کسب وکار استروالدر است. در این مقاله، با تمرکز بر بخش کمّی این آنتولوژی، سازه های مالی و محصول دو بیمه دولتی الف و خصوصی ب، براساس مقیاس استروالدر بررسی شده اند. روایی مقیاس توسط 20 نفر از خبرگان رشته بیمه تأییدشده و پایایی آن با معیار آلفای کرونباخ، معادل 921/0 محاسبه شده است، که معتبربودن نتایج را تأیید می کند. نتایج نشان می دهد که هر دو سازه مالی و محصول این دو بیمه با هم متفاوت است که دلایل اصلی آن، دولت نهاد بودن بیمه الف، گستردگی شعب و نمایندگیها، محبوبیت برند الف، و استراتژی محافظه کارانه بیمه ب ارزیابی شده است.
پهنه ها و لندفرم های ماسه ای بارزترین ویژگی مناطق بیابانی در روی زمین می باشند که در شناخت و بازسازی تغییرات پالئوژئومورفولوژی و پالئوکلیماتولوژی کمک شایانی می کنند. در این پژوهش به منظور تأثیر نو زمین ساخت و تغییر اقلیم در تحول پهنه های ماسه ای اهواز، نخست با بررسی و اثبات زمین ساخت به وسیله چهار فاکتور ژئومورفولوژیکی – مورفوتکتونیکی شامل: پارامتر تراکم زهکش ها (P)، شکل حوضه (BS)، عدم تقارن حوضه زهکشی (AF) و ضریب پیچ وخم جبهه کوهستان(SMF) پرداخته شد. در ادامه جهت بررسی تأثیر اقلیم بر پهنه های ماسه ای، جمعاً ۶ نمونه رسوبی، (۳ نمونه از ماسه های فسیل و ۳ نمونه از ماسه های روان) به وسیله دستگاه XRF تعین جنس و مقدار کربنات کلسیم هر نمونه به وسیله دستگاه کلسیمتری برنارد مشخص گردید. نتایج بدست آمده از فاکتورهای ژئومورفولوژیکی – مورفوتکتونیکی نشان از بالا بودن زمین ساخت جنبا در منطقه مورد مطالعه در محدوده خطوط گسلی و تاقدیس کوپال به ویژه در بخش خاوری منطقه می باشد. داده های رسوبی ۱۱ عنصر را شامل: Na2O، MgO، AL2O3، SiO2، P2O5، SO3، K2O، CaO، Fe2O3، Sr و Br در همه نمونه ها نشان داد. درمجموع از یازده کانی مورد مطالعه در نمونه های ماسه های فسیل و روان، ده عنصر دارای تغییر می باشند و میانگین CaO در ماسه های فسیل تقریباً ۲۰٪ کمتر از ماسه های روان می باشد. این تغییر درصد عناصر از ماسه های فسیل به روان نشان از یک فاز تغییر اقلیم می باشد که در کانی های حساس به هوازدگی شیمیایی مانند Fe2O3 (۱۲٪ بیشتر) و AL2O3 (۱۸٪ بیشتر) در منطقه بارزتر می باشد. نتایج این پژوهش نشان از تکامل پهنه های ماسه ای بخش خاوری اهواز به وسیله زمین ساخت و تغییر اقلیم می باشد.
فهذا بحث فی ""منهج القاضی الجرجانی فی الدفاع عن المتنبی"" فی کتابه الموسوم ب : ""الوساطه بین المتنبی وخصومه"". وحاولت أن أقف على أهم المعالم المنهجیه التی دافع بها هذا الناقد عن المتنبی، وهل کان دفاعه على أسس فنّیه ورصینه؟ أم کان مدفوعا بالتعصّب والهوى؟ أم أنه اعتمد میزانا عقلیا لافنیا ولاعصبیا؟
فهذ الکتاب یُعدّ من أهم الکتب التی وضعت المتنبی فی المیزان ودافعت عنه، ولذلک کان لابدّ لنا أن نسیر معه فصلا فصلا وأن نتبیّن کیف استطاع مؤلفه أن یقنع المتلقی بأن المتنبی مظلوم فی الهجوم علیه وأن کثیرا ممّن هاجموه کانوا مدفوعین بالهوى والحسد. وأنه لایقلّ مکانه عن کبار الشعراء الذین سبقوه کأبی تمام والبحتری.
ویبدو أن هذا الشعور کان الدافع من وراء تألیفه لهذا الکتاب، ولذلک فقد بناه بما یتوافق مع الهدف الدفاعی، فنجد فی کتابه ثلاثه أجزاء رئیسیه:
1- المقدمه وفیها یقرر القاضی الجرجانی موقفه من الأدب ونقده. وفی هذا الجزء جلّ النظریات النقدیه التی جاء بها واعتمد علیها.
2- دفاعه عن المتنبی.
3- نقد تطبیقی و یتناول فیه مآخذ الخصوم على المتنبی.
فمن خلال هذا التقسیم، نجد أن الرجل جلّ همّه أن یخرج من هذه ""الوساطه بین المتنبی وخصومه"" منتصرا له ومدافعا عنه ورادّاً للتهم التی أُلصقت به وواضعا له المنزله الأدبیه التی یستحقها.
وقد حاولت أن أعرض فی هذا البحث القصیر ""منهجه فی الدفاع عن المتنبی"" لأقف على ملامحه العامّه، فإن أحسنت فمن الله، وإن قصّرت فأرجو أن یکون هذا البحث دافعا لی لبحث القضیه بشکل تفصیلی فی المستقبل.