هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر بازخورد هنجاری با توجه به سطح شایستگی ادراک شده بر اجرا و یادگیری تکلیف پرتابی در دانش آموزان پسر شهر اهواز بود. به این منظور، 60 نفر به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب و در دو گروه شایستگی ادراک شده بالا (15 نفر بازخورد هنجاری و 15 نفر کنترل) و پایین (15 نفر بازخورد هنجاری و 15 نفر کنترل) قرار گرفتند. مرحله اکتساب در دو جلسه متوالی با 100 کوشش (5 بلوک 10 کوششی در هر جلسه) انجام شد. پس آزمون (20 کوشش و بدون ارائه بازخورد) بلافاصله پس از پایان جلسه دوم و آزمون یادداری 48 ساعت بعد انجام شد. نتایج تحلیل واریانس مرکب با اندازه گیری مکرر نشان داد که بازخورد هنجاری در بین گروه شایستگی ادراک شده بالا و پایین دارای تأثیر متفاوتی نبود (05/0
در عصر انقلاب اطلاعات و ارتباطات، حیات اجتماعی بطور عام و حیات سیاسی بطور خاص، عمیقاً رسانه-ای شده است. در کنار تعابیر متنوعی که تاکنون از این پدیده ارائه شده است، این مقاله بر تعبیری خاص از سیاست رسانه ای شده استوار است مبنی بر وضعیتی که در آن، گسترش حضور و نقش رسانه ها در حیات سیاسی جوامع، شرایطی را فراهم می آورد که افراد عادی امکان کنش گری خاص و فعالانه سیاسی بیابند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا رسانه ای شدن سیاست تمامی جوامع را فارغ از ظرفیت های خاص و ویژگی های زمینه ای خود به یک شکل متاثر می کند یا پدیده ای زمینه مند است که بروندادهای متفاوت و متنوعی را در محیط های متفاوت به همراه خواهد داشت. در این راستا دو نمونه ی جو لوله کش در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده 2008 و میرزاآقا در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم 1396 به عنوان افرادی عادی که رسانه ای شدن سیاست امکان تبدیل آنان به سوژه های کنشگر سیاسی را فراهم آورده موضوع مطالعه ای مقایسه ای قرار گرفتند. با انتخاب جامعه شناسی فرهنگی به عنوان چارچوب نظری، مقایسه ی این دو نمونه در سه شاخص پویائی سوژگی سیاسی، گونه شناسی رسانه ها، و ماندگاری سوژگی سیاسی نشان داد که رسانه ای شدن سیاست پدیده ای زمینه مند است که در جوامع توسعه یافته ی دموکراتیک، پویائی حداکثری سوژگی سیاسی در بستر تمامی سطوح رسانه های کلان مقیاس، میان مقیاس و خرد مقیاس، و با ماندگاری سوژگی بالا را به همراه دارد اما در جوامع درحال توسعه و شبه دموکراسی ها، پویائی حداقلی سوژگی سیاسی تنها در سطح رسانه های خردمقیاس و محدود به دوره های برگزاری انتخابات را ممکن می نماید.
امروزه، فناوری های نوین ارتباطی و شبکه های اجتماعی نه تنها جنبه مادی و اقتصادی زندگی، بلکه چارچوب های نمادین آن را نیز دگرگون کرده است. تأثیر این شبکه ها به گونه ای است که دیگر نمی توان زندگی افراد و جوامع را بدون آن ها تصور کرد. این پژوهش به بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در ابعاد مختلف رضایتمندی (انتشار اخبار، ارتقای سطح اطلاع و آگاهی، میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و اعتماد به رسانه های اجتماعی) کاربران شبکه های اجتماعی مجازی نظیر اینستاگرام، تلگرام، فیس بوک، توییتر در شش ماه نخست سال 1397 در شهر تهران پرداخته است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی -پیمایشی بوده و از طریق پرسش نامه محقق شده است. ۳۸۴ نفر از کاربران شبکه های اجتماعی در شهر تهران جامعه آماری این تحقیق را تشکیل می دهند و برای تحلیل داده ها از روش تاپسیس استفاده شده است. به طور کلی با بررسی نتایج حاصل شده از تحقیق مشخص شد که: در میان عوامل موثر بر رضایتمندی، گزینه تلگرام با شاخص 0.98 در رتبه اول، اینستاگرام با شاخص 0.97 در رتبه دوم، توییتر و فیس بوک در رتبه های سوم و چهارم اهمیت قرار دارند.
این رساله در شرح دو جمله از دعای کمیل است که در نگاه سطحی، توهّم جبر در افعال انسان را پدید می آورد. نگارنده، آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی، با تأکید بر تواتر عقلی و نقلی نفی جبر، و به کمک آیات و روایات دیگر، معنای جبر را از دو جمله یاد شده نفی کرده و معنای قضای الهی در افعال انسان را روشن می کند که با اختیار انسان منافات ندارد.
بررسی رابطه فرهنگ، ارزش ، اخلاق و هنر که از دل زندگی روزمره برخاسته است در عصر زندگی مدرن با چالش جدی مواجه شده است . سینما به عنوان ابزاری منحصر به فرد برای بیان و سامان بخشی مسایل زندگی علاقه رهایی بخش و انتقادی خود را در راستای کشف قواعد اخلاقی ایجاد نموده و بر آنست که از زندگی ابهام زدایی و با انتقاد به زبانی هنری آنها را بازنمایی کند . با مقایسه فیلم های سینمایی قبل و بعد از انقلاب اسلامی درمی یابیم که مضامین و محتوای اصلی بیشتر فیلم های بعد از این تاریخ در ارتباط با موضوعات زنان متفاوت گردیده است. سؤالی که این پژوهش درصدد پاسخ دادن به آن است این است که با توجه به تضاد در سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های فرهنگی در دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی حضور زن ، در سینمای این دو دوره دارای چه تفاوت هایی در مضامین و محتوا بوده است . چهارچوب نظری مورد استفاده در این مقاله نظریه انتقادی در جامعه شناسی هنر است. این نظریه مبتنی بر فرضیه بازتاب است که هنر را آیینه جامعه و منعکس کننده ویژگی های آن می داند. روش تحقیق اسنادی و توصیفی است . فرضیه پژوهش این است که "تفاوت معناداری بین بازنمایی زن در سینمای قبل و بعد از انقلاب اسلامی در مضامین و محتواوجود دارد". مطالعات نشان داده که بازنمایی زن در دو دوره مورد بررسی تغییرات و تحولات چشمگیری داشته است. و این تغییرات در موارد مختلفی چون: میزان حضور زنان در فیلم ها، کیفیت مشاغل، نوع پوشش، مهارت های فردی، مضامین دیالوگ ها، میزان تحصیلات، اعتقادات، زبان، مکانیسم حل مشکلات شخصی و خانوادگی و غیره بوده است. نتیجه کلی اینکه تغییر در سیاست گذاری های فرهنگی در سینمای ایران باعث شکل گیری گونه متفاوتی از بازنمایی زن در فیلم های پس از انقلاب اسلامی شده است .
شناخت ارزشهای نمادین و منظرین یک اثر، تأثیر قابل توجهی بر
حفاظت آن داشته و راهنمایی برای مدیریت آن خواهد بود. حفظ و نگهداشت
یک مجموعه تاریخی، نیازمند شناخت ارزشهای واقعی آن و تطبیق برداشتها و
ادراکات برنامه ریزان و متولیان امر حفاظت، با این ارزشهای واقعی است. محوطه
باستانی سازه های آبی واقع در شهر شوشتر، که در 1388 به عنوان دهمین اثر ایران
در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید، به عنوان یکی از جذابترین
گردشگری ایران و علاقه مندان به آثار تاریخی و بازدیدکنندگان زیادی را به خود
جذب میکند. مقاله حاضر، به این مجموعه از نقطه نظر ارزشهای منظرین آن و
نوع ادراک برنامه ریزان و بازدیدکنندگان نسبت به این ارزشها پرداخته است. با
توجه به ارزشهای واقعی اثر که هم در متون تاریخی بدانها اشاره شده و هم از
سوی یونسکو برای ثبت در فهرست میراث جهانی، محرز و پذیرفته شده است و
نیز با استناد به شواهد موجود،نتیجه شده که ارزشهای منظرین این اثر آن گونه
که می بایست معرفی نشده است .