یکی از عواملی که منجر به سقوط قیمت سهام می شود اقدامات مدیران در راستای نگهداشت اخبار بد و عملکرد منفی در داخل شرکت است. از جمله عواملی که می تواند مانع از رفتار فرصت طلبانه مدیران گردد سررسید بدهی است. سررسید بدهی باعث خواهد شد تا اعتبار دهندگان به منظور تجدید قرارداد بدهی خواستار اطلاعات بیش تری پیرامون وضعیت شرکت باشند که این وضعیت مانع از انباشت اخبار بد توسط مدیران می گردد و در نهایت از کاهش شدید قیمت سهام جلوگیری می گردد. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر سررسید بدهی بر ریسک سقوط آتی قیمت سهام است. به منظور دست یابی به اهداف پژوهش تعداد 102 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1388الی 1393 انتخاب گردید. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از دو معیار ریسک سقوط قیمت سهام از الگوی رگرسیون چند متغیره و داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سررسید بدهی برریسک سقوط آتی قیمت سهام تأثیر منفی دارد. به بیان دیگر با کوتاه تر شدن سررسید بدهی احتمال ریسک سقوط قیمت سهام نیز کاهش پیدا می کند
این مقاله مزایای قواعد حسابداری و چارچوب مفهومی حسابداری را با نگرش منبع اطلاعات اقتصادی به نظام حسابداری (از این پس رویکرد اطلاعاتی)بررسی کرده است. شرایط عدم اطمینان، نمایندگان ذی نفعان مختلف، تقاضا برای اطلاعات و منابع چندگانه اطلاعات، مورد توجه خاصی قرار گرفته است . هم چنین در این رویکرد، امکان ورود اطلاعات شخصی نیزمجاز است.در این تجزیه و تحلیل به یکسری ویژگی های اساسی اطلاعات حسابداری دسترسی پیدا خواهیم کرد. اینگونه بیان شده است که ویژگیهای کیفی موجود در چارچوب های مفهومیتقاضای استفاده کنندگان اطلاعات حسابداری را به طور کامل تأمین نمی کند. برای مثال، چارچوب مفهومی حسابداری که توسط هیئت استانداردهای بین المللی حسابداری تدوین شده(IASB) ، هیچگونه راهنمایی برای برقراری تعادل میان مربوط بودن و قابل اعتماد بودن اطلاعات ندارد. علاوه بر این، ممکن است
بیطرفی جزئی از قواعد و ویژگی بهینه نباشد. انحراف آماری ناشی از نظارت بر اطلاعات حسابداری نیز لزوماً نامطلوب نیست. نظارت یکی از ویژگیهای اطلاعات حسابداری است که انگیزه هایی را برای مدیریت به منظور رسیدن به هدف تعیین شده فراهم می آورد. اگر چه اطلاعات حسابداری در مقایسه با سایرمنابع اطلاعاتی دیررس هستند، اما محتوای منابع به هنگام را شدیدا تحت تاثیر قرار داده و آنها را تعدیل و محدود می کند. تاکید می شود، سامانه اطلاعاتی حسابداری در خلاء قرار ندارد و با منابع اطلاعاتی دیگری مرتبط است. ازاینرو، اطلاعات حاصل از سامانه نظامند بدون درنظر گرفتن سایر منابع اطلاعاتی، قابل تحلیل نیست. افزون بر این، از آن جایی که گزارش ها و صورتهای مالی و حتی پیش بینی ها توسط یک حسابرس مستقل رسیدگی می شود،دستکاری داده های حسابداری کاری بس دشوارخواهد بود.
زمینه و هدف: یکی از روش های درمانی نوینی که توجه درمانگران حوزه اختلال اتیسم را به خود جلب کرده است، مداخله های مرتبط با فعالیت های حرکتی و بدنی است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مهارت های دیداری- حرکتی کپارت بر کاهش رفتارهای کلیشه ای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات تک بررسی است. نمونه مورد مطالعه شامل 3 نفر از کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم در دامنه سنی 5 تا 14 سال شهر تهران در سال 97-1396 بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در 10 جلسه 45 دقیقه ای مورد مداخله قرار گرفتند. در این پژوهش نخست به وسیله ثبت فاصله زمانی، خط پایه رفتار کلیشه ای مشاهده و ثبت شد و برنامه های مداخله ای ادراک دیداری- حرکتی کپارت ارائه شد و سپس به وسیله ثبت فاصله زمانی تعداد وقوع رفتار کلیشه ای، بلافاصله بعد از برنامه درمانی در دو مرحله مورد مشاهده و ثبت قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل دیداری درون موقعیتی و بین موقعیتی برای داده های آزمودنی میانگین نمرات مربوط به رفتارهای کلیشه ای برای هر 3 آزمودنی به ترتیب به طور معناداری از مرحله خط پایه (8/12، 10، 8/4) به مرحله مداخله (4/3، 2/4، 2/2) کاهش پیدا کرده است. همچنین شاخص PND نشان می دهد که میزان همپوشی بین نقاط خط پایه و مدخله با 100 درصد اطمینان مؤثر بوده است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تمرین های ادراکی حرکتی مبتنی بر دیدگاه کپارت می تواند به عنوان یکی از روش های کاهش رفتار کلیشه ای کودکان اوتیستیک به کار گرفته شود.
مساله پژوهش حاضر، ریشه در «بحران هویت» جوامع در حال گذار دارد. بحران هویت، وضعیتی است که به دلیل تحولات ساختاری جامعه و عدم تحول نظام ارزشی و بالاخص ارزش های هویتی جامعه، بوجود آمده است. بنابر ویژگی فرآیندی و ارتباطی هویت، بازتعریف هویت جنسیتی می بایست توسط خود افراد صورت گیرد. در همین راستا، فضای مجازی به معنای عام و شبکه های اجتماعی مجازی به معنای خاص کلمه؛ فضای ارتباطی جدیدی برای انسان ها بوجود آورده اند، در ساحت نظر، عامل مهمی برای بازتعریف هویت جنسیتی به شمار می آیند. امروزه که فضای مجازی در جامعه فراگیر شده است، بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در بازتعریف هویت جنسیتی مهم بنظر می رسد. بنابراین سوال اصلی پژوهش بررسی رابطه میان فضای مجازی (اینستاگرام) و بازتعریف هویت جنسیتی می باشد. روش بررسی پژوهش، از نوع کمی و مشخصا پیمایش بوده و از پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. داده های بدست آمده نشان از آن دارد میان مدت زمان عضویت در اینستاگرام، میزان استفاده از اینستاگرام و در نهایت، انگیزه و هدف استفاده از شبکه مذکور و بازتعریف هویت جنسیتی، رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد.