اساسنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی درسال 1368 به تصویب رسید و نخستین جلسه شورای فرهنگستان، با حضور اعضای پیوسته منتخب، در شهریور ماه 1369 برگزار گردید. بنابراین، اکنون فرهنگستان زبان و ادب فارسی چند ماهی است که وارد شانزدهمین سال فعالیت خود شده است. در طول این سال ها، فرهنگستان، در رهروی منزل عشق به زبان و ادب فارسی، فراز و فرودهای گوناگونی را پشت سر گذاشته و راهی دراز پیموده است. انصاف پیشگان گواهی خواهند داد که فرهنگستان دراین طی طریق گام های بجا و درستی فراپیش نهاده است. اکنون، همانند هر مسافر کثیرالسفری که گه گاه در گوشه و کنار رحل اقامت می افکند و در ایام گذشته تامل می کند، رواست که قره العین ما هم در آستانه شانزده سالگی خود درنگی کند و به دستاوردهایش یک به یک بنگرد و با توجه به تجربه های گران سنگ گذشته خویش برای آینده طرحی در اندازند. این طرح ممکن است همانند طرح گذشته یا تلفیقی از دو بخش نو و کهن و یا به تمامی طرحی نو باشد ...
نظام مدیریت مخارج عمومی در حال دگرگونی است. روشهای سنتی مدیریت مخارج،با محدودیتهای جدی در تعیین وظایف جاری و آینده مواجه میباشند. روشهای جدید، باهدف بهبود مدیریت مخارج عمومی، که بر ایجاد سازمانهای وظیفهگرا، موافقتنامههایعملکرد، و مناقصهها و قراردادهای رقابتی تأکید دارند، از توان بالقوه شایان توجهی در انجام اینوظایف برخوردار هستند. ولی شناسایی جنبههای تفصیلی این روشهای جدید بسیار ضروریاست به طوری که این روشها موجب ایجاد دولت سایهای نگردد، یا دولتی که به برخورد ضعیفبا قراردادها و معاملات با اشخاص ثالث ادامه میدهد.
پیچیدگی داستان زندگی و رسالت حضرت موسی(ع) در قرآن کریم به ویژه در مقایسه با روایت کتاب مقدس، کاوش های نو در متن آن را ضروری می سازد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با هدف تحلیل شیوه روایی داستان، همراه با بررسی و تحلیل عناصر زبانی بر اساس نظریه «ژپ لینت ولت»، پیشنهادی برای حل پیچیدگی ها و رفع تعارض های ظاهری با توجیه ناهمخوانی داستان های قرآنی با متون کهن است. این نظریه به تحلیل نوع روایت، شامل روایت دنیای داستان ناهمسان و همسان می پردازد. یافته های این تحلیل نشان می دهد که داستان موسی(ع) از جهت گونه روایی، ناهمسان و به صورت تلفیقی متن نگار و کُنش گر روایت شده است. نوع زاویه دید، بیرونی و از نوع دانای کل و الگوی طرح های داستان دارای ساختاری کامل است. نقش الگویی در ماجراهای زندگی موسی(ع)، مخاطب را با آموزنده ترین برداشت های تفسیری روبرو می کند و دانای کل با پردازشی مطلوب در مؤلفه های روایتگری، سلوک معنوی را در دشوارترین عرصه های زندگی فردی و اجتماعی برای خواننده ترسیم می کند و این چنین زبان قرآن را برای مخاطب، گویا و فصیح می گرداند.
آموزش محیط زیستی مناسب از ضروریات مهم جهت حفاظت محیط زیست است. یکی از مهم ترین مسائل آموزش محیط زیست این است که چگونه با راهکارهای مؤثر تغییر رفتار مشهودی را در افراد نسبت به محیط زیست ایجاد کرده و تعهد آنها را نسبت به طبیعت و محیط زیست افزایش داد. این پژوهش تلاش دارد تأثیر اجرای برنامه های آموزشی محیط زیستی با محور طبیعت گردی را در رفتار و پیوند دانش آموزان با طبیعت در شهر تهران بررسی نماید. روش پژوهش در این مقاله نیمه تجربی با استفاده از طرح تک گروهی است که بخش عمده آن به شکل میدانی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان مقطع متوسطه دبیرستان دخترانه شهید مدنی منطقه 18 تهران هستند که با روش تمام شماری، نمونه آماری در این پژوهش تمامی 74 نفر دانش آموز دوره دوم متوسطه این مرکز آموزشی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات علاوه بر مشاهده و پرسشگری برگرفته از پرسشنامه ای است محقق ساخته که روایی آن با استفاده از نظر متخصصان و پایایی آن با استفاده از روش کرونباخ (مقدار آلفا برابر با 837/0) موردبررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های t دو نمونه وابسته جهت مقایسه رفتارها و نگرش های قبل و بعد از آزمون، ضریب همبستگی و تحلیل عاملی در محیط نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج نشان داد هر ۲۶ گویه که در 9 نماگر اصلی طراحی شده بود، پس از آموزش های محیط زیستی همراه با بازدید طبیعت گردی، تغییر نگرش و رفتار دانش آموزان را در پی داشته است؛ بنابراین تأکید بر روی این شیوه آموزش محیط زیستی مبتنی بر طبیعت گردی، سبب ایجاد تحول در ارتباط دانش آموزان با محیط طبیعی خواهد شد و تعهد آنها را جهت حفظ طبیعت افزایش خواهد داد.
دلیل نگارش مقاله حاضر توجیه گفتمانی الزامات سیاسی جدیدی مانند تحدید قدرت سیاسی، تأسیس مجلس شورای ملی، تدوین قانون اساسی، توجه به آزادیهای اساسی و برابری مدنی است که در فقه سیاسی دوره مشروطیت ظهور یافت. مقاله حاضر در صدد آن است که احتجاجات فقهی حقوقی ورود مدرنیته سیاسی به ایران در دوره قاجار را در چارچوب نظریه «کنش ارتباطی هابرماس» تفسیر کند. برای نیل به این هدف مقاله حاضر تلاش دارد تا با کاربست روش شناسی «گفتمان انتقادی» و روش پژوهش اسنادی، مقدمات لازم برای بررسی مدعای خود را فراهم کند. مدعای مقاله حاضر این است که دو نظریه «سلطنت مشروطه مشروعه» و «سلطنت مطلقه» نظریاتی جدید در سنت فقه شیعه به شمار میآیند که در دوره مشروطه در سنت فقهی شیعه و در تقابل با همدیگر تدوین شدند. نتایج حاصل از این مقاله می تواند در قلمروهای دانش های متعددی مانند فقه مسائل مستحدثه، فقه آزادی، تبارشناسی تجدد سیاسی در ایران معاصر و تحلیل انتقادی روحانیت دوره مشروطه به کار رود.
هدف از این پژوهش، تبیین عوامل موثر بر بیگانگی از کار در بین مدرسین دانشکده و آموزشکده های فنی حرفه ای است که، به کاهش شکاف مطالعاتی ایجاد شده کمک کند. در این پژوهش نوع روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی از نوع علی است. به دلیل فقدان یک ساختار جامع برای درک بیگانگی از کار، عوامل متعددی همچون ویژگی های ساختاری تمرکز و رسمیت، ویژگی های کاری استقلال، تنوع شغلی، جو چالش و خلاقیت، معنادار بودن کار، خود بیانگری یا اظهار وجود، کیفیت روابط کاری و درک عدالت با ابعاد رویه ای و توزیعی به عنوان عوامل تبیین کننده ی بیگانگی از کار با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مورد پژوهش قرار گرفته اند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری این پژوهش، مدرسین دانشکده و آموزشکده های فنی حرفه ای استان گیلان با مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا 492 نفر است که 436 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها جهت آزمون فرضیات، از پرسشنامه ای استفاده شده که توسط نیر و وهرا (2010)، برای سنجش این متغیرها تدوین شده است. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بیگانگی از کار در بین این نمونه وجود دارد، اما میانگین میزان بیگانگی از کار، کمتر از میانگین مورد انتظار است و مهم ترین و مؤثرترین عوامل پیش بینی کننده ی بیگانگی از کار در این نمونه به ترتیب عدم درک معنای کار و پس از آن عدم قابلیت کار برای خود بیانگری یا اظهار وجود، مناسب نبودن جو چالش و خلاقیت در محیط کار، کیفیت پایین روابط کاری و ویژگی ساختاری تمرکز در سازمان است.
یکی از ابعاد رهبری تحولی، نفوذ آرمانی می باشد که رهبر مورد اعتماد و احترام پیروان قرار می گیرد. فداکاری رهبر و توجه به ارزش های اخلاقی باعث می شود که الگوی نقشی برای پیروان باشد. هدف این مقاله ارزیابی وضعیت نفوذ آرمانی مدیران در مجتمع های آموزشی صالح آباد در سال تحصیلی 91-1390 بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی بوده است. جامعه ی آماری شامل 541 نفر از معلمان دو مقطع ابتدایی و راهنمایی می باشد. از این تعداد 226 نفر به عنوان نمونه، با استفاده از شیوه ی نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند. انتخاب نمونه از جامعه ی آماری مدیران (23 :N) به شیوه ی سرشماری صورت گرفت. پرسشنامه ی محقق ساخته (دارای38 گویه) جهت سنجش نفوذ آرمانی مدیران استفاده شد که توسط معلمان تکمیل گردید و 206 پرسشنامه جمع آوری و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که میانگین نمره ی نفوذ آرمانی مدیران مجتمع های آموزشی صالح آباد از متوسط ممکن بالاتر است و نفوذ آرمانی مدیران در سطح مطلوبی قرار دارد.
هدف از پژوهش حاضر، مطالعه و تبیین مدل آرما برای واردات کالاهای ورزشی به ایران طی 20 سال بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و از نوع مطالعات اسنادی تحلیلی می باشد. برای مدل سازی واردات کالاهای ورزشی ایران از اطلاعات سری زمانی بانک مرکزی و گمرک مرکزی جمهوری اسلامی ایران طی سال های 1391 1371 استفاده گردید. جهت انجام پژوهش، برازش مدل های مختلف خودتوضیح میانگین متحرک بررسی گشت و در نهایت، مدل آرما به عنوان الگوی بهینه نهایی برای واردات کالاهای ورزشی انتخاب گردید. نتایج نشان می دهد که تمام ضرایب وقفه های خودهم بسته و میانگین متحرک، معنادار است و 91 درصد از تغییرات واردات کالاهای ورزشی توسط متغیرهای توضیحی تبیین می گردد. براساس یافته ها دریافت می شود که متغیر واردات، پایا است؛ بدین معنا که واردکردن هرگونه شوک یا سیاست دولتی که موجب تغییر میزان واردات شود، کوتاه مدت بوده و تغییرات آن دائمی نمی باشد و با گذشت دوره های متمادی، اثر این شوک به تدریج از میان رفته و میزان واردات به اندازه دوره زمان پیش از شوک خود برمی گردد؛ بنابراین، اتخاذ هرگونه سیاست پولی و مالی بر واردات کالاهای ورزشی ایران اثرگذار نخواهد بود.
حسابداری منابع انسانی رویکردی بحث برانگیز در حسابداری است و می توان آن را تلفیقی از دو حوزه حسابداری و مدیریت منابع انسانی دانست که البته ریشه در نظریه های اقتصادی و روانشناسی دارد. در این پژوهش، سعی شده است ضمن مروری بر پیشینه تاریخی، چارچوب مفهومی، معیارها و مدل های اندازه گیری حسابداری منابع انسانی به همراه برخی ابعاد قابل توجه آن بررسی گردد. همچنین، با تاکید بر ضرورت حسابداری منابع انسانی در سازمان، تعاریف، تفاوت های ظریف مفهومی و پیشینه تجربی حسابداری منابع انسانی نیز مورد کنکاش قرار گرفته است. روش تحقیق در پژوهش حاضر، بررسی هدفمند پیشینه پژوهش با توجه به جنبه های ضروری تحولات مهم در موضوع حسابداری منابع انسانی است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که علیرغم بررسی مطالعات پیشین، محققان کماکان نتوانسته اند مدل دقیق و فراگیری برای سنجش منابع انسانی ارائه دهند و این موضوع همچنان بحث برانگیز باقی مانده است. به نظر می رسد، ایجاد تعامل پیوسته در تحقیقات میان رشته ای با تاکید بر حسابداری، مدیریت و اقتصاد برای آشنایی هر چه بهتر با حسابداری منابع انسانی ضروری است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط جهت گیری مذهبی و نگرش نسبت به مرگ با کیفیت زندگی و علائم جسمانی سازی در زنان انجام گرفت.
روش: کلیه زنان ساکن شهر ارومیه در بهار سال 1391 جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. تعداد 140 زن که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای از بین این جامعه انتخاب شده بودند به پرسشنامه های جهت گیری مذهبی، نگرش نسبت به مرگ، کیفیت زندگی و علائم جسمانی سازی پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که کیفیت زندگی رابطه مثبتی با جهت گیری مذهبی درونی و نگرش پذیرش فعالانه مرگ دارد. علائم جسمانی سازی نیز به طور مثبت به نگرش های اجتناب از مرگ و پذیرش با گریز مرگ مرتبط بودند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز آشکار کرد که 14 درصد از کل واریانس کیفیت زندگی زنان به وسیله جهت گیری مذهبی درونی و نگرش های اجتنابی نسبت به مرگ تبیین می شود، نتایج تحلیل رگرسیون علائم جسمانی سازی بر اساس جهت گیری مذهبی و نگرش های مرگ معنی دار به دست نیامد.
نتیجه گیری: این نتایج پایه های معنوی و مذهبی و به تبع آن نگرش های فرد نسبت به مرگ را به عنوان یکی از متغیرهای مؤثر بر سلامت و کیفیت زندگی انسان به ویژه زنان مطرح می کنند.