جامعه ایران در دهه دوم انقلاب اسلامی (1380-1370)دو جریان نوسازی اقتصادی (سازندگی) و سیاسی (اصلاحات) را پشت سرگذاشته است . این تغییرات شتابان اقتصادی و سیاسی آثار مختلفی بر جامعه ایران بر جای گذاشته اند. به نظر می رسد یکی از این آثار، تشدید نابسامانیها در صحنه سیاسی ایران باشد. این مقاله با طرح مفهوم آنومی سیاسی و با تکیه بر نظریه آنومی سیاسی دورکیم، علل موثر بر این وضع را توضیح می دهد
به رغم پژوهشهای متعدد درباره زندگی عشایر در ایران هنوز ابعادی از زندگی آنها مستور باقی مانده است که رابطه آنها با حیوانات از جمله آن است. حیوانات نزدیکترین یاور انسان در زندگی اجتماعی بوده و هستند، تا جایی که هنوز زندگی انسان در حمل و نقل، نگهبانی و مراقبت، تغذیه و شکار و جز آن تا حد زیادی مدیون حیوانات است؛ گرچه به تناسب پیشرفتهای تکنولوژی، حیوانات نقش کمتری در زندگی روزمره ایفا میکنند. سگ از حیواناتی است که در فرهنگ،ادب، عرفان، فولکلور و سنتهای شفاهی ایران زمین حضوری پررنگ داشته و دارد. در این پژوهش، باورها و رسوم و سنن اجتماعی جامعه ایلی بویر احمد درباره سگ مورد بررسی قرار گرفته است
از نظر آقای جهانبگلو موج چهارم روشنفکری، ایدئولوژیک نمیاندیشد و خصیصه بارز آن، نقادی است. روشنفکر باید برای حقیقت زندگی کند و هیچ نسخهای نپیچد و دائم پرسشی نو درافکند و تلاطم در جامعه ایجاد کند. روشنفکر باید جهانی
آقای غنینژاد نظریه پایان تاریخ فوکویاما را میپذیرد و معتقد است که لیبرال دموکراسی بهترین نظام ممکن است، جایگزین بهتری برای آن وجود ندارد و آرمان آن، رفاه انسانهاست. به عقیده ایشان لیبرال دموکراسی میلیاردها انسان را از گرسنگی نجات داده است.
زیره را من سوی کرمان آورم گر به پیش تو دل و جان آورم (مثنوی، دفتر اول، بیت 3195) درآمد: زیره به کرمان بردن یکی از رایج ترین مثل های فارسی است. این مثل، نه تنها در گفتگوهای عوام، که در سخنان و نوشته های خواص نیز کرارا می آید. معادل های بسیاری برای آن در زبان فارسی و فرهنگ مردم (فولکلور) ایران وجود دارد، که شاعران و سخنوران آنها را به کار برده اند و نشانه بارز غنای حیرت آور زبان فارسی است. با یک برآورد مقدماتی، بیش از پنجاه مثل با مضمونی مشابه و برابر با آن احصا شده است (? دهخدا، ج 2، ص 706، 934، 935، 1147؛ ج 3، ص 205 و در جاهای دیگر) و، حال آن که، شمار امثال معادل آن در زبان عربی هفت (همو، ص 935) و در زبان های اروپایی عموما یکی دوتاست. در این مقاله، تلاش می کنیم معادل های متعددی را که، از دیرباز، برای این مثل در زبان فارسی متداول شده است، همراه با شواهد منثور و منظوم و نیز معادل های عربی و اروپائی آنها، ارائه کنیم، اما پیش از آن، جا دارد که به بررسی معنای خود مثل و موارد کاربرد آن بپردازیم. مثل زیره به کرمان بردن، چه در تداول و چه در زبان خواص، به مفهوم کاری بیهوده و نامعقول به کار می رود. گاهی نیز، از روی شکسته نفسی گوینده، در بیان آن که سخنش در خور مخاطبان نیست و برای آنان تازگی ندارد ادا می شود. استنباط بیهودگی از فحوای این مثل کاملا طبیعی و منطقی است. وقتی کسی کالایی را به جایی برد که خود به تولید آن معروف باشد، کاری عبث و دور از اقتضای مقام کرده است. آن کالا، اگر هدیه باشد، برای گیرنده ارج و منزلتی ندارد و، اگر برای عرضه در بازار باشد، از آن سود که هیچ زیان هم به بار خواهد آمد. به کان خویش بسی بی بها بود گوهر به شهر خویش بسی بی قدر بود مردم (انوری) ...
در شماره 21 (دوره ششم - شماره اول) نامه فرهنگستان مقاله ای خواندم زیر عنوان «سفینه تاج الدین احمد وزیر» نوشته آقای ذاکرالحسینی. نویسنده در آغاز مقاله شرح موجز و مفیدی در باره محتویات این سفینه آورده است که می رساند حدود 75 تن از فضلای سرشناس قرن هشتم از آثار خود و دیگران در سال 782 ه. ق. به منظور تقدیم به تاج الدین احمد، وزیر شاه شجاع دستنویسی کرده اند. اصل نسخه در اختیار دانشگاه اصفهان است. بار اول در سال 1353 به صورت عکسی (فاکسیمیله) در ردیف انتشارات دانشگاه اصفهان چاپ و منتشر شده است و بار دوم در سال 1381 در دو جلد به صورت حروف نگاری در قم جزو انتشارات مجمع ذخائر اسلامی. نویسنده مقاله نحوه کار مصحح چاپ 1381 را به نقل از مقدمه آن چاپ چنین توصیف کرده است: «... برای بازنویسی متن سفینه، نسخه را از روی چاپ عکسی چندین بار خوانده، موارد قابل تردید و نقائص چاپ عکسی را از روی اصل نسخه رفع کرده، برای تصحیح بعضی قسمت ها از منابع دیگر با اشاره به آنها سود جسته، مواضع ناخوانا و نوشته ها و اشعار ناقص را ... از روی ماخذ حدیث، دواوین و منابع دیگر ... تکمیل کرده و جمعا مدت سه سال به این کار اشتغال داشته است». چه کسی ممکن است با خواندن این توضیح در باره روش کار و تلاش و کوشش سه ساله مصحح در رفع کاستیها و کژیهای نسخه خطی این خدمت ارزنده را تحسین و تمجید نکند؟...
حضور قرآن کریم در ادبیات ایران، اعم از شعر و نثر، کم نظیر است. این حضور منحصر به بهره گیری از مفاهیم قرآنی نیست بلکه از الفاظ و تعبیرات و امثال قرآنی هم، به صورت مستقیم یا نوعی اقتباس و با اندکی جا به جایی در الفاظ، بی آن که مفهوم و معنی را دگرگون سازد، استفاده شده است. پژوهش های صورت گرفته در این باب گوناگون و پرشمارند؛ اما موردی که ظاهرا کمتر در میدان بررسی قرار گرفته است حضور قرآن، یعنی مفاهیم و الفاظ و تعبیرات و امثال آن، در فرهنگ عامیانه یا، به تعبیری دیگر، در گویش و گفتار مردم (زبان و روزمره یا زبان محاوره یا تداول عامه) است. شاید پرداختن به این پژوهش در گوشه و کنار ایران بی فایده نباشد. صاحب این قلم، که در گذشته به نسبت دور برخی از کلمات و اصطلاحات و تعبیرات زبان روزمره و عامیانه تهرانی را به تفنن یادداشت می کرد، در ایام اخیر، که فرصتی بیشتر برای انس با قرآن و نیز رسیدگی به یادداشت های پراکنده و اندک گذشته خود یافت، به چند اصطلاح مرتبط با قرآن برخورد و، در نتیجه، به فکر افتاد که الفاظ و اصطلاحات و تعبیرات قرآنی چهل سال پیش را که در گفتگوهای مردم تهران، به تواتر، به کار می رفته است گردآوری کند. روشی که برگزیده است قرائت قرآن با توجه به این معنی و یادداشت لغات و اصطلاحات قرآنی موجود در زبان محاوره عامه مردم تهران است. البته، تکیه گاه قسمت عمده این یادداشت ها حافظه است و روشن است که دستاورد ما در این مورد نمی تواند جامع باشد؛ یعنی احتمال دارد موارد متعددی از الفاظ و تعبیرات در حافظه کنونی نویسنده حضور نداشته باشند. نویسنده، از سوی دیگر، سعی دارد از این مجموعه واژه هایی را کنار بگذارد که احتمال می دهد از واژگان متعلق به اصحاب قلم و مطالعه کنندگان آثار ادبی باشد. در عین حال، ممکن است خواننده از ملاحظه برخی اصطلاحات فنی فقهی و حقوقی تعجب کند، اما، نباید شگفت زده شد؛ زیرا اصطلاحات یاد شده ناظر به برخی از امور اجتماعی، به ویژه وقایع چهارگانه تولد و ازدواج و طلاق و مرگ و، با اندکی واسطه، مربوط به وقایع همسایه مجموعه آنها، یعنی ارث و وصیت است که، به هر حال، همه مردم در زندگی روزمره خود با آنها سروکار دارند و، در گذشته بیشتر از امروز، با این قبیل اصطلاحات به طور مستقیم- نه با واسطه وکلا و کارگزاران حقوقی- رو به رو می شده اند. به نکته دیگری نیز، که مربوط به محدوده کار از لحاظ زمانی است، باید اشاره کرد. نویسنده پایان محدوده زمانی این لغات و اصطلاحات را چهل سال پیش گرفته است؛ از آن رو که، در حدود چهل سال قبل، به سفری تقریبا دور و دراز رفته و، پس از بازگشت نیز، بیشتر با زبان رسمی و نه محاوره تهرانی سروکار داشته است. بنابراین، محدوده اطلاعات خود را در چهل سال پیش متوقف می داند......
صورتگرایان بر این باورند که ادبیت ادبیات در آشنایی زدایی زبان و، به عبارت دقیق تر، در بدیع ساختن و فراهنجار کردن زبان هنجار و عادی یا، به گفته یاکوبسن، تهاجم سازمان یافته بر ضد زبان است. این تهاجم و نوسازی، زبان عادی و تکراری را برجسته و پرجاذبه و زیبا می سازد. برجسته سازی در سطوح گوناگون زبان می تواند به وجود آید از جمله در ضمیر. مثلا مولوی، به رغم قواعد دستوری، ضمیر تفضیلی به کار می برد (همچنین اسم تفضیلی، مانند گلشن تر، سوسن تر، آهن تر، جوشن تر)؛ مثلا از ضمیر من، من تر می سازد؛ حال آن که هر گز کسی نه قبل از مولوی و نه بعد از او ضمیر تفضیلی به کار نبرده است: در دو چشم من نشین ای آن که از من من تری تا قمر را وا نمایم کز قمر روشن تری کاربرد ضمیر تفضیلی در شعر مولوی خطا نیست بلکه فراتر از زبان هنجار و بدیع و زیباست. در حقیقت، این زبان هنجار است که نارساست و نمی تواند اندیشه بلند و بلاغت مولوی را رسا و موجه و زیبا ارائه دهد. مولوی، به جای من تر، هر چه می گفت رسایی آن را نداشت. من تر شامل مفاهیمی نظیر داناتر، زیباتر، پاک تر، قوی تر، عارف تر، مجرب تر و هر صفت خوب دیگر می شود. فرا هنجاری بسیار مهم تر و پرکاربردتر دیگر ضمیر در زبان شعر و ادب، به ویژه شعر کلاسیک فارسی، این است که قاعده ضمیر می تواند رعایت نشود؛ به این صورت که نه مرجع ذکری (قرینه لفظی) داشته باشد نه حضوری و نه ذهنی. به همین دلیل، ضمیر بر مفاهیم متعددی می تواند دلالت کند و، در نتیجه، در مواردی به جای یک ضمیر می توان ضمیر دیگری آورد بی آن که غلط باشد یا مفهوم اصلی تغییر کند؛ در عین آن که، ضمیر عاری از مرجع مشخص، از نظر بلاغی، کلام را تعالی می بخشد. اینک، از فراهنجاری های ضمیر، نداشتن مرجع را به طور جداگانه مورد بحث قرار می دهیم.......
در بسیاری از کتب بلاغی جدید به پیروزی از گذشتگان بحثی با عنوان استعاره «وفاقیه و عنادیه» مطرح شده که هدف آن بیان «استعاره تهکمیه و استعاره تملیحیه» است و برای هر یک تعاریف و مثالهایی نیز ذکر شده که گاهی بین تعاریف و مثالها سازگاری وجود ندارد . آنچه در برخی از کتابهای بلاغی درباره برخی از استعاره ها از جمله «استعاره عنادیه» آمده بر مبنای تشبیه نیست ؛ یعنی نمی توان اساسا با واژه ای که مستعار نامیده اند تشبیهی ساخت و آن را یک طرف تشبیه قرارداد در نتیجه جامع یا وجه شبهی نیز در میان نخواهد بود تا عکس آن برای طنز با تمسخر به کار گرفته شود . ....
اقلیم و پارامترهای مربوط به آن ـ از جمله بارش، دما، رطوبت و … ـ و تغییرات احتمالی این عناصر در طول دوره زمانی نقش بسزایی در محیط زندگی انسان دارد. لذا شناخت عناصر مذکور و تغییرات مربوط از طریق به کمی در آوردن و مدل بندی آماری پارامترهای و فراسنجهای اقلیمی، امکان بهره وری بهینه از طبیعت و امکانات خدادادی آن را فراهم می سازد. در مقاله حاضر، به منظور تجزیه و تحلیل سری زمانی بارش ماهانه ایستگاههای منتخب غرب کشور و پیش بینی مقادیر آتی برای شناسایی خشکسالی، از روش ساریما استفاده شده است. برای تعیین خشکالی، دو شاخص توزیع استاندارد و درصد بارش نرمال به کار گرفته شده و در نهایت معناداری تغییرات بارش در طول دوره آماری مورد مطالعه، از طریق آزمون F بررسی گردیده است. در خاتمه خشکسالی ضعیف خشکسالی غالب بوده و بارش ایستگاه های منتخب تغییرات معناداری نداشته است.
بیانات امام علی (ع) که تالی تلو قرآن و برترین نمونه سخن در زبان عربی پس از کلام خداست، منشا تاثیرات عمیق بر فرهنگ اقوام و ملل، بویژه ملتهای مسلمان بوده است. سخن ایشان بیشترین تاثیر را بر زبان و ادبیات عرب، هم در غنی ساختن محتوا و مضمون، و هم در خلق ترکیبهای جاودانه ادبی داشته است.....
ادب عربی و فارسی در بسیاری از مضامین، یکدیگر را چنان سخت در آغوش گرفتهاند که جدا کردن آنها از هم، شخصیت بخشیدن به هر کدام، نشاندن هر یک در جایگاه خاص خود و تعیین اصل و فرع را دشوار مینماید. نوشته حاضر به تجزیه و تحلیل مضامینی متعدد در این راستا میپردازد. و با مقایسهای که به عمل میآورد نکتههایی از زیباییها و تازگیهای هنری را در هر دو زبان بدون تعصب و موضعگیری مینمایاند.