هدف این تحقیق عبارت از بررسی عوامل اقتصادی ـ اجتماعی مؤثر بر انتظارات اجتماعی جوانان شهر شیراز است. فرض محوری تحقیق مدعی است که انتظارات اجتماعی جوانان، تحت تأثیر عوامل ذهنی ـ عینی قرار دارد و با تغییر این عوامل، شدت و جهت آن ها تغییر می پذیرد. برای انجام این پژوهش، ابتدا با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه، 385 نفر از جوانان 35-18 ساله ساکن شهر شیراز با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مورد مصاحبه قرار گرفتند. پس از گردآوری داده ها، اطلاعات به دست آمده در نرم افزار آماری spss توصیف و تحلیل شد. متغیرهای مستقل این تحقیق عبارت اند از: سن، جنس، محل تولد، شیوه جامعه پذیری در خانواده، میزان تحصیلات جوان، میزان تحصیلات پدر، میزان تحصیلات مادر، پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی خانواده، میزان درآمد خانواده، مرتبه شغلی پدر، و مرتبه شغلی مادر. تأثیر متغیرهای مستقل فوق بر انتظارات اجتماعی جوانان سنجیده شد و نتایج نشان می دهد که اغلب متغیرها رابطه معنی داری با متغیر وابسته دارند و انتظارات اجتماعی بسیاری از آنان منفی(بدبینانه) است.
مدیریت در هر سازمان به عنوان هسته مرکزی و مغز متفکر آن عمل می کند. این عنصر در واحدهای آموزشی از حساسیت و اهمیت خاصی برخوردار است و بهبود عملکرد در این زمینه تحت تأثیر عوامل گوناگونی است که از آن جمله می توان به خودپنداری مدیران اشاره کرد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین خودپنداری مدیران و عملکرد آنان در مقطع متوسطه شهرستان لنجان بود که بررسی عملکرد در ابعاد پنجگانه نظارتی، برنامه ریزی، هماهنگی، هدف گذاری، انگیزشی صورت گرفت.
این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه مدیران و دبیران دبیرستان های شهرستان لنجان تشکیل می دادند. اطلاعات موردنظر در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه های استاندارد راجرز برای سنجش میزان خودپنداری مدیران و پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش عملکرد مدیران بدست آمد و برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. ضریب همبستگی،آزمونهای t با دو گروه مستقل، از جمله آزمونهای آماری مورد استفاده بوده است. نتایج تحقیق نشان داد بین خودپنداری مدیران و عملکرد آنان در تمامی ابعاد پنجگانه موردنظر(نظارتی، برنامه ریزی، هماهنگی، هدف گذاری و انگیزشی) رابطه وجود دارد. در ضمن این همبستگی در مدیران مرد بیشتر از مدیران زن بود.
در این گفتار پس از اشاره به قلمرو مباحث فلسفه علمی، حصرگرایی روش شناختی و پیامدهای آن از جمله نفی اعتبار و عینیت از شاخه های علوم انسانی، مورد توجه قرار گرفته است. سپس به تردیدها و شبهاتی پیرامون عینیت در تاریخ و تاریخ نگاری پرداخته شده و تلقی معاصر از علم به عنوان زمینه ساز این نوع تردید ها و شبهه ها مورد نقد و بررسی قرار گرفته و روشن گردیده است که تلقی آنان از استقراء و عینیت با تعصب و افراط درآمیخته و آن گونه که تصور می شود هیچ علمی عینی نیست. سپس به چگونگی دخالت ذهنیت و التزام شخصی در قلمرو علوم اجتماعی و تاریخ اشاره شده در نهایت به این نتیجه رسیده ایم که تاریخ نیز مانند دیگر علوم در برزخی از عینیت و ذهنیت قرار دارد هرچند در رتبه دیگر علوم نیست