در مقاله حاضر،با استفاده از نمونه برداری طبقه بندی شده تصادفی و پرسشنامه و آزمون تکمیلی کلام ،داده ها راجمع آوری و بااستفاده از روش آماری مجذورخی آنها را تحلیل کرده ایم.به عنوان فرضیه تحقیق حاضر ،لهجه تهرانی از لحاظ استفاه از هماهنگی واکه ای با لهجه های دیگر فارسی(اصفهانی شیرازی ،مشهدی و گویش لری)متفاوت است، به این نتیجه دست یافته ایم که علاوه بر عوامل درون زبانی و زبانشناختی ،عواملی برون زبانی مانند بسامد عنصر زبانی مربوط، اعتبار، در معرض رسانه های گروهی بودن یا نبودی ، اینکه لهجه مربوط به عنوان زبان دوم فرا گرفته شده یانه رسمی یا غیر رسمی بودن بافت هم در استفاده از هماهنگی واکه ای دخالت دارند.براین اساس، نتیجه گرفته شد که واقعیت های زبانی و زبانشناختی ، تاثیرات هستند نه عوامل .
پژوهش ها و بررسی های علمی درباره سیستان و تاریخ آن، پیشینه ای طولانی دارد.در این پژوهش ها، شماری ازمنابع مربوط به جنبه های گوناگون تاریخ، فرهنگ و تمدن ایرانی در سیستان شناسایی و تعدادی از آنها منتشر شده اند.با این همه، هنوز شماری از منابع مربوط به این منطقه وجوددارند که شناسایی و بررسی نشده و یا اینکه نشر نیافته اند.از خلال پژوهش های تاریخی، آشکار می گردد که تاپیش از تجزیه سیستان در اواخر قرن 12 ه ق ./19م . نظام سیاسی ریشه دار محلی در این منطقه برقرار بوده است که پس از فرمانروایی صفاریان برایران، با عنوان« ملوک نیمروز»شناخته می شده اند؛از بررسی متون تاریخی مربوط به ملوک نیمروز بر می آید که نوعی رسم یاسنت تاریخ نویسی در دستگاه آنان وجود داشته است؛دوکتاب تاریخ سیستان و احیاء الملوک ، بدین سنت تعلق دارند.اینک و در پی جستجوهای جدید، نمونه ای دیگر از متون تاریخی ملوک نیمروز به نام شجرة المولک معرفی وبررسی می شود که می توان آن را آخرین نماینده رسم تاریخ نویسی ملوک نیمروز، به شمار آورد.پژوهش کنونی با طرح نظریه سنت تاریخ نویسی ملوک نیمروز،درصدد است تا نشان دهد که آغاز تاریخ نویسی فارسی در ایران بعد از اسلام، احتمالا با این سنت در سیستان پیوند داشته است.در عین حال این پژوهش می کوشد تاضمن بررسی سه متن متعلق به این سنت ، روش و بینش حاکم بر آنها را نیز ارزیابی کند.
ابوالهذیل ، اولین متفکر و متکلم مسلمان است که از طریق مطالعه ترجمه های عربی آثار فیلسوفان یونان از اصول و قواعد فلسفه اطلاع یافته و درمسائل فلسفی عصرش تامل کرده و کتاب و رساله نوشته و به لقب با شکوه «فیلسوف معتزله»مشهور شده است، اما آثار وی از بین رفته و آنچه ما از عقاید و افکارش می دانیم از نوشته های دیگران است.ابوالهذیل ،متفکری نیرومند و جامع بوده و علاوه بر مسائل کلامی به مسائل مربوط به انسان و طبیعت نیز اهتمام ورزیده ودرباره اختیار و آزادی انسان و اجسام و اعراض و حرکت و سکون و سایر مسائل فلسفی اندیشیده و به اظهار نظر پرداخته است.او اولین متفکری شناخته شده که درعالم اسلام از «جزء لایتجزی»و یا«جوهرفرد»سخن گفته و جسم را مرکب از جواهر فرددانسته است.او علاوه بر قدرت و قوت اندیشه، مناظر ومجادلی بسیار نیرومند و قوی بوده و در یان فن، کمتر کسی یارای برابری با وی را داشته است.ابوالهذیل پیروانی یافت که به «فرقه هذلیه یا هذیلیه»معروف شده اند.
همان طور که در مقدمه بخش نخست آمد، هدف از این مقاله،بررسی و تبیین ماهیت حقوقی انتقال اموال غیر مادی نظیر حق تالیف، سرقفلی، سهام شرکتها، امتیاز آب، برق و تلفن در مقابل عوض با در نظر گرفتن ماده 338 قانون مدنی در تعریف بیع است.
در نظام حقوقی ایران موجودی که دارای شخصیت باشد می تواند واجد حقوق و تکالیف گردد. مصداق نحصر اولیه موجود دارای شخصیت، انسان است که از او به شخص حقیقی تعبیر می شود. نیازها سبب شد تا اشخاص حقیقی موجوداتی دیگر را به طور اعتباری واجد شخصیت بدانند و برای متمایز ساختن آنها از خود برآن، شخص حقوقی نام نهاده سپس آنها را به اقسامی به شرح زیر تقسیم کنند. در این میان شخص حقوقی تجاری نام شرکت به خود گرفته و در ماده 20 قانون تجارت مصوب 1311 ه.ش منقسم بر هفت نوع شده
حکمت بر اساس تقسیم آن بر پایه قوای نفس، دو شاخه نظری و عملی را شامل میشود. حکما از دیرباز، بر همراه بودن تحصیل و تکمیل این دو شاخه برای تحقّق تعریف و معنای «حکمت» تأکید داشته اند. ملّاصدرا نیز همچون سایر حکما، به این همگامی تصریح و بر آن تأکید کرده است. اما حکمت عملی به لحاظ داشتن مایه های کاربردی و عملی برای تکمیل و تعالی نفس، با تزکیه نفس ملازم است. و چون غایت حکمت، تکمیل نفوس است، بنابراین، تزکیه نفس با حکمت، تعریف آن، و غایت آن ارتباط تنگاتنگی دارد.
نوشته حاضر به بررسی این ارتباط از نظر ملّاصدرا میپردازد و سعی کرده است با توجه به مبانی و مطالب حکمت متعالیه، حقیقت حکمت و ارتباط آن با ایمان و تزکیه نفس را تشریح و تصویر کند، نکاتی درباره غایات حکمت ذکر نماید و سپس به بررسی تفصیلی رابطه دوسویه غایات حکمت و تزکیه نفس بپردازد و از این طریق، این نکات را اثبات کند: 1. دغدغه اصلی ملّاصدرا در تعریف و «ارائه حکمت متعالیه»، کمال نفس و تزکیه آن بوده است. 2. غایات حکمت، که ملّاصدرا و دیگران از آنها به «غایت» تعبیر نموده اند، در حقیقت، غایات و نتایج عملی و هستیشناختی هستند، نه غایات علم شناختی و روش شناختی. 3. حکمت عامل اصلی تزکیه صحیح نفس، و تزکیه نفس نیز عامل اصلی فهم صحیح مسائل فلسفی است. 4. تزکیه نفس در شکل گیری مفهوم، تعریف، مصداق و غایات این جهانی حکمت، نقش بسیار اساسی دارد و بررسی جامع موارد وابستگی فهم مسائل حکمت بدان ضروری به نظر میرسد.
«چگونگی پیدایش جهان» یکی از مسائل مهمی است که ذهن بشر را از دیرزمان به خود مشغولداشته. افلاطون به عنوان یکی از فیلسوفان بزرگ، به بررسی این مسئله پرداخته است. وی در رساله تیمائوس درباره نحوه پیدایش جهان، در ضمن ده مرحله پیدایش جهان را تبیین کرده است.
از منظر افلاطون، آفرینش جهان به معنای خلق از عدم نیست، بلکه به معنای نظم و هماهنگیبخشیدن به اشیای پراکنده و درهم آمیخته است. افزون بر این، افلاطون طرح و برنامه جهان را بهوالاترین خدا و صانع یا همان دمیورگ نسبت میدهد. افلاطون در تبیین چگونگی پیدایش جهان،نخست الگویی ارائه میکند. این الگو بر اعداد ریاضی و اشکال هندسی مبتنی است. وی برای اینکار، فارغ از هرگونه تجربه ای و صرفا بر اساس تفکر و نسبت سنجی، نظریه پردازی کرده است. ازاین رو، طرح افلاطون تبیینی ماتقدّم و پیشینی محسوب میشود.