با پیروزی انقلاب مشروطیت در سال 1324 ﻫ ق (1285 ﻫ. ش) مردم ایران به یکی از آرزوهای دیرینه ی خود، که ایجاد عدالت خانه و تشکیلاتی جهت لگام زدن بر قدرت خودکامه ی شاه و در کل مشارکت در سرنوشت خود بود، نائل آمدند. این آرزو در قالب مجلس شورای ملی تبلور یافت. این که نهاد جدید تا چه حدود در دست یابی به اهداف خود موفق بود و توانست انتظارات مردم را برآورده سازد، در حوزه ی بررسی این نوشتار نیست.
در این مقاله سعی شده است سهم و نقش نهاوند، که یکی از شهرهای قدیمی و تاریخی و پاره ای از ایران زمین است و مردمش همان انتظارات را از قوه مقننه داشتند، بررسی شود. به همین منظور، از دریچه ی مذاکرات مجلس و سهم نماینده ی وقت شهرستان در نطق ها و شرح مشکلات حوزه ی انتخابیه اش به موضوع نگاه شده است.
این تحقیق به منظور ارایه موثرترین راهبرد ترجمه جان بخشی به طور کلی و جان بخشی به حیوانات به طور اخص انجام پذیرفته است. برای نیل به این هدف، به این دلیل که مطالعه جان بخشی به تمام حیوانات امری ناممکن است فهرستی از حیوانات نام برده شده در مزرعه حیوانات جورج اورول تهیه گردید. سپس محققان مشخصه های جان بخشی این حیوانات را در انگلیسی و فارسی با هم مقایسه کردند. نتایج تحقیق نشان می دهد که انگلیسی و فارسی در جان بخشی به حیوانات متفاوت عمل می کنند که این خود راهبردهای ترجمه خاصی را می طلبد که در این مقاله ارایه شده اند.
محمود دولت آبادی، از نویسندگان نسل سوم داستان نویسی ایران است که مکانتی انکارناپذیر در داستان نویسی معاصر ایران دارد و بی شک بزرگ ترین نویسنده در حوزه ادبیات اقلیمی است که این امر مطالعه و بررسی جدی آثار او را ناگزیر می سازد. در این مقاله زبان داستان های دولت آبادی از دیدگاه سبک شناسی کاویده شده است که تلفیق گونه های عامیانه، کهن و بومی با ساختمان های نحوی خاص و تشبیهات گسترده حسی در بافت نحوی ویژه اهم شاخص های سبکی زبان داستان های او را شکل می دهد. از آنجا که دولت آبادی با داستان عقیل عقیل به سبک خاص خود دست یافت و در داستان جای خالی سلوچ آن را تکامل بخشید و در نهایت در کلیدر به اوج رساند، نگارنده در این مقاله به بررسی زبان روایت در این سه اثر دولت آبادی پرداخته است