فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۰٬۳۶۱ تا ۳۶۰٬۳۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
دین و دولت در عصر صفوی
اتحاد ملی رهیافت ها و سازو کارها
حوزههای تخصصی:
تمرکز زدایی در بخش سلامت
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد بخشی،اقتصاد صنعتی،کشاورزی،انرژی،منابع طبیعی،محیط زیست اقتصاد صنعتی سازمان های غیر انتفاعی و بنگاه های عمومی مقایسه بنگاه های خصوصی و عمومی،خصوصی سازی
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی سیاستگذاری عمومی سیاستگذاری عمومی در ایران
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی مسایل ایران بررسی ساختار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
در ده مایلی تحول
رد خون شیعه بر چهره وهابیت
سامری های امت
در جستجوی بهشت شداد
حوزههای تخصصی:
بررسی و نقد اسرائیلیات در تفسیر قرآن و احادیث اسلامی
حوزههای تخصصی:
اسرائیلیات عبارت از حکایت های بی پایه ای است که به طور عمده ریشه در خرافه های کهن یهود دارد. یهود پس از شکست از مسلمانان در عرصه ی نظامی، تهاجم فرهنگی خود را با اشاعه ی اخبار محرِف و ساختگی در بین مسلمانان سامان دهی کردند. عدم ضبط و تدوین حدیث، خلاصه و گزیده بودن قصص قرآن و کنجکاوی برخی صحابه در این خصوص از زمینه های شیوع چنین اخباری به شمار می رود. این توطئه ی فرهنگی توسط عالمان اهل کتاب که تظاهر به اسلام کرده و اعتماد برخی خلفا و صحابه را به خود جلب نمودند، عملی گردید. به رغم تلاش برخی در موجه جلوه دادن استناد به اسرائیلیات، دلایل مخالفان قوی تر است و استناد به چنین روایاتی به هیچ روی جایز نمی باشد.
بررسی تطبیقی قاعده «عطف بماسبق نشدن قوانین جزایی» در حقوق اسلام، حقوق موضوعه ایران و نظام حقوق «کامن لا»
حوزههای تخصصی:
بررسی مفهوم «آیه» در قرآن کریم
«رمز در داستان های رمزی شیخ شهاب الدین سهروردی»
حوزههای تخصصی:
کلام شیخ اشراق پر از اسرار ناگشوده است که با زبان اشارت بیان می گردد، وی پیشوایان حکمت اشراق را افلاطون و زرتشت و هرمس می داند و حکمت مشائی را مقدمه ای برای تجربه روحانی می شمارد، لذا رساله های عرفانی او مانند عقل سرخ، صفیر سیمرغ، قصه غربت غربی، آواز پر جبرئیل و … را به زبان رمزی می نویسد و نمادگرایی «نور» به نحو گسترده ای در آثار او مورد استفاده قرار می گیرد. زیرا او می خواست حکمت افلاطون و زرتشت را در یک بستر فکری جمع کند که در این سنت فکری توجه به «تمثیل» کلید دریافت رموز است.در «عقل سرخ» پس از پرسش درباره آن همه نمادها از «پیر» که روش کار در سیر و سلوک را بیان می کند جویای آگاهی از رمز و کنایات می شود.در رساله «صفیر سیمرغ» همه صفات و استعدادهای اساطیری سیمرغ و بخصوص جبرئیل را در کنار هم و به زبان رمز به سیمرغ نسبت داده است.در داستان «زال و سیمرغ» در گفت و شنود با پیر، به راز و رمزها و اشارات می پردازد. در رساله «قصه غربت غربی» به دنبال کشف اسرار سه رساله ابن سیناست.پس حکمت اشراق هم رازدانی است و هم حجاب زدایی از راز حقیقت هستی و عارف با زبان «رمز» از حقیقت اشیاء که شهود نموده است، خبر می دهد.
«بررسی نظریه عرفانی ولایت از دیدگاه چند تن از عرفا»
حوزههای تخصصی:
مساله ولایت، از مباحث مهم عرفان نظری است که پایه های استوار فلسفی نیز دارد. در حقیقت مرتبه پایانی سیر عارفان است که خود در صحایف و مکتوبات و آثار خویش با عبارت های گوناگون از آن یاد کرده اند. همچون فناء ذاتی یا مقام محو اسم و رسم و رفض تعینات و یا مقام توحید ذات و فناء در توحید، البته بحث ولایت در علم شریف فقه و علم کلام نیز دامنه ای وسیع دارد و فقیهان و متکلمان از دیدگاه فقهی و کلامی به بررسی و کاوش پیرامون آن پرداخته اند، ولی بحث ولایت در عرفان، دیگر است و حد آن دو علم، دیگر. بزرگان بسیاری به نگاشتن رساله در موضوع ولایت پرداخته اند که مرحوم محدث عالیقدر شیخ آغابزرگ تهرانی در جلد 25 کتاب خویش به نام «الذریعه فی تصانیف الشیعه» از آنان یاد کرده است. آنچه که مهمترین بحث این مقاله را دربرمی گیرد، اثبات این مطلب است که بسیاری از عرفا در بسیاری از اندیشه ها و نظریه های عرفانی به ویژه ولایت از شیخ محی الدین عربی تاثیر پذیرفته اند. به گونه ای که حتی عده ای از آنها این نظریه را فقط با لحن دیگری بیان کرده اند. عارفانی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته اند، شیخ محمود شبستری، عطار نیشابوری و علامه طباطبایی است. علاوه بر این این سه عارف بزرگ، دو به دو با یکدیگر نیز از حیث این نظریه عرفانی مورد مقایسه قرار گرفته اند.
«سبب سوزی در عرفان نظری»
حوزههای تخصصی:
مسئله سبب سوزی یا وجه خاص در توضیح ارتباط خاصی که بین حق تعالی و هر یک از مخلوقاتش برقرار است، نخستین بار در عرفان نظری مطرح شده است.مقاله حاضر به تبیین این مسئله می پردازد که چگونه در عرفان ضمن اثبات رابطه علیت و معلولیت مابین اجزاء عالم، در نهایت هرگونه علیت و سببیتی به حق تعالی نسبت داده می شود و نیازمندی عالم به علل و اسباب گوناگون صورتی از افتقار ذاتی عالم به حق تعالی محسوب می گردد و با نظر به باطن و حقیقت وجود ارتباط خاص دیگری بین هر موجود و خداوند، مشهود عارف می گردد، که در آن ارتباط اسباب و وسایط بی رنگ می شوند و خداوند نزدیک ترین و بلکه تنها علت حقیقی هر موجودی محسوب می گردد. او با هر یک از مخلوقاتش ارتباطی مستقیم و بی واسطه دارد و این همان سر وجودی هر موجودی است که جز حق تعالی کسی از آن آگاه نیست.مسئله وجه خاص یا سب سوزی در ارتباط با اسم مستاثر خداوند و همچنین علم الهی نیز قابل بحث و بررسی است که پس از بیان آنها تقریرهای متفاوت عرفا در مباحث مذکور و نتایج نظری و عملی باور خاص عرفا در موضوع مورد بحث توضیح داده می شود.
«آتش در عرفان اسلامی و زرتشتی»
حوزههای تخصصی:
آتش در عرفان نماد نور، عشق،اشراق، خرد و پیوند با خداوند است که در عرفان جهانی عمومیت دارد و در عرفان اسلامی و زرتشتی نیز که بخش های اصلی عرفان ایرانی به شمار می آیند همین مطلب دیده می شود. آتش به صورت عشق در عرفان حضور یافته و در همه کشف و شهودهای عارفان همواره نور وآتش به نوعی دیده می شود. در دین زرتشت نیز همواره خدای یکتا پرستیده می شده و نور و آتش برترین جلوه حق قلمداد می شده است. آموزه های زرتشتی در اغلب ادیان تاثیر نهاده و به ویژه در ادیان ابراهیمی نقش آفرینی نموده است. خداوند در این ادیان نور دانسته شده و همواره به صورت نور یا آتش بر انبیاء و اولیاء و عرفا جلوه نموده است.
«عرفان یهودی»(حَسیدیسم)
حوزههای تخصصی:
حسیدیسم شامل تصوف زاهدانه در دین یهود است. در دین یکتاپرستانه یهود زمینه نظریه های وحدت وجود، فیض و تجلی وجود داشته و در آیین حسیدی ظهور پیدا کرده که با تکیه بر تفسیر باطنی کتاب مقدس و پرهیزکاری و عبادت به سوی خداوند حرکت نموده و با راهنمایی صدیق ها که شخصیت هایی مقدس و روحانی بوده اند با اسرار و رموز معنوی آشنا گردیده اند. حسیدی ها دارای رهبرانی مقدس بوده اند که از راه زهد، تقوی، پرهیزکاری و خدمت به محروم ترین و فقیرترین اقشار جامعه، به تبلیغ در راه خداشناسی و عرفان پرداخته و عرفان و تصوف را در جهان یهودیت گسترش داده و قرن های متمادی این شور باطنی را زنده نگه داشته و تا به امروز ادامه داده اند و هنوز به ترویج آن مشغول هستند.
«روانشناسی کمال در مثنوی»
حوزههای تخصصی:
این مقاله سرآن دارد که بگوید مولانا پیش از روان شناسان کمال، به منش و هویت اصیل انسان می اندیشیده و از این که این موجود اشرف در حل مسایل حیات موی می شکافد ولی از معرفت خویش که سودمندترین معرفت هاست، غافل مانده، درد می برده است.بنابراین نویسنده در آغاز از «شخصیت» و چیستی آن به اختصار سخن گفته و زمینه را برای سنجش اندیشه های مولانا با روان شناسان دیگر فراهم آورده است.در گام بعدی ساختار اندیشه مولانا را در باب سلامت نفس و چگونگی دست یابی بدان بر رسیده و دو عنصر بنیادین این اندیشه، یعنی «نقص» و «کمال» را بازشناخته و گزارش کرده است. البته برای این که سخن به درازا نکشد و نوشته از حد یک مقاله بیرون نرود، در این نوشته اولین عنصر اندیشه مولانا، نقص، مورد بحث قرار گرفته و آن دیگری، کمال، به نوشته یی دیگر موکول شده است.