آیت الله شیخ محمّد رضا جعفرى ضمن ترجمه انگلیسى کتاب اصول کافى، تعلیقات ارزشمندى بر آن افزوده است. در این گفتار، تعلیقات نگارنده بر هفده باب کافى آمده است. نگارنده در این تعلیقات، درباره سلیمان و ابوذر، حکومت عبّاسیان، نام بعضى از راویان احادیث، و درون مایه احادیث، نکات مهمّى بیان کرده است.
هدف از پژوهش حاضر، بررسى تولیدات علمى در حوزه اسلام، در سطح جهان است. این پژوهش با استفاده از روش علم سنجى انجام شده است و شاخصهایى را براى ارزیابى و سنجش میزان اطّلاعات تولید شده در زمینه هاى گوناگون و در کشورهاى مختلف، در اختیار پژوهشیان قرار مى دهد. در این مقاله، با استفاده از شیوه هاى علم سنجى، میزان انتشارات علمى تولید شده در حوزه هاى اسلام در پایگاه Web of Scienceطى سالهاى 1978ـ2010 مطالعه و تحلیل شد و تمامى پیشینه ها در حیطه هاى موضوع، زبان، کشور، نویسنده، سال انتشار، نوع مدرک، مجلّه و موسّسه و دانشگاهها تجزیه و تحلیل گردید. آن گاه کلّیه پیشینه ها براى ترسیم ساختار علم به نرم افزار Hist Citeوارد شد و 30 مقاله اوّل حوزه مورد بررسى در
WOSانتخاب و به وسیله نرم افزار فوق، تجزیه و تحلیل شدند. یافته هاى پژوهش نشان داد که در مجموع 93 کشور در نگارش مدارک حوزه موضوعى اسلام در سطح جهانى، نقش داشته اند که از این میان، کشورهاى ایالات متّحده آمریکا، انگلستان، کانادا در رتبه هاى اوّل تا سوم و ایران در مرتبه هفدهم قرار دارند. همچنین، مشخّص شد که 83% از مدارک به زبان انگلیسى است. 2224 مؤسّسه تولیدکننده متون علمى اسلام اند که عمدتآ امریکایى و انگلیسى اند. یافته ها نشان داد که 53% عناوین منتشر شده در قالب نقد کتاب بوده است و پس از آن، مقالات (6/37%) قرار داشته اند. از مجلّات برتر در زمینه اسلام، مى توان به ترتیب، به مجلّه بین المللى مطالعات خاورمیانه، جهان اسلام و مجلّه خاورمیانه اشاره کرد. از لحاظ کمّى سالهاى 2008 و 2009 بیشترین مدارک را در خود جاى داده اند و این امر استقبال بیشتر جامعه علمى از مقوله هاى مورد پژوهش را نوید مى دهد.
چکیده: هدف پژوهش، ارائه روش شناسیِ ساختِ آزمون سبک زندگی اسلامی، ویژگی ها و تفاوت آن با دیگر آزمون ها است. سؤال اصلی این است که آیا نحوه ساخت یک آزمون دینیِ معیار مرجع با آزمون هنجار مرجع یکسان است؟ برای پاسخ دادن عینی تر و روشن تر به این سؤال، روش و مراحل ساخت و ویژگی های روان سنجیِ یک آزمون معیار مرجع (آزمون سبک زندگی تجویزی اسلام) را مورد بحث قرار دادیم. در این پژوهش، قدم به قدم، ساخت یک آزمون هنجار مرجع را مورد دقت و تأمل قرار می دهیم تا تفاوت ها و تشابه ها معلوم شود. در این پژوهش معلوم شد که نحوه مطالعه متون دینی (جامعه مورد مطالعه)، کیفیت استخراج منبع سؤال ها، نحوه انتخاب کردن آنها و روش به دست آوردن روایی محتوایی، از مواردی است که بین آزمون های روان شاختیِ موجود (که هنجار مرجع است) با آزمون های دینی معیار مرجع تفاوت وجود دارد و گاهی باعث اشتباه محققان می شود. مواردی، مانند: روایی صوری، دقت های لازم در اجرا، به دست آوردن پایایی کل آزمون و هر یک از مؤلفه های آن (آلفای کرونباخ)، تحلیل عاملی و شناسایی عوامل تشکیل دهنده آزمون، استنباط های آماری از داده های آن، از مواردی است که بین دو نوع آزمون مشترک است و تفاوتی بین دو نوع آزمون وجود ندارد.
چکیده: هدف، معرفی و بررسی شیوه گروه درمانی مذهبی و مقایسه آن با گروه درمانی شناختی رفتاری است. سؤال پژوهش این است که آیا گروه درمانی به شیوه مذهبی و شناختی رفتاری، باعث افزایش عزت نفس و بهبود نگرش های زناشویی در زندانیان می شود؟ پرسش نامه عزت نفس کوپر اسمیت و پرسش نامه نگرش های زناشویی، ابزارهای این پژوهش است. روش تحقیق، نیمه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری است. جامعه آماری دربرگیرندة زندانیان مرد شهر قم در سال 1387 است، که از 72 نمونة در دسترس، 42 نفر با بالاترین نمره در عزت نفس و پایین ترین نمره در نگرش های زناشویی به صورت جایگزینی تصادفی در سه گروه 14 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. گروه های آزمایش (بر خلاف گروه گواه)، طی 12 جلسه در دو ماه، به شیوه مذهبی و شناختی رفتاری درمان گروهی شدند. پس از اجرای دو آزمون، داده ها به وسیله تحلیل واریانس یک راهه برای گروه های مستقل مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشانگر تأثیر معنادار گروه درمانی مذهبی و شناختی رفتاری بر افزایش عزت نفس و بهبود نگرش های زناشویی زندانیان است (P<0.05).
ضرورت وجود پیامبراز دو منظر قابل بررسى است: 1. نیاز انسان؛ 2. وجوب لطف الهى.
فلاسفه و متکلّمان، در معناى وجوب ارسال رسولان، نظریّه هایى ارائه کرده اند؛ و بر این نظریه ها، نقدها و اشکالاتى نیز مطرح شده است. در نظر فلاسفه، وجوب به معناى ضرورت وجود و عدم انفکاک از ذات خداوند است، و لطف و کرم از صفات ذات محسوب مى شود. هرچند متکلّمان براى اثبات وجوب ارسال رسل، بر حسن و قبح عقلى تأکید مى کنند و این به معناى ضرورت و لزوم فلسفى نیست، ولى برخى بر آن عقیده اند که وجوب در نظر متکلّمان، همان معناى فلسفى را دارد.
قاعده لطف از نظر متکلّمان بزرگ شیعه همچون شیخ مفید و خواجه طوسى نقد و بررسى شده و اشکالات مربوط به نظر حکما و فلاسفه با استناد به آیات و روایات تبیین شده است.
وجوب ارسال رسل برمبناى عدل الهى نیز مورد بررسى قرار گرفته است.
روح انسان توانایی آن را دارد که از طریق یک سلسله ریاضتها، دست به اعمال خارقالعادهای بزند که به هیچوجه نمیتوان آنها را با علوم تجربی متداول توجیه و تفسیر نمود. به چنین توانایی، ولایت تکوینی گویند. ریاضتها از نظر اسلام به دو دسته قابل تقسیماند: ریاضتهای غیرمشروع مرتاضان و دراویش، و ریاضتهای مشروع اولیاءالله؛ اولیاء الهی از طریق عبودیت و بندگی خدا به تکامل روحی و معنوی نایل میشوند که نتیجه آن تسلط بر جهان طبیعت است. چنین ولایتی ولایت تکوینی است که راه کسب آن بر روی همگان باز است. بندگی خدا موجب مهار نفس و کسب بینش خاص و نیز سیطره بر جهان طبیعت میگردد. قرآن نمونههایی از ولایت تکوینی انبیاء و اولیای الهی را گزارش میکند که بر اثر عبودیت خالصانه برای آنان حاصل شده است. البته یادآوری میشود که ولایت تکوینی، منافاتی با توحید افعالی ندارد زیرا چنین اموری به اذن و قوه الهی صورت میگیرد.
مفعول نمایی افتراقی ویژگی زبانهایی است که همه مفعولها را به یک شیوه نشان نمی دهند. بوسونگ (1985) این پدیده را در برخی از زبانهای ایرانی بررسی کرده است. آیسن (2003) نشانه «را» در فارسی را نشانه ای می داند که به معرفگی و جانداری مفعولها حساس است، و این زبان را نمئنه ای از زبانهای دارای مفعول نمایی افتراقی می داند. در این مقاله نشان داده ایم برخلاف دیدگاه آیسن (2003)، نمی توان گفت «را» فقط طبقة خاصی از مفعولها در فارسی را همراهی می کند؛ زیرا اولاً می تواند در طیف معرفگی با همة مفعولها ظاهر شود و حضور آن تأثیری کلامی دارد، ثانیاً طیف جانداری نقشی در حضور «را» ندارد و ثانیاً این نشانه می تواند با مواردی از غیرمفعولها نیز ظاهر شود. پس با در نظر گرفتن این سه مورد، نمی توان دیدگاه آیسن (2003) را در مورد نقش «را» اقتصادی فرض کرد.
در فارسی امروز ""که"" ضمیر پرسش، نشانة بند موصولی، نشانة بند متمّمی و حرف ربط است. مقاله حاضر در پی آن است تا با نگاهی به پیشینه تاریخی کارکردهای این صورت، رابطه آنها را با یکدیگر بررسی کند. بررسی ها نشان می دهد: 1- در دورة باستان، نشانه های بندهای متممی، موصولی، ربطی/ قیدی و ضمیر پرسشی از یکدیگر متمایزند؛ 2- در دورة میانه، نشانه بندهای موصولی و ضمیر پرسشی یکسان شده اند، امّا نشانه بندهای متممی و ربطی/ قیدی از یکدیگر متمایزند؛ 3- در فارسی امروز، نشانة بندهای موصولی، متممی و ربطی با ضمیر پرسشی یکی شده است. به نظر می رسد با توجه به این که ""که"" موصولی و پرسشی در دوره میانه به یک شکل بوده اند و گرایش های رده- شناختی به این سو هستند که صورت پرسشی به موصول تبدیل شود ""که"" فارسی امروز در تمامی کارکردهایش باید مشتق از ""که"" پرسشی باشد.