در پژوهش هایی که اندیشمندان حوزه علوم اجتماعی صورت می دهند، توجه به رویکرد های تاریخی جامعه شناسی شهر، نقطه اشتراک مطالعات جامعه شناسی با علوم دیگری نظیر تاریخ، جغرافیا، انسان شناسی وباستان شناسی است. از این منظر مطالعه سیر تحول تاریخی شهر در بستر زمان و بررسی تغییرات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه شهری، زمینه مناسبی برای انجام تحقیقات علوم میان رشته ای چون مطالعات اجتماعی و باستان شناسی محسوب می شود. عموماًانسان شناسی و به طور اخصباستان شناسیاز جمله علومی هستند که به بازسازی تحولات اجتماعی و شناسایی رفتارهای پیچیده انسانی براساس بقایای مادی و ملموس گذشته می پردازند.
پهن دشت گرگان به عنوان یکی از مراکز مهم تمدن در شمال ایران، از دوران پارینه سنگی جدید تا به امروز همواره زیستگاه انسان بوده است. شهر قدیمگرگان واقع در بخش مرکزی دشت گرگان، مهم ترین بخش این پهن دشت فرهنگی به شمار می آید. این شهر در عصر ساسانی به صورت قلعه ای نظامی با برج و باروهای بلند آرایش یافته بود و از قرون اولیه اسلامی تا دوره ایلخانی به طور مداوم در قالب «شهر» از مراکز مهم سلسله های اسلامی زیاریان، علویان، سامانیان و سلجوقیان به شمار می آمده است.
مقاله حاضر برآناست تا با استفاده از یافته های باستان شناسی و روش تحلیل تاریخی، بازتاب تحولات اجتماعی را در فضاهای شهری گرگاندوران اسلامی مطالعه کند و از ترکیب جمعیتی محلات و طبقه بندی آن ها برحسب موقعیت اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی سخن بگوید.
مقاله حاضر به بررسی عوامل و انگیزه های شکل گیری و توسعه دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی می پردازد. در سال های گذشته، بخش آموزش عالی ایران، شاهد گسترش کمی دانشگاه ها و مشارکت گسترده بخش غیردولتی در حوزه آموزش بوده است. به عبارت دیگر، تحولاتی در ساختار آموزش عالی ایران صورت گرفته که تا حدودی چهره آن را تغییر داده است. یکی از این تحولات، افزایش نسبی و قابل توجه سهم بخش خصوصی یا غیردولتی در آموزش عالی ایران بوده است. بدین معنی که در سال های گذشته ، از یک سو شاهد تاسیس دانشگاه های غیرانتفاعی از سوی اشخاص حقیقی در قالب هیئت موسس بوده ایم و از طرف دیگر، درصد قابل توجهی از جوانان متقاضی آموزش عالی، با هزینه شخصی در دانشگاه های غیرانتفاعی مشغول به تحصیل شده اند. به این ترتیب، اندکی از فشار بار مالی و اجتماعی بر روی دولت کاسته شده و شهروندان عرضه کننده و تقاضاکننده آموزش عالی آن را به دوش کشیده اند. در این مقاله، با استفاده از داده های تجربی حاصل از پیمایش ، علل و انگیزه های پیدایش و گسترش آموزش عالی غیرانتفاعی در ایران بررسی شده است. جامعه آماری تحقیق، موسسان دانشگاه های غیرانتفاعی در ایران و دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه های غیرانتفاعی استان مازندران بوده اند. نتایج تحقیق ضمن تایید نتایج برخی پژوهش های میدانی گذشته و نظریه های به خدمت گرفته ، حاکی از آن است که مهم ترین عوامل و انگیزه های گسترش آموزش عالی غیرانتفاعی یا خصوصی در ایران عبارت اند از فشارهای اجتماعی، نیازهای حرفه ای و اقتصادی جامعه ، نابرابری بین عرضه و تقاضای آموزش عالی، تقاضامحور شدن آموزش عالی، گوناگونی تقاضا، عقلانی شدن تقاضاها و غیره.
کیفیت زندگی به عنوان مفهومی چند بعدی و با اهمیت در زندگی جوامع امروزی، در بسیاری از رشته های علمی، از جمله گردشگری، مورد توجه قرار گرفته است. هدف این تحقیق، بررسی توسعه گردشگری و اثرات آن بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی در جامعه محلی دهستان کلارآباد از توابع شهرستان تنکابن است. این تحقیق به لحاظ روش، از نوع پیمایشی مبتنی بر استفاده از پرسش نامه و شاخص های ذهنی است. جامعه آماری شامل ساکنان نواحی روستایی با حجم نمونه 220نفر است که به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند. به منظور تحلیل متغیرهای مورد مطالعه از روش های آماری توصیفی و استنباطی تی استیودنت و آنوا با نرم افزار اس. پی. اس. اس استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد گردشگری در مقصد مورد مطالعه در اقتصاد و معیشت جامعه محلی از اهمیت بالایی برخوردار است و به عنوان عامل پیشران مهمی بر ابعاد متفاوت کیفیت زندگی،هم چون اشتغال و درآمد و کیفیت مسکن تاثیر مثبت و بر ابعاد بهداشتی و محیطی و کیفیت سلامت تاثیر منفی داشته است.
هدف از این تحقیق بررسی رابطه میان دینداری و گرایش و فعالیت علمی در میان دانشجویان دوره دکتری دانشگاه شیراز است. جامعه آماری این تحقیق را تمامی دانشجویان مشغول به تحصیل در دوره دکتری که شامل 642 نفر می شود، تشکیل می دهند. در این تحقیق تمام شماری صورت گرفته و به تمامی دانشجویان برای جمع آوری اطلاعات مراجعه شده است، اما جمع آوری اطلاعات تنها از 449 نفر از این دانشجویان میسرگردید. روش پیمایش به عنوان روش تحقیق مورد نظر این مطالعه و پرسش نامه به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفت. چارچوب نظری مورد استفاده در این تحقیق نظریه مرتون در باب هماهنگی میان علم و دین است. نتایج توصیفی نشان می دهد که بیش از شصت درصد پاسخ گویان از میزان دینداری متوسطی برخوردارند؛ همچنین رابطه میان دینداری وگرایش علمی برای پاسخ گویان رابطه معکوس و منفی است، درحالی که این رابطه برای فعالیت علمی مثبت و مستقیم و نشان دهنده جهت گیری متفاوت پاسخ گویان نسبت به رابطه علم و دین در قلمرو عین و ذهن است.
این تحقیق به منظور دستیابی به درکی از باورهای زیباشناختی جوانان و تاثیر آن بر ماهیت تصویر ذهنی ایشان از بدنشان و نحوه مدیریت ظاهر در آن ها صورت گرفت. منابع نظری موجود و تحقیقات پیشین مدعی تاثیرپذیری تصویر بدن و نحوه مدیریت ظاهر از متغیرهایی با ماهیتی عمدتاً اجتماعی و فرهنگی بود. بر این اساس نوع مواجهه با بدن می تواند شاخصی عمومی در جهت بازنمایی وضع اجتماعی و فرهنگی جامعه به حساب آید. جامعه آماری تحقیق جوانان 18 تا 30 ساله ساکن مشهد و حجم نمونه 800 نفر بوده است. در این تحقیق برای شناسایی عوامل پنهان در ورای باورهای زیباشناختی و جلوه های مدیریت بدن، از تحلیل عاملی اکتشافی و برای دسته بندی پاسخگویان از حیث متغیرهای اصلی، از تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی استفاده شده است. نتایج موید آن است که باورهای زیباشناختی جوانان به دو دسته سنتی و نو تقسیم پذیر است و با تحول در باورهای زیباشناختی جوانان از صورت سنتی به وضع جدید، نارضایتی جوانان از تصویر موجود بدن افزایش می یابد و ایشان تمایل بیشتری به دستکاری در بدن، به منظور تحقق تصویر آرمانی از آن، نشان می دهند.
محدوده ای از عقاید، احساسات، رفتارها و ویژگی های هر عضو خانواده که برای دیگر اعضا آشکار نباشد یا علی رغم آشکار بودن، از افشای آن راضی نباشد و در مقابل ورود و نظارت دیگر اعضا واکنش نشان دهد، حریم خصوصی تلقی می گردد؛ مانند حریم خلوت، حریم اطلاعات، حریم جنسی، حریم ارتباطات و حریم شخصیت.
نگارنده در مقاله حاضر، دلایل عقلی، نقلی و فطری را برای اثبات حریم خصوصی در روابط خانوادگی بیان می کند و با استناد به آیات، روایات و آرای فقها لزوم رعایت این حریم را بررسی می نماید. سپس با اشاره به حمایت های نظام حقوقی ایران از حریم خصوصی، ضرورت استخراج الزام های قانونی از الزام های اخلاقی را پیشنهاد می کند و ضمانت اجرای معنوی (چون پاداش دنیوی و اخروی) و ضمانت اجرای مادی (مانند جبران خسارت و حد و تعزیر) را مطرح می سازد.
حق انتساب طفل به پدر و مادر خود، یکی از اساسی ترین حقوق انسانی به شمار می رود که با ورود فن آوری های جدید تولیدمثل به چالش جدی کشیده شده است. شبیه سازی مولد انسان در این زمینه سؤالات بسیاری را به وجود می آورد. مقاله حاضر در پی پاسخ گویی به سؤالات و چالش های موجود در نسب شناسی طفل شبیه سازی شده است. در این راستا، تولیدمثل جنسی با منشا دوگانه (پدر و مادر) در خصوصیات ژنتیکی طفل، و تولیدمثل شبیه سازی با منشا واحد (پدر یا مادر) مورد مقایسه قرار می گیرند و علاوه بر این، جواز شبیه سازی در چارچوب رابطه زوجیت یا خارج از آن نیز مطرح می شود. هر کدام از فرض های موجود، نتایج متفاوتی به دست می دهد که نگارنده شقوق مختلف آن را در آرای فقهای شیعه و سنی بررسی می نماید و در پایان، آرای آن دسته از فقهای امامی را که معتقدند طفل شبیه سازی شده فاقد پدر است چون در یک تماس جنسی از نطفه پدر به وجود نیامده است، مورد انتقاد قرار می دهد و نیز دیدگاه فقهای اهل سنت را که طفل شبیه سازی شده در خارج از رابطه زوجیت را ولد الزنا تلقی می کند، منطقی نمی شمارد و لازم می داند که طفل مزبور حداقل به یکی از طرفین ملحق گردد تا از حقوق قانونی برخوردار شود.
مساله سقط جنین امروزه بیش از پیش، توجه عموم مردم را به خود جلب کرده است، بخصوص در مواردی که ادامه بارداری برای زن مشقت داشته باشد، یا حرجی در میان باشد، یا حفظ آبرو و حیثیت زن و خانواده او در سقط جنین و رهایی از عواقب آن باشد. لذا به دست آوردن حکم سقط جنین دارای اهمیت ویژه ای است. این مقاله احکام شرعی سقط جنین و آثار مترتب بر آن را با توجه به انگیزه های مختلف سقط، از دیدگاه علمای شیعه و سنی مورد بررسی قرار می دهد که از آن جمله است: اسقاط جنین به انگیزه نجات دادن مادر در صورتی که ادامه حاملگی، حیات مادر یا حیات جنین و مادر را تهدید کند. بعضی از فقها گفته اند اگر قائل به جواز سقط جنین شویم، باید علل و اسباب ضروری بودن اسقاط جنین به طور قطع ثابت شود و نتایج مترتب بر آن یقینی و ملاک و مصلحتی که از آن استفاده می شود، اقوی از ملاک و مصلحت ممنوع بودن سقط باشد. شقوق مختلف سقط جنین و دلایل آن از دیدگاه شیعه و سنی، موضوع بررسی مقاله حاضر است.
فهم آیات قرآن مستلزم به کارگیری روشهایی است که بر پایه مبانی صحیحی بنا شده باشند. مطالعه تطبیقی یکی از پژوهش هایی است که می تواند به مفسران در اتخاذ مبانی و روشهای بهینه تفسیری، یاری رساند.
با توجه به اهمیت هرمنوتیک و وجود دغدغه های تفسیری مشترک میان مفسران و هرمنوتیستها، در پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی مبانی پنج روش اصلی تفسیر قرآن (قرآن به قرآن، روایی، ادبی، عقلی، باطنی) با انگاره های هفت نفر از مشهورترین هرمنوتیستهای کلاسیک (کلادنیوس، آست، ولف، شلایرماخر، بوئک، درویزن، دیلتای) پرداخته شده است.
در این پژوهش نشان دادیم که علی رغم پیش فرضها و مبادی معرفتی متفاوت، شباهتهایی میان مبانی خاص هر یک از روشهای تفسیر قرآن و انگاره های هرمنوتیستهای کلاسیک وجود دارد.
جنوب جزیره العرب که در کتیبه های باستانی به نام یمنت خوانده می شود از سال1200 پیش از میلاد دارای نظام های حکومتی بوده است. مورخان به این سرزمین به سبب پیشینه تاریخی آن در دوران های پیش و پس از ظهور اسلام توجه کرده اند. هم چنین در قرآن، توجه ویژه ای به این منطقه شده است. این پژوهش تاریخی به حوادث پس از ظهور اسلام در این سرزمین می پردازد و پیدایش و تطور دولت زیدی در یمن و تحولات آن را در میانه سال های 280 ـ 298 ﻫ ق / 893 ـ 911 م بررسی می کند. پیدایش این دولت در یمن و فعالیت امامان زیدی و شیعیانشان در این بخش از جهان اسلام سبب شد این دولت، تنها حکومت زیدی باشد که بیش از هزار سال پایدار بماند.
استفاده از دوربرگردانها به عنوان یکی از روش های مدیریت دسترسی و تسهیل روانی حرکت، از اواخر سال 1382، به طور وسیعی در شهر تهران و گسترش یافت که در آن تقاطعهای چراغدار به دوربرگردان تبدیل شدند. دوربرگردانهایی که در سطح تهران اجرا شده اند به طور عمده در معابر بزرگراهی درون شهری قرار دارند. هدف از اجرای طرح، کاهش تأخیر و افزایش ظرفیت روانی رانندگان بوده است. این مقاله به مطالعه تأثیر این دوربرگردانها بر ایمنی تردد می پردازد. برای تحلیل ایمنی دوربرگردانهای اجرا شده، از روش های آماری قدرتمند برای تحلیل و مدلسازی تعداد و نحوه تصادفها در ارتباط با پارامترهای هندسی و ترافیکی استفاده شده و طی آن 6 نمونه جهت ارزیابی ایمنی مطالعه شده اند، نتایج در رابطه با هندسه دوربرگردانها نشان می دهد که به طور متوسط، 10% افزایش در عرض بازشدگی شعاع جزیره پروانه و فاصله از تقاطع (طول تداخل) به ترتیب سبب 6/12، 6/37 و 36/2 درصد کاهش در تعداد تصادفهای جلو- پهلو می شود و 10% افزایش در عرض خط منجر به 20 درصد کاهش در تعداد کل تصادفها می شود. با افزایش سرعت در مسیر اصلی، تصادفهای جلو- عقب به دلیل تفاوت بیشتر سرعت مسیر اصلی و خصوصاً در خط سرعت، با سرعت های کم وسایل نقلیه ای که قصد دورزدن در بریدگی دوربرگردان را دارند افزایش می یابد و نیز با افزایش سرعت در مسیر فرعی همگرا به مسیر اصلی، تصادفهای جلو- عقب کاهش می یابند. همچنین تصادفهای با افزایش حجم ترافیک در مسیر اصلی و نیز حجم ترافیک دور زننده، افزایش می یابند.
هدف از این مقاله، ارایه روشی برای حل یکی از مسایل پیش روی کارشناسان در حوزه حمل و نقل ریلی یعنی مسئله گروه-بندی واگن ها در راه آهن باری است. مسئله گروه بندی واگن ها یکی از مسایل مهم مطرح شده در حوزه راه آهن باری است، به طوری که با حل آن می توان تا حدود زیادی هزینه های عملیاتی راه آهن را کاهش داد و در زمان رسیدن کالاها به مقصد صرفه جویی کرد. حل این مسئله با استفاده از نرم افزارهای تجاری، به دلیل بزرگی ابعاد آن برای راه آهن های بزرگ دنیا تقریباً غیر ممکن است.
در این مقاله، پس از بررسی مسئله گروه بندی واگن ها و ارایه مدل ریاضی برای مسئله، روشی برای حل این مسئله با استفاده از الگوریتم شبیه سازی حرارتی1 ارایه می شود که قادر است مسایل بزرگ را در زمان معقولی حل کند. برای نشان دادن کارآیی الگوریتم، تعدادی مسئله نمونه که به صورت تصادفی تولید شده اند، با استفاده از الگوریتم شبیه سازی حرارتی پیشنهادی و نرم افزار CPLEX حل شده اند و نتایج آن گزارش شده است. ابتدا برای نشان دادن اعتبار الگوریتم، تعدادی مسئله نمونه با ابعاد کوچک با هر دو روش حل دقیق2 و الگوریتم پیشنهادی حل شده و نتایج با یکدیگر مقایسه گردیدند. همچنین برای نشان دادن کارآیی الگوریتم تعدادی مسئله نمونه با ابعاد بزرگ تر تهیه شده است و نتایج حل آنها با استفاده از هر دو روش از جهت زمان حل و دقت جواب ها مقایسه شده است.